۸۳ مطلب با موضوع «امام موسی صدر» ثبت شده است

    • مصاحبه با دکتر محمود لواسانی

      - استاد اگر امکان دارد، خوشحال میشویم که درابتدا قدری به معرفی خود بپردازید:

      * استاد: بسم الله الرحمن الرحیم اینجانب محمود لواسانی هستم. خداوند پدرم مرحوم آیت الله میرزا حسن لواسانی را رحمت کند. ایشان در زمان آقای سید ابوالحسن اصفهانی و از طرف ایشان برای تبلیغ و وعظ از ایران به لبنان رفتند و حدود 25 تا 30 سال در شهر غازیه ساکن بودند. شهر غازیه در کنار شهر صیدا، یعنی در حد فاصل مناطق مرکزی و جنوبی لبنان واقع است. پدر من تا سال 1950 در لبنان بودند و پس از آن به ایران بازگشتند. آقای صدر به فاصله کوتاهی پس از آنکه آقاجانم لبنان را ترک کردند، یعنی درسال 1959، به آنجا آمدند. البته در این فاصله، مرحوم آیت الله شرف الدین و مرحوم آقای شیخ جعفر فقیه هنوز در قید حیات بودند. طبیعتاً با رفتن این بزرگان، خلأ بزرگی در جامعه روحانیت لبنان پدید آمد.

    • تاریخچه شیعه در لبنان

      شیعه در تبعید
      آن هنگام که لبنانی ها جشن استقلال گرفتند و از آن روز کشور «لبنان» زاده شد؛ همچنان شیعیان در عزلت و انزوای خود گرد تنگدستی حلقه زده بودند و اینچنین برای رئیس جمهور وقت به تصویر کشیده شدند: «در کل منطقه (شیعی جنوب لبنان) حتی یک بیمارستان به چشم نمی خورد؛ اما در هریک از شهرهای صیدا، صور، نبطیه و... یک خانه بهداشت وجود دارد. این منطقه از شبکه های آب شرب نیز محروم است تا آنجا که بیشتر مردم از آب های راکد استفاده می کنند.»

    • مسیح می آید

      محمد ابراهیم

      کلبه کوچک تا نیمه زیر برف پنهان شده بود. نور اندکی که از آتش شومینه و چراغی نفتی که از سقف آویزان بود، فضای کلبه را تا حدی روشن کرده بود. ماریا در حالیکه پتوی کهنه اش را دور خود پیچیده بود پشت پنجره کز کرده بود و به  ریزش آرام دانه های درشت برف در دل تاریکی شب چشم دوخته بود. صدای پدر او را به خود آورد. نمی دانم این برف کی قرار است بند بیاید؟ سوختمان دارد تمام میشود و هیچ کس هم نیست که بیاید و به این ده کوره دور افتاده سر بزند. مادر که داشت برای این که خودش را سرگرم کند بافتنی میبافت گفت: درب خانه به سختی باز می شود خوب شد امروز صبح هیزم ها را آوردیم داخل. ماریا لبخندی زد و دوباره به دور دست ها خیره شد.