• مستر کارت اعتباری

      سلام
      دیروز یک مستر کارت خرید اینترنتی گرفتم که دیگه میتونم مثل بقیه آدمای دنیا از هر جا که لازم باشد خرید کنم.
      این کارت ارزان ترین کارت اینترنتی بود که بانک می داد ولی می توان مبالغ بیشتر به حساب ریخت و از اینترنت خریدهای بزرگ هم انجام داد. امکان بسیار خوبی است. بعضی شرکت ها یک سایت قشنگ می زنند و ادعا می کنند که مستر کارت یا ویزا کارت هدیه به اسم شما برایتان صادر می کنند که عموما از کشور امارات سرویس می گیرند. بالاخره خیلی ها هستند که از نیاز مردم سو استفاده کنند.
      خدا رو شکر از اینگونه افراد بی نیاز شدم
      فقط یه چیزی خیلی عجیبه و اون اینکه تو لبنان پس از انجام مراحل خرید و وارد کردن شماره کارت و تاریخ اعتبار و cvv دیگه از شما پسورد کارت رو نمیپرسه! یه راست پولو کم میکنه. یعنی اگه کارتتون دزدیده شد فاجعه است چون همش روی کارت نوشته و میشه باهاش به راحتی خرید کرد!

    • سفر تعطیلات آخر هفته به لب دریای جنوب

      سلام به همه

      این هفته رفتیم جنوب و بعد از اینکه در روستای دیرقانون نهار خوردیم رفتیم لب دریا .

       ساحل ناقوره که تقریبا در جنوبی ترین نقطه لبنان واقع شده به دلیل اشغال بودن جنوب، هنوز خلوت و خالی است.

       هوا هنوز گرم و شرجی نشده و ساعتی را کنار ساحل نشستیم.

       بعد از آن رفتیم به منطقه ای که می گویند یک پیامبر در آنجا دفن است.

       

    • جشن عید کارگر


      امروز در محل کار به مناسبت روز کارگر برنامه کوچکی گرفتند و برای مسئول مرکز هدیه و کیک تهیه کردند که دور هم جمع شدم. او که نمی دانست قضیه چیست تعجب کرده بود و هی فکر میکرد نکند تولدش است یا کسی ازدواج کرده یا بچه دار شده. خلاصه خوشحال شد و از فرصت استفاده کرد و برنامه های بعدی کاری را مطرح کرد. تو مملکت خودمون روؤسا به کارمندان هدیه می دهند اینجا برعکس!

    • ثبت ازدواج با زن خارجی

      مدارک مورد نیاز برای ثبت ازدواج مرد ایرانی با زن خارجی در سفارتخانه های جمهوری اسلامی ایران.

    • مسلمانان غیر مسلمان


      دیشب وقتی با یکی از دوستان لبنانی بحث اجتماعی فرهنگی داشتیم و مانند بقیه لبنانی ها از نبود مدیریت و برنامه و نظم و انضباط در قسمت های مسلمان نشین شکایت داشت، از من پرسید چرا باید قسمت های مسلمان نشین، کثیف، شلوغ و پر سر و صدا باشد و مردم اینقدر سطح پایین و هر از گاهی شاهد دعوا یا زد و خورد باشیم و در مقابل در مناطق مسیحی نشین بیروت اینقدر نظم و ترتیب و نظافت و زیبایی وجود دارد و افراد منظم و مودب هستند؟ آیا عامل این مشکلات فقر است؟ خیلی از شیعیان الان ثروتمندان بزرگ لبنان هستند ولی محله هایشان همان است که بود. یا عاملش مقاومت و سرسختی شیعیان است و دولت از ورود به محلات تحت نفوذ حزب الله می ترسد؟
      - گفتم خیر خودت میدانی قبل از این که مقاومتی در لبنان باشد شیعیان بدبخت ترین و فقیرترین مردم بودند و فقر فرهنگی و فقر اجتماعیشان توام با فقر مادی، مردمی منزجر کننده از آنان ساخته بود. به برکت مقاومت و پایداری و الگو گرفتن از ایران ، معارف اسلامی هم در میان آنها رشد یافته و وضع از قبل خیلی بهتر شده. دولت از قدیم کمترین توجهی به شیعه نداشت پس علتش وجود حزب الله نیست.
      یاد صحبتی از پدربزرگم افتادم. وی همیشه از دست های پنهان برای تخریب مسلمانان سخن می راند و می گفت وقتی نجف مرکز علمی شیعه بود و هنوز حوزه علمیه قم تاسیس نشده بود، عوامل یک سفارت استکباری برای تخریب وجهه ی  مسلمانان ، بچه ها را ترغیب می کردند با وجود دستشویی و آب در تمام خانه ها و دستشویی عمومی در محلات، در کوچه روی زمین ادرار و مدفوع کنند تا بدینوسیله هم مسلمانان را کثیف و تنفر انگیز جلوه دهند هم اعتقادات مردم را دچار مشکل کنند (بعضی وسواسی می شوند چون همه خیابانها نجس است برخی هم می گویند ولش کن چیزی نیست عادی است)
      بله برنامه های عجیب و غریبی که حتی گاه در قالب یک فعالیت دینی یا فرهنگی اجرا کردند (مثلا پخش صداهایی غیر از اذان به مدت طولانی و شدت بلند مانند پخش یک ساعت قرآن برای یک مرده یا پخش کل دعاها و گفتگوهای داخل مسجد در کل محل) باعث شد تا ما به اینجا برسیم که مسلمانی بشود یک آرم منفی! سرباز خارجی که بیاید در عراق مسلمانان را حیوان ببیند و کشتنشان برایش بی اهمیت باشد؛ در جامعه ای مثل لبنان بقیه از مسلمان دوری کنند یا به چشم حقارت نگاه کنند. اگر حزبی در لبنان به جای فعالیت های نظامی بیاید فعالیت های فرهنگی انجام دهد و وجهه ی اجتماعی مسلمانان را بهبود بخشد بسیار مثمر ثمر تر و خداپسندانه تر خواهد بود.
      به قول شاعر:
      اسلام به ذات خود ندارد عیبی! 
      هر عیب که هست از مسلمانی ماست

    • ایرانی زده ها

      این عنوانی است که به لبنانی های عشق ایران میدهیم! ایرانی ها غرب زده می شوند اما اینها ایران زده! این هم نمونه ای از ایرانی زدگی:
      پس از سفر آقای احمدی نژاد (یا به قول اینها الرئیس نجاد) به لبنان به دلیل اینکه روی تابلو های استقبال از وی به فارسی نوشته بودند خوش آمدید دیگر همه مردم لبنان این کلمه را یاد گرفتند. این هم رستورانی با نام خوش آمدید!
      یک چیز جالب اینکه بعضی ها فکر کرده بودند اسم کوچک آقای احمدی نژاد، خوش آمدید است!

    • سفر تعطیلات آخر هفته به جنوب

      سلام به همگی

      آخر هفته ما تصمیم گرفتیم به اتفاق یک دوست ایرانی که ماشین دارد بریم جنوب. پدرخانمم عازم ایران بود. رفتیم چیزهایی را باید می دادیم ببرند ایران که تحویلشان دادیم و با هم نهار خوردیم. 

      دوستمان آمد و راهی جنوب شدیم.

      در راه کنار دریا ایستادیم و از این منظره بسیار چشم نواز لذت بردیم. دانشگاه اسلامیه درست روبروی دریا است و می توانید از داخل کلاسها به دریا خیره شوید. منظره بسیار زیبایی است.

      جنوب که رسیدیم هوا سرد و مه آلود بود.

      در آنجا از مناظر طبیعی بهره بردیم و از موزه مقاومت (ملیتا) بازدید کردیم.

       

      امدوارم همگی در پناه امام زمان موفق و پیروز باشید

    • دستنوشته های ماه نیسان (اوریل)

       

      سلام به همگی
       
      این آخر هفته رو رفتیم روستای دیر قانون با پدرخانمم. چاغاله بادام موجود بود! از درخت کندیم و جای شما خالی نوش جان کردیم.
       
       
      روز بعد رفتیم روستای شقرا. در آنجا رفتیم قلعه سنگی قدیمی دوبیه و کمی اکتشاف و صخره نوردی کردیم.

      بعد از آن رفتیم محیبیب. جایی بود در همان نزدیکی که حالت زیارتگاه داشت. وقتی فهمیدم که اینجا قبر حضرت بنیامین ابن یعقوب است خیلی موضوع برایم جالب شد.

    • مسیح می آید

      محمد ابراهیم

      کلبه کوچک تا نیمه زیر برف پنهان شده بود. نور اندکی که از آتش شومینه و چراغی نفتی که از سقف آویزان بود، فضای کلبه را تا حدی روشن کرده بود. ماریا در حالیکه پتوی کهنه اش را دور خود پیچیده بود پشت پنجره کز کرده بود و به  ریزش آرام دانه های درشت برف در دل تاریکی شب چشم دوخته بود. صدای پدر او را به خود آورد. نمی دانم این برف کی قرار است بند بیاید؟ سوختمان دارد تمام میشود و هیچ کس هم نیست که بیاید و به این ده کوره دور افتاده سر بزند. مادر که داشت برای این که خودش را سرگرم کند بافتنی میبافت گفت: درب خانه به سختی باز می شود خوب شد امروز صبح هیزم ها را آوردیم داخل. ماریا لبخندی زد و دوباره به دور دست ها خیره شد.

    • خوش آمدگویی

      سلام به همه دوستان

      مدتی است که عکس های مختلف هر ماه را تحت عنوان من در لبنان برایتان ارسال می کردم. تصمیم گرفتم صفحه ای باز کنم تا افکار و درد دلهایم را با شما در میان بگذارم و از وقایعی که بر من می گذرد مطلع شوید. امیدوارم این مجموعه بتواند فاصله میان ما را کم کند و محبت های شما را بیشتر حس کنم.
      پس از اینکه در گوگل و یک وبلاگ فارسی مطالبی را برای شما عنوان کردم به جهت مشکلاتی که داشتند کم کم مطالب را به اینجا منتقل میکنم.
      با تشکر
      التماس دعا