۲

خاطره ی امروز

شخصی - درباره خودم آشنایی با لبنان مقاومت

زامبی خارجی در سوریهبرای کاری باید به خیابان شهید احمد قصیر (شارع العریض) میرفتم. درست جلوی مکان انفجار قبلی. فراموش نکنیم سه شنبه ها در لبنان روز انفجار است. و این خیابان هم سابقه دو حمله انتحاری دارد. اتفاقا خیلی از انفجارات حدود ساعت ده صبح به وقت بیروت رخ داده. فکر کنم طبق عقیده تکفیری ها، سه ساعتی طول می کشد صف ناهار پیامبر!
قاشق هم که عموما کم می آید! لذا قاشق باید با خودشان ببرند!
هرچند حزب الله طبق فرمان پیامبر و دین، اسیر را نمی کشند اما جوک زیر را خودشان ساخته اند!
یه تکفیری رو اسیر کردن گفت منو الان نکشین. بذارین ظهر بکشین.
گفتن چرا؟
گفت میخام با رسول الله ناهار بخورم (مرتیکه ی گشنه! بهشتو برا ناهار میخاد!)

بچه ها گفتن کورخوندی! ساعت 4 میکشیمت که فقط به شستن ظرفا برسی! خخخخ

خلاصه از خیابون احمد قصیر رد شدیم! به خیر گذشت! گفتم سه شنبه است و نزدیک ساعت ده و انتظار زامبی ها برای ناهار حضرتی! حتما کار دستمون میده!
خدا رو شکر سالم برگشتیم

نظرات (۲)

  1. یعنی واقعا همچین عقیده ای دارن؟ چقد اینا بی مخن!
    من یه جا شنیدم تو افغانستان این افراطی های بی مخ برا مرغ و خروسا شلوار می پوشن! دیگه راست یا دروغشو نمی دونم
  2. شریعت قاضی

    بازهم خوب عربها تروریست گشنه دارند ماهمه (ملت گشنه‏)‏ داریم *بازهم حیثیتمون رفته سبد کالا دارم میگم این از وضع حقوق بگیر ها وکارمندان دولت بود اگر اعلام عام میداند فکر کنم توکشور جنگ داخلی راه میفتاد انقلاب ملت گشنه . این از قراداد ژنو اینم از سبد کالا برا دوتا مرغ یخی وپنیر تورش آبرومون رفت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی