۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام خمینی» ثبت شده است

    • برگزاری نمایشگاه عکس عاشورائی در بیروت

      نمایشگاه عکس در بیروتاستفاده از این مطلب صرفا با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است.

      نمایشگاه عکس عاشورایی دیشب در بیروت برگزار شد. نمایشگاه عکس دروب العشق (مسیرهای عشق) با حضور علمای شیعه و سنی و اساتید و هنرمندان لبنانی در سالن فرهنگیسخنرانی رایزن فرهنگی ایران هنری رسالات افتتاح شد. این نمایشگاه که با همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و موسسه دانشجویان مسلمان جهان در بیروت برپا شده است با سخنرانی رایزن محترم جناب آقای دکتر محمد مهدی شریعتمدار و رئیس مرکز فرهنگی هنری رسالات و شهردار منطقه غبیری بیروت آغاز به کار کرد.

    • امام زمان عجل الله فرجه الشریف در لبنان

      تعجب نکنید. بله، امام زمان حتما در لبنان هستند. البته بهتر است بگویم، در لبنان هم هستند. قصدم روایت اتفاقات و معجزات دیده شده در جنگ نیست. می خواهم از وجود امام زمان و احترام فوق العاده به ایشان، در قلب های شیعیان لبنان بگویم.
      در لبنان هم مردم شب نیمه شعبان، خیابانها را آذین بندی کرده و در فانوس های کاغذی سفید، شمع روشن می کنند. بسیار زیباست خیابانها و کوچه هایی که سرتاسر آن با نور این فانوسها نورافشانی می شود. بچه های پیشاهنگی در خیابان شکلات و آبنبات پخش می کنند و در مساجد و حسینیه ها جشن گرفته می شود.
      اما این همه ی ماجرا نیست. اینها ظاهر کار است. علاقه و محبت و احترام به حضرت ولی عصر، آنقدر در شیعیان بالاست که تلاش می کنند شیعه ی منتظر واقعی باشند. به بچه ها از کوچکی احترام به امام زمان را یاد می دهند و هروقت نام آن حضرت برده می شود، به احترام، دست بر سر خود می گذارند. در تصویر زیر بچه های دو ساله مهد کودک را می بینید که برایشان جشن میلاد امام زمان گرفته اند و با خواندن دعای فرج، بچه ها دستشان را روی سرشان نگه می دارند.

      مهدکودک

    • انقلاب اسلامی ایران و تاثیر آن بر لبنان

      انقلاب اسلامی ایرانانقلاب اسلامی ایران حرکت امواج خروشان مردمی بود که از ظلم پادشاهان صبرشان لبریز شده بود و با دندان تیز کردن پادشاهان بی اراده برای نابودی دین و فرهنگ و اخلاق مردم، تحمل مردم تمام شد و همگی دست در دست هم،  به رهبری امام خمینی، مهره ی بی اراده و بی اقتدار استعمار را بیرون کردند.
      با پیروزی انقلاب ایران معادلات منطقه و جهان به هم ریخت. معادلاتی که توسط قدرت های استعماری بر جهان دیکته می شد. نه گفتن به این معادلات باعث شد دشمنی و کینه ی ظالمان، برانگیخته شده و جنگ و تحریم و فشار بر این مملکت تحمیل کنند.
      قبلا مطلبی از یک تاجر لبنانی نوشته بودم که به من گفت اگر انقلاب ایران نبود شاید عرق خور می شدم.
      به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران و برای بررسی نظر لبنانی ها در مورد انقلاب ایران با دو جوان لبنانی صحبت کردم.
      حسن متخصص شبکه و امور رایانه ای است. وی عقیده دارد انقلاب ایران در همه کشورها به سرعت منعکس نشد. خصوصا کشورهای پولدار عربی که مردم هیچ دلنگرانی نداشته و اصلا به سیاست کاری نداشتند. وی که در کودکی در کویت زندگی می کرده است می گوید:

    • معرفی حوزه های لبنان 1- حوزه رسول اکرم

      هرچند از قدیم الایام حوزه های نجف و سپس قم برای تربیت طلاب علوم دینی مشهور بودند و جوانان طالب علم دین، به نجف و قم سفر می کردند اما در لبنان هم مراکز و حوزه های کوچکی وجود داشت. در گذشته های دور که علمای بزرگ شیعه در لبنان حضور داشتند بسیاری از دهکده های جبل عامل علمای بزرگی به جامعه شیعیان تقدیم کردند. پس از سالهای ظلم و جور عثمانی و کشتار شیعیان، بسیاری از علما به کشورهای دیگر پناه بردند. آن زمان حوزه نجف اشرف بسیار معروف و علمی و تاثیرگذار بود. بعد از ظهور صدام و کشتار علمای شیعه و فشار بر حوزه و علما، علما و قدرت علمی حوزه به قم منتقل شد. 

      هرچند حوزه های لبنان در صده اخیر به قدرت علمی و شهرت حوزه های نجف و قم نبوده اما توانسته به سهم خود، طلابی را تربیت کرده و لااقل مدارج اولیه را برای آنها فراهم کند. با ورود امام موسی صدر به لبنان، ایشان علاوه بر تمام خدماتش برای رفع محرومیت مردم، به مسائل حوزه و تربیت علمای دین توجه داشت. لذا نادی الامام الصادق را تاسیس نمود که بعد از چندی تبدیل شد به معهد الدراسات الاسلامیه، یعنی دانشکده علوم اسلامی. پس از تاسیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، در راستای قانون مند کردن اقدامات مختلف در طایفه شیعه، قوانین و دستورالعمل هایی برای حوزه های شیعه تدوین کردند.

      حوزه های زیادی در لبنان وجود دارند. مثلا حوزه سید محمد حسین فضل الله در ضاحیه، حوزه بعلبک، حوزه رسول اکرم برای برادران و حوزه سیدة الزهراء برای خواهران وابسته به جامعة المصطفی، حوزه امام علی، حوزه امام خمینی، و....

      حوزه رسول اکرم در مراحل سطح یک تا پنج (دکترا و اجتهاد) دروسی ارائه می کند. دروس به عربی تدریس می شود و بین سن 18 تا 27 سال دانشجو می پذیرد. اولویت پذیرش برای قاریان و حافظان قرآن، اشخاص دارای قابلیت های شاخص و بالا، نمره بالا در امتحان ورودی، دانستن چند زبان بین المللی، مولفین کتب و فعالیتهای دینی و فرهنگی است.

      برای اطلاعات جزئی تر به سایت این حوزه مراجعه فرمایید.

      پ.ن: اطلاعات بیشتری رو ترجمه نکردم چون کسی که می خواهد وارد این حوزه شود باید زبان عربی را کامل بلد باشد. پس خودش سایت را زیر و رو کند بهتر است.

    • رمضان ماه ضیافت الهی

      صحبت هایی از استادی بزرگ و گمنام پیرامون ماه رمضان

      ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. اما آیا برکات این ماه به همه می رسد؟

      پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در مورد این ماه فرمودند: شهر دعیتم فیه الی ضیافة الله یعنی ماهی است که در آن به ضیافت الهی دعوت شدید. نفرمودند انتم ضیف الله فیه. نکته دقیقی است. وقتی جایی به میهمانی دعوت می شویم ممکن است اصلا در مهمانی شرکت نکنیم. پس کسانی هم هستند که در ماه رمضان برکات این ماه را دریافت نمی کنند. شاید بتوان کفار و بی دینها را در این دسته قرار داد. اما اشخاصی که به میهمانی می روند چند دسته اند: اشخاصی که چیزی نمی خورند، اشخاصی که از بعضی غذاها میل می کنند و اشخاصی که از تمام سفره به اندازه کافی مصرف می کنند. در ضیافت رمضان هم همینطور است. برخی وارد میهمانی می شوند و برکاتی نصیبشان می شود. اینها افرادی هستند که فقط گرسنگی و تشنگی را از سحر تا افطار تحمل می کنند. چشم و گوش آنها روزه نیست، روزه ی آنها را روزه ی عوام می نامند. اما خواص روزه شان معنوی تر است و تمام اعضا و جوارحشان روزه است.  روزه ی خاص الخاص برای افرادی است که فکر و روحشان هم روزه بوده و دل به غیر خدا توجه نمی کند.

      می دانید حوزه های علمیه در ماه رمضان تعطیل می شود تا طلاب و اساتید به تبلیغ بروند. برخی که در حوزه می مانند پیش استادی می روند تا در این مدت از او استفاده کنند. می گویند برخی از طلاب خدمت امام خمینی در قم رفتند و گفتند اگر می شود برای ما در ماه رمضان یک کلاس خصوصی داشته باشید. گفتند کار دارم، نمی توانم. گفتند چه کار دارید؟ فرمودند می خواهم روزه بگیرم. این نشان می دهد روزه فقط گرسنه و تشنه ماندن نیست. باید به دعاها و قرآن توجه کرد و از دنیا دوری گزید. ماه رمضان یک تمرین استقامتی فشرده برای ادامه سال است و نفس را واکسینه می کند. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید "کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظّما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء، حبّذا نوم الاکیاس و افطارهم ؛ بسا روزه ‏داری که بهره ‏ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه ‏داری ندارد و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان!" (نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 145)

