راهنمای کامل ازدواج در لبنان

آشنایی با لبنان فرهنگ و آداب و رسوم

ازدواج

علیرغم سختی ها و آینده مبهمی که ازدواج خصوصا ازدواج با خارجی دارد، افراد زیادی هستند که تمایل دارند لااقل در این مورد اطلاعاتی داشته باشند. با وجود مطالب گذشته که در مورد ازدواج با خارجی در این وبگاه منتشر شد، هنوز سوالها و تقاضاهای زیادی برای ازدواج با لبنانی برای این پایگاه ارسال می شود. تلاش می کنم در این مطلب علاوه بر گزارش کامل پیرامون ازدواج در لبنان، بطور مفصل به بحث ازدواج ایرانی با لبنانی بپردازم.
گزارش اختصاصی پایگاه خاطرات و نظرات یک ایرانی ساکن لبنان از ازدواج در لبنان.

شرایط و قواعد ازدواج

قطعا در این جا قصد نداریم چگونگی ازدواج های قدیمی را گزارش کنیم. مثلا اینکه از افتخاراتشان بوده عروس را بدزدند و وظیفه برادران و خانواده عروس هم این بوده که داماد را با تفنگ بزنند. حتی خیلی وقتها عروس را هم می کشتند. چرا که حاضر شده با پسر برود و آبرو و حیثیت خانوادگی را با خطر مواجه کرده. نگران نباشید، این روزها، اختیار دخترها دست خودشان است. آنچه در اینجا می خوانید چگونگی عروسی به صورت کلی و عمومی است و کاری به ریزه کاریهای خاص برخی اقلیت ها ندارد.
نحوه آشنایی (التعرف / التعارف)
اولین گام برای ازدواج، یافتن مورد مناسب است. مورد یابی از طریق آشنایی در فضای حقیقی یا گاهی مجازی و در موارد نادر با معرفی یک گزینه، و سپس بررسی اخلاق و رفتار و شخصیت آن دختر یا پسر صورت می گیرد. عموما در لبنان دختر و پسر در یک مکان مشترک مثل محل کار، دانشگاه، آموزشگاه یا به واسطه خیابان گردی بعد از ظهرها، با هم آشنا می شوند. آشنایی اولیه یک دوستی است نه به سبک اسلامی نه به سبک غربی که به سلام و علیک و گپ خلاصه می شود. اگر از همدیگر خوششان آمد و قصد ازدواج داشتند، صحبتها و نشستن هایشان در جمع تبدیل می شود به جلسات خصوصی در کافه و رستوران و پارک (گفتنی است در لبنان تعداد پارکها تقریبا از تعداد انگشتان دست کمتر است).

ممکن است یک نفر قصد ازدواج نداشته باشد و دیگری اصرار داشته باشد که این پرونده را باز کند و بقول خودمان آویزان او شود. این حالت در دخترها زیاد است. چون پسرهایی که احساس آمادگی برای ازدواج کنند کم هستند اما دخترها هیچ آمادگی نیاز ندارند. نه قرار است جهیزیه بدهند نه منتظر جمع کردن پول هستند نه سربازی (البته پسرها هم در لبنان سربازی اجباری ندارند). گاهی ممکن است  ببینید چند دختر دور یک پسر را گرفته اند. البته شنیده شده که برخی دخترها در یک زمان با چند نفر دوست هستند تا به نظر خودشان، با سنجیدن آنها، بهترین را انتخاب کنند! (از لحاظ شرعی چه مجوزی دارند، معلوم نیست).
نحوه خواستگاری (طُلبه / طلب الید)
دختر و پسری که از هم خوششان آمد، و یکدیگر را شریک آینده زندگی خود تصور کردند، تقریبا بیشتر راه را رفته اند. یعنی قسمت مهم، قبول کردن دختر خانم بود که انجام شده؛ بقیه اش ظاهری و رسم و رسومات است. بنابر این دختر و پسر با خانواده های خود صحبت می کنند. اول پسر برای آشنایی به دیدن پدر یا ولی دختر می رود و یکی دو جلسه صحبت می کنند. صحبتها در حد آشنایی است و جزئیات عروسی و زندگی را در بر نمی گیرد. همانجا از پدر دختر سوال می کند که دفعه بعد پدر و مادر و بزرگان خانواده را بیاورد یا فقط با پدر و مادرش برای آشنایی بیاید.

اگر جوان مقبول افتاد، خانواده داماد با بزرگان قوم به خواستگاری می روند. در بعضی شهرها یا روستاها هم ممکن است جلسه اول از پسر به عنوان مهمان، سه روز پذیرایی کنند. در این دو سه شب  رفتار و اخلاق او را کاملا زیر نظر می گیرند. (این مورد در مناطقی که با مناطق بیروت فاصله دارد یا برای داماد خارجی که جا ندارد مرسوم است).
نتیجتا از دو قسمت پیش بر می آید که ازدواج به روش سنتی، که کسی یک دختر را معرفی کند، و خانواده پسر به خواستگاری بروند، و بعد پسر و دختر یکدیگر را ببینند، تقریبا وجود ندارد. پس خواهشمندم کسی تقاضای معرفی دختر لبنانی نداشته باشد.
وقتی پسر برای اولین بار به خانه دختر می رود، حتما با خود یک جعبه شیرینی همراه می برد. بار دوم اقلا گل هدیه می برد. هیچ وقت نباید دست خالی باشد تا بخیل به نظر نیاید. اگر قرار شد با خانواده برای خواستگاری بروند حتما یک سینی باقلوای لبنانی به همراه می برند. در این جلسه بزرگترها صحبت می کنند و قرار و مدارهایشان را می گذارند که در سوریه به جلسه قرائت فاتحه معروف است! یعنی پس از مذاکرات فشرده و پیچیده بر سر شرایط ازدواج از جمله اینکه عقد شرعی قبل از مراسم نامزدی باشد یا در همان مراسم، میزان علامِه (نشان کردن عروس با طلا سر عقد)، میزان مهریه، محل سکونت آینده عروس و داماد و ... به توافق رسیدند یک سوره حمد می خوانند تا زندگی دو جوان با تبرک به آیات قرآن آغاز شود. گاهی حلقه نامزدی را در این مرحله به دست می کنند، گاهی هم در مراسم نامزدی.

نامزدی (خطبه / خطوبه)

برای این منظور لباس نامزدی اجاره می کنند یا می خرند و دختر را به آرایشگاه می برند. در بیروت هزینه های مراسم نامزدی بر عهده عروس است. در جنوب گاهی هزینه ها از جیب آقا داماد است و در بعلبک در بسیاری موارد خانواده دختر است که هزینه های لباس و آرایش و پذیرایی را می پردازد. البته عموما طرف مقابل برای کمک و نشان دادن خوش اخلاقی اش، قسمتی از هزینه ها را متقبل می شود.

امروزه که امکانات دختر و پسرهای معمولی، خیلی کم است، اکثرا همه هزینه ها را با مشارکت و اتفاق نظر همدیگر تقسیم می کنند، اما قسمت عمده بر گردن داماد است. در میان مراسم، آقا داماد باید علامِه یا سرویس طلا به دختر تقدیم کند. اگر قبلا حلقه دست می کردند، آنرا پیش از مراسم در می آورند و در جعبه می گذارند تا جلوی مردم حلقه دست یکدیگر کنند.

عادات و رسوم دوران نامزدی
نامزدهای لبنانی حلقه ای به انگشت دست راست می کنند، با هم به گردش می روند. در کافه و رستوران روبروی هم می نشینند و با یکدیگر صحبت می کنند و از بودن در کنار دیگری لذت می برند. آنها این مدت را مرحله آشنایی بهتر و عمیق تر می دانند و جدا شدن در این مرحله به بهانه اینکه پسر عصبی بود، گدا و خسیس بود، خوش تیپ و تمیز نبود، یا بهانه های دیگر، اتفاق می افتد که اصلا مایه ناراحتی یا خجالت هیچ یک از آنها هم نیست!

هدیه دادن به نامزد و ولخرجی برای نشان دادن محبت و دست و دلباز بودن آقا پسر ضروری است. حتی خیلی اوقات دختر چیزی هم نیاز ندارد اما می گوید وای این لباس چقدر قشنگ است. پسر باید دست در جیب مبارک بکند و آنرا بخرد تا معلوم شود او را دوست دارد و دست و دلباز و کریم و بامرام است. نباید آقا پسر بگذارد در رستوران یا آبمیوه فروشی، دختر دست در جیب یا کیف کرده و حساب کند. وگرنه داماد آینده در امتحان شکست خورده است.
دوران نامزدی در لبنان قدیم اکثرا کوتاه بود؛ بین یک ماه تا چند ماه. خیلی استثنا بود که یک سال یا دو سال نامزد باشند. اگر هم چنین می شد به علت مشکل در تهیه مسکن یا مشکلات غیر مترقبه مثل فوت اقوام بود که گاهی برخی خانواده های متعصب تا یکسال با پوشیدن لباس سیاه و اصلاح نکردن، عزای خود را نشان می دادند و طبعا عروس و داماد هم باید منتظر می ماندند.

امروزه برای اینکه دختر از دستشان نرود نامزد می کنند و تا آماده شدن خانه و کاشانه و شناخت بیشتر از یکدیگر، نامزد هستند. در دوران نامزدی، داماد باید خانه ای تهیه کند یعنی بخرد یا اجاره کند و با عروس خانم دنبال خرید جهاز و لوازم منزل به سلیقه ایشان و از جیب آقا داماد بروند.

البته رسم بسیار خوبی در لبنان بود که جدیدا به علت مشکلات مالی کمرنگ شده، و آن اینکه عروس و داماد نزد یک مغازه لوازم منزل فروشی، «لیست دو موریاج» یعنی لیست مایحتاج عروسی خود را می نوشتند و فامیل می آمدند و به عنوان کادو، یکی از آنها را می خریدند یا قسمتی از مبلغ را پرداخت می کردند. یا برخی بانکها حسابی برای ازدواج باز می کنند که شماره آن روی کارت عروسی درج می شود و می نویسند هدایای شما را به این شماره حساب پذیرا هستیم.

داماد لبنانی بر خلاف ایرانی ها لازم نیست چند برابر قدرت مالی خودش و پدرش خرج عروسی کند. مسکنی باید تهیه کند، جهیزیه ای در حد معقول و در شان خود تهیه کند، سپس مراسمی در در خورد شان، بگیرد و دست همسرش را بگیرد و به خانه ببرد. وسایلی که داماد باید برای زندگی تهیه کند شامل کالاهای اساسی مثل یخچال و گاز و ماشین رختشویی و سرویس اتاق خواب (یعنی تخت و کمد بزرگ و آینه و درآور و...)، و مبلمان و تلوزیون است. حالا ممکن است کسی که وضع معمولی دارد با پنج شش هزار دلار اثاثیه دست دوم تهیه کند و اگر پولدار بود لوازم منزل بهتری بخرد. مثلا با 20 هزار، یکی دیگر هم صد هزار دلار را کم بداند.
 

عادات و رسوم عروسی

دبکهمراسم عروسی عموما بر عهده داماد است. لباس عروس و سالن و اگر هزینه بیشتری کردند، گروه موسیقی و رقص شمشیر! البته در بیروت نزد قدیمی ها و اهل سنت، عموما مراسم عروسی و هزینه ها بر عهده خانواده عروس است. در جنوب و بعلبک، عروسی با خانواده آقا پسر است.

خیلی از عروسی ها حتی عروسی برخی متدین ها، مختلط است. بعضی خانم ها که بی حجابند، با آرایش و لباس مجلسی کوتاه می آیند. برخی خانم ها با چادر سر میز می نشینند.پذیرایی عروسی در بسیاری از عروسی ها شام نمی دهند. فقط میوه و شیرینی و آبمیوه، و در نهایت کیک عروسی بریده می شود. معجنات (یعنی پیتزای کوچک و سمبوسه و رول های پنیر یا گوشت) از انواع پیش غذا در لبنان است که در عروسی به جای شام سرو می شود. اگر احیانا عروسی خیلی خیلی مفصل باشد در هتل گرفته می شود و ممکن است انواع ماهی و میگو و کباب و گوسفند شکم پر هم در آن سرو شود که این نوع عروسی پر زرق و برق در طبقه متوسط شیعیان خیلی نادر است. یک وزیر غیر شیعه لبنانی در عروسی فرزندش فقط 150 هزار دلار هزینه شکلات تزیین شده داده بود که در انتهای مجلس به یادبود به میهمانان داده می شود.

برخی عروسی ها در تالار مدرسه یا تالار ارزان قیمت گرفته می شود که نهایتا 300 دلار هزینه دارد. خیلی ها هم در حیاط منازل روستایی خود مجلس عروسی می گیرند. دبکه یا رقص محلی در خیلی از عروسی ها رواج دارد. گاهی حتی مختلط برگزار می شود و می بینید بعضی خانمهای با حجاب دست محارم خود را گرفته اند و دبکه می کنند.

خیلی از مراسم ها پس از مغرب برگزار می شود و زود تمام می شود. یعنی تا نیمه شب علاف نمی شوید. فوقش ساعت ده تمام می شود و به خواب و زندگیتان می رسید. تازه بعضی ها ظهر یا عصر مجلس می گیرند. آنهایی که شام نمی دهند، اقلا به فامیل نزدیک شام می دهند. مثلا از ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر عروسی عمومی است و بعد از آن فقط فامیل نزدیک برای شام حضور خواهند داشت. ممکن است در منزل پدر داماد شام گذاشته شود.

خوشبختانه شب عروسی حتی اگر دنبال ماشین عروس بروند، نمی روند داخل خانه تا فضولی کنند داماد چه خریده و چه کرده و با بی حیایی دید بزنند تخت و روتختی چه شکلی است! برای همین هم لازم نیست یخچال را پر از مواد خارجی شیک و گرانقیمت کنند یا توالت را پر از گل و شمع و تزیینات کنند و تا چند روز خانه همسایه یا مادر محترم قضای حاجت نمایند که مبادا تزیین توالت به هم بریزد!!! (بر خلاف ما ایرانی ها که گند کار را درآورده ایم و زنها داخل اتاقها سرک می کشند و از اتاقی به اتاق دیگر می لولند تا برای چند روز بتوانند پشت سر قوم عروس حرف بزنند و سر شوهرشان غر بزنند که ببین اینها چه کرده بودند توی بیعرضه نکردی!)

عکس گرفتن برای عروسی، آنقدر که ما ایرانی ها را درگیر می کند و وقت و پول حرامش می کنیم در لبنان، وجود ندارد. ممکن است یکی دو روز قبل از عروسی بروند کنار دریا یا در جنگل عکس بگیرند. در سالن هم عکاسی و فیلمبرداری بشود. اما آلبومهای آنچنانی چند میلیونی و فیلم کارگردانی شده آنچنانی، عموما انجام نمی شود.

استقبال از عروسیکی دیگر از رسمهای عروسی، ترقه و فشفشه زدن و خیلی اوقات، تیراندازی است. رسمی که گاه باعث کشته و مجروح شدن مهمانان یا عروس یا افراد بیگناه خارج از عروسی هم شده است.

در قدیم رسم بوده مادر داماد فردای عروسی به منزل آنها بیاید تا مطمئن شود عروس دختر بوده و اقدامات شب اول قبر، ببخشید شب اول زناشویی به درستی انجام شده است! البته امروزه این عادات و رسوم کمرنگ شده و حتی بعضی عروس خانمها یکی دوماهه باردار هم هستند! cheeky با این حال هنوز مادرشوهر می آید و صبحانه برای عروس و داماد می آورد.

برای ماه عسل خیلی زوج ها به عراق یا ایران می روند که هم زیارتی باشد هم سفر تفریحی. برخی هم کشورهای دیگر خاورمیانه یا آمریکا و اروپا. بعضی از زوج ها هم مجلس نمی گیرند و به ماه عسل رفته و حسابی خرج می کنند.

در لبنان پاتختی وجود ندارد. اما کادو می دهند. پس از بازگشت عروس و داماد از ماه عسل تا یکی دو ماه فامیل و دوستان به دیدن آنها رفته و کادو می دهند. حتی اگر در عروسی هدیه داده باشند، هدیه ای بابت منزل نو می برند. اکثرا برای عروس هدیه خاصی می برند. وسایل و لباسهای زنانه خاص (به علت حیای قلم توضیح بیشتری داده نمی شود).

هدیه را نباید صاف به دست صاحب خانه داد. این کار منت گذاشتن محسوب می شود و زشت است. آنرا بی سر و صدا کنار مبل یا دم در یا کنار میز می گذارند البته طوری که صاحبخانه ببیند. میزبان هم خوب نیست جلوی مهمان کادو را باز کند. به نوعی گدایی و حریص بودن تلقی می شود. ضمن اینکه شاید مهمان وضع مالی مناسبی نداشته و از باز کردن کادوی ساده اش خجالت بکشد. اگر میزبان خودش خیلی ثروتمند و با کلاس بود، و با میهمان خیلی صمیمی بود برای احترام بیشتر به میهمان، کادو را باز می کند و تشکر می کند.

در مقابل، از میهمانان با میوه و  آبمیوه و تنقلات و آجیل پذیرایی می شود. هنگام رفتن میهمان، شکلات در سینی ای که تزیین شده تقدیم می شود. ضمن اینکه یادبودی زینتی هم هدیه می دهند که روی آن نوشته ازدواج فلانی و فلانی.

نکته جالب این که خیلی از دخترها پس از ازدواج در نوع لباس و حجاب خود بنا بر خوشایند همسرشان تغییر می دهند. ممکن است دختری بیحجاب بوده، با حجاب می شود، یا حجاب روسری و پیراهن شلوار داشته، مانتویی یا حتی چادری می شود.

زندگی مشترک

قسمت های شیرین و خاطره انگیز ازدواج، با شروع زندگی مشترک کم کم کمرنگ می شود و دستخوش مشکلات روزمره و سنگینی مسئولیت های تازه قرار می گیرد. دیگر آقا پسر دیروز، مرد خانه است و باید علاوه بر کار و درآوردن مخارج زندگی خود و همسرش، خرید بکند، و به همسر و زندگی اش برسد. هر روز آب مخزن را چک بکند که آب تمام نشده باشد، مشکل بی برقی را با خریدن اشتراک برق حل کند. هرچند خیلی از مردها از خرید بدشان می آید اما بالاخره باید خرید منزل را انجام دهد.

در شهرها اول هر ماه به سوپرمارکت بزرگی مراجعه می کنند و ما یحتاج یک ماه را تهیه می کنند. در روستاها، از مغازه های دور و بر خرید می کنند و در موسم زیتون و روغن زیتون، گندم و دیگر محصولات ضروری، به تهیه مایحتاج یکسال خود اقدام می کنند. به این کار مونه جمع کردن می گویند (برای مشاهده قیمت ها و هزینه های زندگی در لبنان به مطالب اقتصادی پیشین مراجعه فرمایید.)

وظایف خانم خانه، غیر از پخت و پز و تمیز کردن منزل، گاهی شامل خرید های روزانه هم می شود. نان و آب آشامیدنی و میوه و سبزی (آب لوله کشی در لبنان، مثل بیشتر کشورهای همسایه قابل آشامیدن نیست).

برخی از مردها در لبنان از اینکه زنشان به مغازه برود خوششان نمی آید و غیرتشان اجازه نمی دهد زنشان با مغازه دارها حرف بزنند. چون لبنانی ها طبیعتا خوش طبع و خوشرو هستند و با یکدیگر زیاد حرف می زنند و شوخی می کنند و فضولی کرده و گپ می زنند. بنا بر این خودشان زحمت خریدهای مختلف را باید بکشند.

در لبنان چون هنگام خرید گوشت از قصابی، گوشت را مطابق غذایی که می خواهند بپزند می خرند، زنها از گوشت پاک کردن معاف اند. خود قصاب گوشت تکه شده و تمیز برای خورشت، یا گوشت آماده برای بیفتک، یا گوشت آماده برای کباب، یا آماده برای دیگر غذاهای لبنانی در کیسه می گذارد. خانمها خیلی اوقات صبحیه دارند. یعنی صبح بعد از رفتن شوهر با دیگر دوستانشان جمع می شوند و قهوه می نوشند. گاهی هم صبحیه به صرف صبحانه مفصل لبنانی است.

 

عوامل مشوق ازدواج با لبنانی

در اینجا به چرایی علاقه ایرانی ها و خارجی ها به ازدواج با لبنانی می پردازیم. بسیاری از افراد علاقه دارند با لبنانی ها ازدواج کنند. این تمایل، عوامل زیادی می تواند داشته باشد.
عوامل واقعی:
- بسیاری از افراد به خاطر فرهنگ شرقی و اسلامی لبنانی ها (مسلمانان لبنان) مایلند با آنها ازدواج کنند. این نگاه که جامعه لبنان هنوز به اندازه ایران غربزده و تجملاتی نشده است در برخی افراد وجود دارد. هرچند این تصور در مورد همه لبنانی ها درست نیست اما در مقایسه با دسته هایی از ایرانیها، کاملا صحیح است.

اگر جزئی تر نگاه کنیم، در جوامع خرد لبنان مثلا روستایی ها، هر روستا با روستای دیگر متفاوت است. بسته به اینکه خانواده تحصیل کرده باشد یا نباشد، خارج رفته باشد یا نباشد، ثروتمند باشد یا نه، فرهنگ و سبک زندگی آنها با هم فرق دارد. خانواده های خیلی خیلی پولدار زندگی های تجملی دارند. بقیه زندگیشان شاید در حد طبقه متوسط ایران باشد. طبقه متوسط در لبنان بیش از اینکه به طبقه متوسط ایران شبیه باشد، به فقرای ما شبیه است.

از طرف دیگر وجود حجاب و دینداری و عزاداری و مقاومت باعث شده تشابه فرهنگی زیادی با هم پیدا کنیم. روی هم رفته فرهنگ عمومی شیعیان لبنان برای برخی افراد جذابیت زیادی دارد و علت مهمی برای تصمیم به ازدواج است.
- دختران لبنانی خانه دارند:

کدبانو
پسری در برنامه طنز ادای دخترهای کدبانو را در می آورد

دختران لبنانی کدبانو هستند و علاوه بر آشپزی خوب، مدام برای کار خارج منزل غر نمی زنند. ذوق و سلیقه خوبی دارند و منزل را به خوبی اداره می کنند. آنها بچه دوست دارند و با آوردن بچه مخالفت نمی کنند. هرچند همه دختران امروزی ممکن است همه این صفات را نداشته باشند اما این عامل مشوق، دور از واقعیت نیست.

درست است امروزه بسیاری از دختران چه برای خوشایند خودشان چه به جهت احتیاج مالی خانواده، کار می کنند اما هنوز فرهنگ لبنانی مرد سالار بوده و زن مسئول رسیدگی به امور منزل است. ممکن است تمیزکاری و شستشو را خودش انجام ندهد و خادمه (کلفت) بیاورند اما در هر حال مسئولیت به گردن زن است. ذوق و سلیقه آنها در چیدمان منزل، انتخاب وسایل زینتی و چیدن سفره خوب است. عموما دستپخت خوبی دارند مگر واقعا دختر نازنازی بوده و از مادرش آشپزی یاد نگرفته باشد.
- مهریه کم: مهریه دختران لبنانی همانطور که قبلا شرح داده ام موجل و معجل است. یعنی یک مهریه هنگام عقد که مثلا یک شاخه گل و یک جلد قرآن کریم است و دیگری هنگام طلاق یا بعد از چند سال باید پرداخت شود. مثلا مهریه موجل یک خانم فلان مقدار طلا است که بعد از سی سال می تواند از شوهرش طلب کند.

البته در لبنان واقعا مهریه را کی داده کی گرفته! چون قانون و مجری قانون برای جلب شوهر و فشار به او برای دریافت مهریه تقریبا وجود ندارد. مهریه ها هم عبارت است از مقداری پول (مثلا چند هزار دلار به بالا) یا سکه طلا (مثلا صد سکه انگلیسی یا سکه ایرانی) یا زمین و املاک. راستی در لبنان مهریه عندالمطالبه نیست و عموما زمانی مشخص مثلا بعد از بیست یا سی سال خانم تازه می تواند مهریه را طلب کند. برخی هم عندالاجلین می گذارند. یعنی یا هنگام طلاق یا وقتی اجل برسد!
- زیبایی خاص دختران این منطقه:

دختر لبنانی
از این دختر بزرگتر معذورم بذارم! laugh

قبل از هر چیز باید بدانیم زیبایی یک مفهوم پیچیده فلسفی و انتزاعی است. از لحاظ علمی زیبایی تا حدود زیادی آموختنی است. اما دانشمندان معیارهای خاصی مثل رنگ و فرم و توازن هم برای آن مطرح کرده اند. برای همین می بینیم در گذشته معیار زیبا بودن یک زن چاق و سفید بودن او بوده (چون ارباب ها و ثروتمندان همیشه در سایه بوده اند و در حال استراحت و خوردن) اما امروزه معیار زیبایی در سینما، مانکن بودن است یعنی شخص بسیار لاغر و برنزه باشد (سینمای غرب شخصی که زیاد برهنه باشد و زیاد در فضای آزاد و لب ساحل ورزش و تفریح کرده باشد را نماد زیبایی معرفی می کند). با این حال به لحاظ سلیقه، بسیاری از افراد از مردمان سفید پوست و لطیف مدیترانه ای خوششان می آید.


عوامل خیالی

در ادامه باید به عواملی اشاره کنیم که هرچند از مشوق های مهم جوانان ایرانی برای ازدواج با لبنانی هستند اما چندان واقعی و درست نیستند.
- کم توقع و کم هزینه بودن لبنانی ها: یکی از تصورات بسیار غلط برخی جوانان ایرانی، این است که چون به لحاظ هزینه ها، توان ازدواج با دختر ایرانی ندارند پس باید سراغ لبنانی بروند. اتفاقا زندگی در لبنان بسیار گران است. در لبنان اگر 2000 دلار درآمد نداشته باشید، زندگی بسیار سختی خواهید داشت. تهیه جهاز هم که بر عهده پسر است. درست است که برخی بریز و بپاش های عروسی ایرانی در لبنان نیست و هزینه کمتر می شود اما زندگی خرج دارد.

هرچقدر دختر لبنانی قانع باشد و هیچ مطالبه ای از شوهر نکند، هزینه های جاری کمر شوهر کم درآمد را خم خواهد کرد. ضمن اینکه دخترها ممکن است اولش فقط شوهر بخواهند، اما پس از ازدواج، همه چیز از شوهر می خواهند! فکر نکنید خب دختر می گیریم و به ایران می بریم. خیلی کم هستند افرادی که قبول کنند در ایران زندگی کنند. تازه اگر قبول کردند باید توانایی داشته باشید سالی سه بار اقلا وی را به لبنان بفرستید.
-
دختر حزب اللهی دخترهای لبنان همه حزب اللهی و عشق شهدا هستند: خیلی از طلبه ها و جوانهای حزب اللهی با تصور نادرستی از دختران لبنانی، به دنبال ازدواج با آنها هستند. آنها فکر می کنند همه دختران لبنانی حزب اللهی و عشق شهدا و عشق ایران هستند. بله خیلی ها عاشق ایران و رهبر و شهدا هستند اما جوی که دختران حزب اللهی ایرانی دارند با جو دختران حزب اللهی لبنانی متفاوت است. ضمن اینکه حتی یک دختر چادری حزب اللهی لبنانی بسیار متفاوت از دختر ایرانی است.

لبنانی ها مساله اختلاط با نامحرم و بگو و بخند خیلی برایشان عادی است. خیلی اندک اند خانواده هایی که دخترانشان با نامحرم اختلاط نداشته باشند و مجالس خانوادگی شان هم غیر مختلط و جدا باشد. علاوه بر این، ممکن است یک دختری که حزب اللهی بپندارید، آن اندازه عمق ایمان و معرفتی که یک طلبه انتظار دارد را نداشته باشد.
- زیبایی بیمانند و خوش اندامی خاص: یکی از توهمات پسران ایرانی، این است. از آنجا می گویم توهم که در ایران تا دختری را ببینند حجاب لبنانی دارد و مدل خاص لبنانی ها روسری سر کرده، کلی می روند توی نخ اش و دلشان غنج می رود. تا دختر دو کلام حرف زد و مشخص شد ایرانی است، کل هول و حرص آقا پسر هم می خوابد و می رود پی کارش. یا مثلا در سفرهای زیارتی مثل عراق، تا یک کاروان لبنانی که دستمال گردن رنگی با اسم لبنان گردنشان است می بینند، دلشان می تپد و شاید حتی دنبالشان هم راه بیفتد.

همانطور که قبلا گفتم زیبایی سلیقه ای است و تابع آموزش و القائات محیطی. هر کشوری هم مردمان خوش چهره و هم مردم بی بهره از زیبایی دارد. متاسفانه برخی جوانهای ما به لبنان می آیند و با دیدن اولین دختر، آن را می پسندند و می گیرند. وقتی نگاه می کنی، دختری که گرفته اند، در برابر بقیه لبنانی ها خیلی هم معمولی است! این به خاطر آن توهم غبار آلود است که برایشان مهم است یک لبنانی ای گرفته باشند! همین.

قسمت زیادی از این توهم ناشی از دیدن تصاویر یا فیلم های بازیگران و هنر پیشه ها و خواننده های لبنانی است. بندگان خدا نمی دانند اگر همان خواننده بدون آرایش ظاهر شود، مادربزرگ همسایه شان از او زیباتر است!

- پاکی و نجابت: برخی تصور می کنند در ایران وضع عفاف و حیا بشدت خراب شده و خیلی از دخترها، قابل اعتماد نیستند. باید بدانید لبنان کشوری آزاد است و به علت آزاد بودن رابطه دختر و پسر، و کم بودن قید و بندهای دختر درباره حجاب و رفت و آمد، به اعتقاد برخی، 80 درصد از دختران دبیرستانی با اقلا یک نفر رابطه داشته اند.

صحت و سقم این رقم قابل تایید نیست. چرا که در مقابل عده ای معتقدند 80 درصد دختران دبیرستانی رابطه ای غیر اخلاقی و غیر شرعی نداشته اند. قاعدتا هرکدام بر اساس آشنایان و جمع اطراف خود نظر داده است. اما آنچه از دیده ها و شنیده ها می توان نتیجه گرفت این است که علیرغم سالم تر بودن جامعه لبنانی، وجود فساد در آن قابل انکار نیست.
 

عوامل بازدارنده

عواملی که بازدارنده و جلوگیری کننده از ازدواج بین ایرانی و لبنانی هستند از این قرارند:
-اختلاف فرهنگ: فرهنگ ایران با لبنان قطعا متفاوت است. وقتی فرهنگ شهرستانهای خودمان با هم تفاوت دارد، قطعا تفاوت فرهنگی بسیار زیادی با خارجی ها داریم.

در لبنان حتی بین قشر مذهبی اختلاط زن و مرد وجود دارد. گعده ها و نشستن های طولانی مدت که عموما با قلیان و سیگار همراه است، در لبنان بسیار عادی و جزو برنامه روزانه است. رفتار و تعامل شخصی آنها با ما بسیار فرق دارد. برخی جاها از ما بهتر است مثل رفتار فروشنده با خریدار، یا برخی جاها بدتر است، مثل دعوا سر جای پارک ماشین و مسائلی مثل این. سیگار کشیدن زیاد مرسوم است و حتی زنها می کشند.

خیلی ها بی برنامه و ابن الیوم هستند و برای ارتقای وضع خودشان تلاش نمی کنند. ممکن است در ایران یکی را ببینید پشت دخل مغازه نشسته و دارد یک کتاب درسی می خواند اما در لبنان، همه سرشان داخل موبایل است و داخل فیسبوک اند. پس انداز برای خیلی ها معنا ندارد. یعنی اصلا پولشان به مخارج نمی رسد که بخواهند پس انداز کنند. اما آنها که وضعشان تا حدودی مناسب است و دستشان به دهنشان می رسد، به جای پس انداز، خرج تفریح می کنند. ممکن است وضع خانه شان خوب نباشد اما ماشین بنز یا بی ام و چهل یا شصت هزار دلاری جلوی منزلش باشد. یا اگر کسی وضعش خوب بود، همه اش خرج لباس و کافه رفتن و رفیق بازی کند. البته در این زمینه مسیحیان لبنان وضع بهتری دارند و برای دانشگاه و تحصیل و ازدواج بچه خود پس انداز می کنند. این سبک زندگی ریشه در جنگهای مختلف لبنان دارد و باعث شده مردم تا پولی گیرشان آمد به وضع کنونی خودشان برسند.
- اختلاف زبان: یکی از مهم ترین عوامل بازدارنده بلد نبودن زبان است. یا شما باید لبنانی را خوب بلد باشید یا همسر آینده تان به خوبی فارسی بداند. دست و پا شکسته بلد بودن، یا حرف زدن با زبان مشترک دوم مثل انگلیسی، اصلا جالب نیست. هرچند شاید در اول جالب و هیجان انگیز به نظر بیاید اما نمی توان صحبتهای مختلف بین زوجین را با زبان دوم منتقل کرد.

انتقال احساسات عمیق و بکار بردن ادبیات زیبا، تنها درصورتی امکان دارد که هردو زوج، زبان مشترک را در حد مادرزادی بلد باشند. یکی از دوستان نقل می کرد، جوانی از دوستانش، زنی خارجی گرفته بود. دم به ساعت زنگ می زد یا مسج می فرستاد که فلان چیز به انگلیسی چه می شود؟! دوستت دارم چه می شود؟ یک جمله عاشقانه بگو تا بهش بگم!
- مشکل اشتغال و درآمد و هزینه زندگی: همانطور که در این مطلب ذکر شد و در دیگر مطالب قبلی اشاره کرده ام، هزینه زندگی در لبنان بالاست. برای داشتن یک زندگی «معمولی» باید ماهیانه بالای 2000 دلار هزینه کرد. هزینه درمان بسیار بالاست و برای تحصیلات خوب باید هزینه زیادی پرداخت کرد.

از آنجا که کشور ما با کشور لبنان توافقنامه همکاری وزارت کار و تامین اجتماعی ندارد، حتی اگر جایی استخدام شوید، بیمه و سنوات نخواهید داشت؛ نه لبنانی، نه ایرانی. ضمنا به جهت آنکه نظام حکومت لبنان، یک نظام متمایل به آمریکا است، ایران در آن جایی ندارد و اصلا ایرانی استخدام نمی کنند. حتی حزب الله هم ایرانی نمی گیرد. حق هم دارند. وقتی اینهمه جوان بیکار دارند، برای چه به یک ایرانی که زبان هم درست و حسابی بلد نیست کار بدهند؟
- مشکل آینده فرزندان: یکی از مشکلات اساسی که عموما زوجها به آن فکر نمی کنند و بعدا باعث دردسر فراوان بچه ها می شوند، آینده نامعلوم و نامشخص بچه هاست. بچه های یک پسر ایرانی که با دختری لبنانی ازدواج کند، شناسنامه ایرانی خواهند داشت و شناسنامه یا پاسپورت لبنانی به آنها نمی دهند. بزرگ شدن آنها در لبنان و جدا ماندن از فرهنگ ایرانی، و گاهی یاد نگرفتن زبان ایرانی، یکی از مشکلات بزرگی است که در آینده آنها را اذیت خواهد کرد. برای کار و ازدواج در لبنان با مشکلات بسیاری روبرو خواهند بود. نه ایرانی درست و حسابی محسوب می شوند نه لبنانی. مگر آنکه به ایران برگردند. این مشکل دوگانگی و بینابینی حتی در فرهنگ و اخلاق و سبک زندگی آنها هم وجود خواهد داشت.
- عدم وجود قانونهای حمایتی در صورت طلاق: طلاق در لبنان خیلی راحت تر از ایران است. دخترها اصلا از طلاق ترسی ندارند. طلاق در دوران نامزدی که بسیار راحت تر است و اینطور تصور می کنند که شما جنسی را از فروشگاه گرفته اید و بعد پنج روز پس داده اید! مردها هم راحت طلاق می دهند. (مثلا می گوید مادرم خوشش نیامد، زن را طلاق دادم! خوب آینده بچه ها؟ آینده دختر بیچاره؟) اگر طلاق رخ دهد، ایران ابزارهای حمایتی برای حمایت از شما ندارد.

دیده شده برخی زنهای لبنانی غیابی طلاق گرفته اند و حضرت آقای شوهر، بدبخت و دست از پا درازتر به هر دری زده، نتوانسته کاری بکند. اینکه انتظار داشته باشید سفارت ایران یا حزب الله برای حل چنین مشکلی اقدام کند، انتظاری کاملا بیهوده است. آنها هیچ تعهد و مسئولیتی برای پا درمیانی و کمک به شما ندارند. ضمن اینکه هیچ ابزار قانونی در اختیارشان نیست. اگر خانم ایرانی با یک لبنانی ازدواج کرد و طلاق گرفت، خودش باید بیخیال مهریه شود و دست خالی برگردد ایران.

- مشکلات اجتماعی: در لبنان برخی خانواده ها بصورت طایفه و عشیره هستند و برخی از آنها اگر از شما خوششان نیاید روزگارتان را سیاه می کنند. از آزار و اذیت زبانی گرفته تا تیراندازی و تهدید به قتل! قبل از ازدواج با یک لبنانی حتما باید خانواده و عشیره وی را شناخت و از سلامت آنها مطمئن شد.

توصیه های ایمنی!

- داشتن صداقت (بلف نزدن): یکی از صفات بدی که بین لبنانی ها معروف شده ما ایرانی ها داریم، بلف زدن و لاف زدن است. یعنی آقا پسر نزد دختر یا پدر وی ادعا کند بله من خونه دارم ماشین دارم فلان شغل را دارم و مشخص شود که واقعیت نداشته یا کاملا مطابق واقعیت نیست. یکی از دلایلی که لبنانی های داخل ایران، از دادن دختر به ایرانی اجتناب می کنند همین امر است. پس اصلا چیزی غیر واقعی نگویید و واقعیت را صاف و پوست کنده ارائه دهید.
- عدم نشان دادن توان مالی و ثروت: بزرگترین ضربه هایی که ایرانی ها در ازدواج با لبنانی می خورند، به دلیل این است که دختر برای پول با آنها ازدواج کرده باشد. اصلا و ابدا توانایی های مالی خود را به رخ نکشید. اگر پدرتان نماینده و سردار و وزیر و وکیل است اصلا لازم نیست اول کار به آنها بگویید. اگر ثروتمندید و کارخانه دارید یا به هر صورتی خدا لطف کرده، ابدا در اولین آشنایی ها به دختر نگویید. موردهای زیادی را دیده ام که به خاطر پول ازدواج کرده اند و پولهای آقا را بالا کشیده اند و تازه طلبکار هم شده اند. آخر هم طلاق غیابی گرفته اند!

انسان ساده لوح و پولداری با دختری لبنانی در ایران آشنا شد. از حماقتش همین بس که یک میلیون دلار مهر دختر کرد. مهریه ای که دختر رییس جمهور لبنان هم ندارد! بعد عروس خانم از وی تقاضا کرد در بهترین منطقه بیروت مغازه ای برایش باز کند. دو کانتینر هم جنس برایش بفرستد. اصل و سود هم برای عروس خانم. برای پدرش ماشین فلان بخرد برای برادرش چه کند. خلاصه، خانم به ایران برنگشت و غیابا طلاق گرفت و با کسی دیگر ازدواج کرد و تقاضای مهریه را هم دارد! پدر این خانم هم شیخ است! پس اصلا گول ظاهر را نخورید، اصلا هم توانایی مالی خود را نشان ندهید.
- گول شیادان را نخورید: خیلی باید مراقب باشید. برخی دختران و پسران لبنانی برای شیادی به شما روی خوش نشان می دهند. همانطور که در بالا اشاره کردم، دیدید چطور دختر، مرد ایرانی را فریب داد و شاید کلا یکماه هم با هم نبودند ولی کلی پول از او بالا کشید و در رفت. همانطور که گفتم قانون و نهاهای قانونی ما هم توانایی اعمال نفوذ در خارج کشور را ندارند.

یا مورد دیگری که اطلاع دارم، خانمی ایرانی با مردی لبنانی ازدواج کرده بود. مرد با گرفتن ثروت خانم، ناپدید شد. خانم در لبنان و در دهکده آن مرد به دنبالش گشت. پدر و برادرهای همسرش کتکش زدند و با دخالت حزب الله، آش و لاش نجات پیدا کرد. توصیه یکی از مسئولان ایرانی حاضر در لبنان تنها این بود که جانت را بردار و برو! از آنجا که طبق یک بررسی آماری در لبنان 85 درصد دختران آماده ازدواج (از همه اقوام و ادیان و طوایف)، همسر پیدا نمی کنند، بسیار باید مراقب باشید که با چه کسی ازدواج می کنید.
- تا یکی را دیدید همان را نچسبید: خیلی از جوانها را دیده ام تا یک دختر پیدا کردند همان را می چسبند. دیگر به این فکر نمی کنند آیا سطح اجتماعی دختر با خودشان یکی هست، سطح فرهنگی و دیانت و اخلاق و رفتارشان یکی هست یا نه. البته شاید حق داشته باشند، گزینه هایی که ایرانی را قبول کنند کلا کم هستند.
- مادر شوهر لبنانی مداخله گر: این مورد مخصوص دخترهایی است که همسر آینده شان لبنانی است. مداخله برخی مادر شوهرها در لبنان بسیار زهرآگین است و گاه پسر را وادار می کنند زنش را که هیچ مشکلی با هم ندارند طلاق دهد. در فرهنگ قدیم لبنان و سوریه عروس تا حدودی مثل کلفت خانه بوده و ضمن احترام به مادرشوهر باید کارهای منزل را انجام می داده است. برای همین بوده که برخی از آنها خودشان می رفتند برای شوهرشان زن می گرفتند تا کار منزل تقسیم شود و درد و محنتشان کم شود. هرچند امروزه مانند قدیم نیست، اما خیلی از مادرشوهرها خود بزرگ بینی دارند و دخالت هایی در زندگی عروس می کنند.

 

نکاتی دوستانه: برای ازدواج با لبنانی باید تمام جوانب را ببینید و درک کنید. شاید درک نکنید زندگی در لبنان، گرانی، بی آبی و بی برقی یعنی چه، اما اقلا خبر داشته باشید. لبنان حدودا دو میلیون شیعه دارد. از این افراد اگر بی دینها، حرکت املی ها و فضل اللهی ها (که با ایران خیلی خوب نیستند) را کنار بگذاریم، در بهترین حالت 500 هزار شیعه که خیلی ایران را دوست دارند داریم. از اینها نصفشان خانم باشند، و فرض کنیم تمامشان ازدواج نکرده و متقاضی ازدواج باشند، چند نفرشان حاضر به زندگی با خارجی هستند؟ کسی که در ایران نتوانسته از بین 20 میلیون دختر و خانم، همسری بیاید، چقدر شانس دارد در بین 50 هزار نفر دختر آماده ازدواج در لبنان، همسری بیاید؟

آویزان نشوید! برخی افراد هستند چنان برای گرفتن زن لبنانی آویزان لبنانی ها می شوند که حرصشان را در می آورند. دختری می گفت یک پسر آمده من و همه دوستانم را در اینستاگرام اضافه کرده و به همه هم پیام داده می خواهم با شما ازدواج کنم. همه هم سرکارش گذاشته اند و مسخره اش کرده اند. به او گفتم اینها دارند مسخره ات می کنند. آبروی ایرانی ها را داری می بری. پاسخ داده، به ایرانی ها کاری نداشته باشند، خودم را مسخره کنند!
 

در آخر نصیحتی به خوانندگان لبنانی:
امان از دست ایرانی ها! دختران لبنانی باید مراقب باشند، برخی از ایرانی ها با همان توهماتی که در بالا ذکر شد جلو می آیند و پس از چند سال، یا حتی کمتر از یکسال، دختر را رها می کنند و می روند. تفاوت فرهنگی و نبودن زبان مشترک، و مشکلات اجتماعی و غریبه محسوب شدن در لبنان، باعث می شود ایرانی به فکر برگشت باشد. اگر شغل درست و حسابی پیدا نکرد که حتما از لبنان فرار خواهند کرد. بسیاری از پسرهایی که تنها برای خوشگذرانی حلال به لبنان می آیند، شاید دوباره فیلشان یاد هندوستان کند اما به علت رها کردن همسرشان نمی توانند پیش او برگردند. یک جوان سپاهی یک سالی با دختری ازدواج کرد و بعد به ایران برگشت. چند سال بعد آمد و با دوست همان زن سابقش صیغه کرد!

پی نوشت: آماده شدن این مطلب از اول مرداد ماه شروع شد و برای نوشتن آن، از تجربیات چند ایرانی که با لبنانی ازدواج کرده اند استفاده شد. ضمنا از لبنانی ها برای موارد مختلفی پرس و جو و سوال شد. تلاش شده تا موضوعات بطور کلی و عمومی در نزد شیعیان لبنان مورد توجه قرار بگیرد و آنطور که عامه مردم نزدشان رسم است، گزارش شود.

نظرات (۳۶)

  1. سلام.واقعا خسته نباشيد آقاي علوي.عالي و بسيار جامع و كامل بود. هم لذت بردم از خوندنش و هم تمام دوران نامزدي و تدارك مراسم ازدواج برام دوباره زنده شد.اينطور كه شما گفتيد اصولا مراسم ها با ايران فرق كلي و زيادي نداره.اما يه انتقاد از شما آقاي علوي.چند وقتي هستش كه من سايت شما رو مي خونم و متاسفانه حتي اگه پسر يا دختري تمايل نداشت با يه خارجي و به ويژه يه لبناني ازدواج كنه اما مطالب شما كه در اول صفحه ي سايت نوشتيد و اعلام كرديد پر بازديد ترين ها هم هستن اما يه كمي جوون ها رو هوايي ميكنه.درسته كه خوب به مشكلات ازدواج با يه لبناني اشاره كرديد اما شايد طرف بگه احتمالا اين مشكلات براي من پيش نمياد و مثل دو تا مرغ عشق زندگي ميكنيم و در موارد اختلاف هم هر دومون كوتاه مياييم.من 6 ساله ازدواج كردم و يه دختر ناز و خوشگل مو فرفري 2 و سال و نيمه دارم.پس تجربه زندگي مشترك دارم كه اينا رو ميگم.جوون ها و خاننواده هاي خوب ايراني آسون بگيريد و نذاريد دخترا و پسرها به سراغ اين جور فكر ها برن.آدم با همشهري و هم محله اي خودش كه هم زبون و هم فرهنگ هم  هستن خيلي وقته مشكل پيدا ميكنه چه برسه خارجي.متاسفانه آمار طلاق فوق العاده زياده.از اين بابت عرض ميكنم كه همسرم از معاونان اداره ثبت احوال يكي از مراكز استان هاست و اون هميشه ميگه ميزان طلاق هر روز بشتر از قبله.
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      والا من خیلی سعی کردم نگاهم منفی باشه و تبلیغ نشه و از طرفی از واقعیت هم به دور نباشه. دیگه چه کنم؟
  2. سیده افسانه

    خسته نباشید ... نیم ساعت طول کشید تا دقیق خوندمش ...یه نکته خیلی مهم برای شما اقای علوی که چند سالی هست اقامت دائمی در ایران ندارید باید بگم....قبلنا پدر عروس و داماد برای خرید جهیزیه معمولی و کرایه خونه یا هزینه های ضروری ازدواج به اندازه پول داشتن و برای تجملات و بریزو بپاش دهن پر کن (به قول خودشون ابرو داری!!) اقدام به گرفتن وام های سنگین و بابهره بسیار و حتی قرض گرفتن می افتادن ....امااااا ....امروزه بخش بزرگی از جمعیت ایران توان مالی برای انجام یک مراسم معمولی و جهیزیه ساده رو هم ندارن که برای تجملاتش اقدام به قرض و وام کنن...در طول بیش از سه سال گذشته این جمله رو به وفووور روی کارت عروسی ها میبینم "به صرف شربت و شیرینی " ....شما راجع به موضوع جایگزین شدن نقره به جای طلا برای عروس های در ایران که مرسوم شده چیزی میدونید ؟...طلافروشی ها دیگه درامدی ندارن واحتمالا اونها هم به جمع فقرا اضافه میشن !!...فقر در ایران بسیار گسترده و وحشتناک شده و مردم دیگه توانی برای اجرای اون عروسی های تجملاتی ندارن جز طبقاتی خاص که این دوستان طبقه خاص چندین نوع جشن نامزدی و اشنایی و غیره دارن که همگی کپی صحنه ها و اداهای فیلم های خارجی هست ....یعنی هیچ گونه اداب و رسوم فرهنگ ایرانی نداره و فقط اشرافی گری و نمایش هست ....هر روز هم یه مدل عروسی و کارهای عجیب دیگه اجرا میکنن ...معمولا هم این کار رو برای شادی و زیبایی روح و روان خودشون انجام نمیدن بلکه اینها همگی نمایش و بازی برای مردم هست و اینجوری زندگیشون زیبا میشود!!!....عجباااااااا
    • پاسخ:

      درست است ایران نیستم اما سفر میکنم و اخبار خانواده و مردم را دارم. همین تابستان که ایران بودم دو عروسی شرکت کردم. وضعشان مثل گذشته بود. تازه یکی پدر عروس چند سال بود فوت شده بود و دیگری هم وضع آنچنانی نداشتند. اوضاع عروسی را مثل گذشته دیدم. هرچند حرف شما را رد نمی کنم. قطعا گرانی ها پدر مردم را دراورده است.
  3. با سلام.يه مقدار از صحبت هاي افسانه خانم رو قبول دارم و اما يه مقدارش رو هم اصلا.يعني چي كه طلا فروش ها هم فقير شدن؟!!!!!!!درسته كه وضع مردم از نظر مالي پايين اومده اما اين دليل نميشه كه عروسي نگيرن.يا شام عروسي ندن.من كه اين همه اين چند وقته عروسي دعوت شدم همه دعوت به شام بوده.از طبقه ي متوسط جامعه هم بودن.از طرفي مگه اين همه ازدواج كه انجام ميشه مال قشر مرفه جامعه است؟!!!!!!اصلا درست نيست.از طرفي خانواده هاي دختر ها و پسرها هم متاسفانه سخت گير تر شدن.خانوده ي دختر به هر دري ميزنه تا به شكلي شده جهاز آبرومندانه اي فراهم كنه.حتي اگه از نون شب اش هم بزنه.اما دوستاني رو هم داشتم و ديدم كه بدون مبل و غذا خوري و تلويزيون چهل و چند اينچ هم زندگيشون رو شروع كردن و بعد از چند مدت خودشون خريدن.افسانه خانم اقتصاد مردم خوب نيست اما انقدر هم وخيم نيست كه نشه كاري كرد.اما مشكلات هم هست.
  4. یعنی آینده فرزند شما هم نامعلومه؟؟؟
    سوال زیاد دارم بعدا می نویسم../.
    سوال بی ربط:
    عیدمیخوام بیام تفریح لبنان،به نظرت آزاد بیام یا تور
    هزینه آزاد برا یک هفته چقدر میشه مجردی حساب کن،خوب بگردی تو لبنان البته اولویت با مناطق جنوب و بعد اگر فرصت شد جاهای دیگه..
    • پاسخ:

      عاقبت همه دست خداست. بچه ها مثل من و مادرشان شناسنامه ایرانی دارند نه لبنانی.
      با تور بیایید بهتره.
      غیر از هزینه هتل روزی اقلا بیست دلار خوراکی دارید. تاکسی دربست روزی صد دلار.
  5. بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    مرد مومن مگه نوبرشو اوردی!!! 
    حالا دخترایی که به قول خودت 85 درصد ترشیده! هستن  چه تحفه ای هستن?!
    من خیلی مدته که مطالبت رو دنبال میکنم.
    فکر نکردی اکثر دنبال کننده هات  صرفا بخاطر اطلاعات سیاسی و مذهبی و مواردی دیگه مطالبت رو دنبال میکنن و نه اینکه یه عده دختر ندیده که تازه با فضای مجازی اشنا شدن و دماغشونو نمیتونن بالا بکشن ? فکر کردی این آس و پاس ها واقعا قصد ازدواج دارن? اصلا اینا پول لبنان اومدن رو دارن تا بخوان ازدواج کنن? که بتونی با این گزارش توهین امیز از سرشون بپرونی?
    واقعا این مطلبت هر چی بیشتر جلو میرفتیم توهین امیز تر میشد.به من خیلی بر خورد و بدون شک به خیلیا که مطلبت رو بخونن بر میخوره. ***** **** ****** ** ******* *** **** **** * ** ** ***** *** ****** ** ***** **** ** ****** ** **** **** ** *** *** *** **** ***** * ** **** ****** ****** **** *** ** * ** ***** **** ** *** ***** *** ****** ** ** ** **** ***** ***** **** *** **** ***** **** ****** ****** ** *** ***** ******* * *** ****** ** ****** ***** *** ** ** *** ******** ***** ***** ** ***** 
     ***** *** ** ** **** * **** *** ********** **** **** **** ****** **** ** *** ** ****** ****** *** **** **** ** ****** *** ****** ***** ** ***** ****** ** *** **** ****** ** **** **** **** ** ***** **** ***** *** **** **** ** *** **** ** **** ** ****** ****** * ****** ** ***** **** **** ***** *** ** **** *******
    بد نیست بدونی برعکس نظر شما اکثریت ایرانی ها فکر میکنن (طبعا تصور کور و غلط) که عربا (از جمله لبنانیا) اکثرا زشت هستن و در مورد  مردا عموما شکم گنده و بد اخلاق و شهوتران و خائن (چند زنه) هستن. (طبعا این تصورات اشتباهه ولی تصور غالب مردم رو  گفتم. نه صرفا طلبه حوزه توو کف!)
    امیدوارم این نظرم بهت بر نخوره اونطور که این مطلبت به من و امثال من بر خورد و چاپش کنی!
    • پاسخ:

      این یک گزارش دقیق و کامل است بدون حب و بغض شخصی. نظرات اهانت آمیز شما درباره لبنانی ها، اعراب و حتی بنده و خانواده ام قابل قبول نیست. اگر قسمتی از این گزارش اشتباه است نظر خودتان را می توانید بنویسید. اما نمی توانید آنرا به تمام مردم ایران تعمیم دهید. آنقدر که تقاضای ازدواج با لبنانی به این پایگاه می رسد، نشان می دهد نظر شما کاملا شخصی و غیر قابل تعمیم است.
  6. میرزا علی کومانلیک

    سلام آقای علوی
    الان در هرم جمعیتی لبنان واجدان ازدواج یعنی از سن 20 تا 29 سال پسران 9/1 جمعیت لبنان و دختران 10 درصد جمعیت لبنان رو تشکیل میدن یعنی تقریبا برای 60 هزار دختر لبنانی در سن ازدواج شوهر وجود ندارد و طبق گفته ی خودتان مردای لبنانی هم قصد ازدواج کم دارند خب چه اشکالی داره ایرانی ها بروند و با آنها با شناخت درست ازدواج کنند اگر یک پنجم این دختر ها رو هم طرفدار ایران بدونیم میشه 12 هزار دختر لبنانی شیعه ی طرفدار ایران که از داخل لبنان شوهر گیرشان نمی آید حالا اون دختر هایی که گیر پسر هایی که نمیخواهند ازدواج کنند  افتاده اند رو هم میتونیم اضافه کنیم.  
    منبع تحقیق
     http://populationpyramid.net/Lebanon/2016
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      مشکلات و تبعات ازدواج با لبنانی ذکر شد. هدف هم این بود که آمار طلاق ازدواج لبنانی ایرانی که شصت هفتاد درصد است پایین بیاید. هر کسی چشم بسته نرود ازدواج کند و با زندگی خودش و دختر مردم بازی کند و بعد هم ول کند برود دنبال زندگی خودش. متاسفانه بسیاری از این افراد در حال تخریب شدید آبروی ایران و ایرانی هستند. کاری که آمریکا و عربستان با آنهمه صرف بودجه، هنوز نتوانسته اند آنرا در این حد پیاده کنند.
  7. سیده افسانه

    سلام سمیرا جان ... منظورم از فقیر شدن طلافروشی ها کنایه امیز بود و هدف دیگری داشتم از گفتنش اینکه طلافروشی ها دیگه مثل قدیم خریدار ندارن و حتی طلافروش ها هم تو شرایط بد اقتصادی ایران دارن فقیر میشن و این کنایه بود!!... وگرنه تو مملکلت ما تمام صنایع ورشکست بشه اما طلافروش هییچ گاه از مالش کم نمیشه نمی دونم چرا اینا همیشه اینقده پولدارن؟؟!!!....راستی ...به خاطر شغل پدرم ما دعوت نامه عروسی بسیاااااار زیاد برامون میاد و قبلنا اصلاااا مورد صرف شربت و شیرینی ندیده بودم ...اصلنااا و ابدااا....اما حالا ازهر سه تا دعوت نامه که میاد حداقل دوتاش به صرف شربت و شیرینی هست ....اینها دیگه تجملات قدیمو هم ندارن اصلااااا ....شما فک کن قدیم چه برنامه و چند شب عروسی رو راه می انداختن ...الان چی ؟...مثل قدیمه؟...من هر کی رو میبینم به خاطر شرایط اقتصادی میگه حتی فکر ازدواج کردن رو هم ندارم حالا شما میگید این اشخاص عروسی های تجملاتی میگیرن ....دست و پای مردم بسته شده ...دیگه بخوان هم نمیتونن ...خودم رفتم یه کافی نت که ۵ تا برگه از اینترنت کپی بگیرم ۱۵۰۰تومن شد ...ده هزاری دادم اما خرد نداشت ...رفتم مغازه های دیگه همه می گفتن ما امروز درامدی نداشتیم پول نداریم ..از لباس فروشی ،سوپر مارکتی گرفته تاااا کتابخانه ، که رسیدم نبش خیابون یه قنادی بود ...شیرینی خریدم تا پولو برام خرد کرد !!!!....تو یک راسته با کلی مغازه هیچ کس ده هزار تومن تو جیبش نبود که برای من خرد کنه ... ابعاد فقر خیلی گستردس ....قبول دارید که مردم شرایط حتی عروسی ساده رو ندارن پس چجوری برای عروسی ساده ای که براش باید قرض و وام بگیرن دست به تجملات میزنن ؟؟...من کل جامعه ایران و شما فقط به تهران نگاه نکنید که گفته من رو نتونید قبول کنید :)
  8. سلام.آقاي علوي منم به قول افسانه جان حدود نيم ساعت وقت گذاشتم تا مطلبتون رو كامل بخونم.اما هيچ قصد و توهيني رو در اون نديدم كه آقاي سجاد اون قدر عصباني بشن.حرفهاتون واقعا عالي بود.مگه خودومون توي ايران زندگي نميكنيم كه اينجوري صحبت ميكنيد؟! افسانه ي عزيزم من بچه ي تهران نيستم و ساكن شهر زنجان هستم. شهري كه كلان شهر هم نيست.اما بخدا ميدونم وضع مالي مردم خوب نيست.من خودم واسه خريد چند تا خوراكي واسه دخترم و يه كم ميوه بخرم ميشه حداقل 50 شصت هزار تومني. اما من بازم اين حرفها رو قبول ندارم.پس بگيد قشر بازاري و شغل هاي آزاد دارن از گشنگي تلف ميشن!!!!!!!!من از خانواده ي مرفه بي درد نيستم عزيزم اما وضع جامعه اينطور كه شما فاجعه مي خونيد هم نيست. همسرم كارمند اداره است و يه زندگي متوسط دارم كه توي 6 سال ازدواجم ابتدا ماشين نداشتيم.با اينكه همسرم جدا از هزينه هاي ازدواج پول خريد ماشين رو داشت اما توي نامزدي ازم پرسيد سميرا ميخواي يه ماشين بخرم يا باهاش پيش قسط يه آپارتمان رو واريز كنم؟منم كه تمام جاري هام . خواهر هام همه ماشين داشتن اما چشم و هم چشمي رو گذاشتم كنار و با اپارتمان موافقت كردم.همسرم محل كارش اداره يكي از شهرستان ها بود و هر روز كرايه ماشين هم مي داد.. ما حتي سر ماه واقعا پول كم مي آورديم اما با قناعت به جايي رسيدم كه 2 تا آپارتمان خريديم و ماشين نو.شوهرم هم انتقالي گرفت زنجان و.بعد امسال فروردين 2 تا آپارتمان ها رو هم فروختيم و يه با مقدار وام يه خونه 110 متري خريديم جاي نسبتا خوب زنجان. زندگي رو ميشه آسون شروع كرد و با قناعت پيش برد عزيزم.الان هم يه دختر خوب بهم داده كه با دنيا عوضش نمي كنم.خدا خودش كريمه.منم دارم توي اين شهر زندگي مي كنم.درسته كه دو تا داداش دارم كه هنوز ازدواج نكردن و دانشجو و سربازن اما بابا خدا رو شكر براي جفتشون هم آپارتمان خريده البته به اسم خودش تا اگه روزي خواستن ازدواج كنن لااقل تا يه مدت كرايه خونه ندن.خانواده ها حمايت كنن از جوون هاشون.
    • پاسخ:

      علیکم السلام. خیلی از مردم ما اطلاع ندارند بهترین جای دنیا برای پول دراوردن ایران هست. جاهای دیگر، هزینه های بالا، نمیگذارد از درامدتان لذت ببرید. همیشه باید قسط وام بدهید. من هم نظرم این هست که وضع ایران همین است که شما فرمودید. درست است گرانی هست اما خیلی از مردم هیچ مشکلی برای خرید و خرج ندارند. باید بدانید درامد 500 دلار در لبنان، پول اجاره منزل هم نمی شود. یا اگر شخص منزل داشت، یک چهارم یا فوقش یک سوم هزینه های زندگی است. اما همان پول را یک عراقی یا لبنانی به ایران می آورد و کل ماه کیف می کند. این یعنی هزینه خدمات اساسی و زندگی، خیلی پایین تر از جاهای دیگر است. بخدا مردم ما از ناشکری به این وضع رسیده اند. خدا نکند ملتی مغضوب خدا شود. این همان سیلی خوردن است که رهبرمان یکبار اشاره کردند.
  9. سلام
     مطلبتان  واقعا جالب بود
       با احترامی که برای مردم لبنان به ویژه حزب لله   قائلم  ولی من یکی خوشم از دخترهای لبنانی نمیاد یعنی به عنوان انتخاب همسر برای من که جذابیتی ندارند  اخه این همه دختر خوب در کشور خودمان وشهرمان هست      دخترهای ایرانی خیلی بهتر هستند چرا لبنان یا کشور دیگه ...
        با اینکه شهر ما یکی از شهرهای محروم است وشاید قریب به اتفاق مردمش از نظر مالی خوب یا متوسط هم نباشند و لی مراسم ازدواج را برگزار میکنند اکثرا تالار  میگیرند ویک نوع غذا  هم بیشتر نمیدهندبا میوه وشیرینی...   تازگی مراسم ازدواج یکی از اقوام بودیم که  از نظر مالی شاید   از متوسط   یه کم پایین تر داماد فوق لیسانس  سرکار ..بنده خدا خودش  خرج عروسی با پس اندازش گرفته بود  می گفت  نزدیک به 11 میلیون خرج غذای عروسی شده ولی کادوی عروسی بیشتر از این مبلغ بود خداراشکر می کرد  که هزینه برگشته بود(فامیل ها نزدیک میلغ کادوهاشون زیاد بود ..خدا این جور فامیلهارا زیاد کنه )      البته فکر میکنم بیشتر شهرهای ایران  اگر عروسی بگیرند با کادوها خرج عروسی برمیگردد 
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      قطعا هر کسی نزدیک تر به فرهنگ انسان باشد و مشترکات فرهتگی و سبک زندگی بیشتری داشته باشد در ازدواج ارجح است. قطعا وقتی دختر در همسایگی هست گرفتن از شهر دیگر جای سوال دارد. قطعا وقتی هم استانی خوب هست ازدواج با استان دیگر دقت لازم را می طلبد. وقتی هم وطن خوب هست، (و قطعا هست) گرفتن همسر از خارج، خالی از سوال و پرسش نیست.
  10. سلام

    مسئله: جوان ایرانی به طبع مایل به ازدواج است.

    مشکل: ازدواج به علت‌های متعدد دشوار شده است. سختگیری خانواده‌ها، شرایط جدید قتصادی، تغییر فرهنگ، عقب‌اقتادگی نسل جدید در مهارت های اساسی زندگی و...

    واقعیت این است. یک عده با برخورد با این مشکل به جای اینکه به رفع موانع موجود بپردازند( فراهم کردن مقدمات زندگی، صبر، تلاش، یادگیری مهارت، ، جست‌وجوی اصولی زوج و ...) به یک فرایند روانی پناه می‌برند، که مشکل اساسی را فرافکنی می‌کند به جامعه که در آن زیسته و راه حل را در تعویض زمین بازی می‌بیند نه تلاش برای بهبود عملکرد خودش.

    برای مثال در این توهم مشکل اقتصادی حاصل جامعه خودی می‌داند و آن‌ را از جامعه خیالی حذف می‌کند و به خیالش ازدواج با تاجیکستانی، ارمنی، لبنانی... کم‌هزینه یا بی‌هزینه است، که تصور بسیار غلطی است. مشکلات عاطفی ناشی از بلوغ زودرس و نارضایتی‌های عاطفی(ناتوانی در ارضا شدن) و سرخوردگی ها در روابط را که قبل تجربه کرده در جامعه مورد نظر حذف می‌کند، مثلا به تاجیکستانی یا ارمنی یا لبنانی زیبایی نسبت می‌دهد(که توانایی ارضا کردن او را داشته باشد) یا آنها را خوش‌خلق و بساز می‌پندارد یا ارتباط با خانواده همسر در جامعه مورد نظر را آسان تلقی می‌کند، مشکلاتی که با آنها دست و پنجه نرم کرده را از جامعه فرضی حذف می‌کند. یا حتی در بعضی موارد کار پیدا کردن در جامعه مورد نظر را آسان می‌پندارد تا سرخوردگی ناتوانی در پیدا کردن شغل مناسب در جامعه خویش را تقصیر جامعه بیندازد.

    حال آنکه بیشتر این تصورات بی‌پایه و ناشی فرافکنی است. طنز این ماجرا اینجاست که گاهی جامعه مورد نظر ایشان از لحاظ جمعیت از یکی از مناطق شهرشان هم کمتر است! کسی که در میان 70 میلیون ایرانی شیعه، با گستردگی بی‌نظیر قومی، فرهنگی، اقتصادی و... از  پیدا کردن زوج مناسب عاجز است، به یک جامعه فرضی پناه می‌برد که جمعیت شیعه آن از 2 ملیون بیشتر نمی‌شود(بخوانید کمتر از منطقه 4 تهران) که در این میان حزب اللهی ها ایشان احتمالا از ساکنین خیابان ایران و میدان شهدا بیشتر نمی‌شوند!

    نتیجه‌اش می‌شود سرخوردگی بیشتر، ناکامی در اکثر قریب به اتفاق موارد، و آن موارد هم که موفق به ازدواج می‌شوند با آمار وحشتناک طلاق و شکست روبه‌رو هستند.

    البته افرادی که به حسب کار، خانواده و... با جوامع مختلف در رابطه هستند، کاملا طبیعی است که بنا به هر دلیلی تصمیم بگیرند از میان جامعه الف و ب که هر دو آنها را از نزدیک لمس کردند، جامعه ب را برای همسر گزینی انتخاب کنند. این دلایل می‌تواند شخصی باشد یا اجتماعی یا... .

    در پناه خدا

  11. سیده افسانه

    جناب علوی واقعا منظورتون از خوب بودن وضعیت کسب چیه؟...نکنه کره جنوبی رو به جای ایران اشتباه گرفتید ؟...یعنی اگه وضعیت اقتصادی ایران به این شکلی بود که شما میگید ودرامدها بالا بود و علت وضعیت بد اجتماعی و بحران ها ناشی از طمع کار و ناشکر شدن مردم بود ....ایا رهبری حاضر به پذیرش برجام می شدن؟!!...من که میگم اگه چنین قراردادی رو تو شرایطی اقتصادی و معیشتی که شما ادعا دارید هست جلوی رهبری می ذاشتن ایشون این قراداد و قطعاااااا پاره میکردن قطعا ...پایین امدن قدرت خرید و ارزش پول مردم و در نتیجه فقیر تر شدن به کنار اقاا اینا اصلا ناشکرن!!...شما این همه کارگر های صنعتی و ساختمانی که بر اثر رکود "بیکار " شدن رو چی میگید؟...اینها باید تو صحرا زندگی میکردن و خاک میخوردن تا ناشکر به حساب نیان ؟...شما نگاه کنید وضعیت به چه شکلی بود که رهبری حاضر به پذیرش برجام شد در حالی که همه میدونن ایشون قلبا مورد پذیرشش نبود ...حالا تو این وضعیت چرا می گید وضعیت ازدواج ها و مراسمات مثل قدیم هست اونم الان ...واقعا قدیما که اینقده روی سفره عقد به عروس به حدی طلا و انگشتر میدادن که دستش دیگه جا نداشت و بقیه رو می گذاشتن رو سفره عقد و با الان که یه چک پول صد تومنی میزارن تو پاکت و میدن به یکی که جمعش کنه و البته کسی نبینه مقایسه میکنید ؟!!...
    • پاسخ:

      متاسفانه خیلی از ما، یک عاملی به مشکلات نگاه می کنیم. عوامل زیادی در مشکلات اقتصادی ما دخیل هست، تحریم، مدیریت بد، مدیریت غلط، مدیریت لج بازانه (که برای تخریب یک جناح حاضرن مردم رو به فنا بدن)، رشد جمعیت (یکی از دلایل عمده تورم و گرانی در تمام دنیا)، و باز هم یکی از مهم ترین عوامل، از بین رفتن قناعت، بواسطه تبلیغات و نیازسازی در جوامع. دوست عزیز، طلاهای دنیا، مثل تمام عناصر دیگر، ثابت هست. وقتی جمعیت زیاد میشه، تقاضا زیاد میشه. پس عرضه ثابت می مونه. یعنی قطعا قیمت باید بره بالا. پس مردم فقیر نشدن، مردم زیاد شدن، تقاضا بالا رفت، طلا گران شد.
  12. سلام. افسانه خانم در مواردي حق ميدم بهتون.من خودم يكي از نزديكانم كارمند شركت شهركهاي صنعتي استانه.چند روز پيش ميگفت خيلي وقته هيچ سرمايه گذاري وارد استان براي سرمايه گذاري نشده و خيلي از واحدهاي صنعتي هم يا تعطيل هستن يا با حداقل نيرو مشغول هستن.بله. بيشتر مشكل مردم ما مساله ي بيكاري جوون هاست كه دانشگاهشون و سربازيشون رو تموم كردن اما بيكارن.بيكاري براي آقايون واقعا سخته.مشكل لصلي مملكت ما هم واقعا همينه.اما واقعا اينطور نيست كه از گشنگي بميريم.به قول شما هم رهبري به خاطر همين وضعيت بود كه قبول كردن برجام رو بپذيرند و بشينن با دنيا گفتگو كنن.اماآبجي خوبم يه مساله هم كه من دوست دارم بهش يه كم اهميت بدن اينه كه اگه شركتي يا اداره اي يا هر جايي استخدامي كه ميكنه بهتره اول اولويت با آقايون باشه نه خانم ها.بالاخره آقا بايد نان آور خانواده باشه نه خانم.توي شهر زنجان شركتي هست كه اسم نمي برم اما شركتي بسار قوي در صنعت برق كه در خاورميانه بي همتاست.پدر خودم و بازنشسته آنجاست.دو خواهرم هم آنجا مشغول بودن كه يكيشون اسعتفا داد بخاطر شرايط تحصيل شوهرش.حقوق اون شركت واقعا خوبه.با بهترين بيمه درماني.با حدود 5000 كارمند و كارگر.باور كنيد بيشتر از نيمي از كاركنان اونجا خانم هستن.با حقوق حداقل 3 ميليون.اونم در زنجان كه خوبه.خب همسر اون خانم هم كار ميكنه.اما اين پولي كه اين خانم ها به دست ميارن بخدا صرف تولد هاي عجيب و غريب واسه بچه هاشون و خريد لباس هاي گرون و به وجود آوردن رسم و رسوم هاي بسيار نابجا شده كه جز چشم و هم چشمي كاري نكرده.حالا نميشد به جاي اين خانم ها آقايون استخدام ميشدن كه اين مشكلات(بيكاري)كمتر ميشد لااقل توي زنجان؟درسته مشكلات زياده اما همت همه رو مي خواد افسانه ي عزيز.
  13. دوست عزیز من چند ساله مطالبت رو دنبال میکنم و بهت ارادت دارم.بهتر بود تعصبی برخورد نمیکردی و همه کامنتمو به نمایش میزاشتی تا لپ مطلب ادا بشه.
    گزارش شما کاملا مشخصه که با یک نگاه کاملا منفی و یکطرفه به ازدواج ایرانی ها با لبنانی ها در جهت پایین اوردن انتظارات ازدواج با لبنانی هست تا به قول خودت مزاحم ها و درخواست ها به خودت رو دک کنی!
    بنده هم با این موضوع مشکلی ندارم. که ایرانی باید با لبنانی ازدواج کنه یا نه بدون شک ازدواج با فرهنگ و زبان متفاوت ریسک بالایی داره و هیشکی نمیتونه انکارش کنه ولی شما اومدی ابرو رو درست کنی ولی ندونسته زدی چشم رو کور کردی!
    اینهمه داد و بیداد امثال شماها بلند میشه که رسانه های غربی سالهاست که در راستای سیاه نمایی هر چه بیشتر  وجهه ایران تلاش میکنن. بد خودتم باید همین کار رو بکنی? 
    الان خودتو بزار جای یک غیر ایرانی و متن رو بخون. چی در مورد ایرانی ها و بخصوص مرد ایرانی برداشت میکنی? 
    شما یه هیولای ظاهربین اویزون از مرد ایرانی ساختی و در اخر هم به دختران (لبنانی) توصیه کردی از این هیولاهای خطرناک تا میتونید دوری کنید و مبادا فریب این شیاطین انسان نما رو بخورید که بدبختی در انتظارتونه! 
    • پاسخ:

      لپ مطلبو کشیدیا! laugh
      با قسمت اول حرفت موافقم. اما شما اگر مواردی رو که من می دونستم می دانستید، می فهمیدید، من خیلی هم خوب نوشتم. گزارش رو من قبل انتشار، هم به ایرانی و هم به لبنانی نشان دادم. هیچکس برداشت شما را نداشت. یک گزارش جامع به همراه تمامی حقایق، و تمامی پند و اندرزهای لازم. فکر نکنید همه پسر های ایرانی مثل شما هستند. خیلی ها هستند تا لبنانی ببینند می روند دنبال اینکه خلاصه یکجوری صیغه ای چیزی هم شده ...... (واقعا فعل مناسب و محجوب به حیا برای پایان جمله نیافتم)
  14. سلام محمود آقا
    ممنون از جمع آوری مطالب جالبت
    هر چند بعضی جاها کمی از نظر من کاملا منطبق بر شرایط ایران ننوشتی اما روی هم رفته جالب بود
    افسانه خانم شما واقعا ایران زندگی می کنی؟
    توصیفی که شما از ایران کردی حتی نمیشه به کشورهای آفریقایی فقیر نشین نسبت داد
    حداقل در مورد شهر خودم مشهد مطمئن هستم که رفاه مردم نسبت به قبل خیلی بیشتر شده و رستورانها شلوغ ترو مسافرتها افزون تر از قبل شده
    البته منکر گرانی اجناس نیستم اما درآمدها هم تا حدودی جوابگوی مناسب نیازهاست

  15. سید آبرومونو بردی😀
    این جور که تو وصف کردی من خودم از خودم میترسم

    • پاسخ:

      :) نه عزیز. گزارش کلی است و اشخاص مد نظر نیستند.
  16. این چه حرفیه اخه میزنید مگه کشور قحطی بود که طرف بخواد بره لبنان از دختر محجبه و سنتی  مسلمان لبنانی سو استفاده کنه. اینهمه کشور هست که اینجور روابط توش ازاد هست و دخترا هم راحت  پا میدن. چرا بره لبنان تا هفت خان رستم رو طی کنه. از کشورهای شرق اروپا گرفته تا کشورهای دیگه. که خیلیا همین کارو الان میکنن! 
    به هر حال دو صورته یا شما دارید با توجیه و هدف مورد نظر خودتون بیش از حد سیاه نمایی میکنید یا اینکه اگه بخوایم حرفای شما رو بپذیریم باید به حال جامعه مذهبی و حزب اللهی کشورش تاسف خورد. چون بدون شک این فقط اونها هستن که به قول شما شاید دنبال دختر حزب اللهی لبنانی برن یا اینکه هدف صیغه یا هر گونه سو استفاده ای دیگه ای رو از اونها داشته باشن. 
    جالبه همینا دخالت دارن یا اقلن حامی  فشارها  و محدودیت ها بر ازادی های شخصی  مردم  به اسم اسلام هستن!!!  

    • پاسخ:

      تاسف رو که باید خورد. گلایه خیلی از دخترهای مذهبی دانشگاه ها همینه که چرا خیلی از جوانهای ظاهرا مومن، میرن دنبال دخترهای بدحجاب ناجور.
  17. حالا اینقدر از ایرانیا و التماس دعاهاشون گفتی، از لبنانی ها هم بگو؟!!!

    • پاسخ:

      اگر شما اطلاع دارید بفرمایید
  18. جناب علوی خیلی مطلب جالب توجهی بود!واقعا طول کشید ولی ارزشش رو داشت،خیلی برام عجیبه که اینقدر تقاضا برای ازدواج با لبنانی وجود داره!! اون هم از طرف قشر حزب اللهی،خب با توجه به وجود این همه دختر خانم زیبا و مومن و همزبون واقعا دلیل این همه توجه به غیر چی میتونه باشه!! بنظر من خیلی از ما جوونها اون چیزی که جلوی چشممون باشه رو نمیبینیم و به نوعی مرغ همسایه برامون غازه! وگرنه کم دختر خوب تو ایران نیست،نمیدونم این عزیزان دنبال چی میگردن،فقط امیدوارم که اگه کسی قصد همچین کاری رو داره حداقل وقت بزاره و این مقاله رو بخونه،باتشکر
  19. سیده افسانه

    اقای ابو محمد شما که منکر گرانی اجناس نیستید : منکر تحریم اقتصادی کشور ، بیکاری بخش بزرگی از جوانان ،رکود اقتصادی و در نتیجه بیکاری کارگران ،فساد سیستمی در حکومت و نبود مدیریت که هستید؟...اگه منکر این موضوعات نباشید چطور میتونید ادعا کنید وضعیت معیشت مردم خوب هست؟... دروسته ما کشور افریقایی نیستیم اماا ...ما و کره بیست سال پیش در یک ردیف اقتصادی بودیم اما ما الان در ابتدای کوهی هستیم که کره ای ها رو سر قله شن و ما نه تنها پیشرفتی نداریم بلکه هر روز داریم بیشتر سقوط میکنیم ...الان من میگم وضعیت عروسی های مثل قدیم نیست و مردم به دلیل فقر نمیتونن تجملاتی باشن و بعد دوستان میان میگم رفتیم عروسی تو تالار بود و یه چیزی هم دادن مردم بخورن پس مردم فقیر نشدن !!
    • پاسخ:

      لطفا از مطلب اصلی خارج نشوید دوستان. قطعا همه ما با توجه به مشاهدات و تجربیات خودمون میتونیم تصور کنیم. لزومی نداره کل واقیت رو ما بدونیم. همین مطلبی که در بالا خواندید، اقلا چهار ماه برای جمع اطلاعات و تحقیق، از من وقت گرفته است. برای اینکه فقط تجربه شخصی من نباشد و به واقعیت نزدیک تر شود. پس لزومی نداره همه مملکت فقیر و بدبخت باشند و معنایش هم این نیست که فقر و بیچارگی وجود ندارد.
  20. اغا با این سیاه نمایی ها و شایعات و نقد بیرحمانه(بخصوص قسمت اخر متن که مخاطبت دخترای لبنانی بودند و بیشرمانه پشت سر گل پسرای ایرانی حرف زدی!(جالبه فارسی ندونستن اونها رو مشکل دونسته بودی ولی سر خراب کردن ما شد یهو فارسی یاد گرفتن!!)) نمیتونی نظر ما رو عوض کنی ما زن لبنانی میخوایم! هرگز هم از خواستمون عقب نشینی نمی کنیم! دکتر شریعتی میگه اگه می خوای یه شخص یا طرزفکر رو خراب کنی سرسختانه از اون تعریف کن. صد البته نقیض این موضوع هم درسته و حکم متن جنابعالی رو داره. که بیرحمانه و سرسختانه ازدواج با لبنانی ها را محکوم کردی و از بدیش گفتی! باید خدمتتون عرض کنم رو من هم دقیقا اثر عکس داشت. زن لبنانی میگیریم تازه ایران هم زندگی میکنیم!. شیش ماه نشده هم فارسی رو با قرار گرفتن توو جو محیط یاد میگیره! لبنانی ها هم مردم اهل مهاجرت و سفر هست بیشترشون خارج لبنانن حالا اون خارج....ایران باشه مگه چیه؟ کشور و حکومت اسلامی مرکز تشیع امکانات رفاهی و شهروندی کافی (حداقل از لبنان بهتره و روستانشین ما دغدغه برق و گاز و اب رو نداره تازه ماموران شهرداری هم هر شب زباله رو از دم خونه جمع میکنن!!!) هم امام رضا داریم و هم حضرت معصومه. بجای اینکه عروس خانوم! هر سال بره دیدن پدر و مادر و هزینه کنیم! این پدر و مادر هستن که هر سال هم میان تفریح و زیارت و هم دیدن دخترشون!
    هر چقدر هم خطر داشته باشه ازدواج با یک فرهنگ متفاوت با این حال خطرش از ازدواج با دختران ایرانی کمتره! پسر همسایمون با زنش مشکل پیدا کرد زنه مهریه رو اجرا گذاشت پسره از ترس زندان فرار کرده ترکیه برای اینکه برنگردوننش ایران و نره زندان درخواست پناهندگی داده به سازمان ملل و گفته تغییر دین داده و اگه برگردوننش ایران جونش در خطر میفته! خانوادش ادمای متدین و بی ازاری هستن ولی ببین یه شکست در ازدواج چه بلایی سرش اورد. حالا با اینهمه داستانایی که برای منصرف کردن ما سرهم کردی به نظرت در بدترین حالت هم از عاقبت شکست در ازدواج با یک ایرانی بهتر نیست؟
    • پاسخ:

      گزارش کامل و جامع رو نمیگن سیاه نمایی. بیان واقعیات بود. اینجا کاربران لبنانی هم داریم که فارسی بلدند. واقعیات ازدواج با لبنانی بیان شد. تصمیم با خودتان است. کسی جلوی شما را نگرفته. امیدوارم جزو آمار 70 درصدی طلاق ایرانی لبنانی نباشید.
  21. سلام افسانه خانم عزيزم.بحث ما ازدواج بود اما شما به بي راهه كشوندينش.ما با نظر آقاي ابو محمد موافقم.شما گفتيد من چند وقته نمي بينم كسي شام بده واسه عروسي.بحث ما بيكاري و وضع اقتصاد نبود. درسته كه حرفهاي شما آبجي خوبم رو درباره گروني و مقايسه اي كه ببين ايران و كره انجام ميشه و بين همه متداول هستش رو كاملا قبول دارم ولي اون سياست دولت و وضعي بود كه بعد از انقلاب بوجود اومد.مردم در اون مساله نقشي نداشتن.آبجيه خانوم همه مون از وضع اقتصادي به وجود اومده ناراحتيم.درسته كه جوون بيكار واقعا زياده.كار نيست.ولي بخدا مردم گشنه هم نيستن.مردم دارن زندگي ميكنن.يه كم خواسته هاشون رو آوردن پايين.من الان چند پس اين همه ماشين خوب رو كي سوار ميشه؟چرا تعدادشون هر روز بيشتر و بيشتر ميشه؟همه ي اينا مرفه ان بي درد هستن؟!!!!!!!!!!!!با همه ي كم و زيادش و با تمام مشكلاتي كه هست من يكي كه كشورم رو عاشقانه دوست دارم.شرايط اينجوري نمي مونه انشااله
  22. دوستان توصیه میکنم مستند خوان هشتم رو ببینید در مورد ازدواج با لبنانی هاست جالبه
    http://cinemamarket.ir/fa/Shop/product/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%20%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85
    ...
    یه نکته خطاب به مدیر وبلاگ کاش این مستند هم مید دید و تو گزارش خودتون یه تحلیلی میکردید
    • پاسخ:

      ندیدم. پولی هم که هست. کارهای مستند سازهای جوان این مدلی رو زیاد قبول ندارم. اینجور جوانها را زیاد دیده ام که بودجه درست و حسابی هم ندارند، می خواهند سریع با چهار نفر مصاحبه بگیرند و نتیجه گیری کنند و بروند. با اینحال قطعا گویای بخشی از واقعیت هست.
  23. من مستند خوان هشتم رو دیدم.تو این مستند مردم لبنان بسیار خانواده دوست و علاقه مند به ازدواج در سنین پایین نشون داده شدند(برعکس خیلی از جوونای ایرانی که دنبال دوستی با جنس مخالف اند)البته نکته منفیشونم اینه که اکثر جوونایی که مصاحبه شده ازشون در حال قلیان کشیدن هم هستند!!!!.البته خیلی هم منطقی تر از عامه مردم خودمون به نظر میرسند!در کل مستند کاملی نیست ولی خیلی از بحث هایی که خود بعضی از لبنانی ها تو این فیلم مطرح میکنند زیاد با بعضی از مطالب نوشته شما جور در نمیاد.البته این به نظر من تا حدودی بستگی به این داره که مستند ساز از چه طبقه ای از جامعه مصاحبه کنه.
    با تشکر از اینکه وقت صرف کردید و این مطلب رو نوشتید.
    • پاسخ:

      خب خانواده دوست و علاقمند به ازدواج هستند. خصوصا دخترها که لازم نیست کاری بکنند. ولی قاعدتا جوانهای شیعه ای که حاضر به مصاحبه شده اند، طیف خاصی هستند که به ایرانی ها علاقه زیاد دارند.
  24. من 30 سالمه و از 15 سالگی با فرهنگ لبنانی آشنا شدم، با اینکه برای مدت طولانی در لبنان نبودم، اما یه جورایی با این فرهنگ رشد کردم. از یادگیری لهجه لبنانی تا آشنایی با موسیقی، سینما، هنر و شعر لبنانی. حتی پایان نامه کارشناسی ارشد من هم یک مطالعه تطبیقی بین ایران و لبنان بود. با یه دوجین از دختر و پسرهای لبنانی هم دوست بودم. مدتها به فکر ازدواج با یک دختر لبنانی بودم، اما این دختر در اوج وفاداری من و تلاشم برای آماده کردن مقدمات ازدواج به واسطه اینکه یک مشکلی برام به وجود اومد من رو تنها گذاشت و یک ما بعد با یک مرد دیگه ازدواج کرد. بعد از اون وابستگی عمیقی ک به این دختر پیدا کردم ضربه روحی بدی خوردم. برای من فرهنگ لبنانی پر از جاذبه ها و دافعه هاست. برخلاف عادات معمول شرقی، دختر و پسر لبنانی دوز عاطفی پایینی داره، سرشار از غروره و از نگاه یک مخاظب بزرگ شده در فرهنگ ایرانی اسلامی پر از تنافضاته؛ در عین اینکه مذهبی و پایبند به اصول هست، غیر مذهبی و اوپن مایند هم هست. واقعا برای یک ایرانی درک این رفتارها سخته. در مجموع این تناقضات در آینده چالش های فراوانی رو بین دختر و پسر به وجود میاره و همون میشه که شما فرمودید(70 درصد طلاق در این نوع اردواج). آخر از همه هم باید بگم اکثر این آقایونی که علاقه شدید به ازدواج با دختر لبنانی دارند، شاید حتی 10 درصد هم با سبک زندگی لبنانی آشنایی نداشته باشند وگرنه حتی فکرش رو هم به ذهن نمی آرند. اگر واقعا دنبال ازدواجی بگرد توی شهر و محله خودت، چطور شمایی که نمیتونی از 20 میلیون دختر هموطن خود یک انتخاب درست داشته باشی می خوای از 500 هزار دختر لبنانی کیس مورد نظرت رو پیدا کنی آخه. این راهی ک ما رفتیم رو نرید، به جوونی خودتون، به احساس خودتون رحم کتید. اونچیزی که باید می گفتم رو گفتم حالا تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال!
  25. سلـام
    آقای علوی مطالبی که جمع آوری کردین قشنگ بود و جامع و خیلی خوبه که به بحث ازدواج که امر مقدس و سنت پیامبر ص هستش  می پردازین آدم باید با چشم باز با قضیه برخورد کنه چون اگه اشتباه کنه گذشته و آیندش رو میتونه نابود کنه خیلی از دوستان هم صحیح میفرماین و ازدواج در ایران از یک بحث دینی و امام زمانی تبدیل به یک حالت پولمداری غربی تبدیل شده و پول حرف اول رو میزنه و بعد ظواهر و در آخر اصلا به یاد این نیستن که اصل ازدواج بقای نسلتون هستش (مجرد هستم واسه همین این خطاب کردم) به هر حال این متنتون به همراه نثر دلنشین شما که آدم دلش میخواد بشینه یه سه چهار ساعت همینجوری بخونه و خسته هم نمیشه لذت بردم.
    ♦سوالی که دارم "طلبه ی لبنانی از یکی از فامیل های ما خواستگاری کرده و آدم خوب و متشخصی میزنه و تحقیقات هم همینو میگه میشه چند مورد هم از اخلاق مردای لبنانی بگید و آیا مرداشونم فرتی طلاق میدن ؟♦
    ♦و سوال دیگه با توجه به این که فامیلی شما دارای حرفی بود که در عربی نبود (مثل اینکه خوشتان نمی آید بگویند نگفتم)و متاسفاته نام خانوادگی من هم حرف پ داره آیا زندگی در یک کشور عربی اذیتتان نکرد ؟ و آیا تغییر نام خانوادگی داده اید ؟♦
    • پاسخ:

      علیکم السلام. لطف دارید. طلبه خوب هست طلبه ناجور هم هست. روحانی داریم که زن اولش رو به بهانه های تعصب و غیرت نگذاشت نه مجلس در تالار بگیرند نه با دیگران بنشینه نه بیرون بره. بعد یک خانم لختکی از فرودگاه رو گرفت و در تالار مجلس گرفت و همه کار هم کرد! در لبنان همه مدل داریم.
      مشکلی درمورد اسم نیست. مگر عربها ماشین پژو رو چی میگند؟ مینویسند بیجو ولی پژو میخوانند. البته غیر از عربستانی ها!
  26. دختر اگه خوب باشه و خانواده دار و مومن و نجیب هر جایی خوبه.چه ایران.چه مریخ!اگه زن لبنانی ایناییه که گفتید پس دادگاههای خانواده ی ایران از این نمونه خانم ها ندارن؟!!!!!!گزارش اقای علوی رو هم بسیار پسندیدم.مرسی اقای علوی.
  27. وقتی دختر ایرانی متدین در شبکه های اجتماعی نیستند

    به نظر من شما به یکی از دلایل خیلی مهم علاقه ازدواج طلاب با دختران خارجی یا لبنانی (یا خلیجی) اشاره نکرده اید و آن علاقه طلاب به تسلط کامل به سخنرانی و نوشتن به زبان خارجی است.
    خیلی از طلبه ها به خواندن و درک مطلب (ریدینگ و لیستینگ) زبان خارجی آشنایی دارند ولی تسلط کامل به سخنرانی کردن و نوشتن به زبان خارجی خیلی مشکل تر هست و طلابی که به دلیل امتیازات واقعی یا حتی موهوم مالی یا علمی مایل هستند مسافرت تبلیغی خارج کشور داشته باشند (مثل تبلیغ ماه محرم یا ماه رمضان در کشورهای خارجی یا تبلیغ به صورت اقامت کردن یکی دو ساله در کشور خارجی) نیازمند تسلط کامل به زبان خارجی هستند و فکر می کنند ازدواج یا یک لبنانی (یا خلیجی) سبب تسلط آن به سخنرانی و نوشتن به زبان عربی می شود و همچنین سبب تسلط نسبی آنها به زبان انگلیسی یا فرانسه هم خواهد شد (فکر کنم به دلیل نظام آموزشی لبنان، دختران لبنانی آشنایی خیلی خوبی با زبان انگلیسی یا فرانسه دارند) البته ممکن است کسی بگوید پس چرا با دختران عراقی یا عرب ایرانی ازدواج نمی کنند؟ که این ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد من فکر می کنم از جمله دلایل آن این است که امکان ازدواج با لبنانی ها بیشتر از عراقی ها یا عرب ایرانی باشد چون عراقی ها یا عرب ایرانی خیلی کم در شبکه های اجتماعی اینترنتی هستند همین به قول شما 50 هزار دختر لبنانی خیلی بیشتر در شبکه های اجتماعی هستند تا میلیونها دختر عراقی و عرب ایرانی یا خلیجی یا حتی دختر متدین ایرانی فارسی زبان، برای طلاب که کم رو و خجالتی هستند این راه کمتر دردسر دارد، والا اگر مسیری باشد که دختر عراقی یا عرب ایرانی یا دختر متدین فارسی زبان به اینها معرفی بشه شاید خیلی از آنها همان ها را قبول کنند.
    ممکنه خیلی دخترهای ایرانی فارسی زبان در شبکه های اجتماعی باشند ولی اکثرشون از قشر متدین که حاضر باشند با درآمد کم طلبه بسازند و قم زندگی کنند نیستند.
    همین مشکل برای دختران لبنانی هم هست زیرا دختر لبنانی(یا عراقی یا خوزستانی) باید حتماً قبول کند نه تنها در ایران بلکه در شهر قم زندگی کند (مگر احتمالاً در ماه های محرم و رمضان)
  28. بله .آقای علوی حرفتون درسته منم منظورم همه دختران لبنانی نبود فقط حواسم نبود تو کامنتم بنویسم که البته همشون اینطور نیستن ولی فقط یه چیز اونقدرام فکر نمی کنم  مطیع باشن بازم نمیگم همشون
  29. این اولین باره که با این سایت آشنا میشم و ساعتی هست که مطالعه ش می کنم.
    یادم اومد همین چند وقت پیش بود شایعه 15 هزار دلار کمک هزینه ازدواج اتباع خارجی مقیم با دختران روس، فضای مجازیو منفجر کرد و بازخورد علی الخصوص پسرهای ایرانی خیره کننده بود. من فکر می کنم در مورد رابطه نسل جوون ما با مقوله ازدواج، شاید یک کلمه بیشتر از هر چیز دیگه ای بازگوکننده باشه ... سرخوردگی ... که حالا به اشکال مختلف، مثل محکوم کردن جامعه، حاکمیت، خانواده، جنس مخالف و غیره خودشو نشون میده که البته شاید خالی از واقعیت هم نباشه، چون همگی تاثیر دارن، ولی واقعیت پررنگتر اینه که، تعیین کننده جایگاه هر کس تو زندگیش، خودشه ... الباقی اثر دارن، تعیین کننده نیستن ... من فکر می کنم مثل بسیاری از مسائل دیگه، این تمایلی که به ازدواج با خارجی ها در بسیاری وجود داره، خودش نشانه ای از یک نوع سرخوردگی یا احساس ناکامی یا عدم خوشبختی میتونه باشه که علاجش در جای دیگه ای جستجو میشه
    شاید اخلاقی یا انسانی نباشه، ولی به هر حال واقعیت این روزهاست ... که پول تعیین کننده ست ... البته شاید زیاد شنیده باشیم که پول خوشبختی نمیاره، ولی مطالعات برخلاف این وهم رایج، پیوندی محکم بین میزان خوشبختی و ثروت افراد رو نشون میده، در واقع بعد از کیفیت روابط انسانی و اجتماعی، با فاصله ای اندک، ثروت موثرترین عامل خوشبختیه. پس پولدار شو، راهش همینه!
    بعید میدونم اگر اینقدر که تمرکز رو خیلی از چیزها هدر میدیم، صرف تولید ثروت، به شیوه ای که خودمون میتونیم یا براش ساخته شدیم، کنیم، شانس موفقیتمون خیلی خیلی بیشتر نشه ... اینکه خیلی از چیزهای واقعا مهمو نمیشه با پول خرید، دلیل خوبی نیست برای اینکه به علت ثروتمند نشدن، از بیشتر چیزهای دیگه ای که پول میتونه بخره هم صرفنظر کنیم ... همه چیزهایی که بالاخره یک قیمتی دارند ... ازدواج هم همینطور ... مخصوصا اگر خیلی خودتونو معطل عشق و عاشقی نکنین یا عجله ای برای تولیدمثل نداشته باشین، از نوع موقتش ... نیازی به عدم رعایت شرع، قانون و اخلاق هم نخواهید داشت اگر بخواهید ...
    همه پولدار نمیشن، چون واقعا دل به پولدار شدن نمیدن و روش تمرکزی ندارن، خوبیش اینه که خب رقابت بر سر خرید هر آنچه پول می تونه بخره آنچنان سنگین نمیشه، بدیش اینه که زندگی در جامعه ای ناکام هم زیاد دلچسب نیست.
    اصالتا شمالی ام، بزرگ شده مذهبی ترین شهر کشور و از خانواده ای متوسط و مذهبی ام، تیزهوش بودم، سابقه رتبه خیلی تک رقمی هم تو کنکورهایی که دادم داشتم، الان هم فوق لیسانس نرم افزار دارم، در آستانه 30 سالگی این مهم ترین درسیه که زندگی به من داده.
  30. ضمن عرض سلام
    من به عنوان یک دختر مذهبی و محجبه ی ایرانی، پس از خواندن متنتان احساس کردم که( با شناختی که از شما دارم به صورت ناخواسته) نظرتان را در رابطه با دختران ایرانی به گونه ای مطرح کرده اید که انگار تمامی دختران ایرانی چه مذهبی و چه غیر مذهبی اینگونه اند! مهریه و مخارج بالا، پر توقع و... 
    وبلاگ شما را خیلی وقت است که مطالعه میکنم، حتی در یک مورد از خواستگارهایم از بچه های حزب الله لبنان اگر خاطرتان باشد از شما مشورت گرفتم...
    از این بابت احساس کردم که این مطلبتان تا حدودی به دور از انصاف است که در مطلب اولیتان در رابطه با دختران ایرانی، محاسن آنان را هم گفته بودید.
    من فارغ التحصیل فیزیک هسته ای و فعال و فرهنگی و اردوهای جهادی دانشجویی هستم و اهل تهران.
    دوستان زیادی دارم که در عفت آنها در فضای مجازی (چیزی که در دوستان چادری لبنانیم کمرنگ تر است، نه اینکه عفیف نباشند، نه! انتشار عکسشان، روابط بازتر با نامحرمان فامیل و...که از خانواده های شهدای شاخص حزب الله اند و...) و فضای حقیقی شک ندارم. و اکثراً در بهترین دانشگاه ها ی تهران همچون، شریف و امام صادق و علامه و... درس خوانده اند. خیلی هایشان خانواده ی مرفح یا متوسطی دارند اما جشن ازدواج بسیار ساده ای گرفته اند یا بعضا به سفر مشهد و کربلا بسنده کرده اند.
    در فضای دانشگاه یک دانشجو هستند، در بسیج اهل رعایت حدود حداکثری هستند، در محل کار (استاد دانشگاه، سازمان انرژی اتمی و...) اهل کار  هستند و این فضا ها را با هم مخلوط نمی کنند و حد و مرز میشناسند. در خانه مادر خوبی برای فرزندان و همسر خوبی برای مرد خانواده هستند. دختران مذهبی ایرانی هم اهل کدبانو گری و هنرند. اگر قرار باشد در اوج موفقیت بین کار و خواستگار متدینشان که نه همه ی ویژگی ها خیلی از ویژگی های مورد نظرشان را داشته باشد، انتخاب کنند، کار را کنار میگذارند. من حداقل با صد نفر از این دختران در ارتباطم...اغراق نمیکنم! بنده خودم ذره ای از این جریان هستم.
    خانم های ایرانی هم مادران و همسران و خواهران شهدای مدافع حرم هستند!
     راستش من هم مطلبتان را خواندم و هم نظرات مخاطبانتان و پاسخ شما به آنان را...
    ناراحت شدم چون احساس کردم که در رابطه با زنان ایرانی مشخص نکردید که منظورتان چه کسانی است؟ چه تیپ از جامعه ی زنان ایرانی؟
    من کاری به دختران به ظاهر چادری که اهل آرایش و گرفتن عکس از زوایای مختلف از خود و قرار دادن در پیجشان در اینستا هستند ندارم... 
    بنده حرف از دختران عفیف و اصیل ایرانی میزنم... کاشکی در حرفهایمان جامعه و حد و مرز آن را هم بگوییم...
    این را هم بگویم که بنده با حرف شما که مخالف ازدواج ایرانی ها و لبنانی ها... هستید کاملاً موافقم. و خودم به عینه دید ه ام که بسیاری از مردهای ایرانی که به نظرم اصالت هم نداشتند آبروی ایرانیان را با این کار برده اند.
    به نظر بنده ایرانی های اصیل و متدین واقعی چه پسر و چه دختر... هیچگاه به دنبال این مواردی که فرمودید، چه درفضای مجازی و چه حقیقی نیستند.
    اما متأسفانه مواردی را هم که فرمودید وجود دارد.
    خداوند به قلمتان برکت دهد.

    • پاسخ:

      سلام علیکم
      قطعا من اطلاع کامل درباره تمام دختران ایرانی یا لبنانی ندارم و اطلاعات من بر اساس اطلاعات شخصی است که با دیدن موارد مختلف یا شنیدن از افراد به دست می آید. قبلا هم گفته ام قرار نیست اطلاعات من صد در صد منطبق با واقیت باشد و ناشی از تجربیات و اطلاعات من است. اما متاسفانه اکثریت جامعه ایران دچار نابسامانی اجتماعی خصوصا ازدواج هستند. وقتی بگوییم دختران ایرانی یا لبنانی فلان مدل هستند، معنایش این نیست که دختر خوب اصلا وجود ندارد. ولی متاسفانه کم به چشم می آیند.
      ممنون از تذکرتان که باعث غنای مطلب خواهد بود
  31. سلام اقای کربس ممنون از سایت خوبتون.. من با اجازتون به جهت عالی بودن سایت سوال های فراوانی دارم که خرد خرد می پرسم.. پس از این به بعد زیاد پیام های بنده رو می بینید و از این بابت شرمنده ام.. نخست برای من سوال شد خود شما مگه ایرانی نیستید پس شغل از کجا اوردید؟ منظورتون فقط استخدام دولتی و بیمه و کاری اداری هست که یا انجام نمیشه یا به سختی انجام میشه یا خیر؟ خب بازار ازاد که این محدودیت هارو نداره. دوم اینکه اگر تابعیت لبنانی هم بگیریم باز همین مشکلات وجود داره؟ در مواردی مثل حزب الله لبنان هم؟ میخوام ببینم با این تفاصیری که شما فرمودید این حجم کثیر (حداقل بیست سی نفر هستند) از ملیت های مختلفی که من تا امروز شناختم و در لبنان تشکیل زندگی دادند الان چطور کار میکنند؟ اویزان دیگران فکر نمیکنم شده باشند
    • پاسخ:

      سلام
      خواهش میکنم. بله ایرانی هستم و به سختی کار پیدا کردم. شانس هر کسی اینطوری نیست.
      کلا سخته حتی در بخش خصوصی. تابعیت لبنانی به کسی نمی دهند. در حزب الله که نباید به فکر پول باشید چون یک سوم زیر خط فقر لبنان حقوقشان است. من غیر از تجار و فرش فروش ها، کسی را ندیدم که مامور ایران نباشد. همه ماموریتی می آیند و به جایی وصلند و برای ایران کار می کنند. وگرنه ایرانی ندیدم برای لبنانی ها در شرکت ها یا موسسه های آنها کار کند.
  32. سلام سید جان
    خدا قوت

    سید جان انشاالله خدا بخواد من قصد دارم بیام بیروت
    کل پرواز ها رو چک کردم ایرلاین های خارجی که قیمت خوبی داشتن عمان ایر وفلای دوبی بود اما همه بالای 10-12 ساعت میبرن!
    ایرلاین های ایران-ایران ایر از تهران به بیروت گرونه
    اما از مشهد چک کردم رفت و برگشت به مشهد باشه حدود 1200هه

    ممنون میشم بابت خرید بلیط راهنمایی کنی
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      سوالتان مربوط به این مطلب نیست.
      باید بین هزینه کمتر و زمان کمتر یکی را انتخاب کنید.
      بلیط مناسب را باید با کمک دفاتر هواپیمایی پیدا کنید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی