۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جنگ» ثبت شده است

    • از دست بعضی هم وطنهای جوان چه کنیم؟

      ایرانیان از دیرباز، ملتی غیور و قدرتمند بوده اند. حتی متجاوزان مغول، که در نبود حکومتی قوی توانستند به ایران حمله کنند، رفته رفته در فرهنگ ایرانی مضمحل شدند. متاسفانه، امروزه بسیاری از جوانهای ما با داشتن اطلاعات تاریخی این چنینی، دچار فخرفروشی و خودبرتر بینی هستند. ارتش عربستانسالهاست در سایتها و شبکه های اجتماعی، نظرات مستکبرانه ای در مورد کشورهای همسایه درج می کنند. هرگاه خبری ناخوشایند از عربستان منتشر می شود، برخی جوانها فحاشی می کنند، برخی تهدید می کنند که یک روزه خدمت ارتش شکم گنده عربستان می رسند، و...
      اما جدای از عرق ملی و وطن دوستی، آیا واقعا ایران می تواند ارتش عربستان را یک روزه شکست دهد؟
      پیش از هر چیز باید گفت ایران کشور صلح طلبی است که همواره از هنگام انقلاب اسلامی تا به امروز دست دوستی و وحدت به سوی همسایگانش دراز کرده است. لذا استراتژی نظامی ایران مبتنی بر دفاع است نه جنگ و حمله.

    • جهاد سازندگی در لبنان

      جهاد سازندگیموسسه لبنانی جهاد البناء یا جهاد سازندگی، از سال 1982 تاسیس شد. این موسسه تلاش دارد بوسیله برنامه ها و پروژه های متنوعش به پیشرفت و سازندگی مردم کمک کند.
      اهداف این موسسه از این قرار است:

    • خاطرات جنگ 2006

      سمر، خانمی لبنانی، بسیار خوش قلب و خوش برخورد است. با اینکه مسیحی است و حجاب ندارد اما بسیار ساده، بی آلایش و بی آرایش است. از آن زن هایی است که ارزششان به مغز و قلبشان است نه در زر و زیورشان. همیشه با بلیز و شلواری ساده و پوشیده، دیدمش.

      سمر، عاشق امام موسی صدر است. نمی دانم چطور با امام موسی صدر آشنا شده اما مطمئنا سنش قد نمی دهد که زمان حضور امام موسی صدر در لبنان را به یاد داشته باشد. هرچه بیشتر سخنان امام موسی صدر را خوانده، بیشتر علاقه پیدا کرده و به جایی رسیده که داوطلبانه با موسسه امام موسی صدر همکاری می کند.

      اسکان مهاجرین جنگ در مدارس
      تصویر تزیینی است

      سمر، برایم از تجاوز رژیم صهیونیستی در سال 2006 خاطره گفت. در روزهای جنگ، مدرسه ای در اشرفیه میزبان پناهندگان شیعه جنوب شده بود. سمر هم به همراه یک گروه مددکار، به مردم ساکن در مدرسه کمک می کرد. او از خاطرات تلخ و شیرین آن روزها چنین می گوید:

    • خیزش عربستان برای اوج گرفتن به سقوطش خواهد انجامید

      لبنانلبنان کشور عجیبی است. کشوری با ویژگی های منحصر به فرد. زندگی مسلمان و مسیحی و شیعه و سنی در کنار هم، جنگ های داخلی، وجود روزنامه ها و رسانه های کاملا مخالف هم و رسانه ها و سیاسیون وابسته به کشورهای دیگر، ...
      لبنانی ها به جهت انتشار آرای سیاسی متضاد و مخالف، از هوش سیاسی خوبی برخوردارند. به همین سبب هرکس در لبنان زندگی کند و روابط سیاسی پیچیده و تو در توی این کشور و تاریخ گذشته آنها را بفهمد، از قدرت تحلیل بالایی برخوردار خواهد شد. یادم هست بیش از پانزده سال پیش که تازه به دبیرستان می رفتم و ایران هنوز به رشد اقتصادی و سیاسی امروزش نرسیده بود، دبیرکل مجلس اعلای شیعیان لبنان پیