مراسم ختم سید کاظم لواسانی برگزار شد

اخلاق و دین اخبار

امروز مراسم اولین سالگرد ارتحال عالمی ربانی از سلاله خاندان لواسانی مرحوم سید کاظم لواسانی در مسجد همدانیها برگزار شد. همچنین در این مراسم از مقام شامخ شاگرد انقلابی و فرزانه آن عالم فقید، شهید حاج حسن تهرانی مقدم تجلیل گردید.

مرحوم سید کاظم لواسانی فرزند آسید میرزا حسن لواسانی در سال 1316 در بیروت متولد شد. پدر ایشان مرحوم سید میرزا حسن لواسانی از علمای بزرگ ولی بسیار متواضعی بود که سالها در لبنان و نجف و ایران به تبلیغ دین پرداخت. مرحوم سید حسن، پسرعموی سید محمد صادق لواسانی هم درس و نماینده امام خمینی بود که تشابه زیادی هم به سید روح الله موسوی خمینی داشت بطوریکه در نجف تصور می کردند آندو با یکدیگر برادرند.

سید کاظم چهار برادر و چهار خواهر داشتند. برادر کوچکترشان سید عباس لواسانی بود که در ماجرای حمله به سفارت ایران در لندن به دست تروریستها به شهادت رسید. از این سید جلیل القدر یک پسر و یک دختر به یادگار مانده که پسر ایشان، آقا سید ابراهیم لواسانی مدیر حوزه مشهد است.

زهد و تقوای ایشان زبانزد بود و عبادت های نیمه شب ایشان تا به صبح حتی در زمان بیماری ایشان ترک نشد. مهم ترین مساجدی که نماز می خوندند مسجد حاج ابوالفتح سرتخت (نرسیده به خیابان ایران واقع در شهر تهران)، مسجد حضرت زینب کبری و امام زاده یحیی محله امام زاده یحیی تهران بود. البته ایشان مدتی در یکی از مساجد بازار بزرگ نیز نماز می خواندند. گاهی که پدرشان فرصت نمی کردند به جای ایشان در مسجد آقا میزرامحمود اقامه نماز جماعت می کردند. همیشه همه را به حضور همیشگی در نماز جماعت و اقامه نماز در اول وقت توصیه می کردند. مدام می فرمودند مواظب حقوق مسجد و به فکر رونق مسجد باشید.حاج آقا منبرهای ثابتی نیز داشتند مانند شب های سه شنبه. گاه شب های جمعه منزل حاج آقای لنگرودی منبر میرفتند. گاهی نیز طلبه ها و آشنایان ایشان را به اسلامشهر یا لواسان برای سخنرانی میبردند. ایشان برای نماز در مسجد هیچ پولی را نمی پذیرفتند و اگر حوزه پولی به حساب ایشان می ریخت به سرعت حتی نیمه شب، آن را از حسابشان خارج کرده و به مستمندان می رساندند. هنگام وفاتشان چند هزار تومان پول برایشان باقی مانده بود و با آنکه چند شب قبل 150 میلیون تومان وجوهات به دستشان رسیده بود، از آن برای پرداخت بدهی خود به قصاب و میوه فروش محل استفاده نکرده بودند.

ایشان درس تفسیر را نزد آیت الله خوانساری خواندند. از درس آقایان مدرسی، مجتهدی، علامه محمد حسین تهرانی نیز استفاده کردند.

خودشان درس اخلاق می گفتند. مخصوصاً برای طلبه های تازه وارد که دماغشون از باد علم پر بود آفات علم درس میدادند و به نوعی تنبیه میکردند. روش و سیره اهل بیت(ع) و انبیاء و وسوسه های شیطان و راه حل های آن را نیز درس می دادند.

سردار سرلشکر حاج محمد تهرانی مقدم، اولین فرمانده تیم حفاظت مقام معظم رهبری، فرمانده قرارگاه رمضان در سال های دفاع مقدس و برادر شهیدان تهرانی مقدم در گفتگو با خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان چنین گفت: آیت الله سیدحسن لواسانی و 2 فرزندشان آقایان سیدکاظم و سیدعلی عالمان متخلق به اخلاق الهی بودند که توانستند شاگردان انقلابی تربیت نمایند. وی ادامه داد: این علمای بزرگوار که به منبر الهی وصل بودند قبل و بعد از انقلاب اسلامی در مسجد زینب کبری (س) و مسجد امامزاده یحیی (ع) جنوب تهران کودکان، نوجوانان و جوانان بسیاری را مطابق با معارف اسلامی تربیت کردند. سردار تهرانی مقدم ادامه داد: شهید علی تهرانی مقدم که ظهر عاشورا در جبهه سوسنگرد به شهادت رسید روحیه و منش دینی و انقلابی خود را از آقایان لواسانی الهام گرفته بود. وی با اشاره به اینکه شهیدان علی و حسن تهرانی مقدم اهتمام به نماز اول وقت، حضور در نماز جمعه، احترام والدین، خوش خلقی و اهتمام به قرائت زیارت عاشورا را از آقایان سیدعلی و سیدکاظم لواسانی فرا گرفته بودند، خاطرنشان کرد: این علمای بزرگوار مرتبا مراقب فعالیت اهل مسجد بودند به طوری که اگر روزی بنده یا علی و یا حسن در نماز جماعت حاضر نمی شدیم پیگیر می شدند که چرا در مسجد حضور نیافتیم. سردار تهرانی مقدم افزود: آیت الله سیدحسن لواسانی (ره) مربی عزت، اقتدار و حیرت اسلام بودند. این عالم بزرگوار ممارست جدی به زیارت عاشورا، دعای کمیل و ندبه داشتند. اولین فرمانده تیم حفاظت مقام معظم رهبری با بیان اینکه تاریخ اسلام و جامع المقدمات را از حضرت سیدکاظم لواسانی یاد گرفته است، اظهار داشت: ایشان تبحر و دانش بسیاری در زمینه تاریخ اسلام داشتند. وی در پایان خاطرنشان کرد: تمام شاگردان این بزرگواران در مناصب مهم کشور حضور داشته و دارند و برخی از آنان نیز به شهادت رسیده اند.

ایشان در سال های قبل از انقلاب حضور چشمگیری در تظاهرات داشتند که عکس های آن نیز موجود است. چندین بار نیز در سال های دفاع مقدس به عنوان مبلغ در جبهه ها حضور یافتند و برای رزمندگان از ارج و مقام جهاد در راه خدا می گفتند.

آن عالم جلیل القدر شب تولد امام جواد (ع) در سال 1386 سکته کردند و نیمی از بدنشان فلج شد. این مشکل در کنار بیماری قند و فشار خون، کم کم موجب خانه نشین شدن حاج آقا شد. در این سال ها به هیچ وجه دست از مطالعه و عبادت نکشیدند و هفته ای دو یا سه جلسه درس برای طلبه ها داشتند و نماز جماعت نیز برگزار میشد. سرانجام در 28 آذر 1392 که مصادف بود با شب هفت امام حسین (ع) اوضاع جسمی شان وخیم شد و با وجود تلاش پزشکان بیمارستان بازرگانان، دار فانی را وداع گفتند.

برگرفته از مصاحبه خبرگزاری شبستان

تصاویر مجلس ختم

انعکاس خبر مجلس ختم در سایت شبستان

نظرات (۲۲)

  1. خدارحمتشون کند وبا امام حسین همنشین شوند وبه لطف نفس پاک آنها مارا هدایت وثابت قدم نگه دارد
  2. خداوند همه ی آزادگان و خدمت گزاران به اسلام و مسلمین و بشریت را غریق رحمت خود فرماید.
    • پاسخ:

