۸۲ مطلب با موضوع «امام موسی صدر» ثبت شده است

    • وقتی به امام موسی صدر گفتند حجاب را شما آخوندها اختراع کردید

      همه ما انسانها در بدو تولد مشابه یکدیگر هستیم. همه ما از نوع انسان و دارای خصوصیات جسدی، روحی و عاطفی یکسان هستیم. هرچند افکار و اعمال پدران و مادران و وراثت در ما اثرات نهفته ای به جای می گذارد اما نهایتا انسانیم.

      ما در محیط پیرامون خودمان به گونه ای تربیت می شویم که وقتی بزرگ شدیم با خیلی انسانهای دیگر دچار مشکل و تضاد و عداوت می شویم. از امور بی ارزشی مثل سیاست و صف و نوبت و کرایه تاکسی گرفته تا تضادهای دینی. تقریبا بیشتر ما انسانها طوری بزرگ شده ایم که فقط خود را بر حق می دانیم و دیگری را ناحق. سپس به خود اجازه می دهیم طرف مقابل را کلا از هستی ساقط کنیم. در چنین مواردی فقط باید به یک مرجع عادل و دانا مراجعه کرد و حرف وی را پذیرفت. عادل ترین و عالم ترین موجود به وضع ما انسانها، خالق ما، یعنی خداست. خدا ما را آفریده و قوانینی برای این دنیا وضع کرده. تنها با مراجعه به خدا و قوانین الهی می توان قضاوتی عادلانه و صحیح داشت. خدا پیامبران را فرستاد و هر قومی که از فرمایشات پیامبر خود دور شده و به آن پشت کردند، ضررش را خودشان دیدند و اگر عناد ورزیدند که با عذاب خدا هم روبرو شدند. آنهایی که پیامبر پس از خود را انکار کردند هم به نوعی با خداوند عناد ورزیده و عبادت و بندگی خود را باطل کردند.

      جالب است بدانید در لبنان، مسیحی ها اسلام را دین الهی و حضرت محمد صلی الله علیه و آله را پیامبر خدا می دانند. با این حال در جهان، گاهی افرادی از دایره انصاف خارج شده و اتهاماتی به اسلام می زنند. اتهاماتی که یک انسان منصف و فرهیخته آن را قبول نمی کند.

      اگر ما به عنوان انسان، قبول داریم که مخلوق خدا هستیم و به سوی خدا باز می گردیم، پس باید طبق فرامین الهی عمل کنیم. اولا تنها کتابی که از خداوند به صورت دست نخورده باقی مانده قرآن است و از آنجا که آخرین ورژن این برنامه الهی است عاقلانه است به آن عمل کنیم. هیچ گاه شما با وجود ویندوز 8 سراغ ویندوز 3.1 نمی روید. این واضح است. حتی اگر کسی معتقد نباشد که قرآن سالم مانده، اقلا بر اساس تسلسل زمانی، چون جدید ترین کتاب است از نظر علمی و تاریخی مستند تر و است و از قابلیت رفرنس دهی بیشتری برخوردار است. دوم اینکه در کتب پیامبران گذشته به آمدن پیامبر خاتم مژده داده شده و یهودیان و مسیحیان منتظر آمدنش بودند اما یهود با دیدن اینکه این پیامبر از نسل و قوم و قبیله آنها نیست عناد ورزیدند و دین خدا را نپذیرفتند. بیشتر مسیحیان هم با دیدن حقانیت اسلام و حتی عقب نشینی در ماجرای تاریخی مباهله، حاضر به پذیرفتن نسخه جدید دین خدا نشدند.

      برخی افراد که واقعیت ماجرا را نادیده گرفته و تلاش می کنند اسلام را خدشه دار کنند متوجه نیستند که نه با ما مسلمانها، که با خداوند تبارک و تعالی به جنگ وارد می شوند. اگر می گوید اسلام دین داعشی است و برای کشتن و دست قطع کردن آمده نمی داند، احکام اجتماعی یعنی چه و دینی که برای حالات مختلف زندگی انسان، قانون و حکم پیش بینی نکرده باشد ناقص است. اگر اسلام حکم قصاص دارد، شرایط و ویژگی های آن را هم مشخص کرده اما چون معاندان و مخالفان، فقط دنبال دشمنی هستند، فقط دستور به کشتن را می بینند و حتی دو جمله بعد در قرآن را نمی خوانند که می گوید و اگر ببخشید بهتر است! (اقرار می کنم که قرآن نیاز به مفسر دارد و به تنهایی، خصوصا برای انسانهای جاهل خطرناک است؛ همانها که از قرآن یک کلمه را می بینند و بقیه را ول می کنند و می شوند داعش.)

      امام موسی صدر در حال سخنرانی در کلیساشخصی تعریف می کرد با امام موسی صدر به مجلسی (ظاهرا در کلیسا یا مدرسه طلاب مسیحی) رفتیم. قرار بود ایشان سخنرانی کند. مسئول مجلس کشیشی بود و به من گفت مراقب باشید فلان خانم خبرنگار که مهارت و تبحر خاصی در ضایع کردن افراد دارد در جلسه حاضر است. نگذارید سوال و جواب بشود.

    • علل موفقیت ایران در تاسیس و بهره وری حزب الله

      حزب اللهحزب الله لبنان پدیده ای تاریخی است که بارها مورد تحلیل و بررسی دوستان و دشمنان قرار گرفته و هنوز هم هیچکدام نتوانسته اند آنطور که باید، آنرا بشناسند؛ خصوصا دشمنان.

      حزب الله لبنان را باید در زمینه های تاریخی فرهنگی اجتماعی جغرافیایی و دینی بررسی کرد، وگرنه در شناخت آن دچار خطا خواهیم شد. همه می دانند این حزب نوپا توانسته دستان جنایتکار اسراییل را بارها در خاک لبنان قطع کند و باعث شود جنایتکارترین ارتش دنیا نتواند به خواسته هایش برسد. برای خیلی ها سوال است که چرا ایران در هیچ کشور دیگری نتوانست با وجود کمکها و آموزشها و حمایت هایش، هپیمانی مانند حزب الله لبنان درست کند که اولا توانایی بسیار بالایی داشته باشد، دوم اینکه سر به راه و هم راستا باشد و سوم اینکه با کمترین هزینه بیشترین فایده راداشته باشد. در ادامه دلایل این موضوع را بررسی می کنیم.

    • گاهی سرم خیلی شلوغ می شود

      این روزها گرما و رطوبت بیروت کم کم دارد زیاد می شود. همیشه نگران ارتشی ها و پلیس ها و مردم در صف ایست بازرسی بودم که نه تنها آفتاب گرم بیروت بلکه رطوبت غیرقابل تحمل را باید ساعتهایی طولانی تحمل کنند.

      مدتی است به جهت اینکه اصلا فرصت نداشتم تا بنویسم، مطالب مختلف و سوژه های متفاوتی را از دست دادم. یکی از آنها موفقیت امنیتی حزب الله در کشف خطر حمله تروریستها به بیمارستان. ظاهرا قرار بود تروریستها مانند عملیاتهایی که در عراق و سوریه داشتند به بیمارستان حمله کنند و زنده و مجروح و مراجعه کننده و بیمار و دکتر و پرستار را قتل عام کنند. خدا را شکر که موفق نشدند.
      دیگر اینکه توفیق دارم در انجام مصاحبه هایی پیرامون امام موسی صدر شخصیت های مختلفی را در لبنان ببینم و خاطرات ناب و زیبایی در مورد ایشان بشنوم اما به جهت رعایت امانتداری نمیتوانم آنها را منتشر کنم.
      چند روز پیش همراه دوستان عزیزی به موزه ملیتا رفتیم. با اینکه بارها به آنجا رفته ام اما هر بار برایم تازگی دارد چون هر دفعه تغییرات و پیشرفت هایی مشاهده می کنم. تصاویری که از این موزه گرفتم به زودی در قالب سفر نامه منتشر خواهم کرد. شاید اگر توانستم و فرصت کردم فیلم هایی که گرفتم را تدوین کرده و در قالب فیلم بازدید ملیتا در اختیار شما عزیزان قرار دهم تا بتوانید بطور مجازی از این موزه بازدید فرمایید.

    • ماه امامان

      این هفته سالروز ولادت با سعادت امامان و سرورانی بود که ما شیعیان علاقه زیادی به آنها داریم و و به نوکری آنها افتخار می کنیم. اما امروز 14 خرداد، امامی هم آمد و امامی رفت. بله امام امت، خمینی کبیر که نام شیعه را در سراسر جهان زنده کرد و پایگاه و پشتیبانی برای شیعیان مظلوم جهان (که رنج کشیده ی ظلم های تاریخ هستند) ایجاد نمود. او رفت، ولی امام موسی صدر به دنیا آمد، امام محرومان.

      آنها که در ایران نشسته اند، چه امام خمینی (قدس سره) را دوست داشته باشند و چه قبولش نداشته باشند، چه دیده باشندنش و چه ندیده باشند، مطمئنا هیچگاه قدر او را به اندازه شیعیان خارج از ایران درک نخواهند کرد.

    • حرم حضرت رقیه علیها سلام در امنیت کامل

      حرم حضرت رقیهدر مطلب قبل عرض شد که عوامل حفظ حرم حضرت زینب علیها السلام چه بود.

      حرم مقدس دیگر در شام، حرم حضرت رقیه علیها سلام است که در دمشق پایتخت سوریه قرار دارد. هرچند شایعاتی مبنی بر تعرض وهابیون به این حرم منتشر شد اما این حرم از آغاز درگیری ها در سوریه در امنیت بوده و چون از اول، پایتخت در کنترل نظام بوده است هیچ صدمه و تعرضی به آن وارد نیامده و تکفیری های زامبی صفت هیچگاه حتی به نزدیکی آن هم نرسیده اند.

      امام موسی صدر و حافظ اسدجالب است بدانید مرقد مطهر حضرت رقیه توسط امام موسی صدر و با تلاش و پیگیری ایشان بازسازی شد. ظاهرا چند تاجر ایرانی قصد می کنند که برای این مرقد مطهر گنبد و بارگاه بسازند. از آنجا که دولت سوریه دولتی بعثی بود و به آنها اجازه نمی داد، دست به دامن امام موسی صدر شدند و ایشان مستقیما با مرحوم حافظ اسد صحبت کرد و نماینده ای هم از جانب ایشان دائما در حال نظارت و رسیدگی بود. ایشان دستور داده بود در کنار این حرم، درمانگاه، کودکستان و پارکینگ ساخته شود. برای ساخت این مجموعه، خانه های اطراف خریداری شد و برای اینکه زمین غصبی نباشد و بشود در آن نماز خواند، کار راضی کردن صاحب خانه ها و مستاجرها را خود به عهده گرفت و نگذاشت دولت بعث سوریه، مردم را به زور بیرون کند. با زحمات زیاد و پیگیری های امام موسی صدر، بالاخره این مرقد ساخته شد و به برکت آن مقام مقدس، قیمت زمینهای اطراف بسیار بالا رفت و کسب و کار مردم آن حوالی بسیار رونق گرفت.

      امیدوارم جزئیات این عمل خیر و چگونگی به نتیجه رسیدن این پروژه در آینده نزدیک توسط موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شود.


      ان شاء الله کشور سوریه از شر وهابیها و تکفیری های زامبی صفت خلاص شود و راه برای زیارت این حرمهای مقدس باز شود.

    • خسارت زدگان

      بچه ها در ماشین خواب بودند. من هم خوابم می آمد. اینجا محله ساقیه الجنزیر است. کمی قبل از روشه اگر پشت به دریا از شیب خیابان بالا بروید به دانشکده جامعه شناسی دانشگاه لبنانیه می رسید. در آینه ماشین دیدم پیرزنی از پشت نزدیک می شود. قلاده سگش را به دست گرفته بود و آرام آرام، قدم زنان، شیب خیابان را بالا می آمد. لباسش شبیه لباس خواب سفید گلدار بلندی بود. عینک آفتابی گربه ای درشتی بر چشم داشت و موهایش را هم خیلی معمولی پیرایش کرده بود. به سر خیابان که رسید سگش وارد باغچه شده و به کار خودش مشغول شد!
      رفتگری سبز پوش وارد خیابان شد. مردی میانه سال و بسیار لاغر. احتمالا مصری بود. در صورت سیه چرده و لاغرش، تنها سبیل سیاهی خودنمایی می کرد. چند کلمه با پیرزن حرف زد و آمد درست جلوی ماشین من نشست روی سنگفرش پیاده رو.
      رفتگرکیسه زباله و انبرک مخصوص جمع کردن زباله را روی زمین گذاشت. از کیسه نایلونی که دستش بود یک جعبه سیگار درآورد و در جیبش نهاد. بعد یک کیک و آب میوه در آورد و آرام مشغول خوردن آنها شد. آنقدر در افکارش غرق بود که اصلا مرا نمی دید.

    • پاسخ ایران به ممنوعیت تشیع در مالزی چیست؟

      مدتی است مالزی که مثلا پیشرفته ترین کشور اسلامی بود، اقدامات ضد شیعی غیر معقولی انجام می دهد. هرچند نیمی از تقصیر شاید بر گردن خودمان باشد که به جای مبلغان شیعه، توریست و قاچاقچی و خلافکار به مالزی فرستادیم، اما اقدامات آنها در غیرقانونی کردن مذهب شیعه، حمله به حسینیه ها و مجالس شیعیان و بازداشت شیعیان را نمی توان نادیده گرفت و بی پاسخ گذاشت.

      داشتم به این فکر می کردم که اقدامات متقابل چه می تواند باشد. اقدامات متقابل ایرانی ها عموما فشارهای رسانه ای، حملات سایبری، کمپین ها و محکومیت ها و طومار، کاریکاتور و غیره است. داشتم فکر میکردم در لبنان که اینهمه کارگر و کلفت مالزیایی هست حرکتی راه بیندازیم. مثلا شیعه ها کارگر مالزیایی استخدام نکنند.

      یادم افتاد اگر امام موسی صدر بود، از اساس کسی جرات نمی کرد و به این سمت نمی رفت که تشیع را ممنوع کند. اگر هم چنین می شد، مطمئنا به جای اخراج و تحریم و جبهه گرفتن، شاید امام موسی صدر دستور میداد همه ی شیعیان فقط کارگر مالزیایی استخدام کنند تا آنها با شیعه آشنا شوند و آداب و رسوم آن را ببینند و هنگام بازگشت به کشورشان، با افکار تند ضد شیعی مبارزه کنند.

      عقلانیت و انسان محوری امام موسی صدر گمشده ی روزگار ماست، هرچند رهبران ما حکمت و منطق خوبی دارند اما دشمنان وحشی شده اند، بی منطق شده اند و هدفشان شده نابودی شیعه. جالب اینجاست که در گذشته، نظرات الازهر در تایید یا رد مذاهب مهم بود اما امروز با وجود تایید الازهر و سخنان جالب ریاست آن در دفاع از شیعه، تبلیغات مسموم وهابیت توانسته کار را به اینجا بکشاند.

      در دعای سال جدید بعد از ظهور مولایمان، آزادی امام موسی صدر را از خدا بخواهیم.

      امام موسی صدر

    • انقلاب اسلامی، پشتیبان شیعیان جهان

      سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران که می رسد، خاطره ها و حس و حال گذشته، در خاطرم زنده می شود. رنگ و بوی انقلاب برایم مزه ی خاصی دارد. حال و هوای آنها که راهپیمایی می کردند، شعار می دادند، به کمک همافرها می رفتند، بچه هایی که سنگر و کوکتل مولوتوف می ساختند، نوای سرودهای اول انقلاب در ذهنم مرور می شود، سرودهای ساده، بی ساز و پیانو و حماسی مثل ایران ایران ایران رگبار مسلسلها؛ ای شهیدان راه خدا، ....

      اما

      الان در ایران نیستم. در خیابان که راه می روم، در نگاه اول، هیچ نشانه ای از 22 بهمن به چشم نمی خورد. به خاطر تهدیدات امنیتی هنوز مغازه ها (که قبلا از ساعت 7 و 8 صبح شروع به کار می کردند) باز نکرده اند. به سر کار که می رسم چند دقیقه ای برای اینکه حال و هوای ایران را حس کنم، پخش زنده شبکه های تلویزیون را می بینم.

    • بهانه های یک مخالف امام موسی صدر

      در مقابل افرادی که سخنان خلاف واقع می گویند همیشه دو راه وجود دارد: یکی اینکه طرف را با انواع سخنان با خاک یکسان کنی و ریشه اش را بزنی، (کاری که عموما رسانه های ما می کنند و ما هم همین روش را از محیط پیرامون خودمان به ارث برده ایم)

      راه دوم این است که خیلی منطقی، مودب، مستدل، آرام و پدرانه با طرف برخورد کنیم. این راه را فقط امثال امام موسی صدر بلدند که سعه صدر قلبی بزرگ دارند. بسیاری از اوقات بزرگی و عظمتش مانع می شد حتی بخواهد به یاوه گویان جواب بدهد؛ یاوه های آنها را نادیده می گرفت. مثلا جلال را.

      جلال فارسی شخصی است که سابقه مبارزاتی داشته و از آدمهای مطرح اول انقلاب بود. اما اخلاق و رفتار تند وی او را با همه در انداخت و جلوی عاقبت به خیر شدن او را گرفت. خصوصا وقتی یک روستایی بیگناه را کشت.

      دوشنبه 14 بهمن مصاحبه ای با او منتشر شد که باز هم به تکرار اتهامات قدیمی اش به امام موسی صدر پرداخته بود و البته روزنامه، پیش از متن مصاحبه نوشته بود نظرات ایشان به خودش مربوط است و نظر روزنامه نیست. (لینک)

      شاید جوانترها خصوصا آنهایی که مثل من وقت انقلاب نبوده اند سخنان خلاف واقع یک مهره ی خودسوخته را باور کنند اما اگر کسی کمی مطالعه داشته باشد و وجدان خود را قاضی کند، قطعا فریب توهمات یک پیرمرد قاتل را نخواهد خورد.

    • تقریب علوی داشته باشیم یا تخریب اموی؟

      اینترنت قطع است. گفتم چند خطی بنویسم.

      دلشوره دارم، همراه با درماندگی؛ گفتند صدای انفجار شدیدی شنیده شده. بعد گفتند بمب صوتی بوده، ولی صدای آمبولانس می آید. در لبنان هیچ امنیتی نداریم. ممکن است تا دقیقه ای دیگر زنده نباشیم.

      از طرف دیگر خبر آمد زندان رومیه که محل نگهداری تروریستهای افراطی زامبی است آتش گرفته. همین امروز صبح داشتم مقاله ای می خواندم که از خطر حمله به زندان یا انفجار در آن خبر می داد. حتما دارند الاطرش و دیگر تروریستها را فراری می دهند.

      از تمامی کسانی که برای کشتار ما زحمت می کشند تشکر میکنم! ان شاءالله فاطمه زهرا تو کمرشون بزنه، لعنت خدا بر قاتلین شیعیان؛ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ‌ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْ‌ضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا

      از تمام دوستانی که کورکورانه بر لعن و فحاشی به بزرگان اهل سنت اصرار دارند و کسانی را که دستشان به خون شیعیان آلوده است تشویق به ادامه شیعه کشی می کنند به خدا شکایت می کنم، و لعنت خدا بر قاتلین شیعیان؛

      از تمام کسانی که تقریب و وحدت بین مسلمین را قبول نداشته و برائت و دشمنی را دنبال می کنند به خدا شکایت می کنم، و لعنت خدا بر قاتلین شیعیان؛

      آنها که در سایه امنیت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی نشسته اند و با ایجاد دشمنی و شکاف بیشتر، تیشه به ریشه ی نظام اسلامی و تشیع می زنند،

      آنها که یادشان رفته شیعه در تمام طول تاریخ مظلوم بوده و تقیه می کرده و کشته می شده،

      آنها که تا دیروز در عزاداری سینه می زدند و یا حسین و یا زینب می گفتند و امروز با هجوم زامبی های خون آشام به شام، خفه خون گرفته اند و یادشان رفته حضرت زینب از اهل بیت است و عمه ی سادات،

      آنها که دینشان پر از حقد و نفرت و فحاشی است، آنها که تصور می کنند امام زمانشان آدمی عقده ای است که فقط برای خونخواهی پدرانش خواهد آمد، آنها که نمی فهمند خونخواهی امام زمان، از سر محبت بشری یا خونخواهی طایفه ای نیست،

      آنها که عافیت طلبان گوشه نشین و فراریان میدان جهادند،

      آنها که شیعیان لبنانی مدافع حرم اهل بیت را کم ولایت می دانند!!! و خود را عابدان و منتظران حقیقی!!!

      اما تقریب و وحدت چیست که این افراد از آن فراری اند؟