۱۹۱ مطلب با موضوع «اخلاق و دین» ثبت شده است

    • علاقه نسل جوان ایران و لبنان به یکدیگر

      بسیاری از جوانان ایرانی و لبنانی، به دیگری علاقه دارند. جوانان ما دوستدار جوانان و شهدای مقاومت هستند و جوانان لبنانی هم دوستدار رزمندگان و شهدای ما. کلا علاقه مردم ایران و لبنان دو طرفه است. خصوصا حزب اللهی ها (هرچند کدخدا پرستان دو کشور، از دیگری بیزارند). یا مثلا جوانان لبنانی به مداحان و خوانندگان ارزشی ایرانی بسیار علاقه دارند و کارهای زیبای آنها را با زیر نویس دنبال می کنند.

    • گرانبها ترین هدیه ولنتاین در لبنان

      شهادت

      لبنان کشوری با طایفه ها و ادیان و فرقه های مختلف است. در چنین کشوری فرهنگ غالب واحدی وجود ندارد و هر فردی می تواند آزادانه عناصر مختلف فرهنگی مورد نظر خود را بپذیرد یا قبول نکند. لذا می بینیم ممکن است یک مسلمان، ظاهر و سبک زندگی اسلامی نداشته باشد.
      در کشوری مثل ایران که فرهنگ یکپارچه تر و فراگیرتر است، طبیعتا عناصر نامطلوب فرهنگی بیشتر مورد مخالفت قرار می گیرند. نفوذ و هجوم فرهنگ بیگانه به آن، خصوصا در مواردی که با اصول فرهنگی کشور در تعارض است، پذیرفته نیست و با آن مقابله خواهد شد. در این صورت یا عنصر فرهنگی بواسطه مخالفت (چه با اجبار چه داوطلبانه)، حذف خواهد شد، یا استحاله شده و با فرهنگ جامعه وفق داده می شود، یا آن تهدید فرهنگی، تبدیل به فرصتی جدید خواهد شد.

      مثلا جشن ولنتاین که چند سالی است بیش از پیش به آن اهمیت داده می شود، از سوی مسئولان فرهنگی و دلسوزان فرهنگ و ادب فارسی مورد مخالفت قرار می گیرد. صرف نظر از اینکه ریشه این جشن در کجا بوده باید بفهمیم چرا ناگهان در دهه گذشته به شکل وسیع مورد تبلیغ قرار گرفت.

    • سفرنامه سرزمین عشق

      بین الحرمین

      تا به حال کربلا نجف مشرف نشده بودم. بیشتر کم توفیقی خودم بود. وگرنه یه عاشق هرجوری شده خودشو میرسونه اونجا. مشکل پول رو هرکسی بالاخره حل میکنه. ولی من نتونسته بودم خودم رو به نوکیا چراغ قوه راضی کنم و پولش رو بذارم برای سفر. نتونسته بودم خیلی از خرجهای کوچیک غیر ضروری رو حذف کنم تا خرده خرده و اندک اندک، یه پولی جمع بشه.
      وقتی سید بهم گفت میای بریم کربلا، بلیتت تقریبا مجانی، خوشحال شدم. البته کمی نگران خانواده و کارم بودم که دیدم کربلا دیگه شاید گیرم نیاد. بیخیال همه چی شدم. از اونجا که می خواستم فقط برای زیارت برم، نه پز دادن و عکس انداختن و تفاخر، نه به کسی خبر دادم، نه دوربین با خودم بردم.
      وقتی رسیدیم فرودگاه نجف، یک روحانی لبنانی که منصب قاضی شرعی یکی از مناطق لبنان رو داره، با ما بود و با سید دوست بود. درجا یک پلیس عراقی آمد پاسپورت او و ما را گرفت و بدون پرداخت عوارض ورود، مهر زد و در باجه گذرنامه، خودش برایمان مهر کرد و بدون صف و انتظار بیرون رفتیم.