      بله 
  3. سلام علیکم
    تسلیت عرض می کنیم
    انشاء الله خداوند با ائمه اطهار علیهم السلام محشورشان کند
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      ایشان که کارشان درست بود
      دعا کنید ما عاقبت به خیر شویم
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      ممنونم
  4. بله یعنی داشتند یا نداشتند.
    در ضمن اگه داشتند نمی ترسید هویتتون لو بره؟
    • پاسخ:

      همون بله!
      بله!
  5. سلام علیکم
    تسلیت عرض می کنم.
    یک سوال: مداحی های عربی-فارسی آقای میثم مطیعی که رویکرد جهان اسلامی دارد مثل مداحی ایشان در مورد داعش یا مداحی ایشان در مورد بحرین در لبنان انعکاس و طرفدار دارد؟
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      ممنونم
      خیلی نه. هنوز در لبنان شناخته شده نیست. البته بچه حزب اللهی های خیلی عشق ایران حتما زودتر از من دانلود می کنند و می شنوند.
    • پاسخ:

      سلام
      مخلصم
      لطف دارید
  6. سلام

    اگر از اقوام هستن پس خوش به سعادتت به خدا نعمتی که با چنین کسانی فامیل باشی
    مثل ما نیستی که از اول فامیل پدری مادری این وری از کمونیست ها بودند اون وری از لائیک ها البته ناشکری نمیکنم چون شکر خدا مواضعشان تعدیل شده نمیدونم چی شد لائیکها مذهبی انقلابی شدند کمونیستها هم یه کم طرف مذهب امدند واقعا خواست خدا بود ولی هرچی بود زیادی زجر کشیدیم
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      بله فامیل هستند. پدر ایشان از مراجع بزرگ و گمنامی بودند که سالها در لبنان برای تبلیغ دین حضور داشتند. شنیدم حضرت آقای خویی یکبار قبل یا بعد از حج برای دیدن سید محمد حسن لواسانی راه خودشان را به لبنان کج می کنند. هنوز در لبنان خصوصا در غازیه تصاویری از ایشان در حسینیه و منازل و دکانهای مردم باقیست.
  7. جای بزرگانی با این غنای معنوی و علمی چون ایشون حقیقتا به سختی و چه بسا پر نمیشه. در نبود و رفتن این ها کار برای ما ها بسیار سخت میشه...
    قرین رحمت باشه روح بلندشون ان شاء الله
  8. سلام
    آقای خویی نه!!!آیت الله عظمی خویی!!!عالم بزرگ اسلام و تشیع و افتخار شهر مارو اینجوری یاد کن....
    • پاسخ:

      سلام
      عرض شد حضرت آقای خویی. در هر حال این القاب رو حوزویان به هم میدهند تا درجات و مراحل رو مشخص کنند. وگرنه مرتبه هرکسی به تقوای اوست که میزان آن هم دست خداست. خب با ایشونم فامیل هستیم و عادت نداریم با القاب صدا کنیم. با شمام فامیل درومدیم :)
  9. سلام
    بدون اینکه از سوالم برداشت سیاسی بشه واقعا این سوال برای من پیش اومده که چرا بعضی از علما و افراد شایسته بچه هاشون یا نوه هاشون افراد نالایق و لا ابالی از آب در میان ؟!
    نمونه هاش رو هم توی آدم های مشهور سراغ دارم هم توی آدم های غیر مشهور.
    فکر نمیکنید بخشی از این موضوع کم کاری اون بزرگان در تربیت فرزندانشون باشه؟
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      بله خیلی از علما نه تنها به خانواده شون فرصت رسیدگی و تربیت ندارن، بلکه به خودشون هم نمیرسن. خیلی از علما از زهد زیاد و عدم توجه به سلامتشان، زیاد مریض می شوند و عمرشان کوتاه می شود.
      البته عرض کنم مرحوم آسید کاظم لواسانی فرزندان و نوه هاشونم خیلی گل و شایسته هستن.
  10. سلام علیکم
    بابا ایول یعنی با آیت الله عظمی خویی فامیلی؟؟؟ترکی ؟؟؟ترکی بلدی حرف بزنی؟؟؟؟یاشاسین اسلام و آذربایجان
    • پاسخ:

      سلام
      دورادور بله. ترکی بلد نیستم. با یکی از نوه های ایشون فامیل میشیم.
  11. با سلام ، از خواننده های نسبتا قدیمی وبلاگتون هستم خدا قوت
    یه درخواستی ازتون داشتم ، چند روزیه یه وبلاگ راه انداختم برای انتشار مدیای کمتر مورد توجه قرار گرفته مقاومت به خصوص موسیقی ، اما با توجه به این که لبنانی رو فقط خودم و بدون اصلوب خاصی یاد گرفتم میخواستم لطف کنید و یه نگاه به مطالب و ترجمه ها بندازید ببینید ایرادی داره یا نه ، متشکر
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      ان شالله چشم
    • پاسخ:

      خیلی خوبه. فقط کاش از سیستم بهتری مثل بلاگ استفاده می‌کردید که امکانات خوبی داره.
  12. سلام
    با تشکر ، اون قضیه دروزی ها رو نمیدونستم ، ک رو هم فقط تو یکی از کلیپ های المنار (علی صخر بالسیف انحفر) شنیدم که پیرزنه می گفت مکاومه...و جای دیگه نشنیدم پس احتمالا کم کاربرده
  13. سلام علیکم. پیرو سوال فیاض وجواب شما درمورد فرزندان و اقازادگان علما و عرفا. این قضیه سبقه تاریخی داردبه عنوان مثال:پسر حضرت ادم علیه السلام قاتل بود. پسر حضرت نوح علیه السلام با بدان بنشست. حضرت ابراهیم علیه السلام که خواست پسرش روبکشه. وپسران حضرت یعقوب فقط یکیشون خوب بود وبقیه شارلاتان وهمینگور که میبینید احفادشان هم قاتل و شارلاتان هستند(بنی اسراییل) نتیجه تربیت انبیا.وحالا شما گیر دادید به علما که اینجا جاش نیست بگیم درباره حضرات اقازاده.خخخخ
  14. پیرو سوال فیاض و پاسخ شریعت:
    این قضیه سبقه تاریخی دارد به عنوان مثال: یکی از پسران حضرت ادم علیه السلام قاتل بود و دیگری مومن و با تقوا:
    «و داستان دو فرزند آدم را بحقّ بر آنها بخوان: هنگامى که هر کدام، کارى براى تقرّب (به پروردگار) انجام دادند امّا از یکى پذیرفته شد، و از دیگرى پذیرفته نشد (برادرى که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» (برادر دیگر) گفت: « (من چه گناهى دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران مى‏پذیرد!
    اگر تو براى کشتن من، دست دراز کنى، من هرگز به قتل تو دست نمى‏گشایم، چون از پروردگار جهانیان مى‏ترسم!
    من مى‏خواهم تو با گناه من و خودت (از این عمل) بازگردى (و بار هر دو گناه را به دوش کشى) و از دوزخیان گردى. و همین است سزاى ستمکاران!
    نفس سرکش، کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد (سرانجام) او را کشت و از زیانکاران شد. »(سوره مائده آیات 27 تا 29)
    بله ... پسر حضرت نوح علیه السلام با بدان بنشست. اما این در حالی بود که نوح علیه السلام در نقش پدر و پیامبر تمام تلاش اش را برای هدایت پسرش کرده بود چنانچه برای تمام قومش کرده بود:
    گفتند: «اى نوح! با ما جر و بحث کردى، و زیاد هم جر و بحث کردى! (بس است!) اکنون اگر راستى مى‏گویى، آنچه را (از عذاب الهى) به ما وعده مى‏دهى بیاور!»
    (اما چه سود که) هر گاه خدا بخواهد شما را (بخاطر گناهانتان) گمراه سازد، و من بخواهم شما را اندرز دهم، اندرز من سودى به حالتان نخواهد داشت! او پروردگار شماست و بسوى او بازگشت داده مى‏شوید.»
    (سوره هود آیات33و 34)
    (این وضع هم چنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت (به نوح) گفتیم: «از هر جفتى از حیوانات (از نر و ماده) یک زوج در آن (کشتى) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن)- مگر آنها که قبلًا وعده هلاک آنان داده شده [همسر و یکى از فرزندانت‏]- و همچنین مؤمنان را!» اما جز عده کمى همراه او ایمان نیاوردند!
    او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتى، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است!»
    و آن کشتى، آنها را از میان امواجى همچون کوه‏ها حرکت میداد (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه‏اى بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!»
    گفت: «بزودى به کوهى پناه میبرم تا مرا از آب حفظ کند!» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگهدارى در برابر فرمان خدا نیست مگر آن کس را که او رحم کند!» در این هنگام، موج در میان آن دو حایل شد و او در زمره غرق‏شدگان قرار گرفت! ( سوره هود ، آیات 40 – 43)
    حضرت ابراهیم علیه السلام که نخواست پسرش را بکشد بلکه امر الهی را به جان خرید و خواست اسماعیل عزیزش را به خاطر خدا قربانی کند :
    پروردگارا! به من از صالحان [فرزندان صالح‏] ببخش!» (100)ما او [ابراهیم‏] را به نوجوانى بردبار و صبور بشارت دادیم! (101)هنگامى که با او به مقام سعى و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى‏کنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور دارى اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت!» (102)هنگامى که هر دو تسلیم شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد ... (103)او را ندا دادیم که: «اى ابراهیم! (104)آن رؤیا را تحقق بخشیدى (و به مأموریت خود عمل کردى)!» ما این گونه، نیکوکاران را جزا مى‏دهیم! (105)این مسلّماً همان امتحان آشکار است! (106)ما ذبح عظیمى را فداى او کردیم، (107)و نام نیک او را در امّتهاى بعد باقى نهادیم! (108)
    (آیات 100 -108 سوره صافات)
    وپسران حضرت یعقوب فقط یکیشون خوب بود وبقیه بعد از خبیث بودن و حسادت به یوسف توبه کردند:
    گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بودیم!» (97)گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، که او آمرزنده و مهربان است!» (98)
    (آیات 97 -98 سوره یوسف)
    وهمینطور که میبینید احفادشان هم قاتل و ..... هستند(بنی اسراییل) ولی این نتیجه تربیت انبیا نیست نتیجه این است که خدا به آنان اختیار و اراده داده است و می توانند راه هدایت یا ضلالت را برگزینند
    درست مثل یک پسر آدم علیه السلام که هدایت را برگزید و دیگری ضلالت را. یا مثل پسر نوح علیه السلام که ضلالت را برگزید یا مثل پسر ابراهیم علیه السلام که تسلیم امر الهی بود و هدایت را برگزید و مثل پسران یعقوب علیه السلام که اول ضلالت را برگزیدند و حسادت کردند بعد متوجه اشتباهشان شدند و توبه کردند...
    این نیم نگاهی به برخی آیات قرآن است، این نوع نگاه قطعا به ضمیمه سایر آیات و تفسیر کامل تر می شود
  15. سلام علیکم. چقدر خوب تایید کردید. ممنونم . چون طفل مریضی که زداروست گریزان.... با دوست پریشانم وبی دوست پریشان.
  16. من موقع رفتن ایشان بالای,سرش بودم در اتاق کوچکشان یک حمام دستشویی بود رفت وضو بگیرد شنیدم صدای لاحول ولا قو......... میاد تند تند میگفتند یکدفه خوردند زمین و سرش روپای,من بود جان داد وفرزندشان هم اونجا بود ومن جشم هایش را بستم و وو موقع نماز مغرب هم بود خانه شان هم بعد حسینه همدانیها دست راست اسم کوچه یادم نیستارد میشی روی درهم نوشته لافتی ذوالفقار .... یبه روحش صلوات

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی