۴

مرگ ملک عبدالله

اخلاق و دین اخبار

اعلان مرگ ملک عبدالله یکی از اتفاقات پر سر و صدای اخیر در جهان بود. اتفاقی که باعث شادی برخی و ناراحتی و اندوه برخی دیگر شد. البته بسیاری از شخصیتهای جهان، این مدت چنان به تسلیت و ابراز ناراحتی پرداخته اند که گویی مادر خرج خود را از دست داده اند!
جالب اینجاست که از تمام کشورها حتی ایران، برای تسلیت و مراسم دفن نمایندگانی فرستاده شد. بر اساس آنچه خود رسانه های عربستان اعلام کردند  ملک عبدالله، شب سال نوی میلادی فوت کرده بود. اما نگهداری وی و اعلام مرگ در شرایط کنونی و هجوم سران کشورهای دنیا برای تسلیت و اعلام همدردی باعث تعجب و خنده است! همان ها که چندی قبل در نمایشی مضحک به راهپیمایی ضد تروریسم دست زدند، و تلاش کردند با ادعای آزادی بیان، اهانت مشتی کاریکاتوریست مفلوک به پیامبر اسلام را توجیه کنند و اهانت به اسلام را با بغض و تعمد بیشتری از فردای آن روز در پیش گرفتند، حالا دوان دوان برای تسلیت مرگ کسی جلو آمده اند و تلاش دارند او را به عنوان رهبر جهان اسلام مطرح کنند که هیچ گاه در طول عمر خود اهانت به اسلام و پیامبر اسلام را محکوم نکرد و برعکس، با انتشار تفکر وهابیت در کشورهای اسلامی و حمایت از این گروه ضاله، ضربه های اساسی به اسلام وارد کرد. گروهک ضاله وهابیت که توسط مملکت سلطنتی بریطانیا، آن روباه خبیث و استعمارگر قدیمی، ساخته شد، هنوز که هنوز است برای خدمت به آن پادشاهی، بهترین خدمات را ارائه داده و با تشکیل انواع و اقسام گروه های شبه نظامی مثل طالبان و القاعده و النصره و داعش، به بهترین وجهی برای تخریب اسلام راستین کوشیده است.

اما اگر اسلام برای غرب خطرناک است و سعی می کنند با تخریب چهره اسلام و تهمتهای ناروا و قانون های ضد اسلامی، آن را محدود کنند، چرا به جای مبارزه با منبع اصلی آن، آنرا تقویت و پشتیبانی و حمایت و تشویق می کنند؟ آیا عجله کشورهای مختلف برای مراسم تدفین و ابراز تسلیت، برای ربودن فرصتهای سیاسی و تجاری و خام کردن پادشاه جدید است؟ کاملا واضح است کشورهای غربی و آمریکا، با همان روحیه استعماری قدیم، چنان با این قضیه برخورد کرده اند که گویی برای گول زدن قبایل سرخپوست آمریکایی و کش رفتن منابع و ثروتهای آنان قدم پیش نهاده اند.
اما نکته جالب این ماجرا آنجاست که در گذشته مهره های استعمارگران وقتی تاریخ انقضایشان به سر می رسید آنها را رها می کردند یا حتی خودشان آنها را می کشتند؛ مثل قذافی و صدام. اما در مورد ملک عبدالله ظاهرا یا تاریخ مصرف تمام نشده بوده یا ذائقه استعمارگران عوض شده است! شاید هم شرایط کنونی چنین می طلبد که برای سرپوش گذاشتن بر جنایات اخیر رژیم صهیونیستی و پیروزی های محور مقاومت، چنین حرکتی را راه انداخته اند تا رسانه ها را به آن مشغول کنند. البته به نظر می رسد هدف اساسی از جنجال رسانه ای مرگ پادشاه عربستان، خاموش کردن صدا و انعکاس نامه رهبر انقلاب برای جوانان غرب باشد.
با انتشار خبر مرگ ملک عبدالله، ایرانی ها و برخی شیعیان دیگر کشورها، با انتشار تصاویر او از مرگ وی ابراز شادمانی کردند. برخی هم عبارت های زشت و فحش و لعن نثارش کردند. این حرکت باعث شد کاربران سنی خصوصا عربستانی، در شبکه های اجتماعی به شدت عصبانی شده و موج شیعه ستیزی را گرم تر کنند. اهانت های آنها بعد از این ماجرا به شکل بی سابقه ای بالا گرفته و به مقدسات شیعه و مراجع و علما رسیده است. از آنجا که ما در جنگ نرم به زبان عربی بسیار ضعیف تر از زبان انگلیسی هستیم جنگ نابرابری در جریان است.
جالب اینجاست کسانی که سردمدار جریان وهابیت بودند و با زیارت مردگان و ساخت قبر و تبرک جستن مخالف بودند، خودشان پادشاهشان را به قبرستان مجلل سلطنتی برده و دفن کردند و بر سر قبر او گریستند. برخی هم از خاک به عنوان تبرک برداشتند.
جالب تر اینکه جنایتکاران رژیم صهیونیستی، پادشاهی را که در کشورش هنوز زنان اجازه رانندگی ندارند، رهبری نمونه، با تجربه و حکیم نامیدند! کل پازل دشمنی با اسلام اینجا کامل می شود که بدانید مجله هتاک فرانسوی حدود دوماه پیش توسط خاندان یهودی روچیلد خریداری شده بود. دو داعشی را فرستادند تا فیلمی بازی کنند و تیراژ مجله بالا برود و دشمنی دیرینه یهود با پیامبر اسلام را بهتر نشان دهند.

مرگ یک مجرم جای خوشحالی دارد اما ابراز خوشحالی خصوصا در شرایط کنونی، فقط به جبهه دشمن کمک می کند تا سنی های بیشتری را جذب افراطیگری و تکفیری گری کند.

بهتر است در قبال این موضوع صرفا با نشان دادن جنایات و اعمال ننگین خاندان آل سعود، اعتبار آنها را نزد طرفدارانشان کم کنیم. اعمال وحشیانه و غیر انسانی و غیر شرعی مانند کشتار حجاج در حرم امن الهی که کشتن پشه هم حرام است و فدیه دارد، آن هم در ماه حرام، از بزرگترین جنایاتی است که در طول تاریخ اعراب بی سابقه است.

آوردن معمار ماسونی برای طراحی برج شیطان در کنار خانه کعبه برای خرد کردن عظمت کعبه. ماجرا را اینجا را بخوانید:

سر نورمن فاستر(لرد فاستر تمس بنک)، معمار بزرگ انگلیسی و ماسون بلندپایه ای است که با استفاده از موقعیت خود در عرصه معماری ، در سراسر جهان نمادهای ابلیسک یا به تعبیر دیگر «هرم‌های ایلومیناتی» به پا می‌کند .

این شخص یکی از بزرگترین معمارها و مهندسان دنیا می باشد که بیش از 200 آبلیسک را سراسر دنیا ساخته است این فرد همان کسی است که دستور تخریب آبلیسک موجود در مکه (در رمی جمرات) را داده و به جای آن دستور ساخت برج ساعت که این نیز همان آبلیسک است ولی این بار در بای مکه را صادر کرده است.  آن ها با خراب کردن نماد شیطان می خواستند بگویند که هیچ کس در هیچ جای دنیا حق ندارد به شیطان (آبلیسک) سنگ بزند.

از جمله جنایات آنها تخریب قبور بقیع است. همینطور تخریب منازل قدیمی بنی هاشم که نمونه تاریخ به شمار می رفت.

از جنایت های دیگر آنها فقیر نگه داشتن مردم و تصرف اموال حاصل از نفت به نفع شاهزادگان و خاندان سعودی است. جالب است بدانید شاهزاده در عربستان شغل محسوب می شود. یعنی طرف بیکار است اما پول مفت می گیرد و در برگه ها و فرمها در قسمت شغل می نویسد شاهزاده! این درحالی است که مردم عربستان خصوصا شیعیان در فقر به سر می برند.

جنایت دیگری که بر هیچکس پوشیده نیست، پشتیبانی گروه های مسلح تکفیری و کمک به آنهاست. معرکه سوریه دقیقا با کمک عبدالله فعال شد. وی بندر بن سلطان را خواست و گفت این سه میلیارد دلار را بگیر و شر اسد را کم کن! مانند رییس قبیله ای که فرمانده نظامی اش را به حذف قبیله ای دیگر دستور می دهد! خون اینهمه مسلمانی که گول خوردند و با نقشه دشمن صهیونیستی برای اضمحلال مسلمانان فتنه و تفرقه و جنگ به راه انداختند به گردن آنهاست.

نظرات (۴)

  1. سلام. آیا در محافل و رسانه های عربی سنی بحثی از احادیث شیعه در خصوص مرگ عبدالله و ارتباط آن با ظهور هست یا نه؟ آیا همانقدر که ما شیعیان، با فرض وجود این ارتباط احتمالی، خوشحالیم اونا ناراحت هستند یا نه؟ منظورم ناراحتی از احتمال تحقق احادیث شیعه است نه نفس مرگ عبدالله. با تشکر
    • پاسخ:

      سلام. من ندیدم. احتمالا وقتی به اینطور احادیث برسند یا کلا تکذیب می کنند و منکر درستی اون میشند یا میگند این یک عبدالله دیگه است. اونا ملک عبدالله رو ولی خودشون میدونند و در بیعت اون هستند  )لا اقل عربستانی ها(
  2. متاسفانه خیلی از خودی ها با ندونم کاری هاشون بدجور گل به دروازه ی خودی می زنن.
    سال گذشته توی برنامه ی "وی چت" توسط یکی از دوستانم در یه گروه اد شدم که اسم گروه به نام امام حسین (علیه السلام) "حسین" بود و یه عده که ادعای سینه چاکی برای امام حسین (علیه السلام) داشتن توش انواع و اقسام فحش ها و ناسزاهای رکیک رو نثار مقدسات اهل سنت می کردن و بقیشون هم به به و چه چه می کردن (غیر از دو سه نفرشون). بنده هم که نمی تونستم این همه بی تقوایی رو اونم به نام امام حسین (علیه السلام) ببینم شروع کردم باهاشون به صحبت و بحث که آقا کاری که شما می کنید اشتباهه و فقط با این کارتون باعث می شید سنی ها خونشون به جوش بیاد و برن دق دلشون رو سر شیعه ها و نوامیسشون توی عراق و سوریه و پاکستان و ... خالی کنن و ...
    خلاصه هر قدر بحثمون بیشتر کش پیدا کرد متوجه شدم چقدر آدمای زبون نفهمین! کم کم خودمم متهم کردن که سنیم! تا جایی که کار به قرار برای قشون کشی و دعوا کشید!!!!
    اونایی هم که توی داستان مرگ عبدالله شروع به فحش و ناسزا گفتن کردن به قول شما خواسته یا ناخواسته آب تو آسیاب دشمن می ریزن و بدتر از اون در موقعیتی که هممون باید کل هم و غم و توانمون رو صرف انتشار و تبلیغ نامه ی مهم امام خامنه ای برای جوان های اروپا و آمریکای شمالی بکنیم، کاری رو انجام دادیم که مطلوب خصم بوده. حتی شاید دلیل اعلام خبر مرگ عبدالله و تو بوق و کرنا کردنش توی رسانه ها در این موقعیت زمانی به حاشیه بردن نامه ی رهبر عزیزمون بوده.
    در هر حال امام خمینی (رحمت الله علیه) با بصریت الهی و بی بدیلشون در تمام زمینه ها راه رو به روشنی به همه ی ما نشون دادن. و در این موضوع به خصوص هم فرمودن:
    "هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بکشید ..."
    و یک نکته ی دیگه:
    چند روز پیش نظری رو ذیل یکی از مطالب درباره ی نامه ی امام خامنه ای خوندم که تنم بدجور لرزید؛ مضمونش این بود:
    نکنه وهب ها پیام امام خامنه ای رو بگیرن و ما ...
  3. ظاهرا حسن نصرالله با اینکه تجربه سیاسی و امنیتی کمتری از حسن روحانی دارد اما برای سرمایه انسانی و نیروی خودی خیلی بیشتر از روحانی قدر و منزلت قائل است. او برای شهادت یک تازه جوان لبنانی، آنچنان با آن پیام دو کلمه‌ای اسرائیل را در حرف و عمل تحقیر می‌کند اما روحانی حتی از صدور یک پیام تسلیت ساده برای شهادت یک سردار ایرانی دریغ می‌ورزد.

    روز ۲۸ دی ماه ۹۳ اسرائیل با حمله موشکی به دو خودروی مقاومت در استان قنیطره سوریه، سردار الله‌دادی از فرماندهان سپاه و جهاد عماد مغنیه را هدف قرار داد و به شهادت رساند. سید حسن نصرالله در واکنش به این حمله فقط دو کلمه گفت: «پناهگاهایتان را تجهیز کنید». حزب الله لبنان در روز ۸ بهمن ماه ۹۳ در طی عملیاتی در مزارع شبعا دو خودروی نظامی اسرائیل را هدف قرار داد و ۱۷ نفر از نظامیان اسرائیلی را از پای درآورد. بلافاصله نصرالله خطاب به اسرائیل گفت: «هر گروهی از حزب‌الله یا هر جوانی ترور شود ما اسرائیل را متهم می‌کنیم و پاسخ آن را در زمان و روشی مناسب، حق خود می‌دانیم».

    شکی نیست تفاوت درجه نظامی و سوابق عملیاتی سردار الله‌دادی با جهاد مغنیه بسیار زیاد است. یکی کارکشته و استخوان خُرد کرده و دیگری جوان و تازه در ابتدای راه. هدف از این قیاس، تفاخر و خودبینی نیست اما آیا آنچنان که حسن نصرالله لبنانی‌ برای جهاد مغنیه جوان مایه گذاشت، حسن روحانی ایرانی برای سردار الله دادی گرانمایه، مایه‌ گذاشت؟ آقای رئیس جمهور حتی از دادن یک پیام ساده نیز خودداری کردند.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی