۷۸ مطلب با موضوع «امام موسی صدر» ثبت شده است

    • خاطرات جنگ 2006

      سمر، خانمی لبنانی، بسیار خوش قلب و خوش برخورد است. با اینکه مسیحی است و حجاب ندارد اما بسیار ساده، بی آلایش و بی آرایش است. از آن زن هایی است که ارزششان به مغز و قلبشان است نه در زر و زیورشان. همیشه با بلیز و شلواری ساده و پوشیده، دیدمش.

      سمر، عاشق امام موسی صدر است. نمی دانم چطور با امام موسی صدر آشنا شده اما مطمئنا سنش قد نمی دهد که زمان حضور امام موسی صدر در لبنان را به یاد داشته باشد. هرچه بیشتر سخنان امام موسی صدر را خوانده، بیشتر علاقه پیدا کرده و به جایی رسیده که داوطلبانه با موسسه امام موسی صدر همکاری می کند.

      اسکان مهاجرین جنگ در مدارس
      تصویر تزیینی است

      سمر، برایم از تجاوز رژیم صهیونیستی در سال 2006 خاطره گفت. در روزهای جنگ، مدرسه ای در اشرفیه میزبان پناهندگان شیعه جنوب شده بود. سمر هم به همراه یک گروه مددکار، به مردم ساکن در مدرسه کمک می کرد. او از خاطرات تلخ و شیرین آن روزها چنین می گوید:

    • آشنایی با حرکت امل

      لبنان سرزمین بسیار پیچیده ای است. پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی و استعمار فرانسه در منطقه لبنان و سوریه و تشکیل دولت یهودی در فلسطین، استعمارگران، سرزمینهایی متشکل از طایفه های گوناگون را به عنوان کشور لبنان مرزبندی کردند. به جهت تنوع طوایف، این سرزمین همیشه دچار اختلافات بوده است. در لبنان هر طایفه ای تحت الحمایه یک کشور خارجی بود. آمریکا و فرانسه و حتی شوروی، حامی مسیحیان بودند، مصر و عربستان هم حامی اهل سنت. علویان هم مورد حمایت سوریه قرار داشتند. فقط شیعیان بودند که بی حامی و حتی بی رهبر بودند. به همین جهت لبنان همیشه شاهد نفوذ سیاستهای کشورهای مختلف و حتی نیروهای آنها بوده است.
      پس از استقلال لبنان (در سال ۱۹۴۳) همچنان فئودالیسم بر این سرزمین حکمرانی می کرد. فئودالیسمی که قرن ها دمار از روزگار مردم این منطقه درآورده بود. اگر نبود امام موسی صدر که طایفه شیعه را از زیر یوغ فئودالهای تمامیت خواهی چون کامل اسعد (فئودال شیعه و رییس اسبق مجلس لبنان) خارج کند، شیعه ها باید  هنوز هم پس از دروی گندمشان همه را به ارباب می دادند و به اندازه بخور و نمیر سالشان چند گونی با منت دریافت می کردند. هرچند امروزه، طوایف دیگر به شکل فئودالیسم قدیمی اداره نمی شوند اما فئودالیسم نوین در قالب رهبری افرادی مثل سمیر جعجع و میشل عون (سران سیاسی طوایف مسیحی)، کاملا قابل مشاهده است. اینکه سران طایفه مسیر سیاسی و اقتصادی طایفه را تعیین می کنند یا چند تاجر مسیحی، تنها واردکنندگان انحصاری مواد عمده کشور باشند، همه نشان از نظامی غیر دموکراتیک و بازمانده از فئودالیسم دارد. از آن گذشته باید طبق قانونی که فرانسه گذاشته، رییس جمهور، رییس ارتش و رییس بانک مرکزی همیشه از طایفه مارونی انتخاب شوند.مارونی ها شاخه ای از مسیحیان هستند که بصورت عمده در لبنان ساکنند و پیروان مار مارون راهب سریانی قرن چهارم هستند.

    • جرج جرداق، عاشقی غریب، غریبی ادیب

      جرج جرداق،

      یک شاعر و ادیب لبنانی،

      یک مسیحی اما عاشق مولای شیعیان کسی که بیش از بسیاری از ما نهج البلاغه را خوانده است. اقلا 40 دور!

      در مراسم بزرگداشتی که ایران در بیروت برای وی ترتیب داد، اشخاص مختلفی صحبت کردند. یکی از آنها هادی جرداق، پسر جرج جرداق بود. سخنرانی او که همراه با چند خاطره جالب بود، با تشویق فوق العاده حاضرین همراه شد.

      وی می گفت در نوجوانی به همراه پدرش کل اروپا را گشتند و چون پدرش از هواپیما واهمه داشت، با کشتی به این سفر رفتند. برایش جالب بود که بیش از نیم قرن پیش که نه شبکه اینترنت بود نه جی پی اس، پدرش اطلاعات فوق العاده ای در مورد شهر ها، اماکن مختلف و آداب و رسوم مردم آنجا داشت.

      او تعریف کرد، یک بار دزدی به منزل ما زد و چون ما را نادارتر از خودش یافت و چیز بدرد بخوری پیدا نکرد کیسه اش را هم رها کرد و رفت.

      یکبار پدر، شب که به خانه آمد از سر تا پا خیس بود. گفتیم چه شده؟

      گفت: از قهوه خانه ای که در برج با دوستانم دور هم جمع می شویم بیرون آمدم. 15 قرش (یک صدم لیره) به گدایی که همیشه کنار در می نشست دادم. رفتم تاکسی سوار شوم دیدم هیچ پولی برایم نمانده. برگشتم به گدا گفتم چند قرش بده من به منزل بروم. فرادا دو برابرش را به تو می دهم. اما آن قالتاق قبول نکرد و نداد! لذا پیاده کل راه را آمدم و در زیر باران خیس شدم.

      جرج جرداق در ایران شناخته شده تر از لبنان است. چرا که برای لبنانی ها عجیب نیست که یک مسیحی به فرد با عظمتی مثل مولای ما علی ابن ابی طالب علیه السلام توجه کند. اما در ایران عجیب است. از آنجا که اسم او در کتابها و نشریات ما آمده، خیلی از ما ایرانی ها وی را می شناسیم. با این حال او در لبنان غریب تر است تا ایران. در اواخر عمر خود هم گوشه عزلت خود نشسته بود و کسی خبری از او نمی گرفت. دنیا به قدری بر او سخت گرفته بود که وی برای گذران زندگی حاضر شده بود کتابخانه ارزشمند خود را بفروشد. حیف که مسئولان ما و شیعیان لبنان قبل از مرگش به او کم لطفی کردند. شاید اگر امام موسی صدر در لبنان حضور داشت، وی اینطور به سختی و مشقت نمی افتاد.

    • تجربه دوربینی

      دیروز تجربه جالب، دلچسب و تازه ای در زمینه فیلمبرداری داشتم.

      عصر دیروز نشستی در مورد امام موسی صدر در بیروت برگزار شد که شخصیت های مختلف علمی، دولتی، دینی و دوستداران امام موسی صدر در آن شرکت کردند. سخنرانان همگی با ذکر یاد و نام و عظمت امام موسی صدر، بر لزوم استفاده از فکر ایشان در شرایط حساس و پیچیده کنونی تاکید کردند و برای بازگشت ایشان دعا کردند.

      پنج فیلمبردار بودیم. هرکدام از شبکه و موسسه ای. اولا خیلی احساس خوبی است وقتی می بینی دوربینت از بقیه پیشرفته تر و حرفه ای تر است. دوم اینکه در اول جلسه متوجه شدم صدای میکروفون بیسیم (بقول صدا سیمایی ها: هاش اف) نویز دارد. این اتفاق برای فیلمبردار شبکه الجدید هم رخ داده بود. اول فکر کردیم نویز از سیستم صوتی سالن است. اما بعد فهمیدیم میکروفون هر دوی ما روی یک کانال در حال ارسال است. لذا یکی را خاموش کردیم و از یک میکروفون هردویمان صدا گرفتیم. تجربه همکاری جالبی بود.

    • معرفی حوزه های لبنان 1- حوزه رسول اکرم

      هرچند از قدیم الایام حوزه های نجف و سپس قم برای تربیت طلاب علوم دینی مشهور بودند و جوانان طالب علم دین، به نجف و قم سفر می کردند اما در لبنان هم مراکز و حوزه های کوچکی وجود داشت. در گذشته های دور که علمای بزرگ شیعه در لبنان حضور داشتند بسیاری از دهکده های جبل عامل علمای بزرگی به جامعه شیعیان تقدیم کردند. پس از سالهای ظلم و جور عثمانی و کشتار شیعیان، بسیاری از علما به کشورهای دیگر پناه بردند. آن زمان حوزه نجف اشرف بسیار معروف و علمی و تاثیرگذار بود. بعد از ظهور صدام و کشتار علمای شیعه و فشار بر حوزه و علما، علما و قدرت علمی حوزه به قم منتقل شد. 

      هرچند حوزه های لبنان در صده اخیر به قدرت علمی و شهرت حوزه های نجف و قم نبوده اما توانسته به سهم خود، طلابی را تربیت کرده و لااقل مدارج اولیه را برای آنها فراهم کند. با ورود امام موسی صدر به لبنان، ایشان علاوه بر تمام خدماتش برای رفع محرومیت مردم، به مسائل حوزه و تربیت علمای دین توجه داشت. لذا نادی الامام الصادق را تاسیس نمود که بعد از چندی تبدیل شد به معهد الدراسات الاسلامیه، یعنی دانشکده علوم اسلامی. پس از تاسیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، در راستای قانون مند کردن اقدامات مختلف در طایفه شیعه، قوانین و دستورالعمل هایی برای حوزه های شیعه تدوین کردند.

      حوزه های زیادی در لبنان وجود دارند. مثلا حوزه سید محمد حسین فضل الله در ضاحیه، حوزه بعلبک، حوزه رسول اکرم برای برادران و حوزه سیدة الزهراء برای خواهران وابسته به جامعة المصطفی، حوزه امام علی، حوزه امام خمینی، و....

      حوزه رسول اکرم در مراحل سطح یک تا پنج (دکترا و اجتهاد) دروسی ارائه می کند. دروس به عربی تدریس می شود و بین سن 18 تا 27 سال دانشجو می پذیرد. اولویت پذیرش برای قاریان و حافظان قرآن، اشخاص دارای قابلیت های شاخص و بالا، نمره بالا در امتحان ورودی، دانستن چند زبان بین المللی، مولفین کتب و فعالیتهای دینی و فرهنگی است.

      برای اطلاعات جزئی تر به سایت این حوزه مراجعه فرمایید.

      پ.ن: اطلاعات بیشتری رو ترجمه نکردم چون کسی که می خواهد وارد این حوزه شود باید زبان عربی را کامل بلد باشد. پس خودش سایت را زیر و رو کند بهتر است.

    • اعتصاب های معلمین و اساتید دانشگاه در لبنان

      لبنان پس از تشکیل حکومت مستقل و جمهوریت آن، تنها تغییر نام داده بود و هنوز مالکان و فئودالهای گذشته در قالب رییس و وزیر و وکیل، به شکل نوین برگرده مردم سوار بودند. مردم مستضعف و محرومان از تمام ادیان، در لبنان وجود داشتند و از حقوق اولیه خود محروم بودند. از آنجایی که دولت های غربی مثل فرانسه به امور مسیحیان اهتمام داشتند و دولتهای شرقی مثل مصر و عربستان به امور مسلمانان اهل سنت، شیعیان بی صاحب و بی رهبر و محروم مانده بودند. با آمدن امام موسی صدر و احیای جامعه شیعی در لبنان، این طایفه که از لحاظ جمعیتی اقلیت نبود اما از لحاظ قدرت و امکانات بسیار در اقلیت و محرومیت بود سر و سامانی گرفت. اقدامات امام موسی صدر نه محدود به طایفه شیعه، که در حمایت تمام محرومان بود. حرکت محرومین که امام موسی به راه انداخت شامل تمام ادیان و طوایف لبنان بود. امام موسی صدر به حمایت از تجمعات و اتحادیه های دانش آموزی و معلمین و کارگران پرداخت و همچنین به اصحاب رسانه توجه داشت.

    • وقتی به امام موسی صدر گفتند حجاب را شما آخوندها اختراع کردید

      همه ما انسانها در بدو تولد مشابه یکدیگر هستیم. همه ما از نوع انسان و دارای خصوصیات جسدی، روحی و عاطفی یکسان هستیم. هرچند افکار و اعمال پدران و مادران و وراثت در ما اثرات نهفته ای به جای می گذارد اما نهایتا انسانیم.

      ما در محیط پیرامون خودمان به گونه ای تربیت می شویم که وقتی بزرگ شدیم با خیلی انسانهای دیگر دچار مشکل و تضاد و عداوت می شویم. از امور بی ارزشی مثل سیاست و صف و نوبت و کرایه تاکسی گرفته تا تضادهای دینی. تقریبا بیشتر ما انسانها طوری بزرگ شده ایم که فقط خود را بر حق می دانیم و دیگری را ناحق. سپس به خود اجازه می دهیم طرف مقابل را کلا از هستی ساقط کنیم. در چنین مواردی فقط باید به یک مرجع عادل و دانا مراجعه کرد و حرف وی را پذیرفت. عادل ترین و عالم ترین موجود به وضع ما انسانها، خالق ما، یعنی خداست. خدا ما را آفریده و قوانینی برای این دنیا وضع کرده. تنها با مراجعه به خدا و قوانین الهی می توان قضاوتی عادلانه و صحیح داشت. خدا پیامبران را فرستاد و هر قومی که از فرمایشات پیامبر خود دور شده و به آن پشت کردند، ضررش را خودشان دیدند و اگر عناد ورزیدند که با عذاب خدا هم روبرو شدند. آنهایی که پیامبر پس از خود را انکار کردند هم به نوعی با خداوند عناد ورزیده و عبادت و بندگی خود را باطل کردند.

      جالب است بدانید در لبنان، مسیحی ها اسلام را دین الهی و حضرت محمد صلی الله علیه و آله را پیامبر خدا می دانند. با این حال در جهان، گاهی افرادی از دایره انصاف خارج شده و اتهاماتی به اسلام می زنند. اتهاماتی که یک انسان منصف و فرهیخته آن را قبول نمی کند.

      اگر ما به عنوان انسان، قبول داریم که مخلوق خدا هستیم و به سوی خدا باز می گردیم، پس باید طبق فرامین الهی عمل کنیم. اولا تنها کتابی که از خداوند به صورت دست نخورده باقی مانده قرآن است و از آنجا که آخرین ورژن این برنامه الهی است عاقلانه است به آن عمل کنیم. هیچ گاه شما با وجود ویندوز 8 سراغ ویندوز 3.1 نمی روید. این واضح است. حتی اگر کسی معتقد نباشد که قرآن سالم مانده، اقلا بر اساس تسلسل زمانی، چون جدید ترین کتاب است از نظر علمی و تاریخی مستند تر و است و از قابلیت رفرنس دهی بیشتری برخوردار است. دوم اینکه در کتب پیامبران گذشته به آمدن پیامبر خاتم مژده داده شده و یهودیان و مسیحیان منتظر آمدنش بودند اما یهود با دیدن اینکه این پیامبر از نسل و قوم و قبیله آنها نیست عناد ورزیدند و دین خدا را نپذیرفتند. بیشتر مسیحیان هم با دیدن حقانیت اسلام و حتی عقب نشینی در ماجرای تاریخی مباهله، حاضر به پذیرفتن نسخه جدید دین خدا نشدند.

      برخی افراد که واقعیت ماجرا را نادیده گرفته و تلاش می کنند اسلام را خدشه دار کنند متوجه نیستند که نه با ما مسلمانها، که با خداوند تبارک و تعالی به جنگ وارد می شوند. اگر می گوید اسلام دین داعشی است و برای کشتن و دست قطع کردن آمده نمی داند، احکام اجتماعی یعنی چه و دینی که برای حالات مختلف زندگی انسان، قانون و حکم پیش بینی نکرده باشد ناقص است. اگر اسلام حکم قصاص دارد، شرایط و ویژگی های آن را هم مشخص کرده اما چون معاندان و مخالفان، فقط دنبال دشمنی هستند، فقط دستور به کشتن را می بینند و حتی دو جمله بعد در قرآن را نمی خوانند که می گوید و اگر ببخشید بهتر است! (اقرار می کنم که قرآن نیاز به مفسر دارد و به تنهایی، خصوصا برای انسانهای جاهل خطرناک است؛ همانها که از قرآن یک کلمه را می بینند و بقیه را ول می کنند و می شوند داعش.)

      امام موسی صدر در حال سخنرانی در کلیساشخصی تعریف می کرد با امام موسی صدر به مجلسی (ظاهرا در کلیسا یا مدرسه طلاب مسیحی) رفتیم. قرار بود ایشان سخنرانی کند. مسئول مجلس کشیشی بود و به من گفت مراقب باشید فلان خانم خبرنگار که مهارت و تبحر خاصی در ضایع کردن افراد دارد در جلسه حاضر است. نگذارید سوال و جواب بشود.

    • علل موفقیت ایران در تاسیس و بهره وری حزب الله

      حزب اللهحزب الله لبنان پدیده ای تاریخی است که بارها مورد تحلیل و بررسی دوستان و دشمنان قرار گرفته و هنوز هم هیچکدام نتوانسته اند آنطور که باید، آنرا بشناسند؛ خصوصا دشمنان.

      حزب الله لبنان را باید در زمینه های تاریخی فرهنگی اجتماعی جغرافیایی و دینی بررسی کرد، وگرنه در شناخت آن دچار خطا خواهیم شد. همه می دانند این حزب نوپا توانسته دستان جنایتکار اسراییل را بارها در خاک لبنان قطع کند و باعث شود جنایتکارترین ارتش دنیا نتواند به خواسته هایش برسد. برای خیلی ها سوال است که چرا ایران در هیچ کشور دیگری نتوانست با وجود کمکها و آموزشها و حمایت هایش، هپیمانی مانند حزب الله لبنان درست کند که اولا توانایی بسیار بالایی داشته باشد، دوم اینکه سر به راه و هم راستا باشد و سوم اینکه با کمترین هزینه بیشترین فایده راداشته باشد. در ادامه دلایل این موضوع را بررسی می کنیم.

    • گاهی سرم خیلی شلوغ می شود

      این روزها گرما و رطوبت بیروت کم کم دارد زیاد می شود. همیشه نگران ارتشی ها و پلیس ها و مردم در صف ایست بازرسی بودم که نه تنها آفتاب گرم بیروت بلکه رطوبت غیرقابل تحمل را باید ساعتهایی طولانی تحمل کنند.

      مدتی است به جهت اینکه اصلا فرصت نداشتم تا بنویسم، مطالب مختلف و سوژه های متفاوتی را از دست دادم. یکی از آنها موفقیت امنیتی حزب الله در کشف خطر حمله تروریستها به بیمارستان. ظاهرا قرار بود تروریستها مانند عملیاتهایی که در عراق و سوریه داشتند به بیمارستان حمله کنند و زنده و مجروح و مراجعه کننده و بیمار و دکتر و پرستار را قتل عام کنند. خدا را شکر که موفق نشدند.
      دیگر اینکه توفیق دارم در انجام مصاحبه هایی پیرامون امام موسی صدر شخصیت های مختلفی را در لبنان ببینم و خاطرات ناب و زیبایی در مورد ایشان بشنوم اما به جهت رعایت امانتداری نمیتوانم آنها را منتشر کنم.
      چند روز پیش همراه دوستان عزیزی به موزه ملیتا رفتیم. با اینکه بارها به آنجا رفته ام اما هر بار برایم تازگی دارد چون هر دفعه تغییرات و پیشرفت هایی مشاهده می کنم. تصاویری که از این موزه گرفتم به زودی در قالب سفر نامه منتشر خواهم کرد. شاید اگر توانستم و فرصت کردم فیلم هایی که گرفتم را تدوین کرده و در قالب فیلم بازدید ملیتا در اختیار شما عزیزان قرار دهم تا بتوانید بطور مجازی از این موزه بازدید فرمایید.

    • ماه امامان

      این هفته سالروز ولادت با سعادت امامان و سرورانی بود که ما شیعیان علاقه زیادی به آنها داریم و و به نوکری آنها افتخار می کنیم. اما امروز 14 خرداد، امامی هم آمد و امامی رفت. بله امام امت، خمینی کبیر که نام شیعه را در سراسر جهان زنده کرد و پایگاه و پشتیبانی برای شیعیان مظلوم جهان (که رنج کشیده ی ظلم های تاریخ هستند) ایجاد نمود. او رفت، ولی امام موسی صدر به دنیا آمد، امام محرومان.

      آنها که در ایران نشسته اند، چه امام خمینی (قدس سره) را دوست داشته باشند و چه قبولش نداشته باشند، چه دیده باشندنش و چه ندیده باشند، مطمئنا هیچگاه قدر او را به اندازه شیعیان خارج از ایران درک نخواهند کرد.