۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تربیت» ثبت شده است

    • ازدواج ساده و معنوی خمینی

      عروسی اش خیلی ساده برگزار شد. انگار نه انگار آنها در آمریکا بزرگ شده و درس خوانده اند و ثروت و مال و منال کافی برای یک عروسی مفصل دارند.
      پدر داماد، اهل جنوب لبنان است. دهکده آنها در نزدیکی صور، یکی از دهکده های مقاوم و مقاوم پرور جنوب است. سید از جوانی به آمریکا رفته و مشغول کار شده بود. بعد از پیروزی انقلاب ایران، اسم بچه هایش را به نام بزرگان انقلاب ما گذاشت.
      سید بچه هایش را به ایران فرستاد تا در سایه حکومت اسلامی، تربیت اسلامی پیدا کنند. همه آنها بیش از هرکسی که در ایران بشناسید مومن و خوش اخلاق، آرام و خوش خلق و متین و مهربان هستند. بسیار به عبادات و ادعیه اهمیت می دهند و فرق ندارد کجا باشند، آمریکا و ایران و لبنان، در همه جا با شکل و ظاهر و اخلاق و رفتار اسلامی ثابتی حضور دارند.
      عروسی بسیار ساده ی آقا داماد، در دهکده همسرش برگزار شد. در حیاط خانه ای روستایی، صندلی پلاستیکی گذاشته بودند و میزهای پلاستیکی کوچکی برای پذیرایی. از آنجا که پیش بینی شده بود باران می آید، حیاط را با پارچه ای پوشانده بودند که شکل عجیبی داشت. بعدا فهمیدم چتر نجات اسراییلی بوده است!
      خانمها در یک منزل و مردها هم در یک منزل بودند. چون یکی از نزدیکان فامیل در سوریه به شهادت رسیده بود، جشن با شادی زیادی همراه نبود و فقط دعا و قرآن و مداحی آنرا زینت بخشیده بود. سپس شیرینی تعارف کردند و بعد از آن ناهار دادند. روی میزهایی داخل اتاق میهمان خانه، چند نوع پیش غذای لبنانی بود: متبل، معجنات، سالاد، کبة، دلمه، و غذای اصلی هم نوعی گوشت و پلو به نام کبسه بود. به همین سادگی.
      ماه عسلشان را هم برای دو هفته به ایران آمدند.

      کاش جوانهای ایرانی هم ازدواج آسان را در پیش می گرفتند و اینقدر خودشان و خانواده شان را زجر نمی دادند.

    • أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم

      خیلی وقتها آنها که داعیه یا دغدغه ی فرهنگی دارند یک چیز را یادشان می رود. و آن هم این مطلب است که باید خودشان ره یافته باشند تا راهنما شوند. مطلبی در وبلاگی دیدم که تلنگری است برای همه خصوصا خودم، که اگر به دیگران چیزی امر می کنیم، اول از همه خودمان به آن عامل باشیم. نمی توان از مردم صداقت خواست و با آنها صادق نبود، نمی توان یارانه گرفت و از مردم خواست انصراف دهند، نمی توان خانواده ی آدم حجاب درست و حسابی نداشته باشند و در خیابان به زن و بچه مردم گیر داد.

      به قول معروف رطب خورده کی منع خرما کند.

      با هم مطلب زیر را که عینا از وبلاگ دغدغه هایی درباره تربیت و تعلیم نقل شده مطالعه می کنیم:

      واقعاً خیلی از کارهایی که ما انجام می دهیم را اگر متربیان و شاگردان و بچه هایمان انجام دهند، مدت ها از خواب و خوراک می افتیم که چرا منِ مربی نتوانستم فلانی را طوری تربیت کنم که فلان خطا را نکند!! دقایقی فکر کنیم... این طور نیست؟

      اصلاً ما باید که را تربیت کنیم؟

      مولا علیه السلام فرمود:

      مولا علی«مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسّ إماماً فَلیَبدَأ بتَعلیمِ نَفسِهِ قبلَ تأدیبِ غَیرِهِ و لْیَکُن تَأدِیبُهُ بسیرتهِ قبلَ تأدِیبِهِ بلسَانِهِ و مُعَلِّمُ نَفسِهِ و مُؤَدِّبُهَا أحَقُّ بالإجلَالِ مِن معلم النَّاسِ و مُؤَدِّبِهِم.»

      کسی که خود را پیشوای مردم قرار می دهد، باید قبل از آن که به تأدیب دیگران اقدام کند، آموزش خود را آغاز نماید

      و تربیت او با رفتارش باید بر تربیت با گفتارش مقدَّم باشد

      و کسی که آموزگار و ادب کننده ی خود باشد، بیش از آموزگار و ادب کننده ی مردم سزاوار ستایش است.

      نهج البلاغه، حکمت 73

    • مارمولک با ما چه کار کرد؟

      چند روز پیش فیلم مارمولک را با زیر نویس عربی روی یک دی وی دی پیدا کردم. از کمبود فیلم نشستم به تماشا. سالها پیش آنرا دیده بودم ولی به جز موضوعش و کلیت داستان، چیز دیگری یادم نمانده بود.

      فیلم مارمولک باعث شد باز دست به کیبورد ببرم و چند نکته ای بنویسم (البته قول می دهم طولانی نباشد).

    • شیعیان لبنان

      دوستی سوالاتی مطرح کردند که دیدم جالب است و جواب آنها می تواند برای بقیه دوستان هم جالب باشد

      چه آداب و رسومی در بین شیعیان لبنان وجود داره که آنها اینقدر معتقد و قوی به نظر میرسند ، مثلا میخواهم بدونم در زندگی روزمره چه مسائل و نکاتی را رعایت میکنند ، همچنین در تربیت فرزند ،یا در مراسم مذهبی، یا خیلی مسائل دیگه ، چه چیزهایی در زندگی دغدغشون هست؟ سیدحسن نصرالله و خانواده اش هم در بین مردم زندگی می کنند ؟ مراوداتشون با مردم(مردم شیعه و طرفدار حزب الله) در چه حدیه؟شیعیان لبنان (حزب الله) معمولا چه برنامه هایی دارند برای پیشرفت های اعتقادی و مذهبی خودشون یا خانواده ها یا فرزندانشون؟

    • زیر پوست تربیت

      زیر پوست تربیت. برگرفته از سایت تبیان
      بودجه‌های کلانی برای این مهم صرف شده و می شود. نیروی انسانی گسترده ای جهت اجرای فرایند تربیت به کار گرفته می شود. معلمین بسیاری که شاید بیشترین حجم کارمندان دولت باشند در این امر حیاتی فعالیت می نمایند. اما با تمام تدارکی که همه و همه برای مقوله ی مقدس تعلیم و تربیت عهده دار می باشند، شاهد چالشهای جدی و مشکلات بسیاری در زمینه تربیت هستیم.
      بودجه فراوانی صرف تربیت می کنیم اما خیلی وقتها کمترین نتیجه را می گیرم. فرزندمان را در مدارس غیرانتفاعی و یا در مدارس به اصطلاح مذهبی ثبت نام می کنیم تا در آنها نمودها و نمادهای تربیت صحیح را ببینیم اما ... !!!
      حقیقتاً علت این ناکامی ها چیست و دلایل آن را در کجا باید جستجو کرد؟! به نظر می رسد مسأله تربیت صرفاً در گرو امکانات و بودجه مناسب نیست. اینگونه نیست که یک نظام مرفّه اقتصادی لزوماً کارکرد تربیتی صحیحی هم داشته باشد و خروجی های آن با تمام چارچوبهای قابل قبول تربیتی هماهنگ باشد. آنچه بیش از هر چیزی بر تربیت و پرورش ماندگار سایه می افکند مسأله ای فراتر از امکانات و رفاهیات است. و آن خودساختگی و سلامت مربی و معلم است.
      اگر انتظار داریم متربیانمان به شکل صحیح و ریشه ای رشد نمایند، باید خودمان به عنوان مربیان و معلمان آنها درست رفتار کنیم و از هر آنچه در فرایند تربیت اخلال ایجاد می کند پرهیز نماییم. تربیت موفق و کارآمد لزوماً تربیت کلامی، مستقیم و علنی نیست. تربیت پایدار و ماندگار تربیتی خاموش، آرام و تدریجی است که در بسیاری از اوقات جنس آن نامرئی است. یعنی علناً چیزی دیده نمی شود اما در باطن، تأثیرگذاری و سازندگی در حال وقوع می باشد. در روایات نورانی که از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به دست ما رسیده، مسأله ی تربیت عملی مورد تأکید قرار گرفته است.
      امام صادق (علیه السلام): کونوا دعاهً الناس بغیر السنتکم. "مردم را به رشد و هدایت دعوت کنید اما بدون زبان و کلام" . از نگاه دین و به خصوص مبانی تربیتی شیعی، اینکه معلم بر نفس خود بیش از نفس متربی خود مسلط باشد و بر روی آن کار کند، امری است جدی و مهم.

    • ما، اسب و تربیت فرزند

      قضیه سقراط و اسب را می دانید؟ وقتی متنفذان شهر از روشنگری های سقراط برای جوانان به ستوه آمدند و وی را به دادگاه کشاندند گفتند که همه مردم توانایی تربیت جوانان را دارند بجز سقراط. سقراط از آنان اقرار گرفت که فقط بعضی از مردم توانایی پرورش اسب را دارند و به این شکل نشان داد که آنها از تربیت جوانان چیزی نمی دانند. چطور همه می توانند کودکی تربیت کنند اما نمی توانند اسبی را پرورش دهند؟

    • افول انسانیت

      اونایی که همسن من هستند شنیدند و بزرگترها هم دیدند در دوران انقلاب چقدر همدلی و صمیمیت و همکاری بین مردم زیاد بود و روح تعاون اسلامی که پیامبر اکرم تلاش می کردند بین مسلمین ایجاد شود در مردم موج میزد. صفهای طولانی نفت در تاریخ به یاد مانده و جوان هایی که برای همسایه خود هم نفت می گرفتند و می آوردند. اگر کسی تیر می خورد سریع بلندش می کردند و میبردند بیمارستان یا در یک خانه مخفی می کردند.