۸۵ مطلب با موضوع «امام موسی صدر» ثبت شده است

    • تجربه دوربینی

      دیروز تجربه جالب، دلچسب و تازه ای در زمینه فیلمبرداری داشتم.

      عصر دیروز نشستی در مورد امام موسی صدر در بیروت برگزار شد که شخصیت های مختلف علمی، دولتی، دینی و دوستداران امام موسی صدر در آن شرکت کردند. سخنرانان همگی با ذکر یاد و نام و عظمت امام موسی صدر، بر لزوم استفاده از فکر ایشان در شرایط حساس و پیچیده کنونی تاکید کردند و برای بازگشت ایشان دعا کردند.

      پنج فیلمبردار بودیم. هرکدام از شبکه و موسسه ای. اولا خیلی احساس خوبی است وقتی می بینی دوربینت از بقیه پیشرفته تر و حرفه ای تر است. دوم اینکه در اول جلسه متوجه شدم صدای میکروفون بیسیم (بقول صدا سیمایی ها: هاش اف) نویز دارد. این اتفاق برای فیلمبردار شبکه الجدید هم رخ داده بود. اول فکر کردیم نویز از سیستم صوتی سالن است. اما بعد فهمیدیم میکروفون هر دوی ما روی یک کانال در حال ارسال است. لذا یکی را خاموش کردیم و از یک میکروفون هردویمان صدا گرفتیم. تجربه همکاری جالبی بود.

    • معرفی حوزه های لبنان 1- حوزه رسول اکرم

      هرچند از قدیم الایام حوزه های نجف و سپس قم برای تربیت طلاب علوم دینی مشهور بودند و جوانان طالب علم دین، به نجف و قم سفر می کردند اما در لبنان هم مراکز و حوزه های کوچکی وجود داشت. در گذشته های دور که علمای بزرگ شیعه در لبنان حضور داشتند بسیاری از دهکده های جبل عامل علمای بزرگی به جامعه شیعیان تقدیم کردند. پس از سالهای ظلم و جور عثمانی و کشتار شیعیان، بسیاری از علما به کشورهای دیگر پناه بردند. آن زمان حوزه نجف اشرف بسیار معروف و علمی و تاثیرگذار بود. بعد از ظهور صدام و کشتار علمای شیعه و فشار بر حوزه و علما، علما و قدرت علمی حوزه به قم منتقل شد. 

      هرچند حوزه های لبنان در صده اخیر به قدرت علمی و شهرت حوزه های نجف و قم نبوده اما توانسته به سهم خود، طلابی را تربیت کرده و لااقل مدارج اولیه را برای آنها فراهم کند. با ورود امام موسی صدر به لبنان، ایشان علاوه بر تمام خدماتش برای رفع محرومیت مردم، به مسائل حوزه و تربیت علمای دین توجه داشت. لذا نادی الامام الصادق را تاسیس نمود که بعد از چندی تبدیل شد به معهد الدراسات الاسلامیه، یعنی دانشکده علوم اسلامی. پس از تاسیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، در راستای قانون مند کردن اقدامات مختلف در طایفه شیعه، قوانین و دستورالعمل هایی برای حوزه های شیعه تدوین کردند.

      حوزه های زیادی در لبنان وجود دارند. مثلا حوزه سید محمد حسین فضل الله در ضاحیه، حوزه بعلبک، حوزه رسول اکرم برای برادران و حوزه سیدة الزهراء برای خواهران وابسته به جامعة المصطفی، حوزه امام علی، حوزه امام خمینی، و....

      حوزه رسول اکرم در مراحل سطح یک تا پنج (دکترا و اجتهاد) دروسی ارائه می کند. دروس به عربی تدریس می شود و بین سن 18 تا 27 سال دانشجو می پذیرد. اولویت پذیرش برای قاریان و حافظان قرآن، اشخاص دارای قابلیت های شاخص و بالا، نمره بالا در امتحان ورودی، دانستن چند زبان بین المللی، مولفین کتب و فعالیتهای دینی و فرهنگی است.

      برای اطلاعات جزئی تر به سایت این حوزه مراجعه فرمایید.

      پ.ن: اطلاعات بیشتری رو ترجمه نکردم چون کسی که می خواهد وارد این حوزه شود باید زبان عربی را کامل بلد باشد. پس خودش سایت را زیر و رو کند بهتر است.

    • اعتصاب های معلمین و اساتید دانشگاه در لبنان

      لبنان پس از تشکیل حکومت مستقل و جمهوریت آن، تنها تغییر نام داده بود و هنوز مالکان و فئودالهای گذشته در قالب رییس و وزیر و وکیل، به شکل نوین برگرده مردم سوار بودند. مردم مستضعف و محرومان از تمام ادیان، در لبنان وجود داشتند و از حقوق اولیه خود محروم بودند. از آنجایی که دولت های غربی مثل فرانسه به امور مسیحیان اهتمام داشتند و دولتهای شرقی مثل مصر و عربستان به امور مسلمانان اهل سنت، شیعیان بی صاحب و بی رهبر و محروم مانده بودند. با آمدن امام موسی صدر و احیای جامعه شیعی در لبنان، این طایفه که از لحاظ جمعیتی اقلیت نبود اما از لحاظ قدرت و امکانات بسیار در اقلیت و محرومیت بود سر و سامانی گرفت. اقدامات امام موسی صدر نه محدود به طایفه شیعه، که در حمایت تمام محرومان بود. حرکت محرومین که امام موسی به راه انداخت شامل تمام ادیان و طوایف لبنان بود. امام موسی صدر به حمایت از تجمعات و اتحادیه های دانش آموزی و معلمین و کارگران پرداخت و همچنین به اصحاب رسانه توجه داشت.

    • وقتی به امام موسی صدر گفتند حجاب را شما آخوندها اختراع کردید

      همه ما انسانها در بدو تولد مشابه یکدیگر هستیم. همه ما از نوع انسان و دارای خصوصیات جسدی، روحی و عاطفی یکسان هستیم. هرچند افکار و اعمال پدران و مادران و وراثت در ما اثرات نهفته ای به جای می گذارد اما نهایتا انسانیم.

      ما در محیط پیرامون خودمان به گونه ای تربیت می شویم که وقتی بزرگ شدیم با خیلی انسانهای دیگر دچار مشکل و تضاد و عداوت می شویم. از امور بی ارزشی مثل سیاست و صف و نوبت و کرایه تاکسی گرفته تا تضادهای دینی. تقریبا بیشتر ما انسانها طوری بزرگ شده ایم که فقط خود را بر حق می دانیم و دیگری را ناحق. سپس به خود اجازه می دهیم طرف مقابل را کلا از هستی ساقط کنیم. در چنین مواردی فقط باید به یک مرجع عادل و دانا مراجعه کرد و حرف وی را پذیرفت. عادل ترین و عالم ترین موجود به وضع ما انسانها، خالق ما، یعنی خداست. خدا ما را آفریده و قوانینی برای این دنیا وضع کرده. تنها با مراجعه به خدا و قوانین الهی می توان قضاوتی عادلانه و صحیح داشت. خدا پیامبران را فرستاد و هر قومی که از فرمایشات پیامبر خود دور شده و به آن پشت کردند، ضررش را خودشان دیدند و اگر عناد ورزیدند که با عذاب خدا هم روبرو شدند. آنهایی که پیامبر پس از خود را انکار کردند هم به نوعی با خداوند عناد ورزیده و عبادت و بندگی خود را باطل کردند.

      جالب است بدانید در لبنان، مسیحی ها اسلام را دین الهی و حضرت محمد صلی الله علیه و آله را پیامبر خدا می دانند. با این حال در جهان، گاهی افرادی از دایره انصاف خارج شده و اتهاماتی به اسلام می زنند. اتهاماتی که یک انسان منصف و فرهیخته آن را قبول نمی کند.

      اگر ما به عنوان انسان، قبول داریم که مخلوق خدا هستیم و به سوی خدا باز می گردیم، پس باید طبق فرامین الهی عمل کنیم. اولا تنها کتابی که از خداوند به صورت دست نخورده باقی مانده قرآن است و از آنجا که آخرین ورژن این برنامه الهی است عاقلانه است به آن عمل کنیم. هیچ گاه شما با وجود ویندوز 8 سراغ ویندوز 3.1 نمی روید. این واضح است. حتی اگر کسی معتقد نباشد که قرآن سالم مانده، اقلا بر اساس تسلسل زمانی، چون جدید ترین کتاب است از نظر علمی و تاریخی مستند تر و است و از قابلیت رفرنس دهی بیشتری برخوردار است. دوم اینکه در کتب پیامبران گذشته به آمدن پیامبر خاتم مژده داده شده و یهودیان و مسیحیان منتظر آمدنش بودند اما یهود با دیدن اینکه این پیامبر از نسل و قوم و قبیله آنها نیست عناد ورزیدند و دین خدا را نپذیرفتند. بیشتر مسیحیان هم با دیدن حقانیت اسلام و حتی عقب نشینی در ماجرای تاریخی مباهله، حاضر به پذیرفتن نسخه جدید دین خدا نشدند.

      برخی افراد که واقعیت ماجرا را نادیده گرفته و تلاش می کنند اسلام را خدشه دار کنند متوجه نیستند که نه با ما مسلمانها، که با خداوند تبارک و تعالی به جنگ وارد می شوند. اگر می گوید اسلام دین داعشی است و برای کشتن و دست قطع کردن آمده نمی داند، احکام اجتماعی یعنی چه و دینی که برای حالات مختلف زندگی انسان، قانون و حکم پیش بینی نکرده باشد ناقص است. اگر اسلام حکم قصاص دارد، شرایط و ویژگی های آن را هم مشخص کرده اما چون معاندان و مخالفان، فقط دنبال دشمنی هستند، فقط دستور به کشتن را می بینند و حتی دو جمله بعد در قرآن را نمی خوانند که می گوید و اگر ببخشید بهتر است! (اقرار می کنم که قرآن نیاز به مفسر دارد و به تنهایی، خصوصا برای انسانهای جاهل خطرناک است؛ همانها که از قرآن یک کلمه را می بینند و بقیه را ول می کنند و می شوند داعش.)

      امام موسی صدر در حال سخنرانی در کلیساشخصی تعریف می کرد با امام موسی صدر به مجلسی (ظاهرا در کلیسا یا مدرسه طلاب مسیحی) رفتیم. قرار بود ایشان سخنرانی کند. مسئول مجلس کشیشی بود و به من گفت مراقب باشید فلان خانم خبرنگار که مهارت و تبحر خاصی در ضایع کردن افراد دارد در جلسه حاضر است. نگذارید سوال و جواب بشود.

    • علل موفقیت ایران در تاسیس و بهره وری حزب الله

      حزب اللهحزب الله لبنان پدیده ای تاریخی است که بارها مورد تحلیل و بررسی دوستان و دشمنان قرار گرفته و هنوز هم هیچکدام نتوانسته اند آنطور که باید، آنرا بشناسند؛ خصوصا دشمنان.

      حزب الله لبنان را باید در زمینه های تاریخی فرهنگی اجتماعی جغرافیایی و دینی بررسی کرد، وگرنه در شناخت آن دچار خطا خواهیم شد. همه می دانند این حزب نوپا توانسته دستان جنایتکار اسراییل را بارها در خاک لبنان قطع کند و باعث شود جنایتکارترین ارتش دنیا نتواند به خواسته هایش برسد. برای خیلی ها سوال است که چرا ایران در هیچ کشور دیگری نتوانست با وجود کمکها و آموزشها و حمایت هایش، هپیمانی مانند حزب الله لبنان درست کند که اولا توانایی بسیار بالایی داشته باشد، دوم اینکه سر به راه و هم راستا باشد و سوم اینکه با کمترین هزینه بیشترین فایده راداشته باشد. در ادامه دلایل این موضوع را بررسی می کنیم.

    • گاهی سرم خیلی شلوغ می شود

      این روزها گرما و رطوبت بیروت کم کم دارد زیاد می شود. همیشه نگران ارتشی ها و پلیس ها و مردم در صف ایست بازرسی بودم که نه تنها آفتاب گرم بیروت بلکه رطوبت غیرقابل تحمل را باید ساعتهایی طولانی تحمل کنند.

      مدتی است به جهت اینکه اصلا فرصت نداشتم تا بنویسم، مطالب مختلف و سوژه های متفاوتی را از دست دادم. یکی از آنها موفقیت امنیتی حزب الله در کشف خطر حمله تروریستها به بیمارستان. ظاهرا قرار بود تروریستها مانند عملیاتهایی که در عراق و سوریه داشتند به بیمارستان حمله کنند و زنده و مجروح و مراجعه کننده و بیمار و دکتر و پرستار را قتل عام کنند. خدا را شکر که موفق نشدند.
      دیگر اینکه توفیق دارم در انجام مصاحبه هایی پیرامون امام موسی صدر شخصیت های مختلفی را در لبنان ببینم و خاطرات ناب و زیبایی در مورد ایشان بشنوم اما به جهت رعایت امانتداری نمیتوانم آنها را منتشر کنم.
      چند روز پیش همراه دوستان عزیزی به موزه ملیتا رفتیم. با اینکه بارها به آنجا رفته ام اما هر بار برایم تازگی دارد چون هر دفعه تغییرات و پیشرفت هایی مشاهده می کنم. تصاویری که از این موزه گرفتم به زودی در قالب سفر نامه منتشر خواهم کرد. شاید اگر توانستم و فرصت کردم فیلم هایی که گرفتم را تدوین کرده و در قالب فیلم بازدید ملیتا در اختیار شما عزیزان قرار دهم تا بتوانید بطور مجازی از این موزه بازدید فرمایید.

    • ماه امامان

      این هفته سالروز ولادت با سعادت امامان و سرورانی بود که ما شیعیان علاقه زیادی به آنها داریم و و به نوکری آنها افتخار می کنیم. اما امروز 14 خرداد، امامی هم آمد و امامی رفت. بله امام امت، خمینی کبیر که نام شیعه را در سراسر جهان زنده کرد و پایگاه و پشتیبانی برای شیعیان مظلوم جهان (که رنج کشیده ی ظلم های تاریخ هستند) ایجاد نمود. او رفت، ولی امام موسی صدر به دنیا آمد، امام محرومان.

      آنها که در ایران نشسته اند، چه امام خمینی (قدس سره) را دوست داشته باشند و چه قبولش نداشته باشند، چه دیده باشندنش و چه ندیده باشند، مطمئنا هیچگاه قدر او را به اندازه شیعیان خارج از ایران درک نخواهند کرد.

    • حرم حضرت رقیه علیها سلام در امنیت کامل

      حرم حضرت رقیهدر مطلب قبل عرض شد که عوامل حفظ حرم حضرت زینب علیها السلام چه بود.

      حرم مقدس دیگر در شام، حرم حضرت رقیه علیها سلام است که در دمشق پایتخت سوریه قرار دارد. هرچند شایعاتی مبنی بر تعرض وهابیون به این حرم منتشر شد اما این حرم از آغاز درگیری ها در سوریه در امنیت بوده و چون از اول، پایتخت در کنترل نظام بوده است هیچ صدمه و تعرضی به آن وارد نیامده و تکفیری های زامبی صفت هیچگاه حتی به نزدیکی آن هم نرسیده اند.

      امام موسی صدر و حافظ اسدجالب است بدانید مرقد مطهر حضرت رقیه توسط امام موسی صدر و با تلاش و پیگیری ایشان بازسازی شد. ظاهرا چند تاجر ایرانی قصد می کنند که برای این مرقد مطهر گنبد و بارگاه بسازند. از آنجا که دولت سوریه دولتی بعثی بود و به آنها اجازه نمی داد، دست به دامن امام موسی صدر شدند و ایشان مستقیما با مرحوم حافظ اسد صحبت کرد و نماینده ای هم از جانب ایشان دائما در حال نظارت و رسیدگی بود. ایشان دستور داده بود در کنار این حرم، درمانگاه، کودکستان و پارکینگ ساخته شود. برای ساخت این مجموعه، خانه های اطراف خریداری شد و برای اینکه زمین غصبی نباشد و بشود در آن نماز خواند، کار راضی کردن صاحب خانه ها و مستاجرها را خود به عهده گرفت و نگذاشت دولت بعث سوریه، مردم را به زور بیرون کند. با زحمات زیاد و پیگیری های امام موسی صدر، بالاخره این مرقد ساخته شد و به برکت آن مقام مقدس، قیمت زمینهای اطراف بسیار بالا رفت و کسب و کار مردم آن حوالی بسیار رونق گرفت.

      امیدوارم جزئیات این عمل خیر و چگونگی به نتیجه رسیدن این پروژه در آینده نزدیک توسط موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شود.


      ان شاء الله کشور سوریه از شر وهابیها و تکفیری های زامبی صفت خلاص شود و راه برای زیارت این حرمهای مقدس باز شود.

    • خسارت زدگان

      بچه ها در ماشین خواب بودند. من هم خوابم می آمد. اینجا محله ساقیه الجنزیر است. کمی قبل از روشه اگر پشت به دریا از شیب خیابان بالا بروید به دانشکده جامعه شناسی دانشگاه لبنانیه می رسید. در آینه ماشین دیدم پیرزنی از پشت نزدیک می شود. قلاده سگش را به دست گرفته بود و آرام آرام، قدم زنان، شیب خیابان را بالا می آمد. لباسش شبیه لباس خواب سفید گلدار بلندی بود. عینک آفتابی گربه ای درشتی بر چشم داشت و موهایش را هم خیلی معمولی پیرایش کرده بود. به سر خیابان که رسید سگش وارد باغچه شده و به کار خودش مشغول شد!
      رفتگری سبز پوش وارد خیابان شد. مردی میانه سال و بسیار لاغر. احتمالا مصری بود. در صورت سیه چرده و لاغرش، تنها سبیل سیاهی خودنمایی می کرد. چند کلمه با پیرزن حرف زد و آمد درست جلوی ماشین من نشست روی سنگفرش پیاده رو.
      رفتگرکیسه زباله و انبرک مخصوص جمع کردن زباله را روی زمین گذاشت. از کیسه نایلونی که دستش بود یک جعبه سیگار درآورد و در جیبش نهاد. بعد یک کیک و آب میوه در آورد و آرام مشغول خوردن آنها شد. آنقدر در افکارش غرق بود که اصلا مرا نمی دید.

    • پاسخ ایران به ممنوعیت تشیع در مالزی چیست؟

      مدتی است مالزی که مثلا پیشرفته ترین کشور اسلامی بود، اقدامات ضد شیعی غیر معقولی انجام می دهد. هرچند نیمی از تقصیر شاید بر گردن خودمان باشد که به جای مبلغان شیعه، توریست و قاچاقچی و خلافکار به مالزی فرستادیم، اما اقدامات آنها در غیرقانونی کردن مذهب شیعه، حمله به حسینیه ها و مجالس شیعیان و بازداشت شیعیان را نمی توان نادیده گرفت و بی پاسخ گذاشت.

      داشتم به این فکر می کردم که اقدامات متقابل چه می تواند باشد. اقدامات متقابل ایرانی ها عموما فشارهای رسانه ای، حملات سایبری، کمپین ها و محکومیت ها و طومار، کاریکاتور و غیره است. داشتم فکر میکردم در لبنان که اینهمه کارگر و کلفت مالزیایی هست حرکتی راه بیندازیم. مثلا شیعه ها کارگر مالزیایی استخدام نکنند.

      یادم افتاد اگر امام موسی صدر بود، از اساس کسی جرات نمی کرد و به این سمت نمی رفت که تشیع را ممنوع کند. اگر هم چنین می شد، مطمئنا به جای اخراج و تحریم و جبهه گرفتن، شاید امام موسی صدر دستور میداد همه ی شیعیان فقط کارگر مالزیایی استخدام کنند تا آنها با شیعه آشنا شوند و آداب و رسوم آن را ببینند و هنگام بازگشت به کشورشان، با افکار تند ضد شیعی مبارزه کنند.

      عقلانیت و انسان محوری امام موسی صدر گمشده ی روزگار ماست، هرچند رهبران ما حکمت و منطق خوبی دارند اما دشمنان وحشی شده اند، بی منطق شده اند و هدفشان شده نابودی شیعه. جالب اینجاست که در گذشته، نظرات الازهر در تایید یا رد مذاهب مهم بود اما امروز با وجود تایید الازهر و سخنان جالب ریاست آن در دفاع از شیعه، تبلیغات مسموم وهابیت توانسته کار را به اینجا بکشاند.

      در دعای سال جدید بعد از ظهور مولایمان، آزادی امام موسی صدر را از خدا بخواهیم.

      امام موسی صدر