• پنج دنیا

      انسان در پنج دنیا زندگی می کند، البته تا اینجایی که من فهمیدم! بله یک عالم، عالم ذر است که می گویند هر کسی بنا به روش زندگی و انتخابش در آن دنیا سرنوشت آینده خود را تا حدودی مشخص کرده است. یعنی نور نبی مکرم اسلام را که به انسان ها عرضه کردند، اگر به پیامبری ایشان ایمان آورد در این دنیا در خانواده ای مسلمان به دنیا خواهد آمد یا به طریقی به اسلام مشرف خواهد شد. آن دنیا که یادمان نیست؛ دنیای بعد دنیای جنینی بود که حدود نه ماه در محیطی تنگ و تاریک و پر از خون و کثافات غوطه می خوردیم و شاید با اشارات و اصوات ضعیفی که به ما می رسید خوشحال یا ناراحت می شدیم؛ آن دنیا را هم هنگام خروج سخت و دردناکش و ورود به دنیایی ناشناخته و پر از نور و اصوات و بوها و احساسات، فراموش کردیم. اگر به ما می گفتند می روی به دنیایی که در آن نارنگی و سیب هست چه می فهمیدیم؟! آیا درکی از آن داشتیم؟

    • موبایل، کفتر، عبادت

       

      همسایه ای داشتیم که با کفتر بازی اش خیلی ما را اذیت می کرد. هرچه به پدرم می گفتیم به آنها تذکر بدهد چیزی نمی گفت و می فرمود: «هرکس سرگرمی خودش را دارد، سرگرمی یکی هم کامپیوتر است، یکی هم موبایل، یکی بچه، یکی پول، و خلاصه هرکس به چیزی علاقه دارد.» و اینگونه بود که به آنها اعتراضی نمی کرد. بزرگی می فرمود مواظب باشید عبادت و دعای شما به خاطر علاقه نباشد به خاطر خدا باشد. باید متوجه بود که وظیفه حالی انسان چیست. ممکن است یکی خوشش بیاید بنشیند دعایی را بخواند اما مادرش از او چیزی خواسته. دعا مستحب است اما امر مادر واجب. اطاعت والدین در حد اطاعت خدا آمده البته در غیر کار حرام. خیلی باید دقت کرد.
      حالا داستان علاقه من به موبایل رو براتون میگم که چطور شد و به کجا رسید

    • حکایتی جالب و آموزنده

      متن زیر توسط یکی از دوستان بدستم رسید که جالب است و خواندنش مفید فایده. متاسفانه منبع آن را نمی دانم. اگر منبع آن را در کتب اسلامی یافتید به من خبر دهید.
      نقل شده که دو نفر از شیعیان در گذرگاهی از بغداد به مجلس بزرگی رسیدند. پرسیدند این مجلس متعلّق به  کیست؟
      گفتند مجلس درس امام اعظم ابوحنیفه است .
      راوی حکایت می گوید رفیق من که اسمش فضل بن حسن بود و مردی مستحکم در مذهب شیعه و در عین حال آدمی بحّاث و با اطلاع از مبانی مذهب بود ، گفت من می روم و با این مرد مباحثه می کنم و تا او را ملزم و مجاب نکنم از این مکان نمی روم

    • باز باران...

      امروز بعد از بدقولی های هواشناسی! برای اولین بار بعد از تابستان باران بارید. جایتان خالی باید بیایید ببینید عجب بارانی است. هر قطره اش دوبرابر بارانهای خودمان! باران اینجا بیشتر استوایی است تا مدیترانه ای! هرچه تلاش کردم عکس درست حسابی بگیرم نشد. این تصویر دستکاری نشده و تار بودنش فقط به خاطر شدت باران است.

      اینم پیغام هواشناسی

    • بعد از مدتها غیبت

      سلام
      خیلی وقت است فرصت نوشتن نیافتهم. شاید تقصیر عباس آقا باشد (پسرم) شاید هم کارم زیاد است. به هر حال چند تا موضوع بود که باید بنویسم و براتون منتشر کنم. 
      فقط الان اینو بگم که آدم اگر توی زندگیش همش دنبال حساب کتاب مادی نباشه و یه کم هم توکل به خدا بکنه خودش قول داده که کار ما لنگ نمونه. من که نسبت به جور شدن ازدواج و اسباب و خونه و غیره خیلی نا امید بودم با یه ذره توکل و امید به لطف خدا به جایی رسیدم که کمبودی احساس نمی کنم. هرچند زندگی مادی و تبلیغات عجیب وغریب خصوصا توی خارج آدم رو میبره به این سمت که هی خرید کنه و دائما خونه زندگیشو ارتقا بده اما اگه آدم به کمترین چیزها قانع باشه هیچ مشکلی نخواهد داشت. من به همین حداقل هایی که دارم راضی هستیم.

    • آشنایی با لبنان

      مطلب زیر برگرفته از سایت تبیان است و مسئولیت صحت اطلاعات به عهده نویسنده مطلب می باشد.
       مطلب را از منبع اصلی بخوانید: تبیان
      تحقیق و تألیف: سید محمد مهدى خادمى

      مقدمه
      در سال 1921 لبنان که نام منطقه «جبل لبنان» بود و فعلاً «استان جبل» یک استان از پنج استان لبنان مى باشد بر همه پنج استان لبنان اطلاق گردید. در لبنان 15 طایفه مذهبى در کنار هم زندگى مى کنند که اهم این طوایف عبارتند از:
      1- مارونى
      2- سنى
      3- درزى
      4- کاتولیک
      5- ارتودکس
      6- پروتستانها
      7- لاتین ها و غیره
      8- شیعیان

    • وداع با رمضان

      مَا رَوَاهُ الشَّیْخُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُحَمَّدٍ الدُّورْیَسْتِیُّ فِی کِتَابِ الْحُسْنَى بِإِسْنَادِهِ إِلَى جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فِی آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمَّا بَصُرَ بِی قَالَ لِی یَا جَابِرُ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَوَدِّعْهُ وَ قُلِ اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِیَامِنَا إِیَّاهُ فَإِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنِی مَرْحُوماً وَ لَا تَجْعَلْنِی مَحْرُوماً فَإِنَّهُ مَنْ قَالَ ذَلِکَ ظَفِرَ بِإِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ إِمَّا بِبُلُوغِ شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ قَابِلٍ وَ إِمَّا بِغُفْرَانِ اللَّهِ وَ رَحِمَتِهِ .

          جابر بن عبدالله از وجود نورانی حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل می کند که در آخرین جمعه­ ی ماه مبارک به مخدمتشان رسیدم. همین که مرا دیدند، فرمودند: این آخرین جمعه ی ماه مبارک است، با آن وداع کن و بگو :
      "اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِیَامِنَا إِیَّاهُ فَإِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنِی مَرْحُوماً وَ لَا تَجْعَلْنِی مَحْرُوماً"
          هر که این دعا را بخواند به دو موفقیت رسیده است؛ یا به ماه مبارک سال آینده، و یا به آمرزش گناهانش از جانب خدا!


      إقبال‏الأعمال          243    و بحارالأنوار     95     172    باب 8- أدعیة وداع شهر رمضان و أعمال...

    • اخلاق، نماز، مسجد

      متاسفانه بی اخلاقی در تمام سطوح جامعه ایران گسترش یافته و به انواع گوناگون. یکی از این بی اخلاقی ها بدگویی و نمامی است که علنا بین مردم و مسئولین رواج چشمگیری دارد و بساط شیطان در این میان گرم است. حتما دیده اید می آیند یکجا می نویسند فلان وزارتخانه یا فلان سازمان نمازخانه ندارد. خب توجه به اینکه محلی برای نماز کارکنان وجود داشته باشد خوب است اما مشکل چیز دیگریست. برای خیلی ها بودن یا نبودن نمازخانه مهم نیست (شاید خودشان نماز هم نروند آنجا بخوانند) فقط مهم است مسئولان آنجا را زیر سوال ببرند.
      ظهر رفته بودم نماز بخوانم، دوستی که می روم در اتاقش در طبقه بالا نماز می خوانم نبود و درب اتاقش بسته بود، ناچار همانجا توی راهرو جانمازم را انداختم و نماز خواندم. با خودم فکر کردم اگر ایران بود تو بوق و کرنا می کردند که موسسه حضرت آقای فلان نمازخانه ندارد! با خودم گفتم خدا رحمتت کند ای علامه ی بزرگ که می گفتی «به جای مسجد ساختن باید مسجدی ساخت». یعنی اگر کسی را مسلمان تربیت کردید اگر مسجد هم نبود می رود نمازش را می خواند اما اگر هی مسجد ساختید (الان همه جای مملکت بحمدالله مسجد به وفور یافت می شود) اما کسی را مسلمان واقعی تربیت نکردید؟ نتیجه اش این می شود که می بینید هنگام نماز چهار نفر دارند آنجا نماز می خوانند!
      اگر فرصتی شد در مورد مساجد شیعه و سنی لبنان و آداب آنها برایتان گزارشی خواهم نوشت. انشالله خدا ما را از نمازگزاران مقید به اول وقت قرار دهد.
       التماس دعا در این روزهای رمضان

    • از خودمان شروع کنیم

      تهیه این لیست پس از مدتها فکر و بررسی به عنوان راهکار مقابله با مشکلات اجتماعی و راهی برای حل مشکلات فردی به ذهن من رسید. می دانیم که هر چیزی در این دنیا عوض دارد و نتیجه رفتارها و گفتارها و حتی افکارمان را در این دنیا می بینیم (با توجه به مضامین دینی خودمان و با توجه به یافته های عجیب علم روز درباره انرژی انسان و مشاهده نتایج آن در آزمایش بر روی آب و اشیای دیگر) می دانیم مهم ترین چیز که خدا اصلا از آن نمی گذرد حق الناس است و به مصداق آیه «وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ شَرًّ‌ا یَرَ‌هُ» حتما حتی کوچکترین شری که به کسی برسانیم در این عالم ثبت و ضبط می شود و در این دنیا و آخرت سزای آنرا خواهیم دید. بسیاری از اوقات نمی دانیم که داریم حق دیگران را ضایع می کنیم و به دیگران آزار می رسانیم. تاخیر و گرفتن وقت دوستان یا شاگردان یا همکاران، رانندگی بد و ترساندن یک عابر یا راننده دیگر، ترکاندن ترقه و امثالهم و ترساندن دیگران، مزاحمت برای همسایه، صدا کردن افراد با اسامی و کلماتی که خوششان نمی آید و بسیاری موارد دیگر که اصلا فکرش را نمی کنیم اما حسابش را باید پس بدهیم، حالا چه به شکل مشکلات مادی و معنوی در این دنیا چه عذاب آخرت. اولیای الهی همیشه ریز ترین نکات را مد نظر دارند و حواسشان هست تا هیچگونه ظلمی مرتکب نشوند.

    • اخلاق این زمانه

      خدا رحمت کند بزرگ مرد تربیت اخلاق را که جمعی را با رهنمودهایش زنده کرد و امید به تصاعد تربیت انسان های وارسته توسط دست پرورده های خویش داشت. تصاعدی که به قول شاگردانش از تصاعد حسابی و هندسی موجود فراتر است. علامه کرباسچیان را می گویم. همو که به جهت تواضعش و اصرار در کوچک و پنهان ساختن مکارم و فضایلش ما را بر آن عادت داده که هنوز وی را علامه خطاب می کنیم. بدون هیچ لقب و احترام خاص. خوب شد در زمان تحصیلش در حوزه علما و طلاب وی را به جهت سرعت پیشرفت و معلومات بالایش علامه خطاب کردند و این لقب تا آخر بر وی ماند وگرنه امروز معلوم نبود چگونه باید خطابش می کردیم.