۵۵ مطلب با موضوع «آشنایی با لبنان :: اقتصاد و تجارت» ثبت شده است

    • دکتر و دارو در لبنان

      بیمارستان قلب یسوع

      این واقعیت که دوا و دکتر در لبنان بسیار گران است بر کسی پوشیده نیست. گاهی دکتر و دارو بدون بیمه در ایران، از معالجه با بیمه ی درمانی در لبنان، ارزانتر است.
      این هفته پسر کوچکم مریض بود و باید به بیمارستان می رفتیم. شنیده بودم به خاطر شیوع آنفلوانزا و بیماری های تنفسی، بیمارستان ها جا ندارند. واقعیت هم همین بود. قسمتی از تختهای بیمارستانها که توسط مجروحین جنگی و جانبازان پر شده. قسمت اعظم آن را هم بیماریهای مختلف (که از نابسامانی وضع بهداشتی کشور ناشی شده) اشغال کرده است. در یکی دو ماه گذشته چندین بار طوفان و پدیده های جوی سردی که از اروپا و روسیه به لبنان می رسد، به ناگاه هوا را بشدت سرد کرده و دوباره هوا گرم شده است. این گرم و سرد شدن چندباره و سریع، به اضافه وجود زباله ها که هنوز مشکلشان حل نشده و در خیلی از مناطق سوزانده می شوند و ایجاد آلودگی می کنند، باعث شده بیماری های مختلف تنفسی و ریوی شیوع پیدا کنند و ویروس ها هم تقویت شده و بسیاری از مردم خصوصا کودکان دچار اسهال و استفراغ ویروسی شده اند.

    • دردسر های مالیات و معاینه فنی در لبنان

      در لبنان خریدن و داشتن ماشین خیلی هزینه بر است. یکبار دولت از وارد کننده مالیات می گیرد. یکبار از مصرف کننده. ضمن اینکه هزینه ثبت ماشین به اسم شخص بسیار بالاست. بسته به سال تولید ماشین و قدرت موتور، اقلا 700 دلار تا بالای هزار دلار بابت ثبت باید پرداخته کرد. سپس باید هر سال معاینه فنی انجام دهید که حدود 22 دلار هزینه دارد. جدای همه اینها سالیانه یکبار مالیاتی به نام «میکانیک» داده می شود که مربوط به وزارت کشور و شهرداریهاست. بسته به سال تولید ماشین و حجم موتور آن طبق جدولی صعودی، مبالغ زیادی گرفته می شود. بیمه شخص ثالث هم اجباری و معادل لااقل 50 دلار است.

    • جهاد سازندگی در لبنان

      جهاد سازندگیموسسه لبنانی جهاد البناء یا جهاد سازندگی، از سال 1982 تاسیس شد. این موسسه تلاش دارد بوسیله برنامه ها و پروژه های متنوعش به پیشرفت و سازندگی مردم کمک کند.
      اهداف این موسسه از این قرار است:

    • امام موسی صدر و شهید چمران، حامی محرومان لبنان

      امام موسی صدرامام موسی صدر را مصلح بزرگ شیعیان لبنان می دانند. حتی یک اسقف بزرگ مسیحی گفته بود باید تاریخ لبنان را به دو قسمتِ قبل از امام موسی صدر و بعد از امام موسی صدر تقسیم کرد.
      شیعیان لبنان که در زمان سلطنت عثمانی تحت ظلم و ستم و تعقیب و کشتار بودند، پس از استعمار فرانسه، مورد بی توجهی کامل قرار گرفتند. نه مدرسه ای داشتند نه بیمارستانی، نه کار و درآمدی. اغلب شیعه ها، با کارهای پَست مثل واکسی، رفتگری، کارگری، نگهبانی یا خرید و فروش مواد مخدر امرار معاش می کردند. حضور آنها در ادارات دولتی و شرکتهای خصوصی، در حد پایین ترین کارمند و یا آبدارچی به چشم می آمد. تازه آن دسته بسیار خوش شانس بودند که استخدام شده بودند. بسیاری هم با مزدوری و جیره خوری در احزاب مختلف چپ و راست امرار معاش می کردند.

    • واحد پول لبنان

      اسکناس های دهه ۸۰ میلادی در لبنان

      واحد پول لبنان لیره است. پیش از جنگ جهانی اول در لبنان از پول عثمانی با نام لیره عثملی (عُسمَلی) استفاده می شد. پس از سقوط سلطنت عثمانی برای مدتی از واحد پول مصری استفاده شد و برای همین در زبان محلی لبنانی به پول، مصاری گفته می شود. در هنگام استعمار فرانسه بر منطقه، واحد پول یکسانی به نام لیره سوریه تشکیل شد و با فرانک فرانسه مرتبط گشت. بطوریکه هر لیره ۲۰ فرانک فرانسه ارزش داشت و توسط بانک لبنان و سوریه ضرب می شد.

    • چرخ زندگی حزب الله هم نمی چرخد

      هرچند به دلایلی تصمیم داشتم تا دیگر هیچ مطلبی راجع به حزب الله ننویسم اما لازم دیدم این مطلب برای حفظ حقیقت و روشن شدن زوایای مبهم پیرامون حزب الله منتشر شود تا کمتر به آن ظلم شود.


      کم کم دارد پیر می شود. از حزب اللهی های قدیم است. همانها که همرزم سید حسن نصرالله بودند. بعدا به دلایل مختلفی حزب الله رو رها کرده و به قم رفته بود تا درس طلبگی بخواند. آدم توداری است و هیچ وقت خاطره نمی گوید و خیلی از سوال ها را پاسخ نمی دهد. اصلا حرفی از اینکه برعلیه اسراییل جنگیده، اسیر شده و آزاد شده نمی زند. از آن نیروهای مخلص بوده و هنوز هم خانه و ماشین ندارد.
      از او پرسیدم جوان های حزب الله چگونه زندگی شان می چرخد؟ حقوقشان خیلی خیلی کم است.
      گفت: «بله حقوقی که می گیرند زندگی را نمی چرخاند. یک جوان حزب الله یا باید بی خیال زندگی شود و قید زن گرفتن و زندگی داشتن را بزند یا پدرش پولدار باشد وکمکش کند.
      مجاهدان حزب اللهیادم هست خیلی قدیم، زمان اشغال اسراییل، یکی از برادران بود که همسرش وضع حمل کرده بود. پستش تمام شده بود و باید می رفت مرخصی اما دو هفته در خط با ما ماند و منزل نرفت. چون پول نداشت هیچ چیزی برای خانه بخرد. اینگونه مجاهدت کردند تا حزب الله به اینجا رسید. قدیم هم حزب الله بیمارستان و خدمات اجتماعی نداشت. الان باز وضع بهتر است. دوا و دکتر ارزان در اختیار نیروها هست. وگرنه قدیم اصلا کسی نمی توانست با خرجی حزب الله زندگی کند. اصلا آن اوایل که حقوق نمی دادند. الان هم نگاه به اشتغال در حزب الله به عنوان شغل واقعا غلط است و فقط کسی که عاشق جهاد و شهادت باشد می تواند در آن باقی بماند. وگرنه باید یک شیفت دیگر جایی کار کند؛ پای زمین، یا مغازه دوستان و فامیلها.

    • افتضاح غذایی و بهداشتی در لبنان

      لبنان کشور خیلی آزادی است. اینقدر آزاد که هیچکس به هیچکس کاری ندارد! مثلا دولت به کسانی که به مردم ضرر می رسانند کاری ندارد! چه آنها که نیرو و امکانات برای تروریستها در سوریه ارسال می کردند و چه تروریستهای غذایی! در لبنان افرادی هستند که امنیت غذا و محصولات خوراکی را به خطر انداخته اند.
       

      گوشتهای یخی تاریخ گذشته

      چند سال قبل، پس از مسموم شدن همسر یکی از مسئولین لبنان بواسطه غذای رستوران، نگاه ها به رستوران ها و قصابی ها دوخته شد و پس از بررسی هایی که انجام شد مشخص شد بسیاری از رستورانها از گوشتهای فاسد استفاده می کنند.

    • مالیات ماشین در لبنان

      تصویر تزیینی است

      سه روز مانده به ماه جدید میلادی، بانک برایم اس ام اس داد که تشریف بیارید میکانیک ماشینتان را پرداخت کنید! میکانیک در لبنان منظورشان مالیات وسایل نقلیه است که قرار است به وزارت داخلیه و بلدیات (وزارت کشور و شهرداریها) برسد تا خیابانها را سوراخ کرده و چراغها را خراب کنند و پلیس ها را بفرستند منزلشان که مردم حالشان در ترافیک گرفته شود! واقعیت امر در لبنان همین است. این مالیات را می شود از طریق شرکت پست لبنان، بانک، و صرافی های معتبر پرداخت کرد. مالیات ماشینها مربوط به سال ساخت آنها بوده و اسب بخار موتور هم در آن موثر است. کمترین مالیات به ماشینهای کوچک چهار سیلندر تعلق می گیرد که خب ماشین بنده هم در همین حد است!

    • خادمه در لبنان

      سالیانی است در لبنان داشتن خادمه فراگیر شده است؛ شاید بیست سی سال یا بیشتر. خادمه شبیه کلفت های قدیم خودمان هست. آنها از یک کشور خارجی برای کار به لبنان می آیند و در ازای یک حقوق ماهیانه اندک، تمام کارهای خانه را انجام می دهند: ظرف شستن، نظافت منزل، گردگیری، لباس شستن و پهن کردن، بچه داری، بچه شوری، گردش بردن بچه ها یا سگ! ، بعضی ها خرید کردن از مغازه بغل منزل، شستن سبزی و میوه و خرد کردن و سرخ کردن و اگر با سلیقه و تمیز باشد، غذا پختن، خلاصه تمام کارهای یک کدبانو را انجام می دهند. آنها اجازه دارند روزی 8 ساعت استراحت کنند و فقط ده ساعت در روز کار کنند، هر هفته هم یک روز مرخصی بروند.

    • مرکز خیریه درمانی

      امور درمانی و پزشکی در لبنان بسیار گران است. انجام هرگونه عمل جراحی، ویزیت، آزمایش، عکسبرداری، و... هزینه بسیار بالایی دارد و کسانی که بیمه نداشته باشند بشدت در مضیقه قرار می گیرند. برای همین بسیاری از مردمی که بیمه ندارند برای درمان مشکلات مختلف، اهمال می کنند. چون توان پرداخت هزینه دکتر را ندارند. بیمه هم فقط برای کسانی است که کارمند دولت باشند. بنابر این مثلا یک کشاورز ساده بیمه ندارد.

      به همین علت موسسه های خیریه گوناگونی برای خدمت به مردم تاسیس شده و هر طایفه و دینی موسسات مخصوص به خود را دارد. یکی از مراکز خیریه درمانی در لبنان مرکز تآخی است (بخوانید تَ أ آ خی یعنی برادری و اخوت). این مرکز توسط جمعیت خانواده تآخی (که توسط خیرینی از جمله سید محمد حسین فضل الله در سال 1964 راه اندازی شده بود) تاسیس شد تا به خانواده های تحت پوشش این مرکز خدمات رسانی کند. در سال 2006 برای کمک به عموم مردم و کاهش فشار جنگ، طرح تاسیس چنین مرکزی در بیروت تصویب و در سال 2010 به اجرا رسید.