۲۲۵ مطلب با موضوع «آشنایی با لبنان :: مقاومت» ثبت شده است

    • اشغال لبنان

      خاطره زیر را دیشب از زبان یکی از لبنانی ها شنیدم و تصور اتفاقاتی که رخ داده بود مرا بسیار متاثر کرد.
      ابو حسن گفت: وقتی نوجوان بودم در ماه حزیران سال 1982 (اواسط خرداد 61) با پدر و مادرم در زمین کشاورزی خودمان بیرون روستا داشتیم گندم درو می کردیم. زمین ما بین روستای خودمان جبشیت و روستای عدشیت بود.

    • 11 11 روز شهید در لبنان

      به گزارش مشرق به نقل از فارس، صبح روز 11 نوامبر 1982 (آبان ماه 1361) جوان 19 ساله لبنانی، بعد از نماز صبح سوار پژوی 504 خودش شد و از ولایت پدری‌اش دیرقانون النهر خارج و به سمت «صور» به راه افتاد، جوان کم سن و سالی بود، اما افکاری بلند در سر داشت، در آن زمان بیشتر بخش های لبنان از سوی رژیم صهیونیستی اشغال شده بود، او می خواست کاری جاودانه انجام دهد و شجره مقدسی را پایه گذاری کند که تا سالها و دهه ها بعد بتواند خار چشم دشمن صهیونیستی باشد

    • تندرو ها زود به ته خط می رسند

       

      همیشه همینطور بوده، مهم هم نیست در جبهه ی حق تندروی کنی یا باطل. تندروی نتیجه اش به بیراهه رفتن و دور شدن از جبهه ی حق است. ابوحنیف یکی از ایرانی هایی است که امام موسی صدر وی را زیر بال و پر گرفت و بواسطه ی شهید چمران وی را برای آموزش های نظامی به جنبش فتح معرفی کرد. اما ابو حنیف با شکستن نمکدان، افکار و راه جنبش فتح را دنبال کرد و با تندروی هایی که فلسطینی ها داشتند همراه شد. وی کار را به آنجا رساند که با امام موسی صدر و شهید چمران به دشمنی پرداخت.

    • لبنانی ها رو به قدس نماز می خوانند

      لبنانی ها رو به بیت المقدس نماز میخونن!!

      این یک واقعیت است که دیشب متوجه آن شدم. در پایان علت آن را توضیح می دهم اما با هم، نوع ادبیات افراد و جهات مختلف رو درباره ی این مساله پیش بینی می کنیم:

    • لبیک محمد لبیک

      سلام

      دو روز پیش یعنی دوشنبه رفتیم راهپیمایی اعتراض به اهانت به رسول اکرم (صل الله علیه و آله)

      عباس با من آمد، یعنی من عباس را بردم. تمامی خیابانها و کوچه های منتهی به راهپیمایی با کامیونهای پر از سنگ بسته شده بود تا هیچ وسیله ی انتحاری نتواند خودش را از موانع رد کند. یه بازرسی بدنی خیلی شل و ول هم انجام می شد.  طرف راست بلوار مردها بودند و طرف چپ زنها.

    • خواننده ی خواهر شهید

      محمد وهبی وقتی با زن مصری خود ازدواج کرد فکر نمی کرد به زودی از او جدا شود. هیفا که به دنیا آمد، پدرش خیلی خوشحال بود اما خوشحالی وی دیری نپایید و زن مصری که نمی خواست دخترش بر اساس تربیت شیعیان جنوب لبنان بزرگ شود از همسرش جدا شد و هیفا در حالیکه در نوجوانی در جواهر فروشی کار می کرد ملکه ی زیبایی لبنان شد. اما جایزه را از او پس گرفتند چرا که برگزار کنندگان برنامه فهمیدند وی از شوهر سابق خود دختری دارد. وی از 16 سالگی به عنوان مانکن در شبکه ی نضال بشراوی کار می کرد و از طریق همین نوع برنامه ها به خوانندگی راه پیدا کرد. انواع جراحی های زیبایی و آرایش ها نتوانسته گذر زمان و پیری را برای او متوقف کند.

    • خاطرات سرتیپ - قسمت چهارم

      امام مرا صدا زد و گفت ما قسمت نظامی حرکت محرومین را ایجاد کرده ایم و می خواهیم به جوانها آموزش نظامی بدهیم. تو هم باید باشی. اسم تو زین العابدین است. اسم جهادی برایت انتخاب کردم که اگر لیست افراد ما دست دیگران افتاد موقعیت و زندگیتان به خطر نیفتد.

      وقتی حرکت امل تاسیس شد امام ماهی یک لیره از هر کدام از اعضا می گرفت. از ماهایی که کار درست حسابی و حقوق خوب داشتیم 5 لیره می گرفت. این زمانی بود که همه ی احزاب پولهای کلان خرج می کردند و به نیروها و مزدورهایشان کلی پول می دادند. حرکت امل اینچنین تاسیس شد و بدون کمک خارجی به یک نیروی مهم و تاثیرگذار و مقاوم در لبنان تبدیل شد.

      -----------------
      مطالب قبلی:
      خاطرات سرتیپ - قسمت سوم

      خاطرات سرتیپ - قسمت دوم
      خاطرات سرتیپ - قسمت اول


    • خاطرات سرتیپ - قسمت دوم

      مصطفی: امام موسی صدر سه انقلاب انجام داد. یکی انقلاب در افراد که خودم یکی از آنها بودم و مرا از جهنم کشاند بیرون و برد در بهشت. یکی انقلاب اجتماعی در لبنان. یکی انقلاب ایران. در زمانی که خیلی با امام موسی صدر همکاری های امنیتی داشتم، امام استقبال از انقلابیون ایران و کسانی که از دست ساواک فرار می کردند را به من سپرده بود.

    • نمایشگاه جدید در ملیتا

       

      چند روز پیش برای بار چندم رفتم موزه ی ملیتا هوایش از جاهای دیگر بهتر بود. هر بار که می روم با دفعه ی قبل متفاوت است. همیشه در حال تکمیل و زیباتر کردن آن هستند. اتفاقی پشت یک گروه افتادیم که راهنما داشت برایشان توضیحات می داد. کلی چیز جدید فهمیدم از چگونگی ایجاد این شبکه ی دفاعی زیر زمینی. در قسمت موزه ی آن تغییرات اساسی داده بودند و انواع سلاح های به غنیمت گرفته شده از صهیونیست های غاصب و یک هواپیمای جاسوسی را در آن به نمایش گذاشته بودند و هرکدام شمار گذاری شده بودند و توضیحات مربوط به آن روی دیوار نمایش داده شده بود.

       

    • خاطرات احمد - قسمت دوم

      روزی امام موسی صدر به مدرسه آمد و از همه جا بازدید کرد. دانش آموزان به امام شکایت کردند که این اردوگاه فلسطینی ها که بغل ما هستند دائم به ما سنگ پرت می کنند. ما چه کار کنیم؟ بگذارید یک جوری ادبشان کنیم.