۱۱۲ مطلب با موضوع «آشنایی با لبنان :: سیاست» ثبت شده است

    • مشکل زباله در لبنان

      زبالهبازنشر این مطلب فقط با ذکر منبع مجاز است.

      حدود 24روز پیش، متوجه شدم حجم زباله در سطلهای زباله وکنار آنها خیلی زیاد شده و مقداری هم کف خیابان پخش و زیر چرخ های ماشین ها له شده و در جاده پخش شده اند. بوی بسیار آزار دهنده ای خیابان ها را فرا گرفته بود. کم کم در اخبار منتشر شد که این قضیه فقط مربوط به ضاحیه نیست و کل بیروت حتی مناطق دولتی و توریستی هم گرفتار زباله شده. دلیل این امر تمدید نشدن قرار داد شرکت سوکلین، شرکت خصوصی جمع آوری زباله عنوان شد. از طرف دیگر یکی دو سالی است به خواسته مردم و طرح وزارت محیط زیست، محل دفن زباله ها باید تغییر داده شود. اما پشت صحنه اصلی این مشکل چیست؟ وزیر سابق، شربل نحاس چنین شرح می دهد:

    • اهداف پشت پرده استعمار از قتل عام دروزی های سوریه

      رهبران دروزیان لبنان

      رهبران دروزیان لبنان از راست به چپ

      ولید جنبلاط - وئام وهاب - طلال ارسلان

      ولید جنبلاط فرزند کمال جنبلاط، پس از پدرش رهبر دروزیان لبنان شد. وی آنقدر از سیاست پرت بود که می گویند روز ختم پدرش سوار بر موتور هارلی داویدسون با کت چرمی سیاه درحالیکه دوست دخترش با لباسی قرمز پشتش سوار بود به مجلس آمد. در دنیای سیاست لبنان وی به برف پاک کن یا حزب باد شهرت دارد. به این دلیل که مواضع بسیار متناقضی را یکی پس از دیگری اتخاذ می کند. البته تغییر موضع در لبنان هزینه می برد! یادم هست یکبار ایران موفق به این تغییر موضع شد! اما بعد از چند ماه، موضع جنبلاط دوباره عوض شد. ظاهرا عربستان توانسته بود بیشتر هزینه کند!

       

      هفته پیش بود که رژیم صهیونیستی ادعا کرد، برای امنیت دروزیان سوریه ممکن است وارد عمل شود. همین ادعا را دهه 70 در مورد مسیحیان جنوب لبنان کرده بود که امام موسی صدر در آن هنگام گفت: «ضمان اسرائیل للمسیحیین اشبه بضمان الذئاب» یعنی ضمانت رژیم صهیونیستی به مسیحیان بیشتر شبیه ضمانت گرگ است برای گوسفندان! لذا نیروهای حرکت امل را برای دفاع از محورهای جنوب اعزام کرد و با برنامه ریزی و نظارت شهید چمران پروژه جلوگیری از صهیونیست سازی جنوب را کلید زد.

    • خیزش عربستان برای اوج گرفتن به سقوطش خواهد انجامید

      لبنانلبنان کشور عجیبی است. کشوری با ویژگی های منحصر به فرد. زندگی مسلمان و مسیحی و شیعه و سنی در کنار هم، جنگ های داخلی، وجود روزنامه ها و رسانه های کاملا مخالف هم و رسانه ها و سیاسیون وابسته به کشورهای دیگر، ...
      لبنانی ها به جهت انتشار آرای سیاسی متضاد و مخالف، از هوش سیاسی خوبی برخوردارند. به همین سبب هرکس در لبنان زندگی کند و روابط سیاسی پیچیده و تو در توی این کشور و تاریخ گذشته آنها را بفهمد، از قدرت تحلیل بالایی برخوردار خواهد شد. یادم هست بیش از پانزده سال پیش که تازه به دبیرستان می رفتم و ایران هنوز به رشد اقتصادی و سیاسی امروزش نرسیده بود، دبیرکل مجلس اعلای شیعیان لبنان پیش بینی کرد ایران به حدی رشد خواهد کرد که مهم ترین کشور منطقه خواهد شد. آن زمان تصور چنین موقعیتی مشکل بود اما امروزه در هر کشوری از منطقه قدم بگذارید، مردمش نام و نقش سازنده ایران به عنوان یک الگوی موفق را مطرح می کنند.

      اگر از نقش و قدرت قدیم عربستان در امور سیاسی و دینی منطقه خبر داشته باشید، تایید می کنید که ایران علاوه بر رشد اقتصادی با تکیه بر توانمندی های بومی، در عرصه سیاسی، عربستان سعودیاقتصادی و روابط بین الملل، پشت این حکومت خودفروخته را به خاک مالیده است. عربستان که با به سلطنت رسیدن وهابیون آل سعود با پشتیبانی انگلیس و آمریکا توانسته بود مصر را از زمامداری کشورهای اسلامی و نقش آفرینی فعال میان کشورهای عربی دور کند و خود حاکم بلامنازع روابط اعراب شود، امروز با صرف هزینه های بسیار نتوانسته اهداف خرابکارانه خود در عراق و سوریه و دیگر کشورها را به پیش ببرد. جالب آنکه این رژیم که از اول پیدایشش موجب خرابی و کشت و کشتار و بدبختی در کشورهای اسلامی شده و فتنه و تفرقه را در میان مسلمانان دوانده است، امروز بر پایه های لرزان و شکننده تخت سلطنت خود، پادشاهی آلزایمری را یدک می کشد که هر آن با کوچکترین جرقه ای بیم درگیری های داخلی فزونی پیدا می کند.

    • انقلاب اسلامی ایران و تاثیر آن بر لبنان

      انقلاب اسلامی ایرانانقلاب اسلامی ایران حرکت امواج خروشان مردمی بود که از ظلم پادشاهان صبرشان لبریز شده بود و با دندان تیز کردن پادشاهان بی اراده برای نابودی دین و فرهنگ و اخلاق مردم، تحمل مردم تمام شد و همگی دست در دست هم،  به رهبری امام خمینی، مهره ی بی اراده و بی اقتدار استعمار را بیرون کردند.
      با پیروزی انقلاب ایران معادلات منطقه و جهان به هم ریخت. معادلاتی که توسط قدرت های استعماری بر جهان دیکته می شد. نه گفتن به این معادلات باعث شد دشمنی و کینه ی ظالمان، برانگیخته شده و جنگ و تحریم و فشار بر این مملکت تحمیل کنند.
      قبلا مطلبی از یک تاجر لبنانی نوشته بودم که به من گفت اگر انقلاب ایران نبود شاید عرق خور می شدم.
      به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران و برای بررسی نظر لبنانی ها در مورد انقلاب ایران با دو جوان لبنانی صحبت کردم.
      حسن متخصص شبکه و امور رایانه ای است. وی عقیده دارد انقلاب ایران در همه کشورها به سرعت منعکس نشد. خصوصا کشورهای پولدار عربی که مردم هیچ دلنگرانی نداشته و اصلا به سیاست کاری نداشتند. وی که در کودکی در کویت زندگی می کرده است می گوید:

    • عملیات موفق حزب الله در شبعا

      ظهر آمدم سوار ماشین شوم دیدم راه را بر روی من بسته اند. در لبنان خیلی عادی است که ماشین را بدجور پارک کنند و بروند. البته عموما یا شماره تلفن میگذارند یا همان مغازه های روبرویی در حال خرید هستند و با بوق زدن، پیدایشان می شود. دیدم شیشه باز است و خانم مسنی سمت راست راننده نشسته و سیگار می کشد. سلام کردم گفتم ببخشید من می خواهم رد شوم. گفت بیا خودت ماشین را جابجا کن. رفتم جلوی در، بعد ترسیدم در را باز کنم همسرش پیدایش شود و شاکی بشود. گفتم حاج آقا طول دارند؟ گفت: حاجی نیست. دخترم راننده است، خودت بیا ماشین رو روشن کن. گفتم با اجازه. در را باز کردم و نشستم.جیپ عجب ماشینی بود. قبلا از این جیپ های چیروکی سوار شده بودم اما این یکی خیلی مدل بالا و جدید بود. کلی فرق داشت با مدلهای قدیمی. تمیز و شیک و پر امکانات بود. ماشین را روشن کردم و ترسان لرزان آرام آرام عقب رفتم. کوچه تنگ بود و مجبور شدم بروم جلوتر و دور بزنم. در این میان حاج خانم که داشت سیگار می کشید و فنجان قهوه اش هم در دستش بود گفت: دیدی چه کردند؟
      اولش نفهمیدم و فکر کردم مثلا داره میگه چیکار میکنی؟ (چرا زیاد رفتی جلو). بعد متوجه شدم از عملیات دیروز حزب الله صحبت میکنه. کلی قربون صدقه بچه های حزب الله رفت و دعاشون کرد. گفت دیدی چقدر مردم خوشحال شدند. خدا حفظشون بکنه.
      داشتم پیاده می شدم گفت: خدا حفظت کنه مادر. اما نگفتی از کجایی؟ (در لبنان چون کشور کوچکی است عموما مردم همدیگر را می شناسند لذا می پرسند اهل کدام ده یا شهر هستی)
      گفتم من ایرانی هستم. گل از گلش شکفت. گفت: اهلا و سهلا ببلدک. خوش آمدید، سرزمین خودته. خلاصه خداحافظی کردم و رفتم.

      ***

      دیروز که سر کار نشسته بودم یکی آمد و گفت: زدن! خبرش نیومد؟ 15 تا کشته!
      هاج و واج مونده بودم؛ کی کیو زد؟ تو لبنان؟ دوباره عملیات تروریستی شده؟ چی شده؟

      عملیات شبعامتوجه شدم که حزب الله عملیات کرده و تازه خبرش دارد پخش می شود.
      عملیات روز گذشته حزب الله عملیاتی بود بی نظیر که از لحاظ نظامی می توان آنرا معجزه نامید. پس از عملیات رژیم صهیونیستی در قنیطره و به شهادت رساندن بچه های حزب الله و سردار الله دادی، این رژیم بشدت آماده پاسخ بود و نیروهای زیادی هم به مرزهای لبنان ارسال کرده بود. از آنجا که انجام عملیات بر ضد صهیونیستها نیازمند بررسی ها و در نظر گرفتن جوانب زیادی است و عملیات مراقبت و کسب اطلاعات گاهی ماه ها طول می کشد، کسی تصور نمی کرد حزب الله به این سرعت عملیاتی آنهم از خاک لبنان انجام دهد.

    • آشنایی با حرکت امل

      لبنان سرزمین بسیار پیچیده ای است. پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی و استعمار فرانسه در منطقه لبنان و سوریه و تشکیل دولت یهودی در فلسطین، استعمارگران، سرزمینهایی متشکل از طایفه های گوناگون را به عنوان کشور لبنان مرزبندی کردند. به جهت تنوع طوایف، این سرزمین همیشه دچار اختلافات بوده است. در لبنان هر طایفه ای تحت الحمایه یک کشور خارجی بود. آمریکا و فرانسه و حتی شوروی، حامی مسیحیان بودند، مصر و عربستان هم حامی اهل سنت. علویان هم مورد حمایت سوریه قرار داشتند. فقط شیعیان بودند که بی حامی و حتی بی رهبر بودند. به همین جهت لبنان همیشه شاهد نفوذ سیاستهای کشورهای مختلف و حتی نیروهای آنها بوده است.
      پس از استقلال لبنان (در سال ۱۹۴۳) همچنان فئودالیسم بر این سرزمین حکمرانی می کرد. فئودالیسمی که قرن ها دمار از روزگار مردم این منطقه درآورده بود. اگر نبود امام موسی صدر که طایفه شیعه را از زیر یوغ فئودالهای تمامیت خواهی چون کامل اسعد (فئودال شیعه و رییس اسبق مجلس لبنان) خارج کند، شیعه ها باید  هنوز هم پس از دروی گندمشان همه را به ارباب می دادند و به اندازه بخور و نمیر سالشان چند گونی با منت دریافت می کردند. هرچند امروزه، طوایف دیگر به شکل فئودالیسم قدیمی اداره نمی شوند اما فئودالیسم نوین در قالب رهبری افرادی مثل سمیر جعجع و میشل عون (سران سیاسی طوایف مسیحی)، کاملا قابل مشاهده است. اینکه سران طایفه مسیر سیاسی و اقتصادی طایفه را تعیین می کنند یا چند تاجر مسیحی، تنها واردکنندگان انحصاری مواد عمده کشور باشند، همه نشان از نظامی غیر دموکراتیک و بازمانده از فئودالیسم دارد. از آن گذشته باید طبق قانونی که فرانسه گذاشته، رییس جمهور، رییس ارتش و رییس بانک مرکزی همیشه از طایفه مارونی انتخاب شوند.مارونی ها شاخه ای از مسیحیان هستند که بصورت عمده در لبنان ساکنند و پیروان مار مارون راهب سریانی قرن چهارم هستند.

    • وقتی یک متخصص ماشین در آمریکا از برخی مسئولان و فعالان رسانه ای ما بهتر می فهمد!

      بله، متخصص ماشین!
      دو سه شب پیش با جمعی از جوانان لبنانی به قول خودشان سَهرَة کردیم؛ یعنی شب نشینی. ساعت ده شب رفتیم در یک رستوران نشستیم و تا ساعت یک نصف شب حرف زدیم. دو نفر قلیان می کشیدند و یکی سیگار. ما هم مجانی دودشان را استفاده می کردیم!
      یکی از آنها در آمریکا متولد شده بود و در آنجا زندگی می کرد. پس از چندین سال، تعطیلات را آمده بود لبنان. عربی اش ضعیف نبود و قطعا از من بهتر بود. اما ماشالله انگلیسی را کاملا بومی (native) صحبت می کرد. در آمریکا کارش مهندسی اسپرت کردن ماشین است. البته در محل زندگی مشتری! (برای مرفهین بی دردی که حال ندارند به کارگاه و تعمیرگاه بروند و منتظر بمانند). از نصب باند و سیستم صوتی و قفل مرکزی و مانیتور گرفته تا شیشه دودی کردن و غیره. وضع کارش خیلی خوب است و از آن کاملا راضی است. از جوانهای بی دغدغه ای می گفت که نمی دانند با پولهای باد آورده چه کنند. زن و بچه که ندارند، پول دارند و خرج اسپرت کردن ماشین می کنند. درصد عمده شان هم مهاجران هستند. عربها و بیشتر از آنها، سیاه پوستها. از جوانی می گفت که آمده بود روی بدنه بی ام دابلیو آخرین مدل اش در طرف راست و چپ ماشین مانیتور بزرگ نصب کند تا رهگذران هم از دیدن فیلم بی نصیب نمانند! (یک ضرب المثل فارسی می گوید: تا احمق در جهان هست ماهیخوار گرسنه نمی ماند!)
      یکی از جوانها از او درباره تظاهرات سیاه پوستان و مشکلاتی که به خاطر قتل سیاه پوستان و رفتار نژادپرستانه پلیس بوجود آمده سوال کرد. پاسخش جالب بود.

    • آغاز محرم و عزاداری شیعیان لبنان

      با فرا رسیدن ایام محرم، در لبنان شاهد تحرکات مختلفی هستیم. شیعیان از چند روز قبل شروع به نصب پرچم های عزاداری و آماده کردن مکان های مختلف جهت برپایی روضه و هیئت و سینه زنی کرده اند. ضمن اینکه کم کم اقدامات امنیتی برای دسته های عزاداری روز عاشورا در ضاحیه و نبطیه به اجرا در می آید.

      امسال در حالی محرم را آغاز می کنیم که دیروز مسجد اهل سنت در ضاحیه به مناسبت حلول ماه جدید هجری، تواشیح شادی و شکر خدا پخش می کرد. در حالی محرم را آغاز می کنیم که ارتش لبنان درگیری های مهمی را با تروریستهای شمال لبنان آغاز کرده و جمعی را بازداشت کرده است تا به دست عدالت بسپارد. با تهدید های این گروهک ها و جبهه النصره و برخی نمایندگان افراطی المستقبل، خطر بالا گرفتن آتش درگیری زیاد است.

      پارسال که با نظارت و برنامه ریزی دقیق حزب الله کسی نتوانست ضرری به عزاداران حسینی برساند.

      از سوی دیگر در عراق وضع جالب نیست. مردمان سرزمینی که حسین را تنها گذاشته بودند، اینک هم در مبارزه با دشمنان انسانیت، همت لازم را ندارند و با وجود تمام تلاش ها و کمک های ایران و حزب الله، هنوز داعش دست برتر را در میدان دارد.

      خدا یا وارث خون حسین را برسان که امیدی به هیچ کس نیست. اگر هنوز 313 یار نیست، بگذار با 13 یار ظهور کند. مگر اجداد وی نفرموده بودند اگر به اندازه انگشتان دست یار داشتم، قیام می کردم؟ پس منتظر ما نمان که وضع به شدت خراب است و بازار نفاق و دورویی و تظاهرمان به شدت گرم و پرفریب. هرکس بیشتر خود را امام زمانی نشان می دهد، بیشتر، از امام زمان دور است. یکی برای دادن یا ندادن حق مردم اسم امام زمان را علم می کند، یکی کربلا را که واضح ترین صحنه تاریخ در تقابل حق و باطل و نور و ظلمت است، آوردگاه مذاکره و تعامل می خواند! ننگ بر ما که برای مقاصد دنیایی، طلحه وار و زبیر وار، خود را از اردوگاه حق خارج می کنیم.

      ای امام زمان، دعایمان کن و بدان در این سرزمین، جوانهایی هستند که بی هیچ چشمداشتی برای دفاع از مقدسات، سلاح به دست گرفته اند و لبیک گویان، پا در میدان گذاشته اند. اگر شما بیایی، خیلی ها هستند که دیگر هیچ بهانه ای برای نشستن ندارند.

      یا صاحب الزمان، در این غروب دلگیر برای ظهورت دعا می کنم، مانند همیشه، و می خواهم که دعا کنی، شر دشمنان از سر شیعیانت کم شود.

      ما شیعیان ممکن است کارد به استخوانمان برسد اما به گلویمان نمی رسد. دیگر نمی گذاریم داستان گلو، آب، خنجر، تشنگی، خون، تکرار شود.

      اللهم عجل لولیک الفرج

      والعافیة والنصر ومدّ فی عمره الشریف وزین الارض بطول بقائه

      واجعلنا من انصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه...

    • مردم لبنان خواستار اخراج پناهندگان سوری شدند

      بعد از اینکه در این چند سال، شهر عرسال در لبنان از تروریستها و مجروحین خارجی که در سوریه می جنگیدند پذیرایی و حمایت کرد، عاقبت شر تروریستها به مردم شهر رسید و با اشغال شهر و درگیری و سلب آزادی مردم و تجاوز به ممتلکات آنها، دقیقا برنامه زورگویی و ظلم در عراق را در آنجا پیاده کردند. بطوری که شهردار این شهر که بسیار ضد حزب الله بوده و شهر را در اختیار و در خدمت تروریستها در آورده بود از مقامات لبنانی درخواست نجات کرد. 

      خبرهای تایید نشده ای حاکی از آن است که پسر بندر بن سلطان تصادفا در هنگام تردد به این شهر به صورت ناشناس، توسط ارتش بازداشت شده و به پاسگاه ارتش منتقل می شود. تروریستها پاسگاه را محاصره می کنند و سرکرده آنها داخل شده و تقاضای آزادی پسر بندر را می کند. فرمانده پایگاه عصبانی شده و می گوید خود این یارو رو هم دستگیر کنید. در پی این جریان تروریستها پاسگاه را زیر آتش می گیرند و تعداد زیادی از سربازان را کشته و تعدادی را اسیر کرده و به گروگان می گیرند. به همین علت تصور شد که دستگیری این سرکرده داعشی جرقه ی جنگ در عرسال بوده است.

    • وقتی حزب الله از سنی های ساکن ضاحیه دفاع می کند

      سلمونی بودم. ریش و قیچی دست یوسف بود! یوسف جوان نازنینی است که زحمت می کشد ما را کچل می کند! البته بهتر است بگویم اصلاح می کند. خلاصه او اصلاحاتچی محله است.
      دو تا از رفقاش هم رو صندلی نشسته بودند. تلویزیون چیزی راجع به غزه گفت. اونا شروع کردن با هم حرف زدن. از فلسطینی ها بدی میگفتن و اینکه نمیشه بهشون اعتماد کرد. یوسف نه گذاشت و نه برداشت و گفت اصلا هیچ سنی ای قابل اعتماد نیست و از دستش در امان نیستیم خصوصا حسن! این رو به شوخی به حسن گفت.
      در ادامه صحبتهای اونها، متوجه شدم حسن از خانواده ای سنی است اما خودش شیعه شده. مادرش در خواب شخص نورانی ای را دیده که به دلش برات شده پیامبر است. در خواب به او گفته بودند اسم پسرت را حسن بگذار.
      حسن تعریف کرد یک بار پنج شش نفر آمدند زیر ایوان خانه ما شروع کردند فحش دادن به همه بزرگان اهل سنت از ریز تا درشت. مادرم حسابی عصبانی شده بود. بچه محل هایمان بودند. من می خندیدم. گفت چرا می خندی برو یک چیزی بگو خفه شان کن. گفتم چکار کنم؟ می خواهی خودم رو وسطشون بترکونم؟ گفت ذلیل نمیری! اصلا خودم میرم. رفت داد و قال کرد. بعد که پدرم آمد و قضیه را فهمید رفت مسجد و به حزب الله گفت چنین موضوعی شده. آمدند نشانی گرفتند و اونها رو در عرض چند دقیقه خفت کردند و آوردند. انداختند جلوی پای مادرم و گفتند از حاج خانم معذرت خواهی کنید تا بعد به حسابتان برسیم.
      بعد از سین جین مشخص شد پول گرفته بودند تا بیایند فحش بدهند. نصفشان سنی بودند. از جمله یک سوریه ای. می خواستند ما را نسبت به همسایه های شیعه و محیط ضاحیه بدبین کنند و ایجاد تنفر کنند.

      (ضاحیه هم سنی دارد و هم مسیحی و هیچکدام هیچ وقت از شیعیان بدی ندیدند. اما وای به روزی که یک شیعه در میان اهل سنت زندگی کند، تا تقی به توقی بخورد بیچاره اش می کنند.)

      حسن تعریف کرد یک شیعه را می شناخت که در طریق الجدیده (منطقه سنی نشین بیروت متمایل به المستقبل) زندگی می کرد. با کسی مشکلی نداشت و با همسایه ها دوست بود. یک بار دوستان سنی اش آمدند خانه او را آتش زدند که زن و دو بچه اش در آتش سوختند. به همین راحتی.