۱۹۹ مطلب با موضوع «آشنایی با لبنان :: مقاومت» ثبت شده است

    • خاطرات سرتیپ - قسمت چهارم

      امام مرا صدا زد و گفت ما قسمت نظامی حرکت محرومین را ایجاد کرده ایم و می خواهیم به جوانها آموزش نظامی بدهیم. تو هم باید باشی. اسم تو زین العابدین است. اسم جهادی برایت انتخاب کردم که اگر لیست افراد ما دست دیگران افتاد موقعیت و زندگیتان به خطر نیفتد.

      وقتی حرکت امل تاسیس شد امام ماهی یک لیره از هر کدام از اعضا می گرفت. از ماهایی که کار درست حسابی و حقوق خوب داشتیم 5 لیره می گرفت. این زمانی بود که همه ی احزاب پولهای کلان خرج می کردند و به نیروها و مزدورهایشان کلی پول می دادند. حرکت امل اینچنین تاسیس شد و بدون کمک خارجی به یک نیروی مهم و تاثیرگذار و مقاوم در لبنان تبدیل شد.

      -----------------
      مطالب قبلی:
      خاطرات سرتیپ - قسمت سوم

      خاطرات سرتیپ - قسمت دوم
      خاطرات سرتیپ - قسمت اول


    • خاطرات سرتیپ - قسمت دوم

      مصطفی: امام موسی صدر سه انقلاب انجام داد. یکی انقلاب در افراد که خودم یکی از آنها بودم و مرا از جهنم کشاند بیرون و برد در بهشت. یکی انقلاب اجتماعی در لبنان. یکی انقلاب ایران. در زمانی که خیلی با امام موسی صدر همکاری های امنیتی داشتم، امام استقبال از انقلابیون ایران و کسانی که از دست ساواک فرار می کردند را به من سپرده بود.

    • نمایشگاه جدید در ملیتا

       

      چند روز پیش برای بار چندم رفتم موزه ی ملیتا هوایش از جاهای دیگر بهتر بود. هر بار که می روم با دفعه ی قبل متفاوت است. همیشه در حال تکمیل و زیباتر کردن آن هستند. اتفاقی پشت یک گروه افتادیم که راهنما داشت برایشان توضیحات می داد. کلی چیز جدید فهمیدم از چگونگی ایجاد این شبکه ی دفاعی زیر زمینی. در قسمت موزه ی آن تغییرات اساسی داده بودند و انواع سلاح های به غنیمت گرفته شده از صهیونیست های غاصب و یک هواپیمای جاسوسی را در آن به نمایش گذاشته بودند و هرکدام شمار گذاری شده بودند و توضیحات مربوط به آن روی دیوار نمایش داده شده بود.

       

    • خاطرات احمد - قسمت دوم

      روزی امام موسی صدر به مدرسه آمد و از همه جا بازدید کرد. دانش آموزان به امام شکایت کردند که این اردوگاه فلسطینی ها که بغل ما هستند دائم به ما سنگ پرت می کنند. ما چه کار کنیم؟ بگذارید یک جوری ادبشان کنیم.

    • خاطرات احمد - قسمت اول

       بالاخره امتحاناتم به پایان رسید و بنا بر وعده ای که داده بودم خاطراتی از کسانی که همراه با امام موسی صدر بودند را منتشر می کنم. این خاطرات را خودم مستقیما از اشخاص شنیدم زیرا به عنوان مترجم در حضور آنها بودم. سری اول این خاطرات را از شخصی به نام احمد نقل می کنم که نخواست اسمش ثبت شود. شما او را به نام احمد بشناسید.

    • تل زعتر

      در سالگرد شهادت مجاهد بزرگ شهید دکتر چمران قصد دارم داستان تل الزعتر را برایتان نقل کنم که از کسانی تحقیق کردم که خود در آن وقایع حضور داشتند. تل الزعتر محله ای در میان منطقه ی مسیحی نشین شرق بیروت است. در نبعة و تل زعتر اردوگاه های آوارگان فلسطینی وجود داشت.

    • عرب جاهلی

      وقتی می شنویم عرب جاهلی یاد اعراب عربستان در زمان پیامبر اکرم و پیش از آن می افتیم که سقوط انسانیت را به نمایش می گذاشتند. کسانی که دختران را زنده به گور می کردند و افتخار می کردند که چقدر آدم کشته اند و چقدر دزدی کرده اند. عرب جاهلی هنوز هم موجود است! به مناسبت مبعث پیامبر گرامی اسلام قصد دارم از این گونه ی نادر پرده برداری کنم!

    • شیعه ی فاطمی هستی؟

      بعضی ها یه مشلی دارن که بذارین برای همیشه حلش کنم:

       میگن چرا پول ما رو میدین به لبنان و فلسطین و غیره! ما خودمون اینهمه فقیر داریم. ملت نون ندارن، گوشت نمیخورن ماه تا ماه.

    • ماجرای پنچری

      همه جای دنیا همه جور آدمی یافت می شود. منظورم این است که هر قشر و مجموعه ای در آن خوب هست بد هم هست. در لبنان هم همین مساله مشهود است. در این کشور مدیترانه، عموما هر طایفه ای سکونتگاه خودش را در میان طایفه خود انتخاب می کند. لذا خیلی نادر است ببینید یک شیعه در محله ی مسیحی ها خانه داشته باشد و بالعکس. شاید حتی یک مورد هم نیابید که بیایند در محله دیگر ادیان زندگی کنند.
      اما بعضی از به ظاهر شیعه ها حتی مسلمان هم نیستند! حجاب و نماز و امر به معروف را که ندارند هیچ؛ حق الناس هم حالیشان نمی شود. بعضی هاشان شراب هم میخورند و بعضی از آنها آدم هم میکشند! بعد روز عاشورا می روند خودشان را خونین مالین می کنند و فریاد یا علی یا علی سر می دهند و به خیال خودشان دینشان کامل می شود.