۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایست بازرسی» ثبت شده است

    • سلسله جنبان سلسله انفجارهای جدید در لبنان کیست؟

      انفجار در قاع

      آنقدر انفجار در لبنان شده که دیگر برایمان عادی شده. مدتی است دستگاه های امنیتی هشدار می دهند که اطلاعاتی مبنی بر بمبگذاری چند دستگاه آمبولانس به دستشان رسیده و برای همین، بیمارستانها، آمبولانسهای غیر خودشان را بررسی می کنند. همینطور حزب الله بعد از ماجرای انفجار روبروی بانک در بیروت، پس از ایست بازرسی های ارتش و پلیس، چند نفر ناظر گذاشته است و داخل ضاحیه هم گشتهای موتوری با ژاکت حزب الله، گشت زنی می کنند. در هفته گذشته حزب الله توانسته بود دو کمربند انتحاری کشف کند.

    • سفر به قلب مقاومت - روز دوم + تصویر

      قسمت دوم سفرنامه آقای محمدی نائینی، روز پر خاطره ای را بازگو می کند. هرچند زمان سفر ایشان، در اوج مشکلات امنیتی و خطرات بوده و حساسیت نیروهای امنیتی، باعث ایجاد زحمت برای ایشان شده است اما باید بدانید پنج سال قبل هیچ خبری از ایست بازرسی و گیر دادن نبود.

       

      روز دوم

      صبح را با نام خدا و صبحونه سفارش شده ی همسرم شروع کردم.  نون خشک، پسته و کشمش. توی تراس داشتم صبحونه میخوردم  که صدای آهنگ های حماسی حزب الله از خیابان مجاور رو شنیدم.
      رفتم لب تراس دیدم تا چشم کار میکنه نوجوان های 10ساله تا 16 ساله با تی شرت های ورزشی متحد الشکل توی خیابون مسابقه ی دو داشتند. شب خبرش رو المنار پخش کرد. گفت یه مسابقه دو 15000 نفری بود. باخودم گفتم امروز را به بازدید از بیروت اختصاص میدم. از محل اقامتم به مقصد موزه ی ملی لبنان زدم بیرون. این دومین روز سفر من به لبنانه و اولین باریه که تنها وارد زندگی اجتماعی لبنانی ها میشم. درفکرم به شکل ساده لوحانه ای این تصور صورت گرفته بود که اولا چون ایرانی هستم و توی ضاحیه جنوبی و ضاحیه ای ها که همه طرفدار حزب الله هستن، پس از همه شون باید انتظار احترام و برخورد شایسته ای داشته باشم. ثانیاً من از کشوری میومدم که امنیت اجتماعی توی شهرهاش نهادینه شده و مخصوصا به خاطر کثرت معاشرت با گردشگران خارجی، این نکته نه چندان هویدا بارها ازشون شنیده بودم که در طی سفرشون یک بار هم پلیس از اونها درخواست بررسی پاس و ویزا نکرده. شاید همین انتظار را درلااقل بیروت داشتم. دقایقی نگذشت که تمام این تصورات یا بهتر بگم مهملات در رابطه با وضعیت لبنان فروریخت. اومدم تو خیابونی که مسابقه دو برگزار میشد. بعضی والدین با بچه هاشون آمده بودند منم فکر کردم ورود بشون مانعی نداره و زدم به صف بچه ها.

      مراسم دوی همگانی در ضاحیه

      صد متر نرفته بودم، سر اولین چهار راه، که متوجه نگاه سنگین ارتشی های مسلح شدم. از جمع دونده ها زدم بیرون ده قدم نرفته بودم که یه نفر با لباس نظامی یکدست سیاه، شبیه به یگان ویژه ی ناجا دوید اومد سمتم. شروع کرد عربی حرف بزنه که حالیش کردم عربی خیلی کم میدونم. گفت اینگلیسی بلدی؟

    • مزدورهای اسراییل در لبنان

      وقتی سریال الغالبون رو برای اولین بار دیدم به کسی که کنارم نشسته بود گفتم ای بابا! اینا هم از ما ایرانیا یاد گرفتن! زنهاشون با روسری میخابن! برگشت و گفت: خب با روسری می خوابیدند دیگه!!!

      چون یکهو نصف شب مزدورای اسراییل یا خودشون در رو می شکستند و می آمدند داخل. برای همین خیلی از زنها حتی در منزل خودشون همیشه با حجاب، و لباسِ پوشیده بودند.

      متن زیر را با وجود تمام گرفتاری ها و وقت نداشتن، برای این نوشتم تا بدانیم در لبنان چه وضعی بوده و اندکی با درد و رنج مردم جنوب لبنان آشنا شوید و بدانید امنیت و آسایش و سربلندی امروز شیعیان مدیون مجاهدت ها و زحمات کیست.

      سال 1985 بود. مزدوران (عملاء) اسراییل در جنوب لبنان هر کار که می خواستند می کردند. عموما جوانانی جذب جاسوسی و مزدوری برای اسراییل می شدند که خیلی فقیر و بی پول و بی شخصیت بودند و نمی توانستند از راه های معمولی به درآمد و زندگی ای برسند. وقتی می شدند عمیل اسراییل (مزدور) و سلاح دستشان می گرفتند، علنا دزدی می کردند و به مردم زور می گفتند و دخترانی را که خوششان می آمد به زور می بردند که همسرشان شوند. یکی از این مزدوران که خیلی قدرت داشت حسین عبدالنبی بود اما به سبب جنایاتش مردم به او حسین عدو النبی می گفتند (حسین دشمن پیامبر). بارها گروه های کوچک مقاومت تلاش کرده بودند او را بکشند اما هر بار خودشان کشته می شدند. او همسر اولش را آتش زده بود و زن دیگری را گرفته بود. دخترک وقتی از او می پرسیدند مگر نمی دانستی که او مزدور دشمن است؟ جواب می داد: خب او را دوست داشتم! البته او هم بعدها در به در شد.

      راوی این خاطرات، ام علی است. وی فرزند سید بزرگواری از خاندان امین بود؛ همان خاندان سید محسن امین، دانشمند مشهور و مرجع بزرگ شیعه. در آن سالها قبل از اینکه ازدواج کند، در خانه پدری اش در شقرا زندگی می کرد. پدرش سید و روحانی بزرگی بود و در دهکده آبرو و اعتبار زیادی داشتند.

      ام علی که دختر کوچک خانه بود اینگونه تعریف می کند:

    • کجا می روی؟

      یادم میاد بعد از ماه رمضان سال قبل بود، یعنی حدود ۱۰ ماه پیش که تازه دو سه تا انفجار تو ضاحیه شده بود و حزب الله ورودی های ضاحیه رو به دقت می گشت. سعی می کردند از هر کسی به بهانه اینکه بچه ی کجایی؟ کجا می خوهی بروی؟ حرف بکشند تا از لهجه اش معلوم شود لبنانی است یا سوریه ای و فلسطینی یا خارجی. آدم اگه وارد باشه حتی لهجه مناطق مختلف لبنان رو میتونه تشخیص بده.ایست بازرسی خلاصه، با مادرم و همسرم و بچه ها تو ماشین بودیم. یک حزب اللهی سوال می پرسید که قیافه اش خیلی هم بسیجی بود! گفت: لوین واصل؟ من نفهمیدم منظورش چیه. عبارت لوین واصل رو تا اون موقع نشنیده بودم. گفتم نعم؟ (چی)
      گفت کجایی هستی؟ گفتم ایرانی.
      باورش نشد و مشکوک تر شد! هم مدارک رو گرفت نگاه کرد هم صندوق رو باز کرد و خوب گشت. تمام شیشه های ماشین رو هم تا ته گفت بکشم پایین (برای چک کردن اینکه بمب در بدنه جاسازی نشده باشد). رد که شدیم خانمم چپ چپ نگاه کرد و گفت وا!‌نفهمیدی چی میپرسه؟
      گفتم نه! پرسید به کجا رسیدی. منم خواستم بگم من لیسانس گرفتم، دارم فوق لیسانس میخونم، زن دارم، بچه دارم، کار دارم، زندگی دارم، اما تو چی؟! وایسادی تو ایست بازرسی به کجا رسیدی!

      اون شب کلی بابت این سوتی من و جوابی که به شوخی به نظرم رسید خندیدیم. از اون به بعد فهمیدم لوین واصل یعنی کجا می خواهی بروی.

    • تاثیر منفی جنگ سوریه بر اقتصاد لبنان و زندگی مردم

      دوستی برای کار اقتصادی به لبنان آمده بود. تجربه این چند روز نشان داد برای کار اقتصادی در لبنان باید صبر ایوب، سرمایه قارون و عمر نوح داشته باشید. از یک طرف مافیاهای تجار ایرانی و از طرف دیگر تجاری که به صورت جزئی و تک و توک بازار تجار مقیم را با قیمتهای غیر واقعی هم می ریزند مانع رسیدن شما به نتیجه هستند. رکود اقتصادی در لبناناز همه مهم تر اینکه وضعیت اقتصادی کنونی در لبنان بسیار راکد است. هم به جهت تحریم اعراب مخالف سوریه و حزب الله، هم به جهت نا امنی.  به خبر زیر که خودم ترجمه کردم توجه کنید:


      سامانه خبری النشره لبنان: واشنگتن پست به نقل از صاحب یکی از مصالح فروشی های بیروت نوشت که فروش مصالح بالا رفته اما نه برای ساخت ساختمانهای جدید، بلکه برای کیسه شن! بسیاری از مردم از ترس ماشینهای بمبگذاری شده، کیسه شن تهیه می کنند.

      سنگر بندی در ضاحیهاین روزنامه چنین عنوان می کند که کیسه های شن جلوی پیاده رو ها و رستوران ها و مغازه های حارة حریک نشان دهنده بهایی است که حامیان حزب الله برای پشتیبانی حزب الله از نظام سوریه می پردازند.

      این روزنامه اشاره می کند که ضاحیه بعد از جنگ در سوریه به هدف تروریستها تبدیل شد و گروه های مسلح القاعده مثل جبهة النصرة و کتائب عبدالله عزام و داعش با هفت بمبگذاری از ماه نوامبر سال پیش تا کنون، خواستار خروج حزب الله از جنگ سوریه شده اند.

    • وقتی مردم ضاحیه از خشم منفجر می شوند ...

      انفجار در لبنان دیگر عادی شده! از هر محله ای که بگذری یک بار انفجار در آن رخ داده و در و دیوار آن برایت حکایت ها دارد. دیگر دل و دماغ نوشتن هم ندارم. وقتی وسط فیلمبرداری هستی و یکهو خبر می دهند انفجار رخ داده اولین کاری که می توانی بکنی این است که بدون توقف کار، بفهمی کجا رخ داده و از خانواده ات کسی آنجا بوده یا نه. یک هیجان و دل پیچه ی خفیف در جانت می پیچد و حس قوی انتقام و عصبانیت را در درونت می پروری.

    • هلاکت تروریست عامل انفجارهای ضاحیه

      پرس تی وی: عمر الاطرش و دو نفر از همراهان وی به نام‌های «زیاد الاطرش» و «سامر الحجیری» روز جمعه (۱۹ مهر) پس از اصابت یک موشک به خودروی حامل آن‌ها در منطقه «النحمت» در مرز سوریه و لبنان کشته شد.
      الاطرش به دخالت در انفجارهای خودروی بمب گذاری شده در « بئرالعبد» و « روییس» در جنوب بیروت در اگوست متهم بود.
      دستکم ۲۲ نفر در این انفجارهای مرگبار کشته و ۳۲۵ تن دیگر زخمی شدند.
      الاطرش همچنین به دخالت در طراحی دو حمله موشکی در منطقه ضاحیه لبنان در ماه می که چهار زخمی به جا گذاشت، متهم بود.
      فایز غصن، وزیر دفاع لبنان در ماه جولای اعلام کرد الاطرش در حمله به یک ایست بازرسی ارتش در منطقه «عرسال» که در آن سه سرباز کشته شدند، دخالت داشت. ..

    • شرح واقعه بعلبک به همراه آشنایی با مناطق لبنان

      شنبه گذشته در بعلبک درگیری هایی رخ داد که پنج کشته و ده زخمی برجای گذاشت. علت آن تیراندازی گروهی از سنی های بعلبک به ایست بازرسی حزب الله بود که دو جوان حزب الله در جا به شهادت رسیدند. اما قبل از شرح ماجرا بهتر است آشنایی کلی از این منطقه و لبنان به طور کل داشته باشیم.

    • چرا حزب الله امنیت ضاحیه را به نیروهای امنیتی لبنان واگذار کرد؟

      پس از انفجار در ضاحیه در محله ی رویس، نزدیک مجتمع سیدالشهدا، حزب الله برای تامین امنیت، خودش آستین بالا زد.
      عصر جمعه 25 مرداد در تقاطع پر رفت و آمد رویس و مجتمع سیدالشهدا انفجاری رخ داد که اقلا 24 نفر شهید و بیش از 300 نفر دیگر زخمی شدند. مجتمع سید الشهدا سالن بزرگی است که حزب الله مراسم های مختلف و نمایشگاه های گوناگون در آن برگزار می کند. سالنی که بارها سید حسن نصرالله و دیگر مسئولین حزب الله را در خود جای داده است.

    • نزدیک شدن زمان آغاز مدارس در لبنان در سایه تهدیدات امنیتی

      باز آمد بوی ماه مدرسه...
      یادش به خیر، کوچیک که بودیم دلهره و اشتیاق شروع مدرسه یه حس غریبی داشت. الان که نزدیک آغاز مدرسه ها هستیم، پلیس و راهنمایی رانندگی و خیلی دستگاه های دیگه برنامه ریزی کردن تا بچه ها در امنیت و آرامش برن مدرسه.