۱۳ مطلب با موضوع «سفرنامه و لبنان گردی» ثبت شده است

    • سفر به آبشار افقا

      غار و ابشار افقامی دانید در لبنان، روز یکشنبه تعطیل و روز آخر هفته است. برعکس همیشه که عموما به جنوب می رفتیم، اینبار به قصد دیدن آبشار افقا (af-a) به جبیل رفتیم. این آبشار که سرچشمه آن از دل کوه می جوشد و از غار بزرگی خارج می شود بعد از دهکده لاسا قرار دارد. مسافت تا آنجا 71 کیلومتر است و در ارتفاع 1200 متری از سطح دریا قرار دارد. تا مدتی پیش نمی دانستم دهکده ی شیعه نشینی در جبیل وجود دارد. چون صبحانه کاملی خورده بودیم، غذا برای ناهار برنداشتیم و به میوه و نان و پنیر اکتفا کردیم. ضمن اینکه می توانستیم از دهکده لاسا هم غذا تهیه کنیم. با روشن کردن جی پی اس، راه افتادیم.

      راهیابی

      همان راه همیشگی که به طرف جبیل و جونیه؛ اتوبان الدوره که از کنار دریا به طرف شمال می رود.

    • سفرنامه بعلبک

      از پنج سالی که لبنان هستم، فقط یک بار همراه استاد عزیزی به بعلبک رفتم. یکبار هم هفته گذشته به دیدن یکی از دوستان ایرانی رفتم. قرار شد یکشنبه را به بعلبک برویم. شب را در اقلیم التفاح گذراندیم. صبح زود هوای خنک و مطبوع دهکده انسان را سر حال می آورد. ابرها از نوک قله چون رودی سفید به پایین جاری شده و صحنه زیبایی پدید آورده بود. صبحانه خوردیم و از میان دهکده های جنوب، به طرف بعلبک به راه افتادیم.

    • سفر به قلب مقاومت - روز چهارم، روز پایانی+ تصویر

      قسمت چهارم و پایانی سفرنامه جناب آقای محمدی نایینی. کیفیت تصاویر این سفرنامه توسط بنده عوض نشده و حجمی در حدود 6.61 مگابایت دارند. اگر از اینترنت موبایل استفاده می کنید، می توانید بعدا به مطالعه این مطلب بپردازید

      امروز را به بعلبک برای زیارت سیده  خوله اختصاص دادم. بعلبک برخلاف حدیقه الایرانیه و ملیتا، ون خطی مستقیم داره. لذا با سید صحبت کردم که خودم برم سید هم انگار خیلی سرش شلوغ بود، روزه هم بود با کمال میل قبول کرد. پرس و جو کردم جایی به نام مُشرّفیه تاکسی ون های بعلبک اونجا جمع بودند. سوار شدم و صندلی جلو نشستم.

      20 کیلومتر اول از نظر زیبایی محشر بود. باید از غرب جبال لبنان به شرق بریم. یه ارتشی هم مسافر ون بود که باعث شد محض احتیاط عکس نگیرم و جلب توجه نکنم. جاده فوق العاده شلوغ و همه ش هم سربالایی بود.
      بعد از حدود 2 ساعت مسیر 83 کیلومتری بیروت بعلبک پیموده شده. توی راه چندتایی ایست بازرسی  بود ولی هیچ کدوم برای بازرسی نگهمون نداشتند. روبروی حرم سید خوله پیاده شدم.

    • سفر به قلب مقاومت - روز سوم+ تصویر

      کیفیت تصاویر این سفرنامه توسط بنده عوض نشده و حجمی در حدود 4.5 مگابایت دارند. اگر از اینترنت موبایل استفاده می کنید، می توانید بعدا به مطالعه این مطلب بپردازید.

      روز سوم

      صبح سید آمد دنبالم. روز اول در مورد قصدم از سفر یک روزه به سوریه در صورت امکان به قصد زیارت حرم حضرت زینب و حضرت رقیه علیهما سلام گفته بودم. سید منا برد به یکی از شرکت های زیارتی در ضاحیه. یه همچین توری موجود بود اما فقط  برای زیارت حرم حضرت زینب علیها سلام زائر می بردند به قیمت 30$ یا بیشتر دقیقاً خاطرم نیست. خواستم هزینه شا که گفتن تا فردا باید تعداد نفرات به حد نصاب برسه. سید هم گفت باید بیشتر در مورد شرایط سفر یک ایرانی (که به هیچ سازمانی وصل نیست) از خاک لبنان به سوریه پرس و جو کنه. بعدش منا برد به جایی که اصلا قرار نبود بریم اونجا. برام جالب بود تقریبا هر جایی میرفتیم نه تابلویی نه نشونی فکر میکنم بعد از جنگ تموز که اسرائیل تمام ساختمان های حزب الله را در ضاحیه نابود کرد تصمیم گرفتند ساختموناشون بی نام و نشان باشه. [توضیح: در لبنان عموم خیابانها اسم ندارند. برخی مناطق توریستی خیابانهای اصلی اسم دارند.] به هر حال رفتیم جایی که کارمنداش همه شبیه به مثلا بنیاد شهدا بودند. ریش آنکارد کرده و پیراهن روی شلوار. رفتیم توی دفتر رئیس. سید یک پاکت از جیبش در آورد و رو به من گفت: رد الأمانات إلى أهلها. پاکت پولی بود که از ایران برای کمک به مقاومت برده بودم و به سید داده بودم تا بدست اهلش برسونه. سید هم خواست بنده شاهد رسیدنش به دست اهلش باشم که البته هیچ الزامی نداشت. ولی شانس ملاقات آدمهای نازنینی را پیدا کردم. از رئیس اون موسسه که کارشون جمع کردن کمک های مردمی و متعاقبا حمایت مالی از مقاومت بود، در خواست کردم که حالا که اومدم تا اینجا و شما هم دفتردستک دارید لطفاً به ازای نفراتی که بهم پول دادن قبض صادر کنید و ایشون قبول کرد. و رسیدها را به اضافه ی یک دستخط چاپ شده ی سید حسن نصر الله با مضمون تشکر به خاطر کمک به مقاومت به من داد.

      تشکر سید حسن نصرالله

       

       

    • سفر به قلب مقاومت - روز دوم + تصویر

      قسمت دوم سفرنامه آقای محمدی نائینی، روز پر خاطره ای را بازگو می کند. هرچند زمان سفر ایشان، در اوج مشکلات امنیتی و خطرات بوده و حساسیت نیروهای امنیتی، باعث ایجاد زحمت برای ایشان شده است اما باید بدانید پنج سال قبل هیچ خبری از ایست بازرسی و گیر دادن نبود.

       

      روز دوم

      صبح را با نام خدا و صبحونه سفارش شده ی همسرم شروع کردم.  نون خشک، پسته و کشمش. توی تراس داشتم صبحونه میخوردم  که صدای آهنگ های حماسی حزب الله از خیابان مجاور رو شنیدم.
      رفتم لب تراس دیدم تا چشم کار میکنه نوجوان های 10ساله تا 16 ساله با تی شرت های ورزشی متحد الشکل توی خیابون مسابقه ی دو داشتند. شب خبرش رو المنار پخش کرد. گفت یه مسابقه دو 15000 نفری بود. باخودم گفتم امروز را به بازدید از بیروت اختصاص میدم. از محل اقامتم به مقصد موزه ی ملی لبنان زدم بیرون. این دومین روز سفر من به لبنانه و اولین باریه که تنها وارد زندگی اجتماعی لبنانی ها میشم. درفکرم به شکل ساده لوحانه ای این تصور صورت گرفته بود که اولا چون ایرانی هستم و توی ضاحیه جنوبی و ضاحیه ای ها که همه طرفدار حزب الله هستن، پس از همه شون باید انتظار احترام و برخورد شایسته ای داشته باشم. ثانیاً من از کشوری میومدم که امنیت اجتماعی توی شهرهاش نهادینه شده و مخصوصا به خاطر کثرت معاشرت با گردشگران خارجی، این نکته نه چندان هویدا بارها ازشون شنیده بودم که در طی سفرشون یک بار هم پلیس از اونها درخواست بررسی پاس و ویزا نکرده. شاید همین انتظار را درلااقل بیروت داشتم. دقایقی نگذشت که تمام این تصورات یا بهتر بگم مهملات در رابطه با وضعیت لبنان فروریخت. اومدم تو خیابونی که مسابقه دو برگزار میشد. بعضی والدین با بچه هاشون آمده بودند منم فکر کردم ورود بشون مانعی نداره و زدم به صف بچه ها.

      مراسم دوی همگانی در ضاحیه

      صد متر نرفته بودم، سر اولین چهار راه، که متوجه نگاه سنگین ارتشی های مسلح شدم. از جمع دونده ها زدم بیرون ده قدم نرفته بودم که یه نفر با لباس نظامی یکدست سیاه، شبیه به یگان ویژه ی ناجا دوید اومد سمتم. شروع کرد عربی حرف بزنه که حالیش کردم عربی خیلی کم میدونم. گفت اینگلیسی بلدی؟

    • سفر به قلب مقاومت - روز اول + تصویر

      سفرنامه زیر توسط هم میهن عزیز جناب آقای محمدی نائینی نوشته شده است. از آنجا که ایشان در صنعت توریسم در ایران فعال است نگاه بسیار خوبی به لبنان داشته و با زبان شیوا و جذابی سفرنامه خود را نوشته است. ایشان تصاویر خوبی هم گرفته که البته گاهی عکس گرفتن خصوصا در ضاحیه برایش دردسر ایجاد کرده. متن سفرنامه و تصاویر بدون هیچ تغییری در محتوا یا کیفیت در اختیار شما قرار می گیرد. امیدوارم مثل من لذت ببرید.
       

      سفر به قلب مقاومت
      بلاخره به یکی از خواسته های دیرینه ام رسیدم و اون هم سفر به لبنان با هدف زیارت جنوب و دیدن مقاومت از نزدیک بود. در پیاده روی اربعین سال ۹۳ با یکی از اعضای حزب الله که البته بعدا بهم گفت از اعضای حزبه (به گفته خودش از فرمانده هان رده پایین شاید متوسط) آشنا شدم. با هم تماس تلفنی داشتیم و از شوق من برای سفر به لبنان بهش گفته بودم و القصه بهم گفت ۲۴ ساعت قبل از پروازت بهم اطلاع بده. حدث ما حدث و یکشنبه شبی ساعت ۱۱ رسیدم لبنان. سید فردوگاه آمد دنبالم. فکر میکردم می تونم تو یکی از اتاقهای خونه اش اقامت داشته باشم ولی منا به قلب ضاحیه بردو یک سوییت کامل در اختیارم گذاشت که تو خواب هم همچین چیزی نمیدیدم شاید برای همچین مکانی توی بیروت شبی ۱۵۰ دلار باید میدادم یک سویت آپارتمان مبله حدودا ۱۰۰ متری که با انواع صنایع دستی و تزئینات معمول لبنانی بعلاوه پوکه های گلوله توپ ۱۳۰ و ۱۶۰ میلیمتری تزئین شده بود. این ترکیب جالب نه چندان معمول شاید این حس را به مهمان القاء میکرد: با این که الان ضاحیه در صلحه ولی یادمون نره که در مقیاس منطقه ای کجا داریم زندگی میکنیم و هر لحظه یه جهود یا عرب دیوانه میتونه آتش جنگ را شعله ور کنه.

      محل اقامت

      سید در مورد اینکه تو این خونه چی کجاست و چی چطوری کار میکنه برام توضیح داد و چند دقیقه ای نشستیم به گپ و گفت. دلم از عملکرد دولت در زمینه ی سیاست خارجی و مخصوصا گندی که یونسی به موفقیت های منطقه ای ایران بویژه در عراق زده بود خون بود.

    • تور مجازی بازدید از ملیتا

      برای لود شدن تصویر فلش شکیبا باشید. (حجم 5.96 مگابایت)

      قول داده بودم بازدید از موزه مقاومت حزب الله (ملیتا) را برایتان روایت کنم. موزه ملیتا در واقع یکی از صدها پایگاه مقاومت است که به پیشنهاد شهید حاج عماد مغنیه به شکل موزه در آمد تا مردم لبنان با زحمات و چگونگی عملیات و زندگی رزمندگان مقاومت آشنا شوند.

    • جبل عامل سرزمین پیامبران الهی

       

      جبل عامل که امروزه نواحی جنوب کشور لبنان است منطقه ای است که بنا بر اطلاعات تاریخی مسلمانان و مسیحیان و حتی یهودی ها، زادگاه پیامبران زیادی بوده است. مرقد پیامبری از پیامبران خدا در تپه ای مشرف به ساحل دریای مدیترانه، مشرف به اتوبان شمال جنوب قرار گرفته است. حضرت ساری علی نبینا و آله و علیه السلام در بالای این تپه دفن بود. هنگامی که اتوبان شمال جنوب را احداث می کردند، بولدوزر باید این تپه را هموار می کرد تا اتوبان بگذرد. به گفته محلی ها وقتی به قبر می رسید زنجیرش پاره می شد. سه بار پشت سر هم این اتفاق افتاد تا یک مفتی از یکی از دهکده های آن نزدیکی آمد و گفت این قبر پیامبری از پیامبران الهی است و نمی توانید به آن تعرض کنید. راه را آنطرف تر بکشید.
      هم اکنون اتوبان به فاصله دو سه متری مرقد کشیده شده و مرقد در ارتفاع بالایی از اتوبان قرار گرفته است.
      این زیارتگاه که توسط مجلس اعلای شیعیان لبنان چند سال پیش به شکل بسیار زیبایی بازسازی شده زیارتگاه مومنان است و خیلی ها برای حاجت گرفتن به آنجا می آیند. بنا به گفته ی نگهبان زیارتگاه خانمی بود که 15 سال بچه دار نمی شد. خدمت حضرت ساری نذر کرد اگر بچه دار شدم باحجاب می شوم. به لطف خدا پسردار شد. وقتی پسرش 17 ساله بود، با خودش گفت از حجاب خسته شدم، ولش کن، بچه دار هم که شدم. چه حاجتی به حجاب است؟ حجابش را کنار گذاشت. همان ایام پسرش درست جلوی زیارتگاه تصادف کرد و فوت شد.

      تکمیل شده از پست: زیارت حضرت ساری، پیامبری در لبنان

      مطلب مرتبط1: زیارت مرقد حضرت بنیامین

      مطلب مرتبط2: زیارت مرقد حضرت شمعون

    • زیارت مرقد حضرت ساری، پیامبری در لبنان

      منطقه ی خاورمیانه خصوصا فلسطین و لبنان خواستگاه پیامبران زیادی بوده است. مرقد پیامبران زیادی در لبنان وجود دارد که مورد توجه و زیارت مومنان است. حتی مرقدی وجود دارد که منسوب به حضرت بنیامین، برادر حضرت یوسف علیهما السلام است. در زمان اشغال لبنان توسط رژیم صهیونیستی، صهیونیستها برای زیارت به آنجا می رفتند.