      روزی سه نفر غریب به مسجد پیامبر وارد شدند. یک نفر را جناب سلمان مهمان کرد و یک نفر را جناب ابوذر. یکی هم در مسجد تنها ماند. فردا که آمدند یکی گفت سلمان به من فلان غذا را داد. دیگری گفت ابوذر با فلان غذا از من پذیرایی کرد. از نفر سوم پرسیدند تو که مهمان خدا بودی چه شد؟ گفت تا صبح گرسنه بودم. پیامبر چنین مضمونی را فرمودند که این فرد مهمان خدا بود خدا از غذای خودش به او داد. در مثنوی می نویسد پیامبر فرمودند الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین. یعنی گرسنگی غذای خداست که با آن روح و بدن برگزیدگانش را زنده نگاه می دارد. چون در ماه رمضان ما جلوی نفسمان را می گیریم و غذا نمی خوریم روح قوی می شود. خدا چون ثابت است به قسمت ثباتی (ابدی) انسان توجه دارد غذایی می دهد که روح قوی شود. پس خدا کمال روح را در نظر می گیرد نه کمال جسم. در مهمانی های ما انسانها چند نوع غذا هست، سبزیجات و میوه جات، شیر و لبنیات به اشکال مختلف، گوشت و...  ضیافت الهی هم دو نوع غذا دارد: دعاها و قرآن. شنیده اید ماه رمضان ربیع القرآن است. حضرت علامه امینی فرموده بودند شیعه دو گنج دارد که دیگران ندارند: دعاها و زیارتها. دعاها منبع معرفت الله است یعنی در دعا خدا را می شناسیم. زیارت ها منبع معرفت الامام است. یعنی ما انسان کامل را می شناسیم. در ماه رمضان این دو سفره باز است، قرآن و دعا. 

      در سه ماه رجب و شعبان و رمضان دعاها مضامین بلندتر و بالاتری پیدا می کند. نگویید وقت نداریم اینهمه دعا بخوانیم. ما لا یُدرَک کُلّه لا یُترَک کُلّه. یعنی اگر نمی توانید همه ی چیزی را دست پیدا کنید اقلا به قسمتی از آن برسید. هر روز یک قسمت از دعا را بخوانید، یک فراز از دعا را زمزمه کنید. یکی از اساتید بزرگ فرموده بود امام را باید در دعا شناخت. وگرنه شناخت امام از احادیث سخت است. یعنی امام در دعایش دارد با نهایت معرفت و علم و مقامش با خدا حرف می زند و سطح سخن خیلی بالاست. اما در حدیث، عموما مردم عادی را راهنمایی کرده و جواب سوالاتشان را می دهد. پس دعا فراموش نشود.

      دعای شبهای ماه مبارک که از حضرت امام باقر نقل شده و رادیو تلوزیون قبل از اذان پخش می کنند دعای بسیار عظیم الشانی است و علامه طباطبایی به شاگردانشان خیلی توصیه می کردند به خواندن این دعا، اما خیلی از روحانیون ترجمه آنرا کاملا اشتباه بیان می کنند. طوری ترجمه می کنند که گویی همه ی دعا قسم است. یعنی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ را اینگونه معنی می کنند: خدایا از تو درخواست مى‏ کنم به حق زیباترین مرتبه از زیبایى ‏ات، و همه مراتب زیبایى ‏ات زیباست!

      می بینید دعا تمام شد و معلوم نشد چه چیزی را از خدا خواستیم! خب از خدا چه خواستند امام باقر علیه السلام؟ این ترجمه های معمول کاملا غلط است. معنای بسیار زیبای این دعا به این شکل است: خدایا قسم به تمام زیباییهایت که از زیبایی هایت زیباترینش را به من بدهی، خدایا من از تمامِ زیباییِ تو می خواهم،

      خدایا قسم به جمالت از زیباترین جمالت به من بدهی که تمام جمال تو جمیل است، خدایا من از تمام جمال تو می خواهم،

      خدایا قسم به تمام شکوه و بزرگی ات که از باشکوه ترین شکوهت به من بدهی و تمام شکوه تو با شکوه است، خدایا تمام شکوهت را طلب می کنم،

      خدایا قسم به بزرگی ات که از عظیم ترین بزرگی ات به من بدهی،‌ و تمام عظمت تو عظیم است،‌ خدایا من طالب تمام بزرگی تو هستم، ....

      مقصود این دعا این است که همه صفات جمال و جلال خودت را به من هم بده. خب آیا دریای صفات خداوند در کوزه ی دل ما جا می شود؟

      گر بریزی بحر را در کوزه ای        چند گنجد قسمت یک روزه ای

      راهش این است که این کوزه را بیندازیم در دریا. آب کوزه با آب دریا یکی می شود، نه بو می گیرد نه کثیف می شود نه بخار می شود ...

      آب کوزه چون درونِ جو شود     محو گردد در وی و چون او شود

      قطره دریاست اگر بادریاست       ورنه او قطره و دریا دریاست

      یعنی تا ما جدا هستیم، علم و قدرت و سمع و بصر و تمام قدرتهای ما محدود است. اما اگر کسی وصل به خدا شد آنوقت می شود ید الله. اگر این حد و مرز را برداریم و نگوییم علم من و علم خدا، قدرت من و قدرت خدا، کمال من در مقابل کمال خدا، اگر این دوگانگی ریخت، آنوقت درست می شود. آنوقت توحید به دست می آید. این همان است که امام سجاد در دعای ابوحمزه می فرماید:  

      وَ أنَّ الرّاحِلَ إلیکِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکْ ولا حِجابَ بِینَکَ وَ بِینَ خَلقِکَ غِیرِ خَلقِه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکَ إلا أنْ تَحْجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِئَهُ دُونَکْ 

      تو در حجاب نیستی، ما در حجابیم. اگر حجاب برداشته شود می فهمیم علم من چیزی نبود، قدرت من چیزی نبود،

      قطره ی علمی که بخشیدی زپیش      متصل گردان به دریاهای خویش

      یعنی علم خودش را از علم خدا می بیند. چرا پیامبر در توصیف سلمان فرمودند سلمان بحر لاینزف (سلمان دریایی است که خشک نشود) «بحار الانوار» ج‌ 6، ص‌ 755، چاپ الکمبانی‌ّ

      سلمان نه پیامبر بود نه امام، اگر معنایی که گفتیم توجه نشود، نمی توان این جملات را درک کرد. سلمان هم بشر بود. کوزه ی نفس او بی انتها نیست اما کوزه دلش را در دریای الهی غرق کرده است. سنی و شیعه متفقند که سلمان به مرتبه منا اهل البیت رسید.

      شهرٌ فیه دعیتم الی ضیافة الله، باید به این مهمانی برویم و تا می توانیم از این نعمتها بهره بریم. ما از عبادات در سطح کمی استفاده می کنیم، قرآن و نماز و روزه و حج و... یک جنبه ملکوتی دارند که برای ما که فقط به ظاهر آنها عمل می کنیم قابل درک نیست. باطن آنها و معارف درونی آنها را به آن نمی رسیم. بزرگان تلاش می کردند ما به باطن آن هم برسیم. این نیست که بگوییم خدا حالا که نگذاشتی ما ناهار بخوریم ما هم در سحر و افطار دو برابرش رو می خوریم!  بعضی ها در ماه رمضان مریض می شوند! خدا می خواست یک وعده از غذای ما کم شود نه اینکه جایش عوض شود. 

       

    • دل نوشته یک بی جیره و مواجب

      از قدیم گفتن سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه.

      واقعا که وضع همین است. از اولی که برای خودم وبلاگ راه انداختم و از خاطرات و مسائل لبنان نوشتم، بعضی ها فکر می کردند یک آدم علاف که چند هزار دلار از سفارت یا جاهای دیگر حقوق می گیرد، خواسته وارد عرصه جنگ نرم شود! (یا شاید برای این کار کلی هم حقوق می گیرد). اگر مطلبی می گفتم بر ضد تروریستها و یا در تایید نظام سوریه جمله ای می نوشتم، می گفتند شما مزدورها و جیره مواجب بگیرها باید هم تایید کنید! کاش من یک جیره مواجب بگیر جمهوری اسلامی ایران بودم. چون هزاران بار شرف دارد به آدمی که بی جیره و مواجب، دنباله رو دشمن خودش است و مانند بز اخفش هرچه در ماهواره بگویند تایید می کند.

    • ماه امامان

      این هفته سالروز ولادت با سعادت امامان و سرورانی بود که ما شیعیان علاقه زیادی به آنها داریم و و به نوکری آنها افتخار می کنیم. اما امروز 14 خرداد، امامی هم آمد و امامی رفت. بله امام امت، خمینی کبیر که نام شیعه را در سراسر جهان زنده کرد و پایگاه و پشتیبانی برای شیعیان مظلوم جهان (که رنج کشیده ی ظلم های تاریخ هستند) ایجاد نمود. او رفت، ولی امام موسی صدر به دنیا آمد، امام محرومان.

      آنها که در ایران نشسته اند، چه امام خمینی (قدس سره) را دوست داشته باشند و چه قبولش نداشته باشند، چه دیده باشندنش و چه ندیده باشند، مطمئنا هیچگاه قدر او را به اندازه شیعیان خارج از ایران درک نخواهند کرد.

    • انقلاب اسلامی، پشتیبان شیعیان جهان

      سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران که می رسد، خاطره ها و حس و حال گذشته، در خاطرم زنده می شود. رنگ و بوی انقلاب برایم مزه ی خاصی دارد. حال و هوای آنها که راهپیمایی می کردند، شعار می دادند، به کمک همافرها می رفتند، بچه هایی که سنگر و کوکتل مولوتوف می ساختند، نوای سرودهای اول انقلاب در ذهنم مرور می شود، سرودهای ساده، بی ساز و پیانو و حماسی مثل ایران ایران ایران رگبار مسلسلها؛ ای شهیدان راه خدا، ....

      اما

      الان در ایران نیستم. در خیابان که راه می روم، در نگاه اول، هیچ نشانه ای از 22 بهمن به چشم نمی خورد. به خاطر تهدیدات امنیتی هنوز مغازه ها (که قبلا از ساعت 7 و 8 صبح شروع به کار می کردند) باز نکرده اند. به سر کار که می رسم چند دقیقه ای برای اینکه حال و هوای ایران را حس کنم، پخش زنده شبکه های تلویزیون را می بینم.

    • بهانه های یک مخالف امام موسی صدر

      در مقابل افرادی که سخنان خلاف واقع می گویند همیشه دو راه وجود دارد: یکی اینکه طرف را با انواع سخنان با خاک یکسان کنی و ریشه اش را بزنی، (کاری که عموما رسانه های ما می کنند و ما هم همین روش را از محیط پیرامون خودمان به ارث برده ایم)

      راه دوم این است که خیلی منطقی، مودب، مستدل، آرام و پدرانه با طرف برخورد کنیم. این راه را فقط امثال امام موسی صدر بلدند که سعه صدر قلبی بزرگ دارند. بسیاری از اوقات بزرگی و عظمتش مانع می شد حتی بخواهد به یاوه گویان جواب بدهد؛ یاوه های آنها را نادیده می گرفت. مثلا جلال را.

      جلال فارسی شخصی است که سابقه مبارزاتی داشته و از آدمهای مطرح اول انقلاب بود. اما اخلاق و رفتار تند وی او را با همه در انداخت و جلوی عاقبت به خیر شدن او را گرفت. خصوصا وقتی یک روستایی بیگناه را کشت.

      دوشنبه 14 بهمن مصاحبه ای با او منتشر شد که باز هم به تکرار اتهامات قدیمی اش به امام موسی صدر پرداخته بود و البته روزنامه، پیش از متن مصاحبه نوشته بود نظرات ایشان به خودش مربوط است و نظر روزنامه نیست. (لینک)

      شاید جوانترها خصوصا آنهایی که مثل من وقت انقلاب نبوده اند سخنان خلاف واقع یک مهره ی خودسوخته را باور کنند اما اگر کسی کمی مطالعه داشته باشد و وجدان خود را قاضی کند، قطعا فریب توهمات یک پیرمرد قاتل را نخواهد خورد.

    • اتهامی قدیمی به امام موسی صدر

      نمیدانم شما خود جلال الدین فارسی هستید یا صرفا یک جوان تندرو که هر سخن و تهمتی را می شنود و باور می کند و تکرار می کند! هر چه هست خوش آمدید. (این مطلب مخاطب خاص دارد. این پست در جواب خواننده ای نوشته شد که در ذیل مطلب «تندروها زودتر به ته خط می رسند» اتهاماتی را به بنده و امام موسی صدر و دیگران وارد کرده بود.)
      خدمت شما عرض کنم نویسنده مطلب خود بنده هستم و دوستان نزدیک و خوانندگان عزیز می دانند آنقدر عقل و منطق دارم که سلطنت طلب نباشم. اما اینکه شما طرفداران امام موسی صدر، آن بزرگمرد اخلاق و محبوب انسانها، مجتهد جامع الشرایط و فقیه نو اندیش، رهبر معنوی و ناجی شیعیان لبنان را در چند نفر مثل قطب زاده خلاصه می کنید مشکل کوته بینی و کم عمقی اطلاعات شما است اگر ناشی از دشمنی و تعصب کور نباشد!