۴۸ مطلب با موضوع «شخصی - درباره خودم» ثبت شده است

    • خاطره ی امروز

      زامبی خارجی در سوریهبرای کاری باید به خیابان شهید احمد قصیر (شارع العریض) میرفتم. درست جلوی مکان انفجار قبلی. فراموش نکنیم سه شنبه ها در لبنان روز انفجار است. و این خیابان هم سابقه دو حمله انتحاری دارد. اتفاقا خیلی از انفجارات حدود ساعت ده صبح به وقت بیروت رخ داده. فکر کنم طبق عقیده تکفیری ها، سه ساعتی طول می کشد صف ناهار پیامبر!
      قاشق هم که عموما کم می آید! لذا قاشق باید با خودشان ببرند!
      هرچند حزب الله طبق فرمان پیامبر و دین، اسیر را نمی کشند اما جوک زیر را خودشان ساخته اند!
      یه تکفیری رو اسیر کردن گفت منو الان نکشین. بذارین ظهر بکشین.
      گفتن چرا؟
      گفت میخام با رسول الله ناهار بخورم (مرتیکه ی گشنه! بهشتو برا ناهار میخاد!)

      بچه ها گفتن کورخوندی! ساعت 4 میکشیمت که فقط به شستن ظرفا برسی! خخخخ

      خلاصه از خیابون احمد قصیر رد شدیم! به خیر گذشت! گفتم سه شنبه است و نزدیک ساعت ده و انتظار زامبی ها برای ناهار حضرتی! حتما کار دستمون میده!
      خدا رو شکر سالم برگشتیم

    • اتهامی قدیمی به امام موسی صدر

      نمیدانم شما خود جلال الدین فارسی هستید یا صرفا یک جوان تندرو که هر سخن و تهمتی را می شنود و باور می کند و تکرار می کند! هر چه هست خوش آمدید. (این مطلب مخاطب خاص دارد. این پست در جواب خواننده ای نوشته شد که در ذیل مطلب «تندروها زودتر به ته خط می رسند» اتهاماتی را به بنده و امام موسی صدر و دیگران وارد کرده بود.)
      خدمت شما عرض کنم نویسنده مطلب خود بنده هستم و دوستان نزدیک و خوانندگان عزیز می دانند آنقدر عقل و منطق دارم که سلطنت طلب نباشم. اما اینکه شما طرفداران امام موسی صدر، آن بزرگمرد اخلاق و محبوب انسانها، مجتهد جامع الشرایط و فقیه نو اندیش، رهبر معنوی و ناجی شیعیان لبنان را در چند نفر مثل قطب زاده خلاصه می کنید مشکل کوته بینی و کم عمقی اطلاعات شما است اگر ناشی از دشمنی و تعصب کور نباشد!

    • در مراسم عاشورای ضاحیه چه گذشت

       

      شب عاشورا سید حسن در مجمع سید الشهدا گفت: ما همیشه در طول این سالها آمده ایم و باران شدید و گرمای آزار دهنده نتوانسته ما را از حسین علیه السلام جدا کند. امسال هم هیچ خطری نمی تواند ما را از حسین (ع) جدا کند، نه انفجارها نه ماشینهای بمب گذاری شده. ما می آییم و فریاد می زنیم لبیک یا حسین.

      سید گفت: بگذارید صریح باشیم (او همیشه واقعیت را می گوید و صادق است) فردا خطر بمبگذاری هست. اما ما می آییم.

    • شاید این آخرین مطلبم باشد

      تا نیم ساعت دیگر ورودی های ضاحیه بطور کلی بسته خواهد شد و تا ظهر فردا بسته خواهد ماند. این اقدام یکی از تدابیر امنیتی است که برای حفظ امنیت راهپیمایی عاشورایی شیعیان ضاحیه انجام خواهد شد. ضمن اینکه در مسیرهای راهپیمایی از عصر امروز جلوی پارک ماشین و موتور گرفته شده و ماشینهای باقیمانده بعد از اعلان در رادیو و بلندگوهای سیار، با جرثقیل حمل خواهد شد.  سید حسن نصرالله امشب گفت: همانطور که قبلا در زیر باران شدید و گرمای سخت راهپیمایی کردیم، هیچ چیزی ما را از حسین (ع) جدا نخواهد کرد. نه باران شدید نه گرما نه انفجار نه ماشینهای بمبگذاری شده. فردا همگی فریاد خواهیم زد لبیک یا حسین. وی اشاره کرد فردا احتمال خطر هست و ما در راه حسین علیه السلام از هیچ چیز نمی هراسیم.

      فردا شیعیان لبنان در شهرهای مختلف راهپیمایی و سینه زنی خواهند کرد. اگر به المنار در ماهواره یا پخش زنده سایت آن دسترسی داشتید می توانید عظمت و صلابت راهپیمایی را ببینید.
      حالا می توانم احساس کاروان حسین از مکه را کمی و فقط کمی بچشم. خیلی سخت است انسان به جایی برود که می داند ممکن است برنگردد. خصوصا برای من که بنده ی کاهل و سر به هوای خدا بوده ام و درست بندگی نکرده ام. تمام امیدم به این است که اگر فردا کشته شدم جزو شهدای راه حسین محسوب شوم. می ماند حق الناس، که آنهم از همه تقاضای بخشش و عفو دارم.
      فردا همه ی ما یعنی من و عباس و علی اصغر و همسرم به راهپیمایی حسینی می رویم. اگر زنده ماندیم که باز هم مزاحم خواهم شد و سرتان را به درد خواهم آورد اگر نه که حلال کنید.
      امشب هزاران جوان حزب الله در خیابانها در سرمای ملایم هوای بیروت بیدار خواهند ماند تا شر کوردلان تروریست را از سر مردم کم کنند. فردا همراه با شیعیان غیور و مدافعان حرم حضرت زینب فریاد خواهیم زد: لبیک یا زینب. لبیک یا حسین.

      بعدا نوشت:

      متاسفانه صحیح و سالم برگشتیم و هیچ اتفاقی نیفتاد. حزب الله خیلی در مساله امنیت قوی عمل کرد.

      تصویر بچه ها به دلایل شخصی، امنیتی، و.... برداشته شد!

      به زودی در مورد راهپیمایی مطلبی خواهم نوشت.

    • بازنوشت

      سلام به همه دوستان و خوانندگان عزیز
      با عرض تسلیت سالگرد شهادت امام جعفر صادق، صاحب مکتب جعفری و دانش نبوی.
      بالاخره بعد از گذشت یک هفته از بازگشت به لبنان، دوباره فرصتی شد تا بنویسم. کارهای عقب افتاده زیاد است و وقتم خیلی فشرده است اما برخی مطالب را باید بنویسم که به زودی منتشر خواهد شد.
      بطور خلاصه بگویم که فعلا وضع خوب است و ایست بازرسی های زیادی در ضاحیه برپا شده تا امنیت مردم تامین شود. برای همین مردم برای فرار از ترافیک و شلوغی که روزهای اول ایجاد شده بود، برای کار غیر ضروری بیرون نمی روند. بسیاری از افراد هم اصلا به جنوب یا شمال و زادگاه اصلی خود رفته اند تا امنیت و آرامش بیشتری داشته باشند. برای همین این روزها ضاحیه بسیار خلوت و آرام است.
      نیروهایی که از سوریه بازگشته اند از وحشیگری و دروغگویی تروریستهای زامبی وارداتی می گویند و پیروزی های بچه های حزب الله و چالش پیش روی آمریکا و دشمنان سوریه. بر خلاف ادعاهای رسانه ای و جو حاکم، وضع در سوریه خوب است و ارتش سوریه و نیروهای حزب الله تسلط و اقتدار کاملی در میدان جنگ دارند.
      زندگی با دو بچه خیلی سخت تر از یک بچه است و تقریبا آدم فلج می شود! منظورم این است که هر چقدر می دویم باز هم کارها عقب می افتد چون دائما باید به دو بچه رسیدگی کرد.

    • روز قدس، روز سنگ

       

      هرچند علاقه ای به فلسطینی ها ندارم و از آزار و اذیت آنان برای لبنانی ها و پرتوقعی و نمک نشناسی شان بیشتر از خیلی ها اطلاع دارم اما به واقع مردم داخل فلسطین در سختی و ظلم و نا امنی به سر می برند.

    • ولادت علی اصغر در شانزدهم رمضان

      خوب است کودک شیعه تا یک هفته نامش محمد باشد. تا که روح والای محمد صلی الله علیه و آله با روحش پیوند خورده و برکات آسمانی بر این مولود جدید امت محمد (ص) نازل شود.
      هر شیعه ای در لبنان نام یکی از کودکانش را علی می گذارد. برای همین، علی که نامی والا و عالی است و برگرفته از نام خدای علی اعلی است را برای فرزندم در نظر گرفتم.

    • رمضان در ایران با اصحاب کهف

      چند روزی است به ایران آمده ام و بعد از زدودن خستگی سفر، چند بار برای خرید به مغازه رفتم. احساس کردم از اصحاب کهف هستم! آخر وقتی یک چیپس دو برابر شده یا یک کیلو سیب زمینی به قیمت ۵۰۰۰ تومان فروش میره (تقریبا دو برابر لبنان) یا پسرک گل فروش که حاضر بود دسته گل مریم خود را به قیمت خرید به من بفروشد و ده هزار تومن طلب می کرد، همه ی اینها مرا تبدیل کرده به موجودی بخیل و خسیس! بله دیگر دست و دل آدم می لرزد برای خریدن یک بستنی یا کیک! هرچند اگر به درامد دلاری حساب کنیم، حتما از خارج ارزانتر است، اما به درآمد یک کارمند یا معلم که در این مدت تغییری نکرده، همه چیز گران شده است. امیدوارم رییس جمهور جدید سیاستهای اقتصادی مناسب تری داشته باشد و خدا هم به مردم صبر و برکت دهد. چرا که فکر نکنم حتی اگر بهااااار بیاید چیزی ارزان شود!!! (چشمک)
      کمی هم بنالم از وضع اینترنت. سیستم مدیریت سایت اصلی ام که باز نمی شود. ایمیل سایت هم همینطور. برای همین ایمیل سایت را فعلا به چاپار تغییر دادم (
      قسمت تماس با نویسنده وبلاگ). هرچند قیمت اینترنت در ایران بسیار ارزانتر است اما سرعت را دیگر ننالم!
      در هر حال از اینکه در ایران هستم بسیار خوشحالم و پیشرفت ها و تغییرات مثبت را شاید بهتر از دیگران درک می کنم و لذت می برم. قدر مملکت را بدانیم و برای پیشرفت هرچه بیشتر آن تلاش کنیم.
      هیچ جا ایران نمی شود.
      ماه مبارک رمضان برای همه شما سرشار از توفیقات معنوی و سلامت روحی باشد.

    • مردمی که خونشان را برای مقاومت دادند

      داشتم میرفتم گواهینامه ی لبنانی ام رو بگیرم. رادیو النور تو ماشین روشن بود و اعلام کرد دار الحوراء به تمام گروه های خونی نیاز مبرم دارد. دار الحوراء یک مرکز آزمایشگاهی و درمانی است که متعلق به حزب الله است. می دانستم برای مجروحان عملیات موفقیت آمیز القصیر در سوریه، نیاز به خون دارند. گفتم من که نه بلدم بجنگم نه جراتشو دارم اقلا خون بدم.

    • ولایت فقیه یا ولایت طاغوت؟!

      دوستی  موضوعی مطرح کردند که بسیار جالب است. بخوانید:

      محمود جان نظرات شما را همواره خوانده ام و همه محترم!
      اما چیزی که در این مدت مرا به شدت عذاب میداد ومن بارها نیت کرده بودم بگویم اما خودم را کنترل کردم این است:
      شما مانند من یک شیعه مذهب هستی و خدا را شکر که ولایت اهل بیت علیهم السلام را همان ولایت خداوند باری تعالی میدانی!
      نسبت به قران و روایات معصومین هم اشراف نسبی داری!
      محبت و ولایت اهل بیت پیامبر علیهم السلام هم به لطف خدا در گوشت و پوست شما آمیخته شده است!
      سوال من این جاست: چگونه برای آقایان خمینی و خامنه ای ولایت باز کردی؟ مگر کردیت بانک است که بشود برای هر کسی باز کرد؟ مگر نه این است که ولایت فقط از آن خداست و آن که خدا به او تفویض کند؟ شما چگونه اینقدر داری سنگ اینها را به سینه میزنی؟ خودت هم میدانی از هیچ آیه قران یا روایتی نمیشود برای اینها ولایت باز کرد! لطفا به من نگو برو کتاب ولایت فقیه آقای خمینی را بخوان! برای من دلیل مستند بیاور که امام زمان علیه السلام به حکومت این ۲ نه رضایت کامل بلکه رضایت نسبی اندک داشته اند؟
      یک سوال از شما میپرسم خدا وکیلی این سوال را اینجا به من جواب نده! خواهش میکنم یک شب که نماز شب خواندی در خلوت از خودت بپرس؟
      اگر امام زمان علیه السلام ظاهر شوند و به تو بگویند ای محمود این امامانی که تو برای خود برگزیدی به هیچ عنوان مورد تایید ما نبودند بلکه خون به جگر ما کردند شما در آن لحظه چه میکنی؟ آیا در آن لحظه کوتاه به اعتقاد غلط خود پی میبری یا خدای نکرده نعوذبالله به امام زمانت شک میکنی؟ من فقط میخواهم در مورد این سوال در خلوت با خود فکر کنی نه اینکه اینجا جواب دهی! چون ممکن است دیگر من اینجا نیایم!
      اما من این سوال را از چند تا از دوستانمان که شما هم میشناسی پرسیدم و همه آنها به فکر فرو رفتند!این سوال مهمی است برای آنها که امامانی برای خود اختیار کرده اند و محبت آنها و ولایت آنها را در امتداد ائمه اطهار نعوذ بالله میدانند!
      من این حرف ها را در حالی به تو میزنم که سابقه رفاقتمان بیش از ۱۰ سال است و تو را به خوبی میشناسم و میدانم که آدم متعصبی نیستی و از طرفی هم میدانم مانند برخی از این راه دنیا به دست نمیاوری!
      لطفا فکر کن! جواب نده؟
      یا علی

      ایشان که جواب نخواستند و روی سخنم با ایشان نیست اما در جواب اشخاصی که شاید التزام دینی هم نداشته باشند اما چنین سوالهایی را دستاویز قرار می دهند عرض کنم: