۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام» ثبت شده است

    • شیعه لندنی

      نمی دانم این عادت ما ایرانی ها در خودبزرگ بینی، خود برتر بینی و خود بینی (رذیله اخلاقی که شیطان را از درگاه خدا راند) از کجا آمده اما همینقدر می دانم که ضربه های زیادی به ما، روابط اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و دینی ما زده است. الحمدلله ما همه از روحانی و سخنران و استاد دانشگاه و دانشجو گرفته تا بقول یک بنده خدا، لبو فروش و راننده تاکسی، همه و همه خود را معیار حقانیت و حقیقت می دانیم و تا دیگری ذره ای از معیار ما منحرف شد، او را قابل نقد و حتی اهانت و تکفیر می دانیم. وی را کاملا از حقوق شهروندی و انسانی اش قابل محروم کردن می دانیم و دوست داریم به نحوی خفه اش کنیم!

      از زمانی که امام خمینی در حوزه به سبب مطالعات و نگرشهای عرفانی مورد غضب روحانیون سنتی بود و استکان فرزند امام را آب می کشیدند، تا دکتر علی شریعتی و تا امروز که دکتر رحیم پور ازغدی را مورد هجمه قرار می دهند، همه ناشی از یک واقعیت است: خود بینی و شخص محوری؛ که هر دو در دین اسلام بشدت مذموم و نهی شده است.

      دکتر علی شریعتی که در اوج فعالیت کمونیستهای ضد دین توانسته بود با استفاده از کلام و منطق خاص خودش، جمع عظیمی از جوانان و دانشجویان را جذب کرده و با دین و تشیع آشنا کند، به زودی مورد هجمه افرادی قرار گرفت که شاید از روی حسادت و رقابت، وی را نپسندیدند و تلاش کردند از سخنان و افکار وی، راهی برای تخریب او پیدا کنند. از آنجا که غیر از ۱۴ معصوم و پیامبران، معصوم دیگری نداریم، به سرعت اشکالات عقیدتی و کلامی مختلفی در سخنان وی پیدا کردند و به او تاختند. کار تا جایی بالا رفت که برخی ها وی را حرامزاده هم خواندند.

    • رمضان ماه ضیافت الهی

      صحبت هایی از استادی بزرگ و گمنام پیرامون ماه رمضان

      ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. اما آیا برکات این ماه به همه می رسد؟

      پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در مورد این ماه فرمودند: شهر دعیتم فیه الی ضیافة الله یعنی ماهی است که در آن به ضیافت الهی دعوت شدید. نفرمودند انتم ضیف الله فیه. نکته دقیقی است. وقتی جایی به میهمانی دعوت می شویم ممکن است اصلا در مهمانی شرکت نکنیم. پس کسانی هم هستند که در ماه رمضان برکات این ماه را دریافت نمی کنند. شاید بتوان کفار و بی دینها را در این دسته قرار داد. اما اشخاصی که به میهمانی می روند چند دسته اند: اشخاصی که چیزی نمی خورند، اشخاصی که از بعضی غذاها میل می کنند و اشخاصی که از تمام سفره به اندازه کافی مصرف می کنند. در ضیافت رمضان هم همینطور است. برخی وارد میهمانی می شوند و برکاتی نصیبشان می شود. اینها افرادی هستند که فقط گرسنگی و تشنگی را از سحر تا افطار تحمل می کنند. چشم و گوش آنها روزه نیست، روزه ی آنها را روزه ی عوام می نامند. اما خواص روزه شان معنوی تر است و تمام اعضا و جوارحشان روزه است.  روزه ی خاص الخاص برای افرادی است که فکر و روحشان هم روزه بوده و دل به غیر خدا توجه نمی کند.

      می دانید حوزه های علمیه در ماه رمضان تعطیل می شود تا طلاب و اساتید به تبلیغ بروند. برخی که در حوزه می مانند پیش استادی می روند تا در این مدت از او استفاده کنند. می گویند برخی از طلاب خدمت امام خمینی در قم رفتند و گفتند اگر می شود برای ما در ماه رمضان یک کلاس خصوصی داشته باشید. گفتند کار دارم، نمی توانم. گفتند چه کار دارید؟ فرمودند می خواهم روزه بگیرم. این نشان می دهد روزه فقط گرسنه و تشنه ماندن نیست. باید به دعاها و قرآن توجه کرد و از دنیا دوری گزید. ماه رمضان یک تمرین استقامتی فشرده برای ادامه سال است و نفس را واکسینه می کند. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید "کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظّما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء، حبّذا نوم الاکیاس و افطارهم ؛ بسا روزه ‏داری که بهره ‏ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه ‏داری ندارد و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان!" (نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 145)

      روزی سه نفر غریب به مسجد پیامبر وارد شدند. یک نفر را جناب سلمان مهمان کرد و یک نفر را جناب ابوذر. یکی هم در مسجد تنها ماند. فردا که آمدند یکی گفت سلمان به من فلان غذا را داد. دیگری گفت ابوذر با فلان غذا از من پذیرایی کرد. از نفر سوم پرسیدند تو که مهمان خدا بودی چه شد؟ گفت تا صبح گرسنه بودم. پیامبر چنین مضمونی را فرمودند که این فرد مهمان خدا بود خدا از غذای خودش به او داد. در مثنوی می نویسد پیامبر فرمودند الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین. یعنی گرسنگی غذای خداست که با آن روح و بدن برگزیدگانش را زنده نگاه می دارد. چون در ماه رمضان ما جلوی نفسمان را می گیریم و غذا نمی خوریم روح قوی می شود. خدا چون ثابت است به قسمت ثباتی (ابدی) انسان توجه دارد غذایی می دهد که روح قوی شود. پس خدا کمال روح را در نظر می گیرد نه کمال جسم. در مهمانی های ما انسانها چند نوع غذا هست، سبزیجات و میوه جات، شیر و لبنیات به اشکال مختلف، گوشت و...  ضیافت الهی هم دو نوع غذا دارد: دعاها و قرآن. شنیده اید ماه رمضان ربیع القرآن است. حضرت علامه امینی فرموده بودند شیعه دو گنج دارد که دیگران ندارند: دعاها و زیارتها. دعاها منبع معرفت الله است یعنی در دعا خدا را می شناسیم. زیارت ها منبع معرفت الامام است. یعنی ما انسان کامل را می شناسیم. در ماه رمضان این دو سفره باز است، قرآن و دعا. 

      در سه ماه رجب و شعبان و رمضان دعاها مضامین بلندتر و بالاتری پیدا می کند. نگویید وقت نداریم اینهمه دعا بخوانیم. ما لا یُدرَک کُلّه لا یُترَک کُلّه. یعنی اگر نمی توانید همه ی چیزی را دست پیدا کنید اقلا به قسمتی از آن برسید. هر روز یک قسمت از دعا را بخوانید، یک فراز از دعا را زمزمه کنید. یکی از اساتید بزرگ فرموده بود امام را باید در دعا شناخت. وگرنه شناخت امام از احادیث سخت است. یعنی امام در دعایش دارد با نهایت معرفت و علم و مقامش با خدا حرف می زند و سطح سخن خیلی بالاست. اما در حدیث، عموما مردم عادی را راهنمایی کرده و جواب سوالاتشان را می دهد. پس دعا فراموش نشود.

      دعای شبهای ماه مبارک که از حضرت امام باقر نقل شده و رادیو تلوزیون قبل از اذان پخش می کنند دعای بسیار عظیم الشانی است و علامه طباطبایی به شاگردانشان خیلی توصیه می کردند به خواندن این دعا، اما خیلی از روحانیون ترجمه آنرا کاملا اشتباه بیان می کنند. طوری ترجمه می کنند که گویی همه ی دعا قسم است. یعنی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ را اینگونه معنی می کنند: خدایا از تو درخواست مى‏ کنم به حق زیباترین مرتبه از زیبایى ‏ات، و همه مراتب زیبایى ‏ات زیباست!

      می بینید دعا تمام شد و معلوم نشد چه چیزی را از خدا خواستیم! خب از خدا چه خواستند امام باقر علیه السلام؟ این ترجمه های معمول کاملا غلط است. معنای بسیار زیبای این دعا به این شکل است: خدایا قسم به تمام زیباییهایت که از زیبایی هایت زیباترینش را به من بدهی، خدایا من از تمامِ زیباییِ تو می خواهم،

      خدایا قسم به جمالت از زیباترین جمالت به من بدهی که تمام جمال تو جمیل است، خدایا من از تمام جمال تو می خواهم،

      خدایا قسم به تمام شکوه و بزرگی ات که از باشکوه ترین شکوهت به من بدهی و تمام شکوه تو با شکوه است، خدایا تمام شکوهت را طلب می کنم،

      خدایا قسم به بزرگی ات که از عظیم ترین بزرگی ات به من بدهی،‌ و تمام عظمت تو عظیم است،‌ خدایا من طالب تمام بزرگی تو هستم، ....

      مقصود این دعا این است که همه صفات جمال و جلال خودت را به من هم بده. خب آیا دریای صفات خداوند در کوزه ی دل ما جا می شود؟

      گر بریزی بحر را در کوزه ای        چند گنجد قسمت یک روزه ای

      راهش این است که این کوزه را بیندازیم در دریا. آب کوزه با آب دریا یکی می شود، نه بو می گیرد نه کثیف می شود نه بخار می شود ...

      آب کوزه چون درونِ جو شود     محو گردد در وی و چون او شود

      قطره دریاست اگر بادریاست       ورنه او قطره و دریا دریاست

      یعنی تا ما جدا هستیم، علم و قدرت و سمع و بصر و تمام قدرتهای ما محدود است. اما اگر کسی وصل به خدا شد آنوقت می شود ید الله. اگر این حد و مرز را برداریم و نگوییم علم من و علم خدا، قدرت من و قدرت خدا، کمال من در مقابل کمال خدا، اگر این دوگانگی ریخت، آنوقت درست می شود. آنوقت توحید به دست می آید. این همان است که امام سجاد در دعای ابوحمزه می فرماید:  

      وَ أنَّ الرّاحِلَ إلیکِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکْ ولا حِجابَ بِینَکَ وَ بِینَ خَلقِکَ غِیرِ خَلقِه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکَ إلا أنْ تَحْجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِئَهُ دُونَکْ 

      تو در حجاب نیستی، ما در حجابیم. اگر حجاب برداشته شود می فهمیم علم من چیزی نبود، قدرت من چیزی نبود،

      قطره ی علمی که بخشیدی زپیش      متصل گردان به دریاهای خویش

      یعنی علم خودش را از علم خدا می بیند. چرا پیامبر در توصیف سلمان فرمودند سلمان بحر لاینزف (سلمان دریایی است که خشک نشود) «بحار الانوار» ج‌ 6، ص‌ 755، چاپ الکمبانی‌ّ

      سلمان نه پیامبر بود نه امام، اگر معنایی که گفتیم توجه نشود، نمی توان این جملات را درک کرد. سلمان هم بشر بود. کوزه ی نفس او بی انتها نیست اما کوزه دلش را در دریای الهی غرق کرده است. سنی و شیعه متفقند که سلمان به مرتبه منا اهل البیت رسید.

      شهرٌ فیه دعیتم الی ضیافة الله، باید به این مهمانی برویم و تا می توانیم از این نعمتها بهره بریم. ما از عبادات در سطح کمی استفاده می کنیم، قرآن و نماز و روزه و حج و... یک جنبه ملکوتی دارند که برای ما که فقط به ظاهر آنها عمل می کنیم قابل درک نیست. باطن آنها و معارف درونی آنها را به آن نمی رسیم. بزرگان تلاش می کردند ما به باطن آن هم برسیم. این نیست که بگوییم خدا حالا که نگذاشتی ما ناهار بخوریم ما هم در سحر و افطار دو برابرش رو می خوریم!  بعضی ها در ماه رمضان مریض می شوند! خدا می خواست یک وعده از غذای ما کم شود نه اینکه جایش عوض شود. 

       

    • هیچ یک از امامان ساکت نبوده‌اند

       

      سخنرانی امام موسی صدر به مناسبت شهادت امام موسی بن جعفر (ع)

       ما از این مناسبت‏ها ـ‌چه میلاد و چه شهادت‌ـ یاری و تبرک می‏ جوییم و با زنده نگه داشتن آنها، آموزه ‏ها و دستورات دینی را می‏ آموزیم تا پشتوانه برای زندگی دشوارمان باشد. در این روزها به تبیین زندگی پیشوایانمان می‏ پردازیم؛ همان کسانی که پیامبر(ص) در مورد آنها فرموده است: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا و إنهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض؛ من دو چیز گران‌بها در میان شما باقی می‏ گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد و این دو از یکدیگر جدا نمی‏ شوند تا در نزد حوض بر من وارد شوند.» بنابراین، آنچه مانع گمراهی و انحراف می‏ شود، تمسک جستن به قرآن و خاندان پیامبر(ص)، یعنی پیشوایان معصوم است. معنای تمسک جستن به آنها، دوست داشتن آنها و احترام گذاشتن به آنها و مقدس شمردن آنها نیست. به این نیست که قرآن را ببوسیم و روی تاقچه بگذاریم و یا امامان را دوست داشته‏ باشیم و یادشان را در قلب و عکس ایشان را در خانه ‏هایمان نصب کنیم.

    • همه ی آنهایی که امام موسی صدر را امام نمی دانند

      - دسته ای از مردم که می گویند امام مقامی است که خدا به اشخاصی که خودش صلاح دانسته عطا کرده و امام فقط 12 تا داریم نه بیشتر. البته این دوستان باید بدانند مقام امامت و رسالت و نبوت مقامهایی است که در علوم فقهی و دینی جای بحث و صحبت فراوان دارد و پیامبرانی بوده اند که به مقام امامت هم رسیده اند1.  لذا فقط 12 امام نداریم. از این گذشته در زبان عربی به علما و روحانیونی که زعامت و رهبری عده ای از مردم را به دست بگیرند امام گفته می شود. حتی به امام مسجد هم لقب امام می دهند. لذا خیلی قضیه را نباید وارد مقولات دینی کرد. مثلا به مرحوم شیخ محمد مهدی شمس الدین که بعد از ربوده شدن امام موسی صدر، مسئولیت موقت مجلس شیعیان را به عهده گرفت، امام شمس الدین گفته می شود.

      - دسته ای هستند که می گویند فقط امام خمینی و امام خامنه ای را امام خطاب می کنیم و کسانی که در راس حکومت اسلامی نباشند امام نخواهند بود. این دوستان باید بدانند امام موسی صدر سالها قبل از آنکه انقلاب ایران به پیروزی برسد، در لبنان و به نمایندگی از مرجع اعلای شیعیان جهان حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمت الله علیه، تلاشهای فراوانی کرد تا شیعیان را از وضع ذلت بارشان نجات داد. او ناخواسته تبدیل شد به رهبر و بزرگ طایفه ی شیعیان لبنان. پس او به معنای واقعی کلمه (در زبان عربی) امام بود.

      - دسته ای به جهت خودرایی و کوته فکری، و پیروی از سیاستهای غلط گروه های سیاسی چپی و فلسطینی، با امام موسی صدر دشمن بودند و او را با انواع تهمت ها و ناسزا ها هدف قرار می دادند. شاید همانها به قذافی نظر منفی درباره امام القا کردند و او هم جنونش بالا زد و امام موسی صدر را دزدید. این دسته افراد مثل جلال الدین فارسی هنوز هم معتقد به سیاستهای سوخته و غلط خود و گروه فتح می باشند و در بهترین و محترمانه ترین حالت، به امام موسی صدر می گویند مرحوم سید موسی صدر!

      - دسته ی دیگر هم صاحبان رسانه های کلیک پسند! آنها که هر خبر زرد و سرخی را با تیتر های عجیب و غریب می زنند تا تعداد بازدید کننده بالا رود و در این راه پایبند هیچ قانون و اخلاق و مسلکی نیستند. همانها که گفتند بیایید امام موسی صدر را بکشیم!2 برای آنها امام موسی صدر چیزی نیست جز چند کلیک بیشتر.


      1- وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَ‌حْمَةً  وَهَـٰذَا کِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَ‌بِیًّا لِّیُنذِرَ‌ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَبُشْرَ‌ىٰ لِلْمُحْسِنِینَ ﴿احقاف١٢﴾ و پیش از قرآن کتاب تورات بر موسی که امام و پیشوای مهربان خلق بود نازل گردید و این کتاب قرآن مصدّق کتب آسمانی پیشین به زبان فصیح عربی نازل شده تا ستمکاران عالم را (از عذاب خدا) بترساند و نیکوکاران را بشارت (به رحمت ایزد) دهد.

      وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَ‌اهِیمَ رَ‌بُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ  قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا  قَالَ وَمِن ذُرِّ‌یَّتِی  قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ﴿١٢٤بقره﴾ و (به یاد آر) هنگامی که خدا ابراهیم را به اموری امتحان فرمود و او همه را به جای آورد، خدا به او گفت: من تو را به پیشوایی خلق برگزینم، ابراهیم عرض کرد: به فرزندان من چه؟ فرمود: (اگر شایسته باشند می‌دهم، زیرا) عهد من به مردم ستمکار نخواهد رسید.

      2- مقاله مذکور این ماجرا را شرح داده است.