۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بعلبک» ثبت شده است

    • اسارت حسن نصرالله در جنگ تموز

      ربودن حسن نصرالله توسط ارتش صهیونیستی

      ترجمه و تالیف: محمود علوی
      استفاده و بازنشر تنها با ذکر منبع اصلی مجاز است.

      به گزارش پایگاه خاطرات و نظرات یک ایرانی ساکن لبنان، امروز سالروز شروع جنگ 33 روزه در سال 2006 است. رژیم صهیونیستی که خود را آماده جنگی تمام عیار برای نابودی حزب الله می کرد، با عملیات پیشدستانه حزب الله، مجبور شد سه ماه زودتر و بدون آمادگی وارد جنگ شود. حزب الله با هدف قرار دادن یک جیپ نظامی، دو سرباز را ربود تا برای مبادله با اسرا استفاده کند. پیش تر، در مبادله قبلی، رژیم صهیونیستی برخلاف معاهده و توافق، دو اسیر از جمله سمیر قنطار را آزاد نکرد. با ربوده شدن دو سرباز دشمن، صهیونیستها دیوانه وار به لبنان حمله کردند. در خلال جنگ 33 روزه، کماندوهای ویژه صهیونیستهای اشغالگر، در بعلبک از نقاط شمالی لبنان و به دور از مناطق درگیری مرزی، عملیات هلی برن انجام دادند. هدف این عملیات مشخص نشد. آنچه در اخبار رسانه ها و همچنین در گزارشهای آتی رژیم صهیونیستی آمد، اشاره به این دارد که هدف آنها ربودن سید حسن نصرالله یا شیخ محمد یزبک از بیمارستانی در بعلبک است که زیر نظر ایران فعالیت دارد. پس از ناکامی صهیونیستها، و مواجه شدن آنها با بیمارستان خالی و دلایلی که نشان می داد بیمارستان به تازگی تخلیه شده و حزب الله از این عملیات مطلع بوده است، به سمت محله ای در بعلبک رفته و شخصی با نام سید حسن نصرالله را ربودند.

    • سفرنامه بعلبک

      از پنج سالی که لبنان هستم، فقط یک بار همراه استاد عزیزی به بعلبک رفتم. یکبار هم هفته گذشته به دیدن یکی از دوستان ایرانی رفتم. قرار شد یکشنبه را به بعلبک برویم. شب را در اقلیم التفاح گذراندیم. صبح زود هوای خنک و مطبوع دهکده انسان را سر حال می آورد. ابرها از نوک قله چون رودی سفید به پایین جاری شده و صحنه زیبایی پدید آورده بود. صبحانه خوردیم و از میان دهکده های جنوب، به طرف بعلبک به راه افتادیم.

    • سفر به قلب مقاومت - روز چهارم، روز پایانی+ تصویر

      قسمت چهارم و پایانی سفرنامه جناب آقای محمدی نایینی. کیفیت تصاویر این سفرنامه توسط بنده عوض نشده و حجمی در حدود 6.61 مگابایت دارند. اگر از اینترنت موبایل استفاده می کنید، می توانید بعدا به مطالعه این مطلب بپردازید

      امروز را به بعلبک برای زیارت سیده  خوله اختصاص دادم. بعلبک برخلاف حدیقه الایرانیه و ملیتا، ون خطی مستقیم داره. لذا با سید صحبت کردم که خودم برم سید هم انگار خیلی سرش شلوغ بود، روزه هم بود با کمال میل قبول کرد. پرس و جو کردم جایی به نام مُشرّفیه تاکسی ون های بعلبک اونجا جمع بودند. سوار شدم و صندلی جلو نشستم.

      20 کیلومتر اول از نظر زیبایی محشر بود. باید از غرب جبال لبنان به شرق بریم. یه ارتشی هم مسافر ون بود که باعث شد محض احتیاط عکس نگیرم و جلب توجه نکنم. جاده فوق العاده شلوغ و همه ش هم سربالایی بود.
      بعد از حدود 2 ساعت مسیر 83 کیلومتری بیروت بعلبک پیموده شده. توی راه چندتایی ایست بازرسی  بود ولی هیچ کدوم برای بازرسی نگهمون نداشتند. روبروی حرم سید خوله پیاده شدم.

    • سفر به قلب مقاومت - روز سوم+ تصویر

      کیفیت تصاویر این سفرنامه توسط بنده عوض نشده و حجمی در حدود 4.5 مگابایت دارند. اگر از اینترنت موبایل استفاده می کنید، می توانید بعدا به مطالعه این مطلب بپردازید.

      روز سوم

      صبح سید آمد دنبالم. روز اول در مورد قصدم از سفر یک روزه به سوریه در صورت امکان به قصد زیارت حرم حضرت زینب و حضرت رقیه علیهما سلام گفته بودم. سید منا برد به یکی از شرکت های زیارتی در ضاحیه. یه همچین توری موجود بود اما فقط  برای زیارت حرم حضرت زینب علیها سلام زائر می بردند به قیمت 30$ یا بیشتر دقیقاً خاطرم نیست. خواستم هزینه شا که گفتن تا فردا باید تعداد نفرات به حد نصاب برسه. سید هم گفت باید بیشتر در مورد شرایط سفر یک ایرانی (که به هیچ سازمانی وصل نیست) از خاک لبنان به سوریه پرس و جو کنه. بعدش منا برد به جایی که اصلا قرار نبود بریم اونجا. برام جالب بود تقریبا هر جایی میرفتیم نه تابلویی نه نشونی فکر میکنم بعد از جنگ تموز که اسرائیل تمام ساختمان های حزب الله را در ضاحیه نابود کرد تصمیم گرفتند ساختموناشون بی نام و نشان باشه. [توضیح: در لبنان عموم خیابانها اسم ندارند. برخی مناطق توریستی خیابانهای اصلی اسم دارند.] به هر حال رفتیم جایی که کارمنداش همه شبیه به مثلا بنیاد شهدا بودند. ریش آنکارد کرده و پیراهن روی شلوار. رفتیم توی دفتر رئیس. سید یک پاکت از جیبش در آورد و رو به من گفت: رد الأمانات إلى أهلها. پاکت پولی بود که از ایران برای کمک به مقاومت برده بودم و به سید داده بودم تا بدست اهلش برسونه. سید هم خواست بنده شاهد رسیدنش به دست اهلش باشم که البته هیچ الزامی نداشت. ولی شانس ملاقات آدمهای نازنینی را پیدا کردم. از رئیس اون موسسه که کارشون جمع کردن کمک های مردمی و متعاقبا حمایت مالی از مقاومت بود، در خواست کردم که حالا که اومدم تا اینجا و شما هم دفتردستک دارید لطفاً به ازای نفراتی که بهم پول دادن قبض صادر کنید و ایشون قبول کرد. و رسیدها را به اضافه ی یک دستخط چاپ شده ی سید حسن نصر الله با مضمون تشکر به خاطر کمک به مقاومت به من داد.

      تشکر سید حسن نصرالله

       

       

    • هجوم شبانه داعش به لبنان

      دفاع مقدسدر چند سالی که از حضور حزب الله در جنگ سوریه می گذرد، رویه حزب الله عموما دفاع از اماکن متبرکه و گاه شرکت به عنوان نیروهای خط شکن در قالب ارتش سوریه بوده است. حزب الله و خصوصا روحانیون بلندپایه آن، تلاش داشتند تا جاییکه می شود کمترین درگیری و کشتار پیش بیاید تا هم مسلمان نماهای فریب خورده کمتر کشته شوند و هم به نیروهای حزب الله کمتر صدمه وارد آید. اما جنایت ها و بی دینی های جماعت های خارجی تکفیری کار را به آنجا رساند که تصمیم گرفته شد تا تمرکز روی اجرای عملیات و رسیدن به هدف عملیات و پاکسازی مناطق باشد. در این راستا عملیاتهای بزرگی مثل قلمون با مشارکت ارتش سوریه به اجرا درآمد. (البته باید گفت اجرای عملیات در واقع به عهده حزب الله است و پس از آن ارتش سوریه در مناطق عملیاتی جاگیر می شود. یعنی حالت سیاهی لشکر، آنهم پس از پایان درگیری!)

    • راهزنی در لبنان

      تویوتا آوانزاراننده تاکسی بود. به قیافه اش می خورد حدود 50 سالش باشد. قبلا قصاب بوده اما الان رانندگی می کند. یک ماشین تویوتای آوانزا داشت. ماشین خوبی است، هفت نفر مسافر می تواند حمل کند.

      می گفت:

       اوایلی که ماشین را خریده بودم، خانمی با دو بچه ایستاده بود. از من خواست او را به یکی از دهات بعلبک ببرم و برگردانم.

      گفتم: چقدر حاضری کرایه بدهی؟ گفت من هشتاد دلار دارم. گفتم قبول. خدا بده برکت.

      رفتیم. شب بود که به ده رسیدیم. برق هم نبود. جلوی خانه ای ایستادیم. گفت من نیم ساعت با مادرم بنشینم و وسایل بردارم و برگردم. داخل ساختمانی شد.

    • شرح واقعه بعلبک به همراه آشنایی با مناطق لبنان

      شنبه گذشته در بعلبک درگیری هایی رخ داد که پنج کشته و ده زخمی برجای گذاشت. علت آن تیراندازی گروهی از سنی های بعلبک به ایست بازرسی حزب الله بود که دو جوان حزب الله در جا به شهادت رسیدند. اما قبل از شرح ماجرا بهتر است آشنایی کلی از این منطقه و لبنان به طور کل داشته باشیم.

    • هسته های اولیه حزب الله از کجا سلاح تهیه کردند

      وقتی نوجوان بودیم در مدرسه ی امام موسی صدر در صور درس می خواندیم و در فعالیت ها و کلاسهای حرکت امل شرکت می کردیم. جلسات مذهبی و کلاسهای آموزشی در حرکت امل جوانها و نوجوانهای زیادی رو دور هم جمع می کرد. بعد از ربوده شدن امام موسی صدر و گذشت چند سال، ما دیگر بزرگ شده بودیم. برخی جوانهایی که خیلی توجهات مذهبی داشتند از همکاری با امل کناره گیری کردند چرا که رییس آن را صاحب ولایت شرعی نمی دانستند. ما هم دیگر عضو رسمی امل نماندیم.

    • رای گیری در لبنان

      ایرانیان ساکن لبنان بالای 5000 نفر هستند که از آنها حدود 2500 نفر واجد شرایط رای هستند. در بیروت در محل سفارت ایران و در بعلبک در شمال و نبطیه در جنوب صندوق رای برای انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری وجود داشت.

      به سفارت رفتم. هیچ تمدید امنیتی خاصی دیده نمی شد. همان گیت و ایکس ری همیشگی. موبایل و کلید را باید تحویل می دادید. همین.

      شناسنامه را که تحویل دادم. حاج آقایی که ریاست حوزه رسول اعظم را بر عهده دارد نگاهی به شناسنامه می انداخت و خوش آمد می گفت. بعد چند نفر از معلمین مدرسه ی ایرانی که مسئول رای گیری بودند اطلاعات را سریع روی برگه می نوشتند و برگه رای می دادند.