۶۶ مطلب با موضوع «آشنایی با لبنان :: فرهنگ و آداب و رسوم» ثبت شده است

    • ماه های سریانی در تقویم لبنانی

      حتما تا به حال کلمه تموز و ایار یا نیسان را شنیده اید. اینها اسم ماه های تقویم سریانی هستند. در گذشته در مقطع هایی از تاریخ، تقویم مورد استفاده اعراب تقویم سریانی بوده که از سومری ها و آشوری ها و آرامی ها به دست آنها رسیده بود. تقویم آشوری تقویمی قمری است. اکنون تقویم شمسی گریگوری ملاک تاریخ در لبنان است اما با اسم ماه های تقویم سریانی.

      هر ماهی متعلق به یکی از خدایگان سومری ها بوده و معتقد به خاصیت بخصوصی برای آن ماه بوده اند.

      تقویم لبنانی

    • جام جهانی در لبنان برای پولدارها

      پرچم کشورهاحال و هوای جام جهانی لبنان را فرا گرفته. در این میان، فروشندگان و دستفروشان کلی از این اوضاع استفاده می کنند. از فروش پرچم های کوچک و بزرگ کشورهای مختلف و تیمهای گوناگون بگیرید، تا فروش اسباب بازیها و وسایل مختلف با طرح و نقش تیمهای شرکت کننده در جام جهانی. حتی مناقیش (صبحانه معروف لبنانی) با تزیین ویژه جام جهانی ارائه می شود.

      مناقیش با طعم جام جهانی

    • انواع حجاب در لبنان و هزینه آن

      از آنجا که مطالبی در سایتها منتشر شد مبنی بر گران بودن حجاب چادر نسبت به حجاب مانتو، خواستم وضع لبنان را هم بشنوید. اطلاعات من حاصل شنیده ها و دیده های خودم در ضاحیه و فروشگاه های مختلف لبنان است. البته نه فروشگاه های خاص در خیابان الحمرا که هر قطعه لباسشان بین 500 ، ششصد دلار تا چند هزار دلار است. بلکه فروشگاه هایی که عموم مردم از آنها خرید می کنند.
      هزینه پوشش برای خانمهای چادری در لبنان بسیار کمتر از مانتو پوشها یا بی حجابهاست.

      حجاب شرعییک خانم مانتو پوش (مانتو شرعی بلند) باید یک مانتو بخرد و یک روسری یا شال لبنانی (ترکی). قیمتهای روسری و مانتو بیداد می کند. قیمت یک مانتوی خوب بین 50 و صد دلار است. هرچند ارزانتر و بی کیفت تر و ساده تر هم وجود دارد، اما این قیمت نرمال است؛ و البته گرانتر هم موجود است. روسری و شال حریرِ اصل اقلا کمِ کم 50 دلار قیمت دارد به بالا.

      ارزانترین روسری حریر که پارچه آن حریر خالص نبوده و ترکیب دارد، 23 دلار به فروش می رسد.

    • زنده بودن مردگان و شهدا

      سید را در گوگل پلاس پیدا کرده بودم، از ریشیر مطالبش توسط دوستان حلقه های خودم. فالو اش که کردم نظر هم برایش میگذاشتم. تا اینکه متوجه شدم ایشان در لبنان است. برایش پیغام دادم و ایشان با نهایت تواضع، به یک ناشناسِ ندیده و نشناخته اجازه داد تا او را ببیند.

      سیدِ عزیز ما، هرچند مدتی پلاس را ترک کرد و بعد لبنان را هم ترک کرد اما همیشه برای من عزیز بوده و به یادش بوده ام.

      وقتی یک ایرانی برای درس یا کار به لبنان می آید نه تنها مشکلات غریب بودن و تنها بودن و ناشناس بودن را دارد بلکه مشکلات لبنان هم اضافه بر آن باید تحمل کند: گرانی و شلوغی و بی برقی و بی آبی و ...

      ماجرای زیر که سید در پلاس خود تعریف کرده مرا یاد داستانی از حضرت علامه طباطبایی انداخت. اول ماجرای سید را بخوانید:

      مدتی از حضورم در لبنان میگذشت که قرار شد خانواده هم به من ملحق بشن. به دلیل شرایط خاص ضاحیه، ترجیح دادیم برای اسکان، خونه ای کوچک در یکی از روستاهای جنوب اجاره کنیم؛ روستایی که محل شهادت بیش از 100 نفر از رزمندگان مقاومت اسلامی در طول سالهای اشغالگری صهیونیستها بود. فقط تنها نگرانیم، غربت و تنها موندن خانومم با سیدعلی سه ساله در اون روستای دورافتاده بود. چون من باید هر روز صبح مسیر 80 کیلومتری جنوب تا بیروت رو می اومدم و آخر شب برمیگشتم.
      بالاخره خانواده از راه رسیدند و بعد از توقفی کوتاه در بیروت سه نفری عازم جنوب شدیم. حس غریبی بر فضای روستا و خانه حاکم بود، و فکر تنها ماندن زن و بچه ام در آنجا خیلی برام آزاردهنده شده بود. کلید رو چرخاندم و در رو باز کردم و وارد خانه شدیم..

    • در مراسم عاشورای ضاحیه چه گذشت

       

      شب عاشورا سید حسن در مجمع سید الشهدا گفت: ما همیشه در طول این سالها آمده ایم و باران شدید و گرمای آزار دهنده نتوانسته ما را از حسین علیه السلام جدا کند. امسال هم هیچ خطری نمی تواند ما را از حسین (ع) جدا کند، نه انفجارها نه ماشینهای بمب گذاری شده. ما می آییم و فریاد می زنیم لبیک یا حسین.

      سید گفت: بگذارید صریح باشیم (او همیشه واقعیت را می گوید و صادق است) فردا خطر بمبگذاری هست. اما ما می آییم.

    • عاشورای رهروان حسین علیه السلام در لبنان

      آنهایی که سفری به لبنان داشته اند یا به واسطه علاقه شان به لبنان یا مقاومت، خبرهای لبنان را دنبال می کنند عموما تصویری کوچک، ناواضح و جزیی از لبنان دارند. برای همین خیلی ها تصورشان این است که چون در لبنان مسیحیان هستند و کشوری توریستی است و حجاب اسلامی وجود ندارد پس مردم آن هم دین و ایمانشان به درجه ی دین و ایمان ایرانی ها نیست!

    • عید قربان، مسلمانان، سلفی ها، آمریکا

      عید قربان در کشورهای عربی و از جمله لبنان یکی از اعیاد بزرگ است و همانطور که ما برای عید نوروز لباس نو می پوشیم و به دیدن بزرگتر ها می رویم، در لبنان هم مردم حتما با لباس عید، به دیدن یکدیگر، خصوصا بزرگترها رفته و شیرینی مخصوص عید می خورند. آنها که دستشان به دهنشان می رسد برای ناهار عید، کباب درست می کنند. بچه ها حتما ترقه و فشفشه می خرند و تفنگ های پلاستیکی که گلوله پلاستیکی شلیک می کند و به یکدیگر شلیک می کنند! خلاصه به همه خوش می گذرد، خصوصا با سه روز تعطیلی رسمی که امسال برای بچه مدرسه ای ها تبدیل شد به یک هفته! علاوه بر آن، بزرگان فامیل به بچه ها عیدی می دهند و بچه ها حسابی کیف می کنند. غیر مسلمانها هم در عید شریکند و به کافه بارها و رستورانهایی می روند که خوانندگان و رقاصه ها در آنها به مناسبت عید برنامه برگزار می کنند!!! البته برخی مسلمانها هم در این مراسم ها شرکت می کنند!

    • مردمی که خونشان را برای مقاومت دادند

      داشتم میرفتم گواهینامه ی لبنانی ام رو بگیرم. رادیو النور تو ماشین روشن بود و اعلام کرد دار الحوراء به تمام گروه های خونی نیاز مبرم دارد. دار الحوراء یک مرکز آزمایشگاهی و درمانی است که متعلق به حزب الله است. می دانستم برای مجروحان عملیات موفقیت آمیز القصیر در سوریه، نیاز به خون دارند. گفتم من که نه بلدم بجنگم نه جراتشو دارم اقلا خون بدم.

    • سوریه چه خبر؟

      صبح همین امروز جلوی دانشگاه لبنانیه تو حدث که مسابقه ی شهید مطهری اونجا برگزار شده بود سوار یه تاکسی شدم. قیافه اش نمی خورد شیعه باشه. آخه شیعه ها یه شمشیر یا یاعلی یا نوار سبز آویزون میکنن به آینه. داشت نوار قرآن عبدالباسط رو گوش می کرد. رسیدیم به یه چهار راه. چشمش افتاد به پلیسی که بیخیال نسبت به حرکت های خلاف ماشینها فقط دست تکون می داد. گفت حاجی؛ من تازه از دمشق اومدم. اونجا انگار نه انگار جنگه. تو اوج درگیری و بمب و خون، خیابونا رو کارگرای شهرداری میان طبق معمول تمیز می کنن، گل می کارن، درختارو اصلاح می کنن، برق همیشه وصله (آخه لبنان برعکسه و در اوج صلح و صفا همیشه قطعی برق دارن) کسی برخلاف قوانین راهنمایی و رانندگی حرکتی نمیکنه، کسی جرات نداره پشت فرمون با موبایل حرف بزنه. خلاصه اینقدر خوبی گفت از سوریه و مقایسه کرد با لبنان که تشویق شدم برم جهاد! آخرش گفت انشالله سوریه با مقاومت مردمش و کمک خدا و ایران و شرفای دیگه به وضع قبل برگرده.

      گفتم انشالله. همیشه مقاومت جواب میده.

    • امام موسی صدر و مشکل بی حجابی زنان

      بخش اول از خاطرات حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی سفیر سابق ایران در واتیکان و کاردار سابق فرهنگی ایران در مصر*

      بنده‌ در یکی از سفرهایی که‌ به‌ حازمیه‌ رفته‌ بودم، صبح‌ زود و بدون‌ تعیین‌ وقت‌ قبلی، خدمت‌ ایشان‌ رفتم. ایشان‌ با کمال‌ لطف‌ و محبت‌ بیرون‌ تشریف‌ آوردند و بعد از پذیرایی کوتاهی فرمودند که‌ بعدازظهر در صیدا میهمان‌ هستیم. اگر جنابعالی هم‌ تشریف‌ بیاورید، خیلی خوب‌ خواهد بود.