نظر لبنانی ها راجع به ما ایرانی ها

استفاده از این مطلب صرفا با ذکر منبع مجاز است.

خیلی از ایرانی ها دوست دارند نظر لبنانی ها راجع به خود را بدانند. بالاخره با حمایت ما از لبنانی ها و کمک به آنها، باید ببینیم آیا علاقه قلبی هم به ما دارند یا رابطه، رابطه ی «رفیقتم رفیق بند جیبتم» است؟

برخلاف تمام گروه های خارجی مختلفی که ایران در طول تاریخ انقلاب به آنها کمک کرده، حزب الله تنها گروهی است که از همه نظر برجسته و مطلوب است. هم نتیجه کارش از همه بهتر بوده، هم احترام فوق العاده ای برای ایران قائل است، اصلا باید گفت، رابطه حزب الله و ایران جدای تمام روابط سیاسی و همپیمانی مرسوم است. رابطه حزب الله و ایران رابطه امام و ماموم است، رابطه ولی فقیه و پیرو.  باید گفت در تبعیت، دست بیشتر ایرانی ها را هم بسته اند و خالصانه و با عقیده راسخ برای هدف خود می کوشند. رابطه حزب الله با ایران بیش از آنکه نظامی و سیاسی باشد، رابطه یک قطعه جدا افتاده از وطن است. وطن جهانی تشیع.
از حزب الله که بگذریم، باید گفت اکثریت قریب به اتفاق شیعه های لبنان، ایران را دوست دارند. ایران از قدیم، رابطه برادری با لبنان داشته، علمای لبنان به دربار صفوی آمدند، ایرانیان در زمان عثمانی در لبنان حضور داشتند، امام موسی صدر از ایران به لبنان رفت و تحولات بزرگی در این کشور بوجود آورد، شهید چمران در لبنان بطور شبانه روزی برای محرومان زحمت کشید، انقلاب اسلامی ایران حامی شیعیان جهان شد و به کمک محرومان لبنان آمد، همه اینها باعث شده ایران در حافظه تاریخی لبنانی ها، کشوری مورد احترام بوده و ما را دوست داشته باشد.
ایران در نظر لبنانی ها (والبته بسیاری از آزاد اندیشان کشورهای مختلف دنیا) کشوری بسیار قدرتمند، با ثبات و پیشرفته است که با ساقط کردن مهره ی استعمار، اولین کشور واقعا آزاد و واقعا مستقل منطقه نیز به شمار می رود. ایرانی ها در نظر لبنانی ها مردمی پرتلاش، صبور، کم توقع، باهوش، و بردبار هستند. در بردباری و صبر ایرانی ها همین بس که همه لبنانی ها از قالی بافی ایرانی برای صبر و پشتکار مثال می زنند. پیشرفت و خوداتکایی ایران را هر کسی در لبنان خبر دارد. جالب اینکه بعضی ها، بیشتر از خیلی از ایرانی ها از این پیشرفتها و موفقیتها خبر دارند.
البته هیچ وقت هیچ ملتی نبوده که بی نقص باشد. هرچه رابطه ما با لبنان بیشتر شده و لبنانی ها بیشتر با ایرانی ها در تماس قرار گرفته اند، خوبیها و بدیهایمان را بیشتر و بهتر شناخته اند.

متاسفانه برخی لبنانی ها در ایران مورد بدرفتاری قرار گرفته اند. از متلک و ناسزا و منت گذاشتن بابت اینکه «شما با پول ما زندگی می کنید» گرفته تا سرقت و حتی قتل. سر دواندن و گیرهای الکی در کارهای اداری و گذرنامه و خروجی (افراد خارجی مقیم، برای خروج باید مدتی قبل از زمان مورد نظر، از پلیس اجازه بگیرند!) از اموری است که همه لبنانی ها تجربه ی تلخی از آن دارند.

باید قبول کنیم ما ملتی هستیم که توریسم حالیمان نمی شود! اخلاق و فرهنگ ایرانی و اسلامی و شیعی به کنار، اندازه یک بی دین لائیک در ترکیه یا اروپا و آمریکا بلد نیستیم اقلا در ظاهر به توریست احترام بگذاریم و کاری نکنیم تمام خارجی ها نسبت به مملکتمان بدبین شوند. در این مورد حکایت ها زیاد است. درگیری و کتک زدن تور لبنانی ها در تله کابین شمال، آمدن پلیس و طرف ایرانی ها را گرفتن، رسیدگی نکردن به تور لبنانی (و تور عراقی) عازم مشهد در پروازی که کنسل شده و عدم ارائه خدمات یا تخفیف بابت تاخیر، از گیر الکی به خروجی دانشجوهای لبنانی، مورد اخیر هم قتل مشکوک یک لبنانی و بی اطلاع ماندن خانواده اش سه ماه پس از قتل.
(باز هم متاسفانه) ما ایرانی ها به خسیس بودن معروف شده ایم. عصبانی نشوید! رفتارهای مختلف ایرانی ها که شاید ریشه فرهنگی و اجتناب از اسراف دارد باعث شده لبنانی ها تصور کنند ما خسیسیم. البته خیلی جاها هم افراط و تفریط از ما است. مثلا آن راننده تاکسی ای که کولر روشن نکرده تا مبادا بنزین 100 تومانی اش بیشتر هدر برود (زمانی که بنزین در لبنان هر لیترش بیش از یک دلار است! درست است الان هزار تومان شده ولی از نظر ارزشی فرقی با صد تومن قدیم ندارد!)، راننده ای که عرقش را با دستمال یزدی ای خشک کرده که سال تا سال شسته نشده، راننده ای که دستمال را داده تا بخار شیشه عقب را جناب لبنانی برایش پاک کنند!!، آن دانشجوهای ایرانی که برای رفع گرسنگی، ساندویچ را با نان اضافه سفارش می دهند، و خیلی های دیگر، باعث شده اند چنین تصوری ایجاد شود.
از جانب دیگر، لبنانی ها تعجب می کنند که ایرانی ها عموما عربی صحبت کردن بلد نیستند و زبان خارجه آنها هم ضعیف است اما بلدند قرآن بخوانند.
(متاسفانه و بازهم متاسفانه) مدل تجاری ما ایرانی ها به مذاق لبنانی ها خوش نمی آید. ما ایرانی ها در تجارت خیلی خشک و غیر قابل انعطافیم. لبنانی ها هرجور شده معامله را جوش می دهند، خوب برخورد می کنند، امتیاز می دهند، اعتماد می کنند، اعتماد سازی می کنند. یک کارخانه دار لبنانی دنبال مهندس برای کارخانه اش بود تا خط تولید را طراحی و سر هم کرده و راه بیاندازد. جوان ایرانی ای پیدا کرد که زبان هم می دانست و تجربه خوبی هم داشت. مهندس ایرانی ما حتی برای طراحی درخواست پول کرده بود. و برای ادامه کار هم درصدی از سود مادام العمر کارخانه را طلب کرده بود. تازه 100 هزار دلار هم به عنوان قرض شخصی و دستی طلب کرده بود! این درحالی بود که مهندسان هنگ کنگی اعلام آمادگی کرده بودند طراحی خط تولید را مجانی انجام دهند. (آنها از راه اندازی و پشتیبانی سود می برند نه از طراحی)

 

خوشبختانه مردان ما در بین لبنانی ها به همسرانی خوب و همراه و همدل و عادل شهرت پیدا کرده اند. زنان لبنانی، احترام مرد ایرانی به همسرش و همفکری و همکاری او در منزل را می ستایند. البته از خوب یا بد بودن آن که بگذریم، باید بدانند زن ایرانی جهاز می دهد! نه مثل لبنانی ها که با کیف دستی اش به منزل شوهر می رود! مردان لبنانی این نوع زندگی را نمی پسندند و می گویند جهاز را خودمان می دهیم اما خوار و ذلیل زن نمی شویم. :)

با وجود این، زنان لبنانی کمی هستند که علیرغم تمایلشان به ازدواج با ایرانی، حاضر به قبول چنین ازدواجی هستند. از دلایل عمده آن، زبان ندانستن ما ایرانی ها است و اینکه می خواهیم در ایران زندگی کنیم. بچه هایمان فارسی یاد بگیرند. ضمن اینکه در مقابل فرهنگ پر مصرف و بریز و بپاش و سفره های رنگارنگ لبنانی، فرهنگ ایرانی کمی تا قسمتی بخیل و خسیس به نظر می آید! و این نکته ای است که خیلی برای دخترها مهم است.

با تمام این حرفها، باید گفت لبنانی ها ما را دوست دارند. اگر در ضاحیه یا جنوب لبنان یا بعلبک در شمال، بفهمند ایرانی هستی، کلی تحویل می گیرند و ابراز محبت می کنند. حتی بعضی ها می برندتان خانه شان و پذیرایی می کنند. همه شان آرزو دارند اقلا یکبار به ایران بروند و سیاحت و زیارتی بکنند. خصوصا زیارت حضرت امام رضا علیه السلام که آرزوی همه شیعیان غیر ایرانی است.

میزان علاقه لبنانی ها به ما بر حسب دین و طایفه فرق می کند! یعنی اکثریت قاطع شیعیان (بجز تعداد اندکی از شیعیان آمریکایی و جیره خورهای سفارت امریکا)، ایران را بسیار دوست دارند. حتی بعضی ها علنا می گویند لبنان برای ما آنقدری اهمیت ندارد که ما به ایران اهمیت می دهیم و دلمان برای سربلندی و آرامش و اقتدارش می تپد و از فتنه های دشمنان ایران بیمناکیم. (این دلبستگی به ایران نه فقط در زمان حاضر و به خاطر وجود حزب الله و کمکهای ایران است، بلکه حتی در زمان قبل از شکل گیری رسمی حزب الله و در زمان جنگ تحمیلی عده ای از لبنانی ها همراه شهید دکتر چمران در حمایت ایران وارد جنگ شدند و بر علیه صدام جنگیده و شهید هم دادند.)

مسیحی های لبنان هم در رابطه با ایران چند دسته اند. دسته ای با ایران خوب هستند و موافق سیاستهای ما بوده و تعریف و تمجید هم می کنند. دسته ای موافق نیستند، دسته ای هم دشمن هستند. همانها که چهار دیپلمات ما را ربودند. هنوز هم این دسته که همپیمان رژیم صهیونیستی بودند، با ایران بد هستند و ایرانی را دوست ندارند.

اما از اهل سنت لبنان بگوییم. دسته ای از آنها با ایران همراهند و سیاستهای ایران در حمایت از فلسطین و لبنان و حفظ وحدت میان مسلمانان را می ستایند. اما بخش عمده اهل سنت نگاه مثبتی به ایران ندارند و بعضی ها هم دشمنی دارند. این عده تحت تاثیر سلفی ها و تکفیری ها و پولهای واصله از شبه جزیره عربی اشغال شده توسط آل سعود، بر طبل دشمنی با ایران می دمند. یکی از این جماعت که اندک هم هستند، احمد الاسیر سلفی بود. وی در صیدا یکسالی برای خودش دم و دستگاه راه انداخته بود و برای شیعیان ایجاد مزاحمت می کرد و آسمان را به ریسمان می بافت تا هر مشکلی را به ناف ایران ببندد و ولایت فقیه را عامل آن مشکل بداند! وی به دلیل درگیری با ارتش لبنان فراری شد و چندی پیش هنگام فرار درحالیکه تغییر چهره داده بود به چنگ نیروهای امنیتی فرودگاه افتاد.

فلسطینی های ساکن لبنان هم نگاهی مشابه نگاه اهل سنت لبنان دارند. برخی با ما خوب هستند و برخی معمولی و برخی هم دشمنی دارند. این نگاه بستگی به اسپانسر و حزب و دسته ای دارد که طرفدار آن هستند.

با تمام این صحبتها، ایرانی در لبنان، بیشترین احترام را نسبت به کشورهای دیگر دارد. سفارت ایران در لبنان از فعالترین سفارتهای ما در خارج کشور است و شاید به همین جهت مورد هجوم مزدوران آل سعود قرار گرفت.

به امید روزی که دولتها هم همانند مردم آزاده شان، به ایرانی ها احترام بگذارند و به دور از ایران هراسی روابط حسنه با کشور ما داشته باشند.

نظرات (۴۵)

  1. سلام 
     به نظر من کل مردم لبنان خصوصا شیعیان ما ایرانی ها رو دوست دارند نه فقط به خاطر اینکه بهشون کمک کردیم بلکه مردمی با فرهنگ و قدر شناس هستند و چون با اروپای یا بهتر بگم بشتر با مردم جهان رابطه داشتند راحت تر می تونند حق و باطل و همین راست رو از دروغ تشخیص بدن 

  2. سلام 
    احساس میکنم بعضی از اقوام یا نزدیکان شما جزو جنبش امل بودن ویا هستن
    اگه اشتباه میکنم خوشحال میشم بگید   در ضمن این مطلبتون هم مثل همیشه عالی بود
    • پاسخ:

      سلام
      خیلی از حزب اللهی ها قبلش عضو جنبش امل بودند.
      تلاش من روایت بی‌طرفانه است همین.
  3. سلام اگر وقت دارید ممکن است راجع به این "بند خوار و ذلیل زن نمیشویم" توضیح دهید،رفتار مردهای لبنانی به خصوص شیعه با همسرانشان برای من یک علامت سوال است.وقتی راجع به شهدای لبنانی تحقیق میکنم واقعا به بعضی از آنها غبطه میخورم برای همین مردسالار تصور کردن آنها کمی برایم دشوار است.
    • پاسخ:

      سلام
      اختلاف فرهنگی در این زمینه واضح هست. غیر از سبک زندگی، نحوه برخورد با همسر و آزادی هایی که به همسر میدن خیلی متفاوته با ایران. زن در لبنان مهریه اش را به اجرا نمی گذارد. مهریه را پتکی برای کوبیدن شوهر و در منگنه قرار دادن او برای انجام اموری که باب میل شوهر نیست قرار نمی دهد. منتی بر شوهر نمی گذارد.
      شوهر عموما با مردان دیگر شب نشینی و قلیان کشی دارد و همسرش یا با بچه ها خواب است یا او هم همراه خانمهای دیگر شب نشینی می کند. زن برای مرد تصمیم نمی گیرد. مرد برای خانواده تصمیم می گیرد. این امر نه با خشونت و بداخلاقی، بلکه در کمال آرامش و مهربانی هم انجام می شود. باید توجه داشت هیچکس شبیه دیگری نیست اما بطور کلی خانواده های لبنانی مردسالارند.
      از طرف دیگر مرد لبنانی تا جایی که می تواند اسباب اسایش خانواده را فراهم می کند و زیاد به تفریح و گردش و رستوران می روند که چون مرد خرج می کند، تصمیم در مورد اینکه کجا برویم و نرویم و کی برویم، با اوست. البته قضیه اینقدر هم پر رنگ نیست. خیلی از خانواده ها با مدل اروپایی و همفکری زوجین تصمیم می گیرند. بعضی ها هم اصلا مرد حوصله یا وقت ندارد، تصمیم با خانم است. در کل زن برای مرد تعیین تکلیف نمی کند. مطیع شوهر است.
  4. سلام
     ایرانی ها در نظر لبنانی ها مردمی پرتلاش، صبور، کم توقع، باهوش، و بردبار هستند.
    هار هار هار هار هار ....... :)
    بنده به شخصه این مدلی نیستم ولی از 80 میلیون 79999999 نفر دیگه دقیقا همین مدلی هستن که اونا فکر میکنن...
    ولی خب لبنانی ها باید بدونند که ما هم تو ایران اگه وا بدیم دقیقا مثل اونها کتک میخوریم....
    در واقع بدبختی ما تو ایران اینه که تو شناسنامه قریب به اتفاقمون یه مذهب خورده ولی منافق زیاد داریم!!! مثل این که یا رو منافق کمونیست هست و قرآن هم حاضره بسوزونه ولی اسما شیعه هست...
    به نظر من در راستای فرهنگ سازی ، باید یه طی یک مدت کل آل مقداد رو مجانی برای سیاحت بیاریم ، یه کاری کنن که دیگه تو ایران هر جلبکی یه لبنانی دید ......بند بشه تا 3 روز ، بعد راه واسه بقیه هموار میشه

    • پاسخ:

      سلام
      smileylaughlaugh
  5. آها راستی یادم رفت بگم
    در مورد مارسیل نمی خواد تحقیق کنید ، اون نسخه ای که من شنیدم اصلاح شدش بود ، تو نسخه ای که اول خونده کل " انی رایت احد عشر کوکبا و..... " رو با عود می خونه
    توصیه می کنم نسخه اصلاح شدش رو گوش کنید یا شعر اصلی رو که فکر کنم از محمود درویش هست بخونید ، جالبه .....
    در ضمن نکاتی چند :
    1- بس که بعضی کارفرمایان بی شعور تشریف دارند در کشور عزیزمون بنده هم باشم ، برای طراحی پول میگیرم ، اون هم  احتمالا برحسب عادت طلب کرده ، حتی بعضی ارگان های دولتی به بد حسابی مشهورن ، شرکت میشناسم 500 تا از فلان وزارت طلب داره ، 2 ساله نمیده ، آخه مگه جثه یه شرکت دانش بنیان  چه قدره؟! 
    به خصوص الان که دولت یار اومده و داره گند میزنه به خودکفایی.... بعد شما از سود روی راه اندازی صحبت می کنید ؟! تا ایران هیچ تضمینی برای رسیدن به این مرحله وجود نداره..
    2- خیلی دوست دارم یه سری لبنانی رو ور دارم ببرم آمل ، با مردمش مقایسه کنم ببینم کدومشون بیشتر برای شکم ارزش قائل هستن!! معمول هست که یک آملی از ماشین و خونه و زمینش بزنه خرج شکم کنه....
    3- سوال : این مورد رو قبلا هم گفته بودید ، یکم عجیبه ، مگه چه اشکالی داره بچه فارسی یاد بگیره؟! اصلا گیرم زوجین عرب باشن و بچه فارسی یاد بگیره .... مگه چه اتفاقی میوفته؟! اگه منظور اینه که عربی یاد نگیره و به جاش فارسی یاد بگیره من که آدمیزاد ندیدم زبون مادریش رو یاد نگیره ، آبا و اجداد میشه ها ، ولی مادر نه (به خاطر ارتباط عاطفیش که حتما با زبون خودش هم هست)
    4- سوال : مگه داریم ؟! مگه میشه یارو زبون ندونه بعد پاشه بره خواستگاری ؟!!! نکنه با ایما و اشاره خواستگاری میکنه ؟! حالا شاید مترجم همزمان ببره خواستگاری :) بعدش چی ؟! یعنی به قول شما یارو می خواد حرف های خصوصیش رو با ایما و اشاره بگه؟! 
    5- جوک : در قسمتی از مستند کرار (شبکه افق درمورد شهیدی با همین اسم جهادی) پدر شهید میگه
    "فعلا کان ... مابکیت... بکاء الحزن... مابکیت ...اِ ....یمکن هیک اشتقت لو ...تخیلت انه لو بهالجو معنا کیف کان ...حرکتو کیف کان کذا "
    ترجمه در زیر نویس مستند "وقتی که دوستانش را می بینم ، مهدی به ذهنم می آید و اشک می ریزم - - اشکم را پاک میکنم و لبخند می زنم"
    قابل توجه که با توجه به تصاویر قبل و بعدش امکان جا به جایی زمانی هم وجود نداره ، البته فهوای کلام همونه دیگه... :)

    • پاسخ:

      ۴- شده! جدی میگم!
      ۵- :)
  6. در مورد توریست ستیزی (!) ایرانیان، تا حدود زیادی موافقم؛ ولی با این حال، آنقدر در فضای رسانه‌های غربی از انسان‌ستیزی ایرانیان گفته اند که تا حالا هر چه توریست غربی [و البته شرقی ! ;) ] دیده ام، با آمدن به ایران نظرشان 180 درجه نسبت به ایران (به سمت مثبت) تغییر کرده. و معمولاً از مهمان نوازی ایرانی تعریف و تمجید می‌کنند.

    راستی آخرش قضیه ی این احمد الأسیر که دستگیر شد چی بود؟ همونه یا الکیه؟
    • پاسخ:

      ظاهرا همونه
  7. سلام علیکم
    مهم نیست لبنانی ها من ایرانی رو دوس دارن یا نه مهم اینه که من دوسشون دارم!!
    چن وقت پیش مشهد رفته بودیم تو حرم متوجه یه زائر لبنانی شدم که داشت از خادم ساعت نقاره زدن رو می پرسید آقای خادمم سعی میکرد با بادی لنگویچ بهش بفهمونه نیم ساعت قبل از اذان منم پریدم جلو بدون سلام و علیک سفت دستای طرفو گرفتم بنده خدا هنگ کرد که این دیوونه از کجا اومده '''نزدیک پنجره فولاد بودیم طناب نداشت وگرنه میبرد منو میبست به ضریح شفامو بگیره عاقل شم!''' هیچی نمی گفت منم ذوق مرگ شده بودم میخندیدم و نگاش میکردم  با عربی دست و پا شکسته #بخونید فلج# بهش گفتم که بیا خودم ببرمت صحن جمهوری اونجا راحت میبینی نقاره زنی رو!! که از شانس بدم خانواده و همسفران گرامی پیدام کردن گفتن بیا بریم بچه ها گرسنشونه..... یعنی من این بچه ها رو داعش وار سر ببرم دلم خنک نمیشه چون رومو برگردوندم لبنانیه رفته بود!!!
    یاعلی
  8. سلام
    آیا جنبش امل هم مثل حزب الله دارای ساز و برگ نظامی و نیروی امنیتی هست؟
    آیا در ماجرای سوریه وارد شده اند؟
    در جنگ 33 روزه چطور؟
    من شنیدم با حزب الله رابطه ای خوبی ندارند
  9. ممنونم از وقتی که گذاشتید،پس هنوز خدا رو شکر توی لبنان مرد پیدا میشه اینجا که هیچی با رفتارهای نسل جدید هیچی نگم بهتره
  10. سلام علیکم و رحمة الله
    ''سالم زهران'' لبنانیه؟!؟ چطوره که سنی مذهبه؟! تقیه نمی کنه؟!یعنی چی؟! مگه میشه؟! مگه داریم؟!؟!؟! کاش محبین اهل بیت که مارک شیعه رو پیشونیشونه # اولیش خودم# یه ذره فقط یه ذره مثل این آقا توجیه بودن!!
    .
    .
    امروز در حرم امامزادگان محمد ، حسن و قاضی دعا گوی شما و دوستان و محبین و مجاهدان بودم.
    یاعلی
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      اطلاع دقیق ندارم. صحبتهای ایشون رو زیاد شنیدم. تحلیلهایی بسیار بسیار واقع بینانه داره.
  11. سلام خداکنه یکم فرهنگ ما بالاتر بره. حقیر تو مشهد ازاین موارد برخوردی بسیار میبینم که طرف به زایر امام رضا ع نگاه اینو داره که ازش پول بگیره و اصطلاحا تیغش بزنه ....حالا نه ازکشورهای دیگه از هموطنایی که ازشهرهای دیگه ی خودمون میان..... ممنون از مطلبتون 
  12.  سالروز شهادت ابن الرضا امام جواد (ع)را به شما دوستداران و شیعیان اهل بیت حضرت تسلیت می گم.
    امام جواد (ع): چنانچه افراد جاهل و بى تجربه ساکت باشند مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمى شوند.
  13. سلام علیکم

    آقا محمود چه خبر از سازش جنبش فتح با صهیونیست ها؟

    متاسفانه اگر فلسطین سازش کنه ، آرمان فلسطین به محاق میره و این بر ضرر محور مقاومته.

    اگر سازش بشه ، متاسفانه گروه های مقاومت و علی الخصوص جهاد اسلامی زیر فشار قرار می گیره و رو به انزوا میره.

    یا علی
    • پاسخ:

      سلام
      بی خبرم. درست می فرمایید. متاسفانه اونها افتاده اند داخل کار سیاسی و حق و حقوق مردم رو بی خیال شده اند. برای همین گروه های جهادی دیگری تاسیس شده و حقا تلاشهای خوبی داشته اند.
  14. سلام 
    ممکن هست این سایت رو ببینید و نظرتون رو بگویید؟
    www.saifiarabic.com
    ایا از طریق این موسسات هم میشود ویزای مدت دار گرفت؟برای ویزا چه مدارکی لازم هست مثل ویزای تحصیلی؟ایا نیازی به رفتن به سفارت ایران هست؟
    ممنون
    • پاسخ:

      سلام
      این یک کمپ آموزش زبان است. هزینه آن کم نیست و نمی توانید با ثبت نام در آن اقامت دانشجویی بگیرید. مشکل اقامت و ویزا را باید جداگانه حل کنید.
  15. بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم برادر محمود 


    ضمن عرض تبریک فرا رسیدن سالروز ازدواج آسمانی مولای متقیان(ع)و حضرت صدیقه زهرا(س) ، دو تحلیل بسیار جالب در مورد مواضع آمریکا و استکبار پس از برجام در  مقابل ایران براتون میگذارم.
    با تشکر
    یاعلی
  16. 1394/05/27
    گزینه نفوذ، نقشه جدید آمریکا

    در یک برآورد از رویه‌ی غرب و به‌خصوص مقامات آمریکایی، برخی از لایه‌های پنهان اهداف غرب از مذاکره با ایران بیشتر مشهود می‌شود. همان‌طور که جمهوری اسلامی برای مذاکره، اهدافی را تعیین کرده بود، غرب به رهبری آمریکا نیز اهدافی را برای مدیریت جمهوری اسلامی و مهار آن مد نظر قرار داده بود که جلوگیری از «استقلال کشور به‌عنوان یکی از شاخص‌های انقلاب»، «تقویت شبکه‌ی حامیان غرب در ایران و ایجاد دودستگی در جامعه‌ی ایران»، «جلوگیری از نفوذ بین‌المللی ایران»، «جلوگیری از تبدیل شدن ایران به‌عنوان یک الگوی جدید نظام سیاسی»، از جمله‌ی آن‌ها است.

    با اندک تأملی در رفتار و گفتار مقامات آمریکایی بعد از جمع‌بندی وین، به‌وضوح می‌توان این موضوع را مشاهده کرد که نگاه آنان به گفت‌وگوی با ایران، چیزی فراتر از صرفا مذاکرات هسته‌ای است. در حقیقت همان‌طور که پیش از این نیز گفته شد، مذاکرات هسته‌ای، ماهیت ژئوپلتیک و جهانی دارد. آن‌چنان‌که رهبر انقلاب نیز در بیانات خود در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام، با اشاره به بستن راه نفوذ آمریکایی‌ها فرمودند:
    «آ‌ن‌ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای -این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا... نیّت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد. در منطقه هم همین‌جور؛ در منطقه هم آن‌ها می‌خواهند نفوذ ایجاد کنند؛ حضور برای خودشان دست‌وپا کنند و اهداف خودشان را در منطقه دنبال کنند.»
     
    اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکای جدید» در گزارش اخیر خود صراحتا به این موضوع اشاره می‌کند که ایالات متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی- فرهنگی در ایران به‌وجود آورد. این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد.

     نخست؛ تلاش برای نفوذ در سیاست‌های داخلی ایران
    اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکای جدید» در گزارش اخیر خود صراحتا به این موضوع اشاره می‌کند که ایالات متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی- فرهنگی در ایران به‌وجود آورد. این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد. بنابراین آمریکایی‌ها به دنبال ایجاد فضایی برای نفوذ در عرصه‌ی سیاسی کشور و یا تغییر در روندهای سیاسی و تصمیم‌گیری کشور هستند. برای دستیابی به این هدف نیز از سیاست‌هایی چون ایجاد دودستگی یا دوگانه‌سازی استفاده می‌کنند. خطاب قرار دادن عده‌ای به عنوان «مستعد»۱، «تجدیدنظرطلب»، «نسل جوان» در اظهارات اوباما، یا «جوانانی که آینده می‌خواهند»۲، و همچنین قلمداد کردن مخالفین رابطه با آمریکا با عنوان «تندروها» در اظهارات جان کری۳، از همین دست دوگانه‌سازی‌ها و ایجاد شکاف در جامعه‌ی ایران است.

    نمود بارز و ترجمان این سیاست را نیز می‌توان در اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا چند روز بعد از مذاکرات وین، در ۱۹ مردادماه (۱۱ آگوست ۲۰۱۵) در مصاحبه با وب‌سایت مایک «Mic» مشاهده کرد. وی بیان داشت «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که طی آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران، و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله، گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد، و کارهایی از این دست، از ایران، در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد.»۴

    باراک اوباما ادامه داد: «به شما قول می‌دهم در لحظه‌ای که رژیم ایران از این نوع گفتار و رفتار دست بردارد، بلافاصله در چشم جهانیان نفوذ و قدرت بیشتری پیدا خواهد کرد. امید من این است که چنین اتفاقی بیفتد. چنین امری نیازمند تغییر در سیاست و رهبری ایران است. تغییر طرز فکر در زمینه رویکرد ایران به بقیه جهان و رویکردشان به کشورهایی مثل ایالات متحده.»۵
    جان کری در دوم مردادماه (۲۴ ژولای ۲۰۱۵) در شورای روابط‌خارجی آمریکا در پاسخ به سؤال «ریچارد هاس» مبنی بر اینکه آیا شما معتقدید در این پانزده سال تغییر فاحشی در رفتار ایران صورت می‌گیرد، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده‌ی ایران حساب باز کرده بیان داشت «من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد.»

    همچنین اظهارات جان کری در کمیته‌ی روابط‌خارجی سنا، اظهاراتی به‌طور خاص در جهت نیل به این نیات است. جان کری در دوم مردادماه (۲۴ ژولای ۲۰۱۵) در شورای روابط‌خارجی آمریکا در پاسخ به سؤال «ریچارد هاس» مبنی بر اینکه آیا شما معتقدید در این پانزده سال تغییر فاحشی در رفتار ایران صورت می‌گیرد، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده‌ی ایران حساب باز کرده بیان داشت «من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد.»۶
     
     دوم؛ تلاش برای تغییر رفتار ایران در قبال تحولات منطقه
    آمریکایی‌ها در فضای بعد از جمع‌بندی وین، همچنین دو موضوع مهم دیگر را نیز مورد پیگیری قرار داده‌اند، نخست تلاش برای گره‌زدن مسائل منطقه‌ای به جمع‌بندی وین، و دوم نفوذ در منطقه و تلاش برای تغییر رفتار ایران در منطقه. بر  همین اساس باید گفت:

    غربی‌ها و آمریکایی‌ها به شدت علاقه‌مندند تا ناامنی‌های منطقه‌ی غرب آسیا (که اتفاقا خود عامل به وجودآورنده‌ی آن‌ها محسوب می‌شوند) را به‌عنوان یکی از پیوست‌های این مذاکرات قلمداد کرده و توافق احتمالی را به خیال خود، به مثابه «اخذ مجوزها و تضمین‌های امنیتی ایران به آمریکا در قبال منطقه» نشان دهند. این همان گزاره‌ای است که طی روزهای اخیر به کرات توسط مقامات غربی، به‌خصوص مسئولین آمریکایی و انگلیسی بر آن اصرار شده است، به‌گونه‌ای که وزیرخارجه‌ی انگلیس، وزیرخارجه‌ی آمریکا و حتی رئیس‌جمهور این کشور نیز در روزهای اخیر بر آن پافشاری کرده‌اند.

    برای مثال، فیلیپ هاموند، وزیرخارجه‌ی انگلیس در مصاحبه با شبکه سعودی الحدث طی اظهاراتی اظهار داشت: «روشن است که صداهایی در داخل ایران وجود دارد، اما ما امیدواریم که با بازگشت ایران به تعامل با جامعه بین‌الملل، با تبدیل شدن به بازیگری با نقش بیشتر در جامعه‌ی بین‌الملل، در این مسیر شاید رفتارش در منطقه را اصلاح کند.»۷ وزیرخارجه‌ی آمریکا نیز در کنفرانس خبری مشترک خود در تاریخ ۱۱ مرداد ماه با وزیرخارجه‌ی مصر (قبل از سفر به منطقه‌ی خلیج فارس) در بخشی از سخنان ضدایرانی خود اظهار داشت: «ایران در فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده‌ی منطقه دست دارد.»۸همچنین وی بعد از اتمام جلسات با همتایان خود در حاشیه‌ی جنوبی خلیج فارس اظهار داشت: «وزرای شرکت‌کننده در این نشست بر این نکته اتحاد نظر دارند، زمانی که توافق هسته‌ای ایران اجرا شود به امنیت دراز مدت منطقه کمک می‌کند.»۹

    دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس نیز در اظهاراتی بعد از مذاکرات وین بیان داشت: «ما خواستار تغییر در نگرش ایران در موضوعاتی مانند سوریه و یمن و تروریسم در منطقه و تغییر در رفتار (ایران) هستیم.»۱۰

    به‌همین دلیل رهبر انقلاب در بیانات خود در خطبه‌های نماز عید فطر، به این نکته اشاره کرده و فرمودند: «چه این متن تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید... نکته‌ی بعدی این است که با این مذاکرات و با متنی که تهیّه شده است، در هر صورت سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد. همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم... سیاست‌های آمریکا در منطقه با سیاست‌های جمهوری اسلامی ۱۸۰ درجه اختلاف دارد.»
     
    یکی دیگر از سیاست‌های غرب که در روزهای اخیر بیشتر رخ نمایانده، تلاش برای جلوگیری از «نفوذ منطقه‌ای ایران و تبدیل شدن این کشور به یک الگو در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی» است. آمریکایی‌ها به شدت از نفوذ منطقه‌ای گفتمان انقلاب اسلامی هراسناکند. برای جلوگیری از گسترش گفتمان انقلاب اسلامی، سناریوی «اختلاف‌افکنی» و «دوگانه‌سازی» را از دیر باز مد نظر قرار داده‌اند.

    از سویی دیگر، یکی دیگر از سیاست‌های غرب که در روزهای اخیر بیشتر رخ نمایانده، تلاش برای جلوگیری از «نفوذ منطقه‌ای ایران و تبدیل شدن این کشور به یک الگو در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی» است. آمریکایی‌ها به شدت از نفوذ منطقه‌ای گفتمان انقلاب اسلامی هراسناکند. برای جلوگیری از گسترش گفتمان انقلاب اسلامی، سناریوی «اختلاف‌افکنی» و «دوگانه‌سازی» را از دیر باز مد نظر قرار داده‌اند. از یک‌سو با ترویج دوگانه‌های برساخته‌ای چون «شیعه و سنی» یا «عرب و عجم»، یک جنگ مذهبی و قومیتی در منطقه راه انداخته‌اند و از دیگر سو غرب آسیا را بازار مصرف تسلیحات خود کرده و چرخ صنعت تسلیحاتی خود را بدین‌گونه می‌چرخانند.

    در یک نگاه کلان، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت، آمریکایی‌ها به‌زعم خود به برخی از اهداف‌شان در منطقه رسیده باشند، اما نفوذ منطقه‌ای ایران در میان‌مدت و بلندمدت برای مقامات واشنگتن تبدیل به یک کابوس شده است. این همان موضوعی است که چندی پیش، نشریه‌ی آتلانتیک هم به آن اشاره کرده و چنین نوشته بود: « «حالا با گذشت این سال‌ها، روشن شده است که تحلیلگران جنگ‌طلب و توجیهاتی که آن‌ها شکل داده بودند، کاملا غلط بوده است. مداخله در عراق، دست آمریکا در برابر ایران را تقویت نکرد. بلکه، اهرمی ژئوپلیتیک در برابر ایالات متحده، در اختیار ایران قرار داد و حتی این کشور را قادر ساخت تا بدون آنکه بهایی بپردازد، جان نیروهای آمریکایی را بگیرد. همانطور که آسوشیتدپرس گزارش کرده، نفوذ ایران در منطقه به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده است. درسی که در زمینه سیاست خارجی باید از این موضوع گرفت، این نیست که جنگ‌طلب‌ها اشتباه می‌کردند، هرچند که می‌کردند. این هم نیست که قدرت گرفتن ایران، آمریکا را در معرض خطر قرار داده است... درسی که باید گرفت، این است که آمریکایی‌ها توان خود برای تدوین راهبردی کلان و پیش‌بینی نتایج مداخلات خارجی در گذر زمان را به میزان بسیار زیادی دست بالا گرفته‌اند.»۱۱
     
  17. پنج راهبرد آمریکا بعد از برجام

    دکترین سیاست خارجی اوباما، مانند سلف دموکراتش کارتر، بر اصل «مهار ایران» استوار است. موضوع مهار ایران را نیکلاس برنز، که در فاصله‌ی سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ در دولت جرج بوش، معاون وزیر امور خارجه‌ی آمریکا بود و هدایت مذاکرات هسته‌ای با ایران را برعهده داشت، در تاریخ ۷ مرداد (۲۹ جولای ۲۰۱۵) این‌گونه بیان می‌کند: «باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا و جانشین او و یا حتی جانشین رئیس‌جمهور بعد از اوباما، باید تلاش کنند قدرت ایران را در منطقه مهار کنند... بنابراین ما باید قدرت دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی خود را برای انسداد ایران در شرایط فعلی و مهار قدرت این کشور در منطقه در سال‌های آینده به کار بریم... استراتژی مؤثرتر و هوشمندانه‌تر، فشار به آن‌ها از طریق مذاکرات است.»۱

    بنابراین از نگاه آمریکایی‌های دموکرات نیز قدرت منطقه‌ای ایران بایستی «مهار شود». نگاهی به تضمین‌های امنیتی اوباما در نشست کمپ‌دیوید در ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت (۱۳ و ۱۴ مه) به کشورهای منطقه، نشان‌دهنده‌ی همین مسئله است که محوریت ترتیبات منطقه‌ای با موضوع «تهدید ایران» کماکان جزء سیاست مهار آمریکا محسوب می‌‌شود. این همان چیزی است که بن رودز، معاون مشاور امنیت ملی اوباما، در مصاحبه‌ی مطبوعاتی روز ۲ سپتامبر ۲۰۱۵، یعنی ۱۱ شهریور، بر آن تأکید کرد: «رئیس‌جمهور تلویحاً گفته است آمریکا متعهد به امنیت عربستان و کشورهای خلیج فارس و مقابله با رفتارهای ایران خواهد بود.»۲

     راهبرد بازدارندگی استراتژیک متعارف و نامتعارف آمریکا در برابر ایران
    آمریکا در منطقه از دیرباز دکترین بازدارندگی استراتژیک را در برابر ایران اعمال کرده بود. در دولت اوباما نیز سند موسوم به «بازنگری آرایش هسته‌ای»، که یک سند امنیت ملی است، تهیه و تنظیم شد. در این سند، از بازدارندگی متعارف و نامتعارف علیه ایران صحبت شده است. از زمان کارتر که «تلاش برای کنترل منطقه‌ی خلیج فارس به‌منزله‌ی تجاوز به منافع حیاتی ایالات‌متحده آمریکا و با نیروی نظامی به آن پاسخ داده می‌‌شد»۳ گرفته تا «دکترین اجماع استراتژیک» ریگان که «موقعیت خاورمیانه و خلیج فارس به‌عنوان یک بخش از ماهیت سیاسی استراتژیک مورد بررسی قرار می‌‌گرفت که اطراف آن یعنی ترکیه، پاکستان و شاخ آفریقا به‌مثابه‌ی عناصر متشکله‌ی امنیتی، قابل توجه بوده، ولی می‌‌بایست موازنه‌ی قدرت در این بخش از جهان برقرار گردد»۴همه‌وهمه نشان‌دهنده‌ی این است که آمریکایی‌ها هیچ‌گاه بازدارندگی در مقابل ایران را رها نکرده‌اند.
    نیکلاس برنز، در تاریخ ۷ مرداد (۲۹ جولای ۲۰۱۵)  می‌گوید: «باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا و جانشین او و یا حتی جانشین رئیس‌جمهور بعد از اوباما، باید تلاش کنند قدرت ایران را در منطقه مهار کنند... بنابراین ما باید قدرت دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی خود را برای انسداد ایران در شرایط فعلی و مهار قدرت این کشور در منطقه در سال‌های آینده به کار بریم... »

    در ادامه‌ی همین دکترین بازدارندگی است که اوباما در ۵ آوریل ۲۰۱۵، یعنی ۱۵ فروردین و بعد از بیانیه‌ی لوزان، در مصاحبه‌ای تحت عنوان «ایران و دکترین اوباما» با «نیویورک‌تایمز»، توضیح می‌‌دهد که «بودجه‌ی دفاعی ایران سی میلیارد دلار است و بودجه‌ی دفاعی ما نزدیک به شش‌صد میلیارد. ایران می‌داند که نمی‌تواند با ما مبارزه کند... دکترین (من) این است: ما تعامل می‌کنیم، اما همه‌ی ظرفیت‌هایمان را هم حفظ می‌کنیم... می‌‌گویند ایران کنترل‌‌ناپذیر است. این‌طور نیست. تمام گزینه‌ها را حفظ کرده‌ایم… ساده‌لوح هم نیستیم... کسی چه می‌داند، ایران ممکن است تغییر کند و اگر این اتفاق نیفتاد، توانایی‌های بازدارندگی و برتری نظامی ما همچنان سر جایشان هست.»۵

    رئیس‌جمهور آمریکا همچنین در پاسخ به پرسش‌های دو تن از رهبران اصلی جامعه‌ی یهودیان در آمریکا که در روز جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴ (۲۸ اوت ۲۰۱۵) انجام شد، اشاره کرد: «ما باید فعالیت‌های ایران در بر هم زدن ثبات را با استفاده از دست‌نشانده‌های خود در بخش‌های مختلف منطقه متوقف کنیم، اما ما برای این کار نیاز داریم هماهنگی بهتری با شرکای خود داشته باشیم و اطلاعات خود را بهبود بخشیم و به ساخت چیزهایی مانند گنبد آهنین، که از مردم در برابر موشک‌ها محافظت می‌‌کند، ادامه دهیم.»۶

    موضوع بازدارندگی آمریکا همچنین توسط اوباما در نامه به سناتور جرالد ندلر مشهود است؛ آنجا که وی اظهار می‌‌دارد: «ما مراحلی را انجام ‌می‌دهیم که [خود] ما و متحدان و شرکایمان را درباره‌ی توانمندی هرچه بیشتر در مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده‌ی ایران و حمایت آن از تروریسم، مطمئن می‌سازد. این [اقدام] شامل مشارکت عمیق و اشتراک اطلاعات با اسرائیل و شرکایمان در شورای همکاری خلیج فارس و تداوم اجرای قوانین آمریکا و بین‌الملل، از جمله تحریم‌های مربوط به فعالیت‌های غیرهسته‌ای ایران است.»۷
     
     راهبرد «شرمنده‌سازی» (SHAMING)
    در کنار دو دکترین یادشده، دولت اوباما راهبردهایی را نیز به‌منظور دستیابی به اهداف کلان خود مدنظر قرار داده است. راهبرد نانوشته‌ی «بازیگر شرمنده» یکی از راهبردهایی است که به‌وسیله‌ی آن تلاش می‌‌شود رفتارهای ایران در سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، به‌گونه‌ای به نمایش گذاشته شود که ایران در سطح منطقه و بین‌الملل، از اعمال و اقدامات خود «شرمنده» شود تا همین موضوع به‌مرور موجبات «تغییر رفتار» ایران را فراهم کند. برای مثال، در عرصه‌ی داخلی به «نقض حقوق بشر و آزادی بیان»، «غیردموکراتیک بودن»، «ایدئولوژیک بودن» و... متهم می‌‌شود. در عرصه‌ی منطقه‌ای متهم به «مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر»، «برهم‌زننده‌ی امنیت منطقه»، «بی‌ثبات‌کننده‌ی منطقه»، «بخشی از مشکل» و... جلوه داده می‌‌شود. در عین حال، تلاش می‌‌شود تا این‌گونه اظهار شود درصورتی‌که این رهیافت‌ها از سوی ایران مورد بازنگری قرار گیرد، ایران «از حالت انزوا خارج شده» و «به آغوش جامعه‌ی بین‌الملل بازمی‌‌گردد.» موضوعی که چند روز بعد از جمع‌بندی وین، رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز عید فطر، به آن جواب صریح و محکم دادند: «چه این متن تصویب بشود و چه نشود، به حول‌وقوه‌ی الهی، اجازه‌ی هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای از آن داده نخواهد شد. اجازه‌ی خدشه‌ی در اصول اساسی نظام اسلامی به کسی داده نخواهد شد... چه این متن تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید.»
     
     راهبرد «منافع مشترک»
    منافع ایران و آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا ۱۸۰ درجه با هم اختلاف دارد. قید «در برابر هم قرار گرفتن» حتی به‌معنی «رقابت‌آمیز» بودن نیز نیست، بلکه فراتر از آن، منظور «در تعارض» با هم است. این تعارض منافع نه‌تنها در ابعاد هویتی و ایدئولوژیک (که در اینجا موضوع بحث نیست)، که در منافع ملی دو طرف در منطقه نیز ریشه دارد. سیستم تأمین امنیت آمریکا در منطقه، در اساس در تقابل با سیستم تأمین امنیت ایران در منطقه است.
    راهبرد نانوشته‌ی «بازیگر شرمنده» یکی از راهبردهایی است که به‌وسیله‌ی آن تلاش می‌‌شود رفتارهای ایران در سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، به‌گونه‌ای به نمایش گذاشته شود که ایران در سطح منطقه و بین‌الملل، از اعمال و اقدامات خود «شرمنده» شود تا همین موضوع به‌مرور موجبات «تغییر رفتار» ایران را فراهم کند.

    برای مثال، غربی‌ها و مخصوصاً مقامات آمریکایی به‌دنبال القای این مسئله هستند که ایران و غرب درخصوص برخی مسائل منطقه‌ای مثل مبارزه با داعش، منافع مشترک دارند؛ موضوعی که متأسفانه در فضای رسانه‌ای داخل کشور و توسط برخی بیان شده است. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، روز دوشنبه ۹ شهریور (۳۱ آگوست)، در نشستی خبری در برلین، با استقبال از حضور ایران در ائتلاف ضدداعش و مبارزه با این گروه تروریستی، اظهار داشت: «به گمان من، ایران نفوذ قابل ملاحظه‌ای در آنچه در سوریه اتفاق می‌‌افتد، دارد و همه از حضور سازنده‌ی ایران در مذاکرات سوریه استقبال می‌‌کنند.»۸ جان کری، وزیر امور خارجه‌ی آمریکا نیز ضمن بیان اینکه «با لاوروف مذاکره خواهم کرد تا ببینم ایرانی‌ها آماده‌اند چه نقشی در ماجرای داعش ایفا کنند» و بیان اینکه «ما می‌‌خواهیم مشارکت سعودی‌ها و ترک‌ها را جلب کنیم و در نهایت، احتمالاً ببینیم ایرانی‌ها آماده‌اند چه نقشی ایفا کنند»۹ به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده‌ به نقش ایران اشاره کرده است.

    اگرچه هدف از این راهبرد، در بلندمدت، «عادی‌سازی رابطه» در سایر زمینه‌هاست، اما واضح است که این موضوع منطقاً صحیح نیست. موضوع منافع مشترک ایران و آمریکا حتی در مسئله‌ی داعش نیز با هم یکسان نیست. بخشی از دلیل این موضوع در رویکرد آمریکا به منافع موجود در تروریسم ریشه دارد. آمریکا نه‌تنها از حضور تروریسم در منطقه ناراضی نیست که بخواهد برای از میان بردن آن با کشوری دیگر ائتلاف تشکیل دهد، بلکه خود به‌وجودآورنده و پشتیبانی‌کننده‌ی گروهک‌های تروریستی در منطقه است. اگر بنا بر از بین بردن گروه‌های تروریستی بود، آمریکا هم‌اکنون نیز از چنین ائتلافی (به تعبیر خود، بین‌المللی و چندجانبه) بهره می‌‌برد و نیازی به ائتلاف و همکاری جدید نبود.

    با استمساک به این منافع آمریکا، بحث بر سر تلقی از ایران به‌عنوان «پسر خوب منطقه» و «ژاندارم منطقه»، بحثی بی‌پایه است و تلقی عده‌ای مبنی بر «حل کردن موضوعات منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا به‌عنوان لازمه‌ی سوق دادن سیاست‌های آمریکا به‌سمت شرق آسیا موسوم به آسیا-پاسفیک» یا «از بین بردن محور احتمالی چین-ایران-روسیه در برابر محور غربی» و... که برای نیل به آن‌ها نیاز به «عادی‌سازی روابط با ایران» وجود داشته باشد، در واقعیت مناسبات منطقه وجود ندارد.
     
     راهبرد حل «مسئله‌ی فلسطین»
    آمریکایی‌ها به‌شدت در تلاش‌اند تا توافق با ایران را سکوی امنیت رژیم صهیونیستی معرفی کنند. برای مثال، «المانیتور» به نقل از یک مقام وزارت خارجه‌ی آمریکا اعلام کرد: «قصد داریم بر ایرانی‌ها فشار وارد کنیم تا آن‌ها روند افزایش آشوب‌ها در منطقه را از طریق کمک به حزب‌الله و حماس متوقف کنند»۱۰ آنگلا مرکل نیز چنین گفت که «لحن ایران در قبال اسرائیل قابل پذیرش نیست... اینکه ایران تغییری در مواضع و لحن خود در قبال اسرائیل نداده و این رژیم را به رسمیت نمی‌شناسد، ناامیدکننده است.»۱۱

    این موضوع اما به‌تنهایی نمی‌تواند به‌طور واقعی امنیت رژیم صهیونیستی را تأمین کند. لذا آمریکایی‌ها با استمساک به راهبرد نانوشته‌ی شرمنده‌سازی ایران به‌دنبال وادار کردن این کشور به «عادی‌سازی» رابطه با اسرائیل هستند. این موضوع به‌صراحت در گفته‌های مقامات غربی و به‌خصوص آمریکایی‌ها مشهود است. اوباما نیز در مصاحبه با وب‌سایت «میک» به این موضوع اشاره کرد و گفت: «در داخل ایران باید گذار صورت بگیرد، حتی اگر تدریجی باشد. گذاری که طی آن درک شود که شعار مرگ بر آمریکا و انکار هولوکاست توسط رهبران ایران و تهدید اسرائیل به نابودی و دادن اسلحه به حزب‌الله (گروهی که در فهرست تروریستی قرار دارد) و کارهایی از این دست، از ایران در چشم بخش اعظم جهانیان، کشوری طردشده می‌سازد.»۱۲
     
    آمریکایی‌ها به‌شدت در تلاش‌اند تا توافق با ایران را سکوی امنیت رژیم صهیونیستی معرفی کنند. برای مثال، «المانیتور» به نقل از یک مقام وزارت خارجه‌ی آمریکا اعلام کرد: «قصد داریم بر ایرانی‌ها فشار وارد کنیم تا آن‌ها روند افزایش آشوب‌ها در منطقه را از طریق کمک به حزب‌الله و حماس متوقف کنند»

     راهبرد حفظ «چهارچوب تحریم‌ها»
    در کنار موضوعات یادشده و به‌عنوان نکته‌ی آخر، می‌توان به این موضوع نیز اشاره کرد که سیاست کلی آمریکا، حفظ چهارچوب تحریم‌هاست. این موضوع می‌تواند یا از طریق «برداشت‌ها و تفسیرهای نادرست» از متن جمع‌بندی وین باشد یا از طریق انتقال تحریم‌ها به موضوعات دیگری از جمله مسائل حقوق بشر یا سیاست‌های منطقه‌ای ایران یعنی حمایت از محور مقاومت. به همین سبب است که باراک اوباما بلافاصله بعد از جمع‌بندی مذاکرات در ۲۳ تیر (۱۴ جولای)، به‌صراحت به این موضوع اشاره کرد و گفت: «تحریم‌هایی که مربوط به حمایت ایران از تروریسم، برنامه‌ی موشک‌های بالستیک و نقض حقوق بشر می‌‌شود را حفظ خواهیم کرد.»۱۳

    همچنین جک لو، وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز در این‌خصوص برآن است که «حفظ معماری تحریم‌ها۱۴ در حین فراهم آوردن تخفیف از طریق معافیت‌های تحریمی، شرط دوم ما (یعنی برخورداری از توانایی بازگرداندن تحریم‌ها در صورت عدم پایبندی ایران به تعهداتش) را تقویت می‌کند.»۱۵ کریس بک مایر، معاون هماهنگ‌کننده‌ی سیاست تحریم‌ها در وزارت خارجه آمریکا و مشاور جان کری نیز در این‌باره چنین گفت: «با توافق هسته‌ای همه‌ی تحریم‌های ما علیه ایران برداشته نخواهد شد. تحریم‌هایی وجود دارد که به‌علت حمایت ایران از تروریسم اعمال شده است. این تحریم‌ها به قوت خود باقی خواهند ماند. تحریم‌های مربوط به نقض حقوق بشر در ایران نیز همچنان باقی خواهند ماند. تحریم‌هایی وجود دارد که به حمایت ایران از رژیم بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، مربوط است و این تحریم‌ها نیز باقی خواهند ماند. بنابراین می‌‌بینیم که بسیاری از این تحریم‌ها همچنان باقی خواهند ماند.»۱۶

    با این اوصاف، به ‌نظر می‌رسد «نبرد تفسیرها» از متن برجام آغاز شده و پیروز میدان کسی است که بتواند روایت و تفسیر خود را به طرف مقابل بقبولاند. به همین علت، رهبر انقلاب از مسئولین امر مطالبه کردند که جواب سخنان طرف مقابل را به‌صراحت بدهند: «اگر بناست تحریم‌ها برداشته نشود، پس معامله‌ای وجود ندارد، دیگر اصلاً این معنا ندارد. مسئولین این را باید مشخص کنند و نگویند که مثلاً او برای قانع کردن رقبای داخلی خودش این حرف را می‌زند. بله، دعوایی که در آمریکا هست، دعوای واقعی است. بنده عقیده ندارم که دعوای صوری و ظاهری است. واقعاً اختلاف دارند. علت اختلافشان هم برای ما روشن است، لکن به‌هرحال آنچه رسماً گفته می‌شود، پاسخ لازم دارد. اگر پاسخ داده نشود، همان تثبیت خواهد شد.»
  18. سلام
    آیا جنبش امل هم مثل حزب الله دارای ساز و برگ نظامی و نیروی امنیتی هست؟
    آیا در ماجرای سوریه وارد شده اند؟
    در جنگ 33 روزه چطور؟
    من شنیدم با حزب الله رابطه ای خوبی ندارند
    • پاسخ:

      سلام
      یادم می آید این پرسش را پاسخ دادم. اینکه چرا جواب آن پاک شده جای تعجب است.
      حرکت امل از هیچ کشور خارجی کمک نگرفته و حامی خارجی ندارد. امکانات و سلاح آن محدود است. البته در اوایل تاسیس حزب الله، حرکت امل توپ و تانک هم داشتند که بعدها تحویل ارتش لبنان دادند.
      حرکت امل به عنوان یک گروه وارد سوریه نشد و رویکردش در این مورد حفظ بی طرفی بود. اما برخی از جوانان حرکت امل سرخودانه برای حفظ حرم رفتند و شهید هم دادند.
      در مورد جنگ ۳۳ روزه نقش نظامی بسیار اندکی داشتند که من از کم و کیف آن بی خبرم. اما هرچه بود مایه تشکر شخصی سید حسن نصرالله حفظه الله از نبیه بری و نقش وی در حمایت حزب الله شد.
      حزب و حرکت امل دو سال با یکدیگر جنگ داشتند که برای آشنایی بیشتر می توانید از قسمت کلید واژه ها یا جستجو، واژه حرکت امل را سرچ کنید و مطالب مرتبط را بیابید.
  19. سلام
    منظور از مزدوران آل سعود؛ همون فلسطینی ها هستن که از کمپشون که نزدیک سفارت هست، با ماشین انتخاری خارج شدن و به سفارت حمله کردن؟
    • پاسخ:

      خیر
      مدیر عملیات که سعودی بود. بعد از بازداشت هم مزدوران لبنانی آل سعود در سازمان امنیت لبنان سر به نیستش کردند که نتواند اعتراف کند. مهاجمین هم یکی لبنانی و دیگری هم شاید فلسطینی بود. هردوی انها هم از سلفی های تکفیری احمد الاسیر بودند و هم اکنون وی اعتراف کرده که با آنها رابطه داشته. همه این افراد از سیستم های امنیتی آل سعود تغذیه مالی و اطلاعاتی می شده اند.
  20. میشه دلیل این قسمت از حرفتون رو بگین:

     ایرانی در لبنان، بیشترین احترام را نسبت به کشورهای دیگر دارد. 
    • پاسخ:

      در کشورهای دیگر خیلی با ایرانی ها بدرفتاری می شود. چه آمریکا و اروپا و چه کشورهای عربی مثل عربستان و امارات و غیره. البته در سوریه و عراق هم الان ایرانی ها کلی تحویل گرفته می شوند و پاسپورت ایرانی کلی اعتبار دارد.
  21. تاج الدین

    بنظر میاد به قدری ما لبنان رو وشاید همزمان برعکس،همدیگه رو در دسترس در نظر گرفتیم که دیگه بی خیال ظرافت های هرگونه رابطه دوطرفه، رفتیم سراغ دیگران و این رابطه همینجور اصلاح نشده رو زمین مونده.
    کل ارتباطات مردمی که بین دو ملت ایران و لبنان(جامعه شیعی) تا الان برقرار بوده چه بوده؟
    از اعزام نیروی سپاه دهه 60 بگیر تا امروز؟ آیا این یه رابطه مردمی بوده یا رابطه موشکی؟
    ببینید،اگر بین دو برادر خونی هم سالها دیالوگ مقتضی برقرار نباشه،ممکنه بعد سالها بلافاصله بعد 5دقیقه صحبت و برقراری دیالوگ،دل همدیگه رو بزنن! حالا ممکنه این وسط طی این سالها این دو برادر مبتنی بر تعصب خونی، از دور با هم مراودات مثلا مالی هم داشته بودن...ولی دیالوگ چیز دیگرست.
    لذا وقتی دیالوگی بین دو جامعه مذکور نبوده،تا همینجاش هم که دورادور یه محبتی بین شون برقراه،خیلیه.
    اگر از لبنان بنده خدایی پا میشه چشم بسته و احیانا با توقعات بسیط میاد ایران،یا گیر یه آدمی میفته که کلا تو باغ نیست و فرق یه عرب لبنانی با عرب مراکشی رو نمیدونه. و یا گیر یه بیشعور "نه غزه،نه لبنانی" میفته که سرشار از نفرته و کینه اش از جمهوری اسلامی رو سر اون خالی میکنه! و در بهترین حالت گیر یه بچه حزب اللهی میفته که که او هم توقعات ماورایی از یه لبنانی داره (در حد سید حسن نصرالله و نه کمتر!) ... که اون هم اگر بخواد به یه رابطه ی بیش از چن دقیقه منتهی بشه،ن.عا سرانجامی بهتر از اون دوتای اولی نداره و اینو تجربه ثابت کرده.
    ته همه این حرفا چیه؟ رابطه مردمی نداریم و جای مردم نهادها خالیه. هرچه بوده روابط حکومتی و رسمی بوده و بقیه روابط حول اون محور. از تور زیارتی و اینها هم روابط مردمی در نمیاد مگر با ایجاد اصلاحات ساختاری در روش برگزاری.
  22. سلام
    راسته که مردهای لبنانی دو یا چند زنه هستند؟ مثلاً من شنیدم که یکی از شهدای حزب الله چند وقت قبل از شهادتش از زن دیگری خوشش میاد و از همسرش می خواد که اون رو براش خواستگاری کنه! و همینطور هم میشه!!
    • پاسخ:

      سلام
      این قضیه بسیار کم هست و جزو استثنا ها حساب میشه.  الان یکی بتونه یه دونه زن بگیره خیلی هنر کرده
  23. با سلام
    نظر مردم لبنان درباره مردم عربستان ورژیم ملعون آل سقوط چیه.
    • پاسخ:

      اکثر سنی ها طرفدار عربستانند.
  24. بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام من با یک سنی لبنانی حرف میزدم فهمیدم طرفدار سعودیه * **** *** ***** ** *** ** **** ** *** * **** ***** **** *** ** * ** *** ** **** *** ** ***** *** ** ** * ***** *** ** **** * **** *** **** * ** **** ** ***** ****** ** ** *** ***** **** ** ***** **** ** **** **** **** **** ***** **** ** **** *** **** ** ***** ***** ***** ** ********* **** ** ***** ****** ****** **** *** ** ** ********* ***** ****** *** ***** ** ***** ** *** *** ** ****** ******* * ***** ** **** **** *** ** ***** ***** ***** ** ***** **** ** **** ****** ** ***** ** *** *** ** ** ***** **** ** ******** ********* ** ** **** ***** *** ************* **** **** ** ** *** ** **** ** ****** * **** * ****** ***** ****** ******* ** ***** ** ** ******** ****
    • پاسخ:

      بله کلا سنی های لبنان از قدیم تحت حمایت مصر بودند و بعد از شکست مصر از رژیم اشغالگر قدس و بعد از وفات عبدالناصر و کاهش قدرت مصر، زیر چتر عربستان درآمدند. از لحاظ دینی و زمان شروع ماه های قمری و اعیاد کاملا گوش به فرمان عربستان هستند. از لحاظ آموزشی و تربیتی و رسانه ای هم کاملا همسو با این کشور هستند. خب وقتی شخص، شبکه ای را نگاه کند که اخبار دروغین از پیروزی ها در یمن بر ضد اندک شورشیان حوثی!! منتشر می کند و همینطور بیننده شبکه های عربستان باشد، باید هم نفهمد در یمن چه خبر است. وقتی صدای سازمان ملل و برخی موسسه های حقوق بشری (که عربستان موفق به خریدن آنها و حق السکوت دادن نشده) درآمده است باید فهمید وضع چقدر خراب است.
  25. شما دانشجو هستین ؟ یا فعال سیاسی و سخنگو شبکه های صداسیمای میلی .
    • پاسخ:

      بله دانشجو هستم. شما هر چیزی به میلتون نبود رو انکار می کنید؟  آیا مطلبی از صدا و سیما آورده ام؟ متاسفانه یک سری افراد که مدعی و خواستار آزادی بیان هستند تا کسی حرف حقی زد که در شبکه های ماهواره ای دشمن از آن چیزی نشنیده اند یا برعکس آنرا نشنیده اند، احساس می کنند باید به سرعت صدای وی را خفه کنند. امیدوارم علی آقا از این افراد نباشد
    • پاسخ:

      اظهار نظر؟ فکر نمی کنم چیزی رو از خودم گفته باشم. نظر علما است و عموما با سند و مدرک.
  26. سلام به شما . حالا من از شما میپرسم شما هم اگر چیزی برخلاف میل شما بود انکار میکنید . چرا ما باید مثل شماها فکر کنیم . این همه تو صدا و سیماتون این همه تبلیغ نابودی این و اون رو میخواهین چی شد ؟ چی گرفتین ؟ جز این بود کمر مردم شکست تو این تحریمها جز اینکه اعراب سود کردن چی شد .
    یه سوال شما از کجا میدونی حرف شما حقه ؟ مگه شما خدایی ؟ صدا رو میخواهیم خفه کنیم ؟ کدوم صدا فعلن کسی که خفه کرده معلومه . دوست عزیز کامنت ها در ستایش شما هست کی با شما مخالفت کرده که انقدر ناراحت شدین . شبکه ماهواره ای دشمن .! شما بهتره برسین به همون دشمنتون .دانشجو هم باشین . در ضمن من جز احترام تو آمریکا به ایرانیان چیزی ندیدم .ولی خب ذهن شما بسته هست کاریش نمیشه کرد. کسی که خودش رو میزنه به خواب نمیشه بیدار کرد .

     در آخر نمیدونم چه افسانه ای از من ساختی ولی یه چیز یادت باشه زندگی کوتاه هست زیاد سخت نگیر . شاد باشید . یا علی .

    • پاسخ:

      من واقعیت ها را انکار نمی کنم. همچین هم نگو صداسیماتون! نه مسئولی هستم نه حقوق بگیر. اما بحث تحریم و فشار را گره نزنید به حقانیت یا عدم حقانیت. حضرت پیامبر هم تحریم شد. پس نعوذ بالله اشتباه کرده بود به رسالت مبعوث شد؟! هر کس تحریم شد و فشار دید اشتباه کرده و سیاست غلطی در پیش گرفته؟ حرف غیر منطقی نزنید.
      شما اصلا آمریکا بودی که از احترام حرف میزنی؟ در لبنان هم کسی بی احترامی نمی کند. اما وقتی دولت آمریکا اینهمه کارشنکی و دشمنی کرده و تحریم های ظالمانه وضع کرده، شما به این میگویید احترام؟ تحریمها بیشتر از اینکه دولت را در فشار قرار دهد مردم را در فشار قرار داده. واقع بین باشید. آمریکا با مردم ما خیلی دشمنی کرده. شما ذهن خودتون رو باز کنید و به جای بزک کردن دشمن، به اون موقع فکر کنید که دشمن دستش به شما رسیده و می خواهد نابودتان کند. فقط انسانهای ضعیف تسلیم اراده دشمن می شوند که مبادا ذره ای فشار تحمل کنند.
  27. تحریم امریکا پدر مردم رو در آورده ... احترام کجا بود :ا  مطمئنی ذهن شما بازه؟...در هر صورت با اینکه زندگی کوتاهه خیلی توهم زدن هم واسه همین 2 روز ضرر داره!

    گاهی برام سوال میشه بعضیا چه جوری این همه بلاهایی که امریکا سر ما میاره رو نمیبینن... آخه خود امریکایی ها هم خدا رو شکر خیلی هم پشت سر نمی کنن...همینجور تو چشممون نگاه می کنن و در جواب لبخندمون لگد تحویل میدن ...باز میبینی یه عده میان کاری که اونا اعلام می کنن رو انکار می کنن :ا
    • پاسخ:

      والا کارشناسان اقتصادی همین دولت هم اقرار کردن رفع تحریم تاثیر زیادی روی اقتصاد ایران نخواهد داشت. حرفها و تحلیلهای راننده تاکسی نفرمایید. تحریم پدر مردم رو در نیاورده. زیاده خواهی و عدم قناعته که همه مون رو زمینگیر کرده.
  28. یکی از چیزایی که ایرانی ها از فرهنگ آمریکا یی یاد گرفتن اینه که همه فقط دنبال پول هستند براشون هم فرقی نداره این پولو چطور بدست بیارن اصلا انگار بعضی ها فکر میکنن فقط خودشون آدمند وحق زندگی دارند وبقیه باید زیر پاهاشون له بشن وبمیرند انصاف مرده رحم مرده دلای آدما مثل سنگ شده یه ذره محبت توشون نیست آدم تو این دنیا احساس خفقان می کنه ،فقط به این خاطر که میبینند یکی به کمک وحتی محبتشون  محتاجه تا جایی که می تونن میچاپنش واسم خودشون رو هم میذارن آدم زرنگ...بعضی ها بوی انسانیت نمی دن بوی گند مادیات میدن .....
  29. بله درسته حق باشماست اشتباه گفتم :) ...منظورم سمت ازار و اذیت تموم نشدنیشون بود :ا




  30. سلام علیکم  ما واقعا دیوونه لبنانی ها شدیم مخصوصا از وقتی که با شهید مهدی یاغی#کرار و شهید جهاد مغنیه آشنا گشتیم ... آقا گذشت تا همین دوسه هفته پیش تو حرم سیدالشهدا خعلی اتفاقی با یکی از همین بچه های لبنان  آشنا شدیم یعنی واقعا عاشق ایرانی جماعتنا منم که کشته مرده بودم یه رفیق لبنانی داشته باشم من ذوق اونم ذوق دیگه هرجوری بود خودمونو جمو جور کردیم 😂شماره از هم گرفتیم تا الانشم خداروشکر با هم رفیقیم یک احترام عجیبی به حضرت آقا میگذارن اصلا مثال نزدنی بعضی وقتا احساس میکنم یک خارجی بیشتر از من قدر بودن رهبرم رو میدونه ... به هرحال خداروشکر رفیقی که هدیه امام حسین باشه دیگه نوره علی نوره خدا توفیقی عنایت کند با رفیق لبنانیو ایرانیمون شهید شیم این بی قراری هم به سرانجام برسه... چو عشق آمد کجا صبرو کجا دل ... آقا محمود ان شاالله موفق و پیروز باشید. التماس دعا یاعلی
  31. باسلام.خ وبلاگ قشنگی هست.میشه گفت تقریباهمه مسائل گفته شده.ببخشیدمیخاستم بدونم فضای اموزشی لبنان بهترازایران هست ک شمامهاحرت کردید؟ بعد من لبنانی های زیادی دیدم اخلاقشون شبیه اروپایی ها هست و خ دیر میجوشن.ازطرفی درمسافرت ب لبنان درکنال تعجب میبینی سبک امریکایی زیادهست بینشون.سوال دیگه ای ک داشتم ایا درست هست ک لبنان بخصوص خانمهای لبنانی موش ازمایشگاهی اروپا و انریما هست و هروقت میخان فسق و غجوری رو ازمایش کنن اول ب خانمهای لبنانی توجه میشه؟ سوال دیگه ام اینه که زنهای ایرانی از دید خانمها و اقایون لبنانی چحورهستن؟ یعنی واقعاازنظر لبنانی ها قناعت ی جور خسیسی بنظرمیاد؟
    • پاسخ:

      سلام. خیر. علت رفتن من تحصیلی نبود. شخصی بود. دانشگاه های بهتر داره. دانشگاه ضعیف تر هم هست. اتفاقا لبنانی ها انسانهای خونگرمی هستن. اما در سفر خارج، با احتیاط با دیگران برخورد میکنند. خصوصا سفر اربعین. چون کلی ایرانی و عراقی هست که آویزانشان بشود!
      ممکن است برخی خواننده یا رقاص یا هنرمندان چنین باشند اما جامعه مسلمانان و حتی مسیحیان لبنان عموما اخلاق و فرهنگ شرقی و حجب و حیا دارند.
      زنهایشان به زنهای ایرانی ها حسودی می کنند چرا که می توانند حق خود را بگیرند یا مهر خود را درخواست کنند و در تصمیم گیری های زندگی مشارکت دارند. مردهایشان به همین دلیل، راغب به زندگی با زن ایرانی نیستند.
      بله خسیسی به نظر میاد
  32. ممنون از پاسختون.قسمت بهشون اویزون بشن خ جالب بود.چون براماهم خ اتفاق میفتههرجامیریم و متوجه میشن مال کدوم شهریم سعی میکنن باهامون دوست بشن.اماواقعیت اینه این ی جورمحبت هس و الانه الحمدلله دیگه کسی محتاج دیگری نیس.اگه هم محبتی میکنن چون تونظرشون ما ادمهای خونگرم و مهربونی هستیم.و مثل اینکه واقعاهم هستیم.لبنانیها خونگرم هستن امابعدازاینکه ازطرف مقابلشون مطمئن شدن.زود دم ب تله نمیدن خ محافظ کار هستن
  33. اقای مستر بین شاید توشهر شما توریست قبول نمیکنن.
    من هزار بار نوشتم بازم مینویسم اگه بی احترامی شده ب توریست خودش مقصره.شهرشیراز اردیبهشت همه هتلهاپرهستن.هرمسافربرابار سوم دوم میان ایران.بدبود نمیومدن.اتفاقا از عربها هم میان
    امالبنانی نه.و نصف درامد ماهم ازهمین هاهست.پس الکی چیزی نگید
    • پاسخ:

      اینو قبول ندارم که اگر بی احترامی میشه تقصیر توریسته.
  34. اقای علوی شمو شده برین ی کشور خارجی و بهتون بی احترامی بشه؟ 
    منظورم کشورهایی هست ک میگن ما تروریست هستیم.
    اگه بله هست بخاطر اینه دید وسیعی ازشمو ندارن اگه ن هست چون میبنن اخلاقتون بااونی ک شنیدن فرق داره.عربهاهمینجورن.
    اگه کسی باهاشون خوب برخوردمیکنه میشناسشون اگه ن دیپشون همون دید زمان پهلوی هس.
    پس غیراینصورت پیش اومد بدونید ی حرکت غیرعرف ازشون سرزده.
    من دیدم ک میگم.بیشترم پیرمردها باهاشون بدهستن. والا جوونهای حالو دنبال این هستن با یکی دوست بشن ک حداقل میرن مسافرت خارجه ی روز پول هنل ندن.این حداقلش هس.
  35. آقا یک فرد لبنانی مهمون نیارید ایران فقط آبروتون میره میبردیم خیابون این دخترای اجق و وجق رو میدید میگفت : <<مگه ایران که کشور اسلامی نیست چرا انقدر فاحشه داره >>  سه ساعت توضیح میدادیم این آرایش و پوششی که شما فاجشه می دونید تو ایران عادییه میبردیم بازارچنتا فروشنده بی مغز شروع میکردن توهین کردن به این شخص آقا ما پولتونو میدیم شما حق مارو میخورید بعد هیچی نمیتونستیم بهش توضیح بدیم آخر سر بیچاره سید بشیر و خانوادش رو با اشک راهی لبنان کردیم کلی عذر خواهی و ...  که آقا بخدا اینا نمی فهمن امیدوارم خیلی اذیت نشده باشن و از مردم غیور ایرران بابت مهمان نوازی تون تشکر می کنیم ):
  36. سلام
    میخواستم عرض کنم اتفاقا بسیاری از توریست ها از اخلاق نیک ایرانیان بسیار یاد کرده اند
    میتوانید با یک سرچ ساده به این موضوع برسید
    • پاسخ:

      علیکم السلام. هرجا سرچ کنید، توریستهای اروپایی و چشم آبی و موبور بوده اند. نه اعراب. آیا با روسها هم همینطوریم؟ خصوصا با مردهایشان! آیا با چچنی ها همینطوریم؟ با آفریقایی ها اینطوری هستیم؟ قطعا خیر
  37. بیکار جامعه

    خدا یه عقلی به حضرت عالی و یک گشایشی بر امور ما هدیه کند.
    خیلی مسخرس که جوانان ما بیکار هستند آمار طلاق فاجعه بار است و کلی مشکل اقتصادی مسخره گریبان ملت رو گرفته بعد شما نظر مردم لبنان برات مهمه؟ و مسخره تر از اون اینه که کلی هم تحلیل میکنید که نظرشون درباره شما چیه درصورتی که اگر عمل خیری صورت گرفته باشد باید برای رضایت الله باشد و لاغیر!!! از خدا بترسید و این همه ظلم و فساد نکنید و شما هم قبل از بستن چشم هات و باز کردن در تویله روی صورتت حتما کمی فکر کن
    • پاسخ:

      من نه مسئول هستم نه برای مملکتم کار میکنم. عرضه داشتم خودم رزقم را در کشوری که بیکاری اش از ایران بالاتر است در بیاورم. مشکل من نیست شما عرضه ندارید در مملکت خودمان کار پیدا کنید. بنا بر این برخلاف شما به جای باز کردن گاله و فحاشی به بقیه، به موضوعاتی که برای خودم و دیگران اهمیت دارد می پردازم. اگر جزو مزدورهای سیاه نمای اینترنتی نباشید که در راستای منافع اسراییل در اینترنت علافی می کنند و مطالب ساخته دست انها را نشر و پخش می کنند، قطعا با سیاه نمایی خودتان، خدمت مفت و مجانی به آنها می کنید و از شما ممنون هستند. من مسئولیتی ندارم و نه به کسی ظلم کردم نه فساد. اما شما، کارتان، و ادبیاتتان سراسر ظلم و فساد است.
  38. آقای بیکار جامعه
    چه حرفتون صحیح باشه چه صحیح نباشه باید ادب رو رعایت کنید
  39. این دوست عزیزمون علی آقا کشوریو که هرکاری از دستش برمیومده در راه دشمنی با مملکتش کرده یعنی آمریکا رو دوست میدونه و هنوز براش اثبات نشده که بابا آمریکا دشمن خونی شماست.از حمایت از صدام و زدن هواپیمای مسافربری و جنگ خلیج فارس و تحریم و تهدید و حمایت از گروههای تروریستی و... انگار هیچی نمیدونه،داداش کجایی؟یه جوری حرف میزنی انگار از مریخ اومدی!!! وای از کسی که دوست و دشمنشو هنوز نمیشناسه و دیگرانو متهم به بسته بودن فکر میکنه.
  40. سلام 
    شما گفتید ایراتی ها خسیسند یا توریست نمی فهمند
    درسته که ایرانی ها از نظر اداری قوانین سخت و بدی دارند ولی خود مردم مهمان نواز هستند و مشکلی با اونها در سفر هام نداشتم 
    گفتید خسیسند ولی خوب من این حس رو نکردم 
    درسته من لبنانی نیستم ولی خوب ایرانی هم نیستم 😄
    مردم ایران بصورت ذاتی مهربان هستتد ولی خوب باید حق بدید کمی بخاطر کم اومدن  توریست قواعد ندونن 
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      من نظر لبنانی ها را نسبت به خودمون گفتم. نظر من نیست.
      از لحاظ منطقی و علمی شاید حرفشان غلط هم نباشد. چرا که در ایران تعداد افرادی که زبان خارجی صحبت کنند خیلی کم است. تعداد افرادی که دیپلم یا لیسانس هتل داری و توریسم داشته باشند بسیار کم است. اما لبنان به لحاظ اینکه از قدیم توریستی بوده، توجه به رشته های توریسم و هتل داری خیلی زیاد است. رستوران و هتل ها و کافه ها بطور اصولی اداره می شود و از طرف دیگر بیشتر کسانی که اقلا دبیرستان گذرانده باشند دو کلمه ای زبان بلدند. چون در دبیرستان کل دورس علمی به زبان خارجی آموزش داده می شود.
      درباره خسیس بودن، هرچند همه جوامع به خاطر مشکلات مالی و اقتصادی نسبت به گذشته ی خود متفاوت شده اند اما تصور لبنانی ها یک مقداری هم به خاطر اختلاف فرهنگی است. وگرنه ایرانی ها هم مهمان نواز بوده اند. اعراب هم مهمان نواز بوده اند. مثلا عراقی ها همانطور که در اربعین می بینید، بسیار به مهمان احترام می گذاشته اند و خیلی ها واجب می دانستند با دست خود غذا در دهان مهمان بگذارند. از مهمترین عادتها و آداب و رسوم اعراب احترام به مهمان بوده که مثلا اگر حتی قاتل فرزندشان مهمانشان می شد احترام می گذاشتند و نمی کشتند و می گذاشتند برود.
  41. <a href="http://www.novingate.com/home/">شرکت نوين گيت</a>

    اختلاف فرهنگی در این زمینه واضح هست. غیر از سبک زندگی، نحوه برخورد با همسر و آزادی هایی که به همسر میدن خیلی متفاوته با ایران. زن در لبنان مهریه اش را به اجرا نمی گذارد. مهریه را پتکی برای کوبیدن شوهر و در منگنه قرار دادن او برای انجام اموری که باب میل شوهر نیست قرار نمی دهد. منتی بر شوهر نمی گذارد. 
    شوهر عموما با مردان دیگر شب نشینی و قلیان کشی دارد و همسرش یا با بچه ها خواب است یا او هم همراه خانمهای دیگر شب نشینی می کند. زن برای مرد تصمیم نمی گیرد. درب اتوماتیک مرد برای خانواده تصمیم می گیرد. این امر نه با خشونت و بداخلاقی، بلکه در کمال آرامش و مهربانی هم انجام می شود. باید توجه داشت هیچکس شبیه دیگری نیست اما بطور کلی خانواده های لبنانی مردسالارند.
    از طرف دیگر مرد لبنانی تا جایی که می تواند اسباب اسایش خانواده را فراهم می کند و زیاد به تفریح و گردش و رستوران می روند که چون مرد خرج می کند، تصمیم راهبند در مورد اینکه کجا برویم و نرویم و کی برویم، با اوست. البته قضیه اینقدر هم پر رنگ نیست. خیلی از خانواده ها با مدل اروپایی و همفکری زوجین تصمیم می گیرند. بعضی ها هم اصلا مرد حوصله یا وقت ندارد، تصمیم با خانم است. در کل زن برای مرد تعیین تکلیف نمی کند. مطیع شوهر است.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی