پخش فیلم شیار ۱۴۳ به مناسبت شهادت بدرالدین

مقاومت اخبار

شیار ۱۴۳

به مناسبت بزرگداشت شهادت سید مصطفی بدرالدین، جمعیت هنری رسالات فیلم شیار ۱۴۳ را برای عموم به نمایش گذاشت. فیلم شیار ۱۴۳ قبلا در این مرکز فرهنگی به نمایش گذاشته شده بود. اما اینبار بطور مجانی و برای عموم پخش شد. سالن خیلی زود پر شد. بیشتر، جوان بودند و تعدادی هم خانوادگی آمده بودند. صندلی های سمت چپ برای خانمها در نظر گرفته شده بود. صندلی های میانی به شکل مختلط و سمت راست برای آقایان. از آنجا که تعداد آقایان تنها، کم بود، تعدادی از خانواده ها و دختر خانم ها در سمت راست نشستند. غیر از یکی دو نفر همه با حجاب و بسیاری از آنها چادری بودند. برخی فارغ التحصیل ها و دانشجویان رشته سینما و همچنین فعالان فرهنگی در میان حاضران قابل تشخیص بودند. زوجهای جوان و خانواده ها خودشان طوری مدیریت می کردند که خانمهایشان کنار مرد غریبه ننشینند.

قبل از شروع فیلم مسئولین سالن در حال هدایت و پیدا کردن جا برای تماشاگران تازه وارد بودند. همهمه کمی در سالن بود.

با شروع مراسم، محمد کوثرانی مسئول مرکز فرهنگی رسالات چند جمله ای در رثای شهید بدرالدین سخن گفت و احساس ناراحتی و فشار بابت شهادت وی را به اول جنگ ۳۳ روزه تشبیه کرد. وی با اشاره به نامه مقام معظم رهبری به سید حسن نصرالله که بعدها منتشر شد، گفت قطعا پس از شهادت وی، به برکت خون او فرج و گشایشی غیر منتظره حاصل خواهد شد. پس از سخنان وی قطعه کلیپ بسیار کوتاهی از شهید بدرالدین پخش شد.

 

 

فیلم به زبان اصلی و با زیرنویس عربی پخش شد. با اینکه زبان اصلی با لهجه محلی است، ترجمه عربی قابل قبولی داشت. حاضران در طول فیلم با سکوت به تماشا پرداختند. اوایل فیلم که عادی بود، به دکان حسین آقا تلفنچی که رسید، از گوش ایستادن تلفنچی و جوابهای زیرلبی اش تمام سالن به خنده افتاد. خصوصا وقتی الفت از خوابش برای پسرش حرف زد و تلفنچی گفت خواب زن چپ است!

سالن نمایش فیلم

به صحنه های درد و رنج الفت و مشکلاتش در پیدا کردن پسر که رسید، کل صندلی ها از هق هق فروخفته تماشاگران لرزه خفیفی گرفت. گاهی صدای سرفه دختری که از زور تلاش برای بی صدا گریستن، گلویش می گرفت به گوش می رسید.

با پایان فیلم، جمعیت از تک درب خروج سمت آقایان باید خارج می شد. خیلی منظم، آرام و بی صدا همه خارج می شدند. جو  فیلم همه را گرفته بود. اشک را در چشمهای همه شان می شد دید. دختری هنوز گریه می کرد. آنقدر همهمه سالن کم بود که انگار نه انگار اینهمه جمعیت در سالن است. از راه پله باریک که بالا رفتیم و به محوطه بیرون رسیدیم ترافیک زیادی در پارکینگ بود و کلی طول کشید تا از پارکینگ خارج شدم.

با یکی دو تا که می شناختم سلام و علیک کردم و درباره فیلم سوال کردم. می گفتند خیلی پر معنا بود. سینمای ایران بخصوص دفاع مقدس مورد توجه جوانهای لبنانی هست. حتی جوانهای غیر شیعه و غیر مذهبی. سینمای ایران امروزه به عنوان یک مکتب سینمایی جدید در دانشکده سینما در لبنان تدریس می شود. از آنجایی که سینمای ما به خاطر محظورات مذهبی، مجبور شده برخی مفاهیم را در لفافه و غیر مستقیم به تصویر بکشد، توانمندی و خلاقیت هنری جدیدی را به ثبت رسانده که به همراه دیگر مفاهیم خاص سینمای ایران یک مکتب جدید را به ثبت رسانده.

 

 

تبلیغ فیلم شیار ۱۴۳ در لبنان

نظرات (۱۲)

  1. خانوم آبجی خانوم برید سایت شبکه آی فیلم عربی و انگلیسی نظرات رو بخونید
    متوجه میشید که هم اعراب هم اروپایی ها هم آفریقایی ها و آمریکایی چه اقبالی به فیلم ها و سریال های ما نشون میدن
  2. سلام وقت بخیر ببخشید این گروهی که کلیپ یا طیبه با کارگردانی عباس یوسفی رو اجرا کردن رو میشناسید ؟

     

    • پاسخ:

      سلام. خیر
  3. این چه نوشته؟؟
    من هی الدول الخلیجیة التی صوتت لتأیید إیقاف النشاط الریاضی الکویتی فی حین عارضت إیران ذلک ؟


    • پاسخ:

      میدونید که برای کسی مجانی ترجمه نمیکنم. اما برای شما چون شمایید.
      کدام دولت‌های خلیج برای توقف فعالیت های ورزشی کویت رای مثبت دادند حال آنکه ایران مخالف آن بود؟
  4. واقعا فیلم زیبایی است مخصوصا قسمت لالایی آخرش که فوق العاده بود.
    چه خوب که مورد توجه لبنانی ها هم قرار گرفته است ؛ و ممنون از اینکه با تمام جزئیات حال وهوای جمعیت را بیان کردید.
    درست است که سینمای گل وبلبلی نداریم اما فیلم های ارزشی کم نداریم چون بدی زیاد است دلیل نمی شود که خوبی ها فراموش شوند.


    • پاسخ:

      اگه بخوام ترجمه کنم، روزی صد تا ترجمه هست. از اونایی که دنبال یه دختر لبنانی توی فیسبوک راه میفتن و میخان ببینن چی نوشته تا اونای دیگه! بیکار که نیستم
    • پاسخ:

      پول داشته باشن رستوران برن، اصلا بخودشون فشار نمیارن. حتی خیلی ها که پول ندارن، زیاد میرن رستوران، البته جاهای ارزون. بیشتر جوانهای مجرد رستوران میرن. اون هم شبها برای شب نشینی. نامزدها هم زیاد می روند. یا دختر و پسرهایی که می خواهند با هم آشنا شوند. رستوران که می روند، سلیقه همدیگه و اخلاق همدیگه رو زیر نظر می گیرند. دست و دلبازی پسر مورد ارزیابی قرار میگیره! و کلی صحبت می کنند. خانواده ها، روزهای تعطیل اگر دهکده نروند، عموما غذا از بیرون می گیرند یا رستوران می روند. اما در ایام هفته، بچه ها که از مدرسه میایند، اغلب ناهار را با مادر می خورند. یا صبر می کنند پدر هم بیاید. در این حالت ساعت 3 یا 4 یا 5 ناهار صرف می شود.
  5. این قسمتش عالی بود:
    اگه بخوام ترجمه کنم، روزی صد تا ترجمه هست. از اونایی که دنبال یه دختر لبنانی توی فیسبوک راه میفتن و میخان ببینن چی نوشته تا اونای دیگه! بیکار که نیستم
    مثل اینکه سایت داشتن هم چالش های خاص خودش رو داره و ما نمیدونستیم
    • پاسخ:

      چالش زیاد داریم laugh
  6. پارسا سلیمانی

    سلام.
    فرمانده ی ما حاج علیرضا بابایی به جمع شهدای مدافع حرم پیوست. ایشون کارمند دانشگاه اراک بود. خیلی آدم اهل دلی بود. با این که کمتر از 4 ماه بود که باهاش آشنا شده بودم ولی کلی باهاش خو گرفته بودم. اصلا یه جورایی عجیب نور بالا می زد. قرار بود ما رو هم با خودش ببره. کلی اطلاعات ازم خواست که بهش داده بودم. معرفیم کرده بود برای آموزش. همش منتظر تماسش بودم که چند روز پیش یکی از بچه ها زنگ زد گفت حاج رضا شهید شده. تولد امام علی علیه السلام بود که بهم پیامک داد. توی پیامک هایی که با هم رد و بدل کردیم یه پیامی برام فرستاد دقیقا با این مضمون "فرماندهی از آن توست یا حسین )ع( مددی". وقتی عکسای تشییع حاج رضا رو توی حرم امام حسین علیه السلام دیدم واقعا جا خوردم. فرمانده اساسی سربازشو تحویل گرفته بود. عکس تشییع حاج رضا امروز تیتر یک روزنامه کیهان بود. ما رو قال گذاشت و رفت. با رفتنش امید ما هم کمرنگ شد ...
    • پاسخ:

      من؟ چرا؟ کی؟ تاریخ خاتمه امتحاناتونو بدین تا اون موقع مطلب نمیزنم wink
      البته از دو شنبه بعد تا ماه مبارک رمضان احتمالا به اینترنت دسترسی نداشته باشم. مطلب نخواهیم داشت.

  7. بخاطر مطالب مفیدتون تشکر میکنم...متاسفانه آقای حمید داودآبادی از نویسنده های دفاع مقدس  در وبلاگشون درباره کارگردان این فیلم قضاوتهایی کردن ...وادعاکردن خانم کارگردان ایده فیلم را از خاطرات تفحص شهدا که ایشون در کتابش نقل قول کرده دزدیده!!! این فیلم مورد توجه حضرت آقا قرارگرفته وخود کارگردان گفته که از مجموعه خاطرات افراد زیادی ایده والگو گرفته...واقعا باعث تاسفه...
    • پاسخ:

      ممنونم. اگر ایشون ادعاشون درست باشه، باید حقش رعایت میشده. من هم از این موارد زیاد دارم که مطلبی رو نوشتم، بر میدارن در خبر یا مقاله ای استفاده می کنند و پول خوبی هم بابتش میگیرند. احساس آقای داوود آبادی رو درک میکنم. (اگر ادعاش درست باشه)
  8. خانم آبیار این داستان رو از یک مادر شهید کردستانی نقل کردن.اون خانوم اهل شهر بیجار تو کردستان بوده و در اصل یونس 14 ساله بوده...
    چنین ادعایی صحیح نیست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی