سفر به قلب مقاومت - روز اول + تصویر

توریسم سفرنامه و لبنان گردی

سفرنامه زیر توسط هم میهن عزیز جناب آقای محمدی نائینی نوشته شده است. از آنجا که ایشان در صنعت توریسم در ایران فعال است نگاه بسیار خوبی به لبنان داشته و با زبان شیوا و جذابی سفرنامه خود را نوشته است. ایشان تصاویر خوبی هم گرفته که البته گاهی عکس گرفتن خصوصا در ضاحیه برایش دردسر ایجاد کرده. متن سفرنامه و تصاویر بدون هیچ تغییری در محتوا یا کیفیت در اختیار شما قرار می گیرد. امیدوارم مثل من لذت ببرید.
 

سفر به قلب مقاومت
بلاخره به یکی از خواسته های دیرینه ام رسیدم و اون هم سفر به لبنان با هدف زیارت جنوب و دیدن مقاومت از نزدیک بود. در پیاده روی اربعین سال ۹۳ با یکی از اعضای حزب الله که البته بعدا بهم گفت از اعضای حزبه (به گفته خودش از فرمانده هان رده پایین شاید متوسط) آشنا شدم. با هم تماس تلفنی داشتیم و از شوق من برای سفر به لبنان بهش گفته بودم و القصه بهم گفت ۲۴ ساعت قبل از پروازت بهم اطلاع بده. حدث ما حدث و یکشنبه شبی ساعت ۱۱ رسیدم لبنان. سید فردوگاه آمد دنبالم. فکر میکردم می تونم تو یکی از اتاقهای خونه اش اقامت داشته باشم ولی منا به قلب ضاحیه بردو یک سوییت کامل در اختیارم گذاشت که تو خواب هم همچین چیزی نمیدیدم شاید برای همچین مکانی توی بیروت شبی ۱۵۰ دلار باید میدادم یک سویت آپارتمان مبله حدودا ۱۰۰ متری که با انواع صنایع دستی و تزئینات معمول لبنانی بعلاوه پوکه های گلوله توپ ۱۳۰ و ۱۶۰ میلیمتری تزئین شده بود. این ترکیب جالب نه چندان معمول شاید این حس را به مهمان القاء میکرد: با این که الان ضاحیه در صلحه ولی یادمون نره که در مقیاس منطقه ای کجا داریم زندگی میکنیم و هر لحظه یه جهود یا عرب دیوانه میتونه آتش جنگ را شعله ور کنه.

محل اقامت

سید در مورد اینکه تو این خونه چی کجاست و چی چطوری کار میکنه برام توضیح داد و چند دقیقه ای نشستیم به گپ و گفت. دلم از عملکرد دولت در زمینه ی سیاست خارجی و مخصوصا گندی که یونسی به موفقیت های منطقه ای ایران بویژه در عراق زده بود خون بود. روی این حساب این دولت را از لحاظ عملکرد رده های بالا به دولت بنی صدر برای سید تشبیه کردم و اظهار نگرانی کردم که داره ایران را می بره لبه ی یک پرتگاه که ممکنه بازگشتش مشکل باشه. سید با اطمینان خاطر جوابی بهم داد که زبانم را بست. گفت اولا جمهوری اسلامی بزرگتر از اونیه که کسی بخواد بهش آسیبی بزنه ثانیاً تجربه ی روحانی یک تجربه ی (به قول خودش) فاشل یا به قول خودمون منجر به شکست هستش و خلاصه این که نمیخواد خیلی نگران باشم. جمهوری اسلامی ایرانی که ازتوطئه ی بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق/منافقین تا تیر ۷۸ و فتنه ۸۸ که درشت هاش بوده سربلند اومده بیرون ان شاءالله از این یکی هم به یاری خدا و عنایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه سربلند میاد بیرون.

سید گفت فرداصبح ساعت ۱۰ میاد دنبالم که بریم جنوب. خستگی سفر یعنی حدود ۴۰۰ کیلومتر رانندگی تا فرودگاه امام خمینی و ۳ ساعت پرواز برام خواب راحتی را رقم زد.

فردا صبح راه افتادیم بریم جنوب. قبلش رفتیم صرافی بابت تبدیل ۳۰۰ یورو حدود ۵۰۰ هزار لیر لبنانی گرفتم.
بنده در یکی از بخشهای صنعت گردشگری مشغول به کار هستم، سید همونطور که از قبل به من وعده داده بود منا برد پیش یه آژانس مسافرتی توی ضاحیه که شاید منجر به همکاری بین من و اون بنده خدا بشه حدود ۲۰۰ هزارتومن اقلام فرهنگی-گردشگری از ایران آورده بودم تعداد زیادیشا به مدیر بازریابی اون آژانس دادم و با گلایه بهش گفتم که شیعیان لبنان میان ایران فقط مشهد و قم و اصفهان را بازدید میکنند گاهی وقتها یه تک پا هم تا حرم امام خمینی و شاه عبدالعظیم میرن، اما یزد و شیراز زیبا و کویر باشکوه ایران مرکزی اصلا توی برنامشون نیست. مدیر بازاریابی هم نه گذاشت نه برداشت و قریب به این مضمون گفت: خودمون میدونیم ایران کجا چی داره ولی لبنانیها شمال ایران و جاهای تفریحی مثل کیش را بیشتر می پسندند و کلا برخلاف اروپایی ها اهل تاریخ و فرهنگ نیستند. ولی بهم خبرهای خوبی از استقبال مسیحی های لبنان از مسافرت (توریستی-تاریخی-فرهنگی) به ایران داد و این احتمالا به معنی همکاری های بیشتر در آینده خواهد بود. امیدوار اونجا را ترک کردیم بعد هم سر راه، سید، ابویوسف به قول ما ایرانیها رفیق پایه اش و بقول خودش بهترین رفیقشا برداشت. ادمی بود بسیار پر انرژی و ارادت زیادی هم به ائمه اطهار نشون میداد. توی جاده بنر های زیادی از عکس مرحوم ایت الل بهجت دیدم گویا کنفرانسی برای بزرگداشت مقام ایشون قرار بود برگزار بشه.

همایش بزرگداشت ایت الله العظمی بهجت در بیروت

به صیدا نرسیده بودیم که زنگ زدن به ابویوسف که مادرت بستریه بیمارستان برگرد بیروت تا از دست نرفته. بنده خدا مجبور شد برگرده و حال سید رفیق ما هم بدجور گرفت. جاده بیروت به صیدا و صور یک جاده ی ساحلیه. سواحل مدیترانه واقعا زیبا بود. سید دید که من خیلی ذوق کردم ماشینا زد کنار و چند لحظه تونستم چندتا عکس خوب بگیرم.

ساحل دریای مدیترانه

ساحل دریای مدیترانه

موقع نماز به صور رسیدیم. شهری با قدمت طولانی که اتفاقا به حدس من حزب الله اونجا پایگاه مردمی قوی داشت. درمسجد شیخ فضل الله شرف الدین نماز خوندیم. از سنگهای نسبتا بزرگی که اونجا به کار رفته بود تعجب کردم تصور میکردم اینجا معبد یا کلیسا بوده که بعدا تبدیل به مسجد شده اما از سید پرسیدم گفت متعلق به دوره عثمانی هستش.

کباب لبنانی شقف و کفته

بعدش رفتیم یک کباب عربی نه چندان خوشمزه شبیه کوبیده و چنجه خودمون خوردیم و حرکت کردیم سمت مقبره شمعون الصفا جد مادری حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه. جای بسیار باصفایی که فکر میکنم شمال شرقی رأس ناقوره جایی که اون دوتا جسد سرباز اسرائیلی را با سمیر قنطار و دیگر اسرای لبنانی مبادله کردن بود. توی گوگل مپ که نتونستم پیداش کنم. با سید ۲ رکعت نماز تحیت خوندیم.

مرقد حضرت شمعون صفا

داخل بارگاه حضرت شمعون صفا

مقصد بعدی حدیقه الایرانی بود. توی راه بیش از اون که مقرهای بازرسی ارتش را ببینم نیرو های (مینویسم حافظ صلح سازمان ملل ولی شما بخوانید جاسوس های اسرائیل) را دیدم غیر از یه گروه ایتالیایی بقیه همه از سیاه پوست های افریقایی از چاد و غنا بودند. سید بدجور گیر داده بود که دوربینما بزارم کنار و تقریبا ۲۰ کیلومتر مونده بود به مارون الرأس دیگه نزاشت عکس از جایی بگیرم خیلی هم تأکید داشت از مقرهای ارتش ونیروهای صلح بان سازمان ملل که رد میشیم من حرف نزنم که نفهمن ایرانیم/خارجیم. از کنار یک دره وسیع رد میشدیم که بافت جنگلی نسبتا در هم تنیده داشت و اونورش فلسطین اشغالی بود. سید خواست یه حالی بهم بده بهم گفت بچه های مقاومت اینجا حضور دارن ولی توی روز ممنوعه تحرکی داشته باشند. احساس خوبی داشتم باورم نمیشد در چند صد متری ویا شاید کمتر از محل حضور نیروهایی باشم دنیا را سال ۲۰۰۶ بهت زده کردند. اصحاب اخر الزمانی اخرین ذخیره ی خدا. دوروز بعد وقتی رفتم ملیتا فهمیدم که جنوب لبنان کلا زیرش خالیه (و ما ادراک هذا) و نامگذاری جنگ ۳۳ روزه توسط صهیونیست ها به "حرب الاشباح" دلیل کاملا منطقی داشته. فیلم سینمایی ۳۳ روز جمال شورجه را ببینید متوجه میشید چی میگم. رسیدیم به خار چشم اسرائیلیها در جنوب لبنان. باغ ایرانی با یه پرچم جمهوری اسلامی در مرتفع ترین نقطه مشرف به شهرک های رژیم کودک کش و غاصب صهیونیستی.

پارک ایران

اولین چیزی غیر از پرچم های کوچک و بزرگ لبنان و ایران که جلب توجه میکرد عکس شهید بزگوار و جهادگر حسن شاطری خودمون و حسام خونویس لبنانیا بود. بغض گلوما گرفت در پنجمین جشنواره فیلم عمار مستندی از ایشون و کارهایی که ایشون در جنوب لبنان انجام داده بودند دیده بودم و به مقام والای این شهید بزرگوار آشنا بودم.

شهید حسام خوشنویس

دوست دارم اشاره ای بکنم به این که الان بعد از حدود ۳۴ سال از تشکیل حزب الله، الان چقدر به خود کفایی رسیده. الان حزب الله ۳ تا بیمارستان "های تک" داره بیش از ۱۲ کلنیک داره شرکت تاکسی رانی و اژانس مسافرت و حمل و نقل و راهسازی داره. موسسات آموزشی داره. اینها همه براش درامدزایی میکنند که هیچ. خیلی از شیعیانی که در خارج از لبنان زندگی میکنن اعم از لبنانی و بحرینی و ... بصورت غیر مستقیم به حزب کمک مالی میکنن. (در پرانتز عرض میکنم بنده واسطه ی رسوندن کمک مالی بیش از دو میلیون تومنی فقط از همشهری های خودم که کارمند و معلم و کاسب و کارگر کارخانه هستند توی این وانفسای اوضاع نامساعد اقتصادی در ایران بودم). به تصور بنده حزب الله اگر تا الان به خود کفایی کامل از لحاظ اقتصادی نرسیده باشه با اون فاصله ی چندانی نداره. پولی هم که ایران یا دقیقتر بگم سپاه پاسداران اونجا خرج کرده بخش ناچیزی از بودجه ی دفاعی بوده نه از بودجه ی عمرانی کشور. تصور کنید سی سال پیش ایران به اندازه ی یک لشکر زرهی تی 72 میخرید الان بعد از سی سال باید به فکر اوراق کردن و جایگزینی تانک مدرنتر می بود هزینه ی نگهداری و پرسنلی که بعد سی سال داره بازنشست میشده و پرسنل جدید بایت جایگزین بشه به کنار. اون هزینه را سی سال پیش اومد برای مردمی کرد که الان هم شرف دارن هم از شرف ما دفاع میکنن و هم احتیاج به جایگزینی ندارن. و هر روز هم دارن قوی تر و قوی تر میشن. دوست داشتم اسم این سفر نامه را "سفر به استانی از استان های ایران" الهام گرفته از یکی از سخنرانی های سید حسن نصرالله حفظه الله که نحن محافظه من المحافظات جمهوری الاسلامیه بزارم ولی یونسی اومد کار را خراب کرد.
القصه که رفتیم داخل. هر آلاچیق به اسم یکی از استانهای ایران بود و از تمام استان ها یک تابلوی فلکسی کنارش بود که به معرفی خلاصه اون استان می پرداخت یک مسجد شبیه به مسجد قبه الصخره ی شهر اشغالی بیت المقدس ساخته بودن که پرچم جمهوری اسلامی برفرازش جلوه یی ایدئولوژیک بهش داده بود. حدیقه الایرانی را بر بلندی ساختند و مشرف بر سرزمین اشغالی به تصور من خاری بر چشمان یهود این دشمنان دیرینه ی خداوند. از اونجا شهرک های اسرائیلی و کشت و کار کشاورزیشون پیدا بود هرچه چشم چرخوندم یک پرچم اسراییل ببینم ندیدم که ندیدم. از سید پرسیدم خط مرزیتون همینه که حدودا یک کیلومتر جلوتره؟ گفت این مرز قلابی هستش کار نیرو های حافظ صلح سازمان ملله. مرز اصلی چند صد متره اونطرفتره.

فلسطین اشغالی

فلسطین اشغالی

مسجد داخل حدیقة الایرانیة

پارک ایران

معرفی استانهای ایران در پارک

گشتی زدیم و اونجا را به قصد بیروت ترک کردیم. راه برگشت از منطقه جبل عامل زادگاه بزرگ عالم و فخر جهان اسلام جناب شیخ بهایی رد شدیم . واقعا منطقه ی کوهستانی بسیار زیبایی بود مملو از باغهای میوه بخصوص زیتون. فکر میکردم جبل عامل اسم یک شهره ولی سید گفت یک منطقه کوهستانیه با صد و خورده ای روستا.

 

جبل عامل

مناطق جنوب لبنان

مناطق جنوب

برگشتیم بیروت به سید گفتم میخوام سیم کارت بخرم منا برد یه سیم کارت فروشنده که رفیق سید بود بهم داد با ۲۰ دلار شارژ اضافه موقع حساب کردن گفت welcome to Lebanon سید این بار هم حساب کرد و منا بیش از پیش شرمنده ی خودش. در لبنان یک شنبه ها تعطیل رسمیه مسلمونا هم به همین قاعده کار میکنند. موقع پیاده کردن سید بهم گفت که فقط یکشنبه ها می تونه با خانوادش باشه لذا فردا خودوم و خودم. راستش یک کمی حالم گرفته شد من توی بیروت تقریبا جایی را بلد نبودم مونده بودم فردا چیکار کنم. شب به مدیر اژانس مسافرتی که با سید رفته بودم برای بازریابی هم پیامک دادم برای اجاره ماشین به بعلبک که جواب منفی بود. به آقای علوی هم از طریق همین سایت درخواست کمک کردم که به لطف خدا روز سوم جوابش اومد. و صد البته توفقی شد ایشان را زیارت کنم.

پایان روز اول

سفر به قلب مقاومت - روز دوم + تصویر
سفر به قلب مقاومت - روز سوم + تصویر
سفر به قلب مقاومت - روز چهارم، روز پایانی + تصویر

نظرات (۲۱)

  1. سلام علیکم و رحمة اللّه
    چی میتونم بگم جز اینکه
    هنیئاً له...
    جسارتا شما از این اردوهای راهیان مقاومت اطلاعاتی دارید؟
    مثل اردوی راهیان نور بوده و دانشجوها رو میوردن لبنان و سیری در مقاومت بوده انگار که...
    منم دلم خواست
    :-(
    • پاسخ:

      سلام
      بله قرار بود بیارند. فکر کنم قبل از اجرایی شدن به خاطر جنگ متوقف شد.
  2. بسیارزیبا وجالب بود بنده هم بسیارمشتاقم لبنان وشیعیان اونجاروملاقات کنم .الان که گفتین تواربعین 93باسیداشناشدین من حسرت خوردم کاش منم بالبنانى هاى توکربلا صحبت میکردم و اشنامیشدم ...تشکرازشمااقاى نائینى و ممنونم ازشمااقاى علوى
  3. ای کاش ما هم با فرمانده های رده پایین حزب الله رفیق بودیم تا حداقل یک جای خواب برامون جور میکردن و حسرت لبنان بر دل ما نمی ماند!
  4. علی افتخاری

    شاید آرزوی مسخره ای به نظر بیاد ولی آرزو دارم قبل از مرگم یه بار بیام لبنان رو از نزدیک ببینم و با بچه های دلیر حزب الله از نردیک آشنا بشم البته به واسطه اینکه محل سکونت ما نزدیک حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام هست گاهی کاروانهای زیارتی از لبنان میان و ما هم عرض ارادت میکنیم ولی غالبا افراد مسن هستند که قطعا از رزمندگان حزب الله نیستند فقط یک بار طی سفر به سوریه تا مرز لبنان آمدیم ولی موفق به تحقق این آرزو نشدم به هر حال از اینکه ما رو در جریان اوضاع و احوال سرزمین بچه های حضرت زهرا ( رزمندگان حزب الله ) قرار می دید بسیار ممنونیم
    • پاسخ:

      سلام
      آرزوی شما آرزوی بسیاری از جوانان دیگر هست و دیدن مردم مقاوم و سربلند، باعث افتخار است. امیدوارم کاروانهای راهیان نور به لبنان راه بیفتد و همه دوستان بتوانند مناطق زیبای جنوب و مردم مقاوم آن را از نزدیک ببینند.
  5. جالبه ...
    امنیت برای تور ها با اون وضع و اوضاع و آبروریزی و انتشار بعضا بی فرهنگی هاشون هست اما برای راهیان مقاومت نیست...
    البته که فرهنگ و کار فرهنگی مظلوم واقع میشه همواره ...
    حسرتش کاش نمونه به دلمون ...
    نمیدونید چقدر دلم میخوادش...
    خصوصا پا رو جایی گذاشتن که حاج حسن عزیز با دل و جون و اخلاص مثال زدنی ساختنش مث همین حدیقه ایرانیه...وقتی آدم سخنرانی حاج آقا پناهیان رو در موردشون میشنوه بیشتر تر مشتاق تر میشه به رفتن...به دیدن...
    کاش قسمت ما هم یه بار زیارت روضه الشهیدین و حوراء بشه...
    تا یادم نرفته
    ای یونسی ای یونسی اخخخخخخخخخخخ... حیف این مکان پاک که بخوام به خاطر امثال چون تویی آلوده ش کنم...
    یا علی
    دعا کنید قسمت ما بشه
  6. محمد نائینی

    آقای نور الان هیچ توری به لبنان برگذار نمیشه. بنده طی 4 روز بازدیدم کلا 5 توریست خارجی غیر عرب دیدم. صنعت گردشگری با امنیت گره خورده و در لبنان الان این به معنی فاجعه اقتصادیه برای صنعت توریسمشون.
  7. سلام ببخشید جریان یونسی چیه؟ یه سوال دیگه این آقایی که خاطراتش را نوشته چرا با لهجه خودش نوشته؟
  8. برادر نور جالب نیست واضحه!!
    تور ها می روند جایی که امنیت داشته ، داره و به برکت نا امنی کشیدن و مقاومت کردن جنوب خواهد داشت ....
    شما حملات انتحاری به ضاحیه رو مقایسه کن با حملات به مناطق مسیحی نشین ، حملاتی که توسط وهابی های (به قول سید حسن) عرسال ، انجام می شده ، خوب معلومه درد آمران اینا دین نیست ، درد کینه از اینا مقاومته ، حالا شما فکر کن یه عده بچه حزب اللهی که معلومه همشون بسیجی تیر هستن رو وردارن ببرن لبنان ، خوب معلومه نوک حملات به سمت اوناست ، چون اسم جمهوری اسلامی روشونه.....
    ماه رمضان هست و دهن ما بسته ، خدا ما رو از شر همه "تفکرات" منحرف من جمله "اسلام آمریکایی" ، "حکومت غیر دینی دین داران" ، "تکنوکراتیسم" ، "اشرافی گری" و "مصلحت دنیا اندیشی" حفظ بکنه انقلاب ما انقلاب پابرهنگان هست هرچند ممکنه یک ولد چموشی از این انقلاب خوودش رو عاقل قوم و مستضعفین رو عوام بدونه (همچین درشت بار بعضی ها کرده بودم ، ریا نشه پاک کردم....)
    راستی دوستان دعا می کنید این بند رو با توجه بیشتری بگیم>> الهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین ، حتی شده به نیت برگشت افرادی که با نیت پاک فریب تکفیری ها رو خوردن
    خدا عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه
  9. پشتم گرمه

    جناب نائینی بعد از تشبیح دولت فعلی به بنی صدر توسط شما فهمیدم تنها من نیستم که این تفکر را دارم ! اما برای طرفداران حجت‌الاسلام ( ! ) یونسی بگم که ایشان در جدیدترین اظهار نظر فرمودند با برداشته شدن تحریم ها مشکل ازدواج جوانان برطرف خواهد شد ... ! علی ایحال تاریخ نشان داده هر جا مسئولین خلاف نظر و فرمایشات رهبری حرکت کردن ملت ایران را متحمل ضرر کرده اند.

  10. علیکم السلام
    دلواپس ما رفته عقده سیاسی شو اونجا خالی کنه ههههههه در کل خاطره خوبی بود
    در لبنان وقتی به یک رستورانی با دوست لبنانیت می روی طبق فرهنگ اونجا اون باید حساب کنه یا شما ؟
    • پاسخ:

      سلام
      رهبر انقلاب فرمودند: دغدغه داشتن و دلواپس بودن جرم نیست.
      موضع فرهنگی خاصی برای حساب کردن وجود نداره. بیشتر وقتها مهمان نوازی می کنند و حساب می کنند. اما بین خودشون گاهی دنگی است گاهی یکی مهمان می کند.

  11. با سلام آقای نائینی
    ممنون از پاسختون...اما در واقع تور برای لبنان هست...حتی برای تابستان94...
    جناب نیکوییان بنده متوجه شرایط و این ظرافت هایی که فرمودید هستم اما ناراحتی من از این هست که آخرین اردو سال91 بود و بعد از اون هیچ... این یعنی از اون سال به بعد برای ما امنیت نیست ولی تورها چرا... فقط یه درد و دل بودش که حرف شما کاملا متینه و بنده قبول دارم... انفجار پارسال تو هتل کار یه سعودی هم پیاله سعد سعودی بود...الحمدللّه فعلا نام ایرانی ها حول شمع امام موسی شهید چمران شهید حسام. و... روشنه گرچه برخی نخواهند...
    ممنون از دوستان
    ان شااللّه ما هم بتونیم با یه سیده دوست بشیم...
    یا علی
  12. سلام
    اقای نائینی وبلاگ داره
    اقای نائینی بابت کمک به حزب لله دستت دردنکنه ولی فکر کنم با او خانه ای که دراختیارت گذاشتند کلی خرج رو دستشون گذاشتی...ناراحت نشی شوخی کردم
    اقای نائینی سلام ماراهم به دوستت وبگو به بچه های حزب لله برساند همیشه برایشان دعا میکنم
    بقیه سفرنامه چی شد چند روز لبنان بودی
  13. سلام
    دوست عزیز لطفا در سفرنامه تان مراقب گفتارتان باشید
    تشبیه کردن دولت فعلی که مورد تایید رهبری عزیز می باشد و با رای بالای مردم انتخاب شده است اشتباه فاحشی می باشد
    حتما دولت قبلی که معاونانش الان در زندان می باشند مورد تایید جنابعالی است؟
    لطفا فقط به سفرنامه تان بپردازید
    باتشکر
  14. +رای بالا یعنی چندتا؟!
    +مورد تایید رهبری؟! این جمله رو یادتون رفته : بنده چک سفید امضا به کسی نمی دهم....
    ++آقای نایینی دمتون گرم ، به نظرم به شدت مورد نیازه که مواضع ما در برابر اشتباهات دولت (ونه کل اون) برای جامعه مقاومت انتقال داده بشه ، نشه مثل 88 که بعضی ها فکر میکردن جامعه ایران ضد مقاومت هست...
    +++رئیس جمهور قبلی رو هم با این که ازش خوشم نمیاد خدا پدرش رو بیامرزه و انشاالله خودش عاقبت به خیر بشه ، به خاطر روحیه مقاومش و حمایت ولو زبانی از مقاومت
  15. علی عزیز!
    خواهشاً اینقدر مزورانه رهبری رهبری نکنید که حال آدمو بهم می زنید! هر جا که به نفعتونه یه بخش از صحبت های رهبری رو گزینش می کنید و در حالی که ایشون بسیار بر نقد و نقادی تاکید دارند به دروغ و تزویر تو سر منتقدین می کوبید! واقعاً بسه این همه نیرنگ و خدعه!
    در ضمن فکر کنم توی ریاضیات خیلی ضعیف تشریف دارید که می فرمایید دولت "با رای بالای مردم انتخاب شده است"؛ توصیه می کنم مراجعه بفرمایید به آمار انتخابات ریاست جمهوری تا متوجه بشید رئیس جمهور محترم فعلی تنها با چند صد هزار رای بالاتر از حد نصاب قانونی تونستن سکان قوه ی مجریه رو به دست بگیرن.
    ایضاً ارتباط دادن دولت قبلی و اعمال خلاف قانونش به مباحث روز و مرتبط با دولت فعلی آخر فرار به جلوست، بد نیست بدونید که بسیاری از منتقدین دولت فعلی از منتقدین اعمال خلاف قانون دولت قبلی هم هستن، پس لطفاً اینقدر دولت قبلی رو سپر وادادگی های دولت فعلی نکنید.
    این روزها واقعاً بحث های مرتبط با توافق هسته ای ذهن مردم رو بدجور به خودش مشغول کرده، خدا کنه معاهده های خفت بار گلستان و ترکمانچای این بار در وین تکرار نشه. آقای دکتر روحانی، رئیس جمهور محترم حقوقدانمون که تا تونست تو این مدت کدهای معنا دار برای طرف مقابل مخابره کرد و خدا می دونه بر خلاف سخنرانی هاشون که به کرات بر خلافشون عمل کردن برای دستیابی به یک توافق و تبلیغات سیاسی حول محور اون چه امتیازاتی رو قراره به طرف مقابل بدن.
    امید ما بعد از خداوند به رهبر عزیزتر از جونمونه که با حکمت خودشون هوای دولت واداده رو بگیرن تا روباه های 1+5 سرشو شیره نمالن!

    تعجب می کنم از افرادی مثل رئیس جمهور محترم که با وجود ادعای انقلابی و مجرب بودن چطور اینقدر راحت فریب می خورن و بر چه اساسی به مردم دروغ می گن؟! واقعاً چرا "توافق" لوزان رو که دیگه این روزها دم خروسش بیرون زده به دروغ با عنوان "بیانیه" لوزان به خورد مردم دادن؟؟ چرا؟؟؟
    • پاسخ:

      دوستان یک مقدار با آرامش و متانت بیشتری با هم سخن بگید. قطعا هیچ کسی از ضرر کردن مملکت خوشحال نیست. اما باید دید پشت پرده توافق واقعا چیست و چه داده شده و چه گرفته اند. در آن صورت معلوم می شود آقایان اعتدال، تدبیرشان برای پیشرفت مملکت بوده یا پیشرفت کدخدا!
    • پاسخ:

      منظورشون تونل های مقاومت بود
    • پاسخ:

      قسمتهای بعدی رو دارند می نویسند. هنوز تحویل نگرفتم.
  16. سلام سید جان .
    دست شما و آقای نائینی درد نکنه .
    واقعا سفر نامه جالبی بود .
    دقیقا این سفر ، تحقق بخشیدن به ذهنیتی بود که همه عاشقان مقاومت متصور میشن .
    مخصوصا ما ایرانی ها .
    ولی خدایی  وسط متنا این کلمه "منا" مثل الرت یهویی یه ترسی بهمون القا می کرد. ما رو حسابی می لرزوند و می برد رو ویبره . هی فکر می کردم چیزی از حادثه منا نوشته . یاد حادثه منا می افتادم یه شوکی بهمون دست می داد .
    نگو که با لهجه شیرین نائینی نوشته .   :):):):):):)
    خیلی زیبا و دلنشین بود . احسنتم
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      خواهش میکنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی