چگونه فرماندهی حلب به حزب الله سپرده شد

مقاومت اخبار

پیروزی حلب

بنا بر اظهارات یک فرد مطلع در حزب الله، فرماندهی عملیات حلب در مدت اخیر به دست فرماندهان با کفایت حزب الله انجام شد.

به گزارش پایگاه خاطرات و نظرات یک ایرانی ساکن لبنان، جبهه حلب چند سالی بود که با حضور موثر ایرانی ها حفظ شده و از سقوط شهر به دست تروریستها جلوگیری شده بود. پس از ورود روسیه به درگیری های سوریه، پشتیبانی هوایی روسیه هم از این جبهه انجام شد. با این حال تروریستها دست بردار نبودند و دائم تلاش می کردند با عملیاتهای مختلف و افزایش نیرو، شهر را به چنگ بیاورند. وعده و وعید آنها برای بقول خودشان آزاد سازی حلب ادامه داشت.
نیروهای غیر سوری، اعم از ایرانی و عراقی و افغانی ها و در راس آنها حزب الله تحت فرماندهی ایران در این جبهه حضور داشتند. صحبتهایی هم از حضور نیروهای روس در منطقه به گوش می رسید. با شدت گرفتن حملات تکفیری ها مناطقی مثل خان طومان و چند دهکده و منطقه دیگر به دست تروریستها افتاد. برخی ناهماهنگی ها و تفاوت فرماندهی و سبک جنگی بین حزب الله و ایران، باعث گره خوردن کار و بالا رفتن تلفات و دلخوری شده بود.
شیوه حمله تروریستها به این شکل بود که موج های حمله می فرستادند. هر موج شامل 1000 نفر از جمله نیروهای ویژه (که خودشان به آنها انغماسیون می گویند) و چند انتحاری بود که پیشاپیش همه، راه را باز می کردند. قدرت این انفجارها به حدی است که از یک کیلومتری باعث گیجی و موج گرفتگی می شود و از پانصد متری باعث فروریختن ساختمان می گردد. یکی از بچه های حزب الله همینطور شهید شد. از داخل ساختمان، زرهپوش انتحاری را با موشک هدف قرار داد. اما با انفجار آن، با اینکه انتحاری حدود پانصد متر با ساختمان فاصله داشت، ساختمان بر روی سر وی آوار شد.
با حمایت و تسلیح ترکیه، با استفاده از آتش بسی که آمریکا به روسیه قبولاند، تروریستها تقویت شدند و با چهار موج در خان طومان زامبی وار حمله کردند. نیروهای مدافع در خان طومان، زیر 1000 و حتی کمتر از 200 نفر عنوان شده اند.
در جریانات جنگ حلب، سیر جنگ به ضرر جبهه مقاومت به شکل معکوس درآمد. تروریستها برای ضربه آخر و تصرف شهر، حمله عظیمی تدارک دیدند. در این حمله به گفته برخی منابع، 11000 تروریست با شیوه جنگی موج انتحاری، حمله کردند. شدت حمله به گونه ای بود که بمباران هوایی روسیه و نیروی هوایی سوریه مانع آن نشد. مدافعان ایرانی و عراقی پس از عقب نشینی ارتش سوریه به ناچار عقب کشیدند. حتی نیروهای روسیه گریختند. فرماندهی عملیات روسیه در تماسی مستقیم به پوتین اطلاع داد که حلب را باختیم. پوتین با عصبانیت جویای اوضاع شد.
اما در کمال تعجب حلب مقاومت کرد. 120 رزمنده جوان حزب الله سه شبانه روز جلوی این موجهای تکفیری و انتحاری ها، ایستادگی کردند. تنها تعداد انگشت شماری ایرانی و عراقی و افغانی با آنها مانده بودند. پس از این اتفاق، پوتین که از کارآمدی این نیروها و فرماندهی و مدیریت میدان نبرد آنان، شگفت زده شده بود، فرماندهی و اداره عملیات را به دست حزب الله سپرد. سیر پیشروی ها و پیروزی ها پس از این مرحله آغاز شد که نهایتا پس از اندک زمانی به پیروزی حلب انجامید.

نظرات (۱۱)

  1. پارسا سلیمانی

    سلام آقای علوی
    دلم برای گزارش های خاص و منحصر به فرد شما تنگ شده بود
    ما چند وقتی آموزش بودیم، برای اعزام به سوریه ولی ظاهرا گذاشتنمون سر کار!
    توی دوران آموزش به گوشه ای از بزرگی و عظمت مدافعان حرم و کاری که انجام می دن پی بردیم.
    درود بر مردان حزب الله و تمام مدافعان حرم
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      دم شما گرم که پا به راه گذاشتین. حالا به هر دلیلی اگر نگذاشتند، شما وظیفه ات رو انجام دادی.
  2. سلام
    درود خدا بر بندگان پاک و مخلصش.چه بی ادعا امدند و به سوی معبود عاشقانه پر کشیدن.چه مرگی با عزت تر از شهادت در راه خدا و برای مردم.
  3. در اینکه نیروهای ما بدبختانه به هیچ عنوان قابل مقایسه با نیروهای حزب‌الله نیستن، شکی نیست!
    ولی فرماندهی عملیات به دست حزب‌الله کمی بزرگ‌نمایی هستش...

    به هر صورت، به وضوح دیده شد که اگر نیروی هوایی روسیه نباشه، نهایت درگیری هایلوکس‌سوارهای سپاه با هایلوکس‌سوار های گروه‌های مختلف(النصره سابق و...) شکست مفتضحانه نیروهای خودی هستش چرا که با یه مشت توهم اموزش دیدن...
    این مسئله و مشکل برای حزب‌الله نیست و نیروها واقعا عملیاتی و با سواد نظامی هستند...
    اما در سوریه امروز اگر نیروی هوایی روسیه نباشه، ما خیلی سریع قافیه رو خواهیم باخت.

    • پاسخ:

      تصور میکنم برتری فرماندهی عملیات توسط حزب الله به این سبب هست که خودشون عرب هستند، سرزمین و جغرافیا مشابه جغرافیای خودشون هست، بسیار متفاوت هست تا یک ایرانی بره بیرون مملکت خودش در جغرافیایی متفاوت.
  4. سلام...سایت خوبی دارید..من هروقت حالم خیلی بده میام اینجا چون کلا اینجا همه چیز رو فراموش میکنم..امیدوارم همیشه موفق باشید.
    • پاسخ:

      علیکم السلام
      لطف شماست. امیدوارم همیشه سلامت و شادکام باشید.
  5. سلام آقای علوی 
    این ماجرایی که نقل کردید مربوط به چه مقطعی میشه؟  
    اگه یادتون باشه یه پست گذاشتید در مورد نبرد العیس و اینکه با حمله تروریست ها ایرانی ها و عراقی ها فرار کردند و بچه های حزب الله موندن و شهید شدند ؛ و بعد از اون با دخالت سید حسن فرماندهی نبرد به حزب الله سپرده شد.  اما توی این پست اینطور به نظر میاد که با دستور پوتین فرماندهی به حزب الله سپرده شده. 
    این ماجرا مربوط به همون نبرد العیس هست یا مربوط به نبرد های داخل حلب که تروریست ها برای شکستن محاصره حلب انجام دادن (به قول خودشون غزوه ابراهیم یوسف) ؟ 
    ممنون 
    • پاسخ:

      سلام
      العیس و خان طومان و سلسله دهکده هایی که سقوط میکرد، همه و همه کار را به اینجا رساند. البته اظهار اینکه فرماندهی را پوتین به حزب الله سپرد، منظور فرماندهی و راهنمایی نیروهای روس است. قبلش هم ایرانی ها ملزم به این کار شدند. پوتین حاضر نبود زیر نظر حزب الله حرکت کند. که مجبور شد. این اشتباه برای برخی خوانندگان پیش آمد که کل کار دست پوتین است و او تصمیم می گیرد.
    • پاسخ:

      تلاش شد تا با خاموش کردن آنتن، و عدم صرف هزینه برای مکالمه یا اس ام اس، ضرری متوجه شرکت های مخابراتی شود تا مجبور شوند محدودیت زمانی خط را بردارند و نرخ خدمات را کاهش دهند. در لبنان آبونمان و مالیات خطوط ثابت حدود 26 دلار در ماه است و خطوط موقت، اگر هر ماه 25 دلار شارژ نشوند، صلاحیتشان تمدید نمی شود و می سوزند.
  6. سلام 
    شما که سوال اصلی من رو جواب ندادید !
    این ماجرایی که نقل کردید مربوط به چه زمانی و کجا بود؟   
    • پاسخ:

      سلام. پس از العیس. بعد از بزرگترین هجوم تروریستها با براورد 11000 نفر در غزوه حلب پس از اتش بس مشکوک.
  7. پارسا سلیمانی

    به نظرم دوستان یه کم دچار سو تفاهم شدن.
    ما، حزب الله، فاطمیون، زینبیون، حیدریون و دیگر اعضای محور مقاومت همگی سربازان سپاه امام زمان علیه السلام هستیم. لذا تعریف و تمجید از رشادت های هر کدوم از اعضا به معنای نفی دیگری نیست و بر اساس سو برداشت ها نباید طوری صحبت کنیم که باعث دلخوری خودی ها و خوشحالی دشمنان بشه.
    قطعا دلاوری و رشادت های هر یک از اعضای محور مقاومت باعث افتخار همه ی ماست.
    دوستان عزیز، در میدان کارزار و جهاد بودن و موندن خیلی بزرگی و دلاوری می خواد. باید رفت و از نزدیک دید ...
    • پاسخ:

      سخن شما کاملا درست و به جا است
      اما متاسفانه گاهی، برخی سومدیریت ها و ندانم کاری ها و شل آمدنها که باعث هدر رفتن خون جوانانمان می شود را با ادعای اینکه ممنوع است این امور را افشا کنید و با تابو ساختن از نقد جنگ، پنهان می کنند و از خود اسطوره می سازند و هر نقد و سوالی را به حساب ضدیت با انقلاب و جنگ و اسلام می گذارند!
      قطعا پای کار بودن بسیار متفاوت است از کنار گود بودن. اما وقتی کسی خودش در میدان است و به اشتباه ما اعتراض می کند، به نظرم اقلا صدایش را بشنویم بهتر است.
  8. البته اینم بگم که با این حرفتون کاملا موافقم که سپاه نباید فرماندهیه برخی نبردها رو به بعضی از فرمانده های دفاع مقدس می داد! چون یادم رفت اینو بگم که همه بچه های متخصص سپاه صداشون در این مورد دراومده. مثلا ما یه رفیق داریم کارکشته میدان نبرد به قدری که به نقشه کاملا مسلط و خودش فرمانده ولی همین کس که یه متخصص جنگه و میدونه توو موقعیت های مختلف باید چیکار کرد میاد نیروی یه فرمانده زمان جنگ میشه در حالی همین متخصص جوون سپاه خیلی بیشتر میدونه و با جنگ های امروزی هم آشناست و تجربه داره ولی میان یه آدمی که زمان جنگ است رو میزارن فرمانده!!!! این مشکلو من از بچه های خبره که هرکدومشون واقعا متخصص اند چه توو قدس و چه توو نیرو زمینی؛ شنیدم و خیلی دلشون پر بود... در هر صورت خواستم اینم بگم که این حرف درسته و سپاه اشتباه بزرگی کرد که البته الان دیگه اینکارو نمیکنه و کار سپرده شده به دست همین متخصص های جوون که هرکدوم یه فرمانده ان. 
  9. حالا که بحث خیلی پیچیده شده و هرکی یه چیز میگه بزار برات قضیه العیس بگم...چون دیدم داره در حق بچه های سپاه خیلی نامردی میشه خواستم فقط از قول کسی که توو قضیه العیس خودش حضور داشته و معاون فرمانده عملیات بوده و تمام دستورات این بنده خدا از طرف فرمانده صادر میکرده.....اینو میگم تا بدونی که فرمانده های سپاه خیلی متخصص هستن منتها ما هستیم که میاییم نصف ماجرا رو تعریف میکنیم بعد میگیم تقصیر سپاه بود...ضمنا اگه خواستید اینم نشر بدید تا مخاطبین هم بخونن تا بدونن واقعا چه خبره...و این نکته رو هم بگم که این بنده خدا روو نقشه بهم توضیح داد و من اسم اون مناطقو یادم رفته بخاطر همین خلاصه تعریف میکنم.... قضیه از این قراره که منطقه جنوب حلب کلا فرماندهیش دست ایرانی ها بود و ایرانی هم هر قسمت از منطقه رو به خاطر شرایطی فرمانده جزء رو داده بودن دست حزب الله مثلا فرمانده کل ایرانیا بودن ولی ایرانی ها منطقه العیس رو داده بودن دست چندتا از فرمانده های حزب الله اما زیر نظر ایران که حزب الله هم نیروهاشو مستقر کرده بود توو العیس که دود 300 نفر بودن و برخیشون هم از بچه های نبل الزهرا بودن. شهر العیس و پشتش اون کانال و جلوی شهر تل العیس کلا دست بچه حزب الله بود... عملیاتی که تکفیری ها ضد العیس انجام دادن روز 13 فرودین 95 بود و آتیش سنگینی هم ریخته بودن. این بنده خدا میگفت که توو قضیه العیس من خودم با چند نفر رفتم سنگر بتنی آوردم و دادم به بچه های حزب الله که روو تپه العیس مستقر بودن و حتی لوله تانک توو اونجا مستقر بود و حدود 12 تا کورنت اونجا بوده و دیگر ادوات که اون بنده خدا گفت ولی من یادم نیست...در هر صورت بعد آتیش سنگینه اونا،تکفیری ها پیشروی میکنن و میان جلو. ایرانی وقتی میرسن میبین اوضاع خرابه فرماندهی رو میگیرن دستشون ولی متاسفانه بالا تپه العیس که بچه های  نبل و برخیشون حزب الله بودن بخاطر آنیش سنگین عقب نشینی میکنن در حالی که جای عقیب نشینی نبوده چون شرایط خیلی بد نبوده که عقب نشینی لازم باشه از طرفی این رفیقا ما هم میره از داخل شهره 70 نفر از بچه های نجباء رو برمیدارن میارن دم خط. جالب اینجاست میگفت از 70 نفر فقط 40 میرسن بقیه میپیچن به بازی!!! بعد اینها رو با چندتا ایرانی لشگر زمینی لنگرود مستقر میکنن کنا تل العیس و اونجا اوضاع خوب میشه ولی متاسفانه وقتی بچه های حزب الله تل العیس رو از دست میدن اون منطقه و کناره اون تا کانل از کناره شهر، میفته دست تکفیری ها از اون طرف هم عراقی هم میان میگن مهمات تموم شده یاعلی! در حالی که همون ایرانی ها( نیرو زمینی بنگرود) که اونجا مستقر بودن همون قدر مهمات داشتن ولی میدونستن باید چیجوری استفاده کنن که تموم نشه حالا جالب اینجاست مهمات هم کم نداده بودن! در هر صورت ایرانی هم از دو جهت محاصره میشن که باز خود ایرانی میان همه کسایی که تو کناره تل گرفتار شده بودنو نجات میدن و با بدبختی میکشونن عقب و چندتا هم نیروی های زبده ایرانی شهید میشن اونم توو منطقه ای که فرماندهیش دست حزب الله بود و نیروهاش که فکر کنم از نبل الزهرا ء بودن عقب نشینی میکنن !!!! و ایرانی اینجا میشه قربانی میدان...حالا جالب اینجاست اون بچه تحت امر حزب الله که توو تل مستقر بودن همه ادوات ( اسلحه. 12 تا کورنت. تیربار. دوربین دید در شبو...) پاک جا گذاشته بودن و یا علی و حتی یه نارجنک هم ننداخته بودن تا مهمات از بین بره!!! این از این؟؟؟؟!!!!!! حالا این منطقه ای حزب الله از دستش داده بود و ایران خودشو به هزار بدبختی انداخته بود تا از دست نره و کلی هم شهید داده، مثل آب خوردن با فرماندهی حزب الله از دست میره؟!!!!! من موندم این تقصیر ایران بود یا تقصیر فرمانده ی حزب الله که منطفه دستش بود!!! اینو از قول کسی میگم که خودش معاون فرمانده عملیات بود ینی چون کل جنوب حلب دست ایرانی ها بود اینا وقتی میرسن العیس و وضعو میبینن کلا فرمادهی رو میگیرن دستشون ولی به لطف نیروهای حزب الله که زود عقب نشینی کرده بودن کلا منطقه به باد میره و ایرانی هم شهید میدن! توو قضیه بازپس گیری هم که حزب الله یه گردان 24 نفره زبده میاره و 12 تا هم فکر کنم شهید میده، دقیقا قضیه جوری بوده که همه تقصیرا میفته دست ایرانی ها در حالی که اینجوری نیوده حتی توو قضیه خان طومان!!!!! حالا قضیه اونا خیلی مفصله و اینجا نمیشه گفت و من فقط یه قسمتیشو گفتم تا بدونید اونجور که فکر میکنید حزب الله فرماندهی نمیتونه کنه!!! جالب اینجاست وقتی به رفیقم گفتم شما اینجوری اومدی گفتی و گفتی ایرانی ها عقب نشینی کردن و اینکه لبنانی ها نمیان ایران برا آموزش و... تعجب کرد ویه چیزایی گفت که اگه بگم جدا هم شما ضایع میشی و هم حزب الله آبروش میره...ولی تعجب کرد و گفت ما میریم خمه جا از حزب الله تعریف میکنیم و ضعفاشونو جایی نمیگیم ولی متاسفانه اونا مغرور میشن و فکر میکنن خیلی بلدن!!! و گفت اگه میخاییم یه عملیات رو تحلیل کنیم اولا باید از اون کسی که که توو عملیات بوده و فرماندهی دستش بوده بپرسیم بعد قضاوت کنیم که مقصر کی بوده...آیا تقصیر میرو بوده یا فرمانده یا ....البته اون ادعایی نمیکرد و میگفت هم ما و هم حزب الله اشتباهاتی داشتیم ولی اونطور که شما تعریف میکنی نیست و بخشی از ماجراست....من اینا رو گفتم تا بدونید حرفای من رووو هوا نیست بلکه کسایی دور و اطراف من هستن که توو سوریه نه یه نیرو بلکه فرمانده بودن و از کل ماجرا با خبرن!!! منتهایه سری از ماها چیزی نمیدونیم و میزیم از قول کسی که از کل ماجرا باخبر نیست چیزی نقل میکنیم و کل آبرو سپاهو میبیریم....اگه من بهام سوتی های حزب الله رو بگم خیلی بیشتر از این چیزاست و اینجا چون جاش نیست نمیشه مفصل و دقیق توضیح داد وگرنه اگه  خواستی بیا ببرمت پیش فرمانده نبرد تا بهت بگه...حتی اسم نیروهای حزب الله رو هم بهت بگه! چیزی که این وسط گم شده تقواست!!! در هر صورت بازم میگم این جور مطالب جاش اینجا نیست ولی اگه گفتید من میام کل ماجرا رو میگم تا مخاطبا بفهمن قضیه چیه....من آبروی کسی و نهادی رو نمیبرم چون جایز نیست و این ماجرا رو هم خلاصه گفتم تا بدونید این طور که فکر میکنید نیست بلکه بعضی وقتا عکس ماجراست!!! بازم میگم بچه های سپاه هیچ ادعایی ندارن ولی حقیقتو میگن نه بخشی از ماجرا رو!!!!! خواهشا این نوشته رو بزارید توو نظرات تا بخوننن 
    • پاسخ:

      به هر حال نه من نه شما حقیقت ماجرا رو نمیدونیم. از کسی نقل می کنیم که خودش یک طرف ماجرا است. قطعا هر کسی ماجرا را به نفع خودش روایت می کند. برای همین، نظرات مقابل را روایت می کنم تا سخنان آنها هم شنیده شود. ضمن اینکه این حرفها را از فرماندهان حزب الله هیچ وقت نمی شنوید. همیشه خوبی میگویند و هیچ وقت گلایه ای نکرده اند. این حرفها مال رزمنده های داخل معرکه است که انها هم فقط بین خودشان نقل می کنند.
  10. در هر صورت من قصدم آبرو بردن از حزب الله نیست بلکه فقط برخی از ماجرا رو از زبان کسی که به همه جوانب جنگ و حوادث سوریه احاطه داره گفتم تا بدونید و بدونند اون عزیزانی که فرماندهای سپاه به بی تجربگی و بی تخصصی متهم میکنند، اشتباه میکنند واونطور که فکر میکنند نیست این چیزا و واقعیتها رو اینجا نمیشه گفت وگرنه اگه تعریف کنم اون وقت میفهمیدید که چقدر پاسدارا حرفه ای و دقیق کار میکنند و تمام اصول جنگی رو رعایت میکنند.... البته اونا با این همه تخصص و حرفه ای که دارن بازم ادعایی ندارن و میگن ممکنه اشتبهای هم رخ بده.....ولی کلام آخرم باز اینه که این حرفا جاش اینجا نیست چون خودتون دیدید یه سری آدمای ساده اومدن به راحتی سپاهو در حد یه هایلکس و تیربار دیدن بعد مثل یه لشگر شکست خورده توصیف کردن در حالی که واقعیت میدانی سوریه اینه که اونا و حزب الله خودشون معترفن که ایران و فرماندهاش چقدر تخصصی کار میکنن ولی اینا رو باید از کسی پرسید که از همه ماجرا خبر داره نه کسی که فقط توو جنگ بوده و از اتاق های فکری بالایی و فرماندها خبر نداره...اینا واقعیت میدانه نه اسطوره و باید توجه داشته باشیم که برا جلوگیری از تضعیف و یا اسطوره سازی، واقعیت رو نه کمتر و نه بیشتر بگیم....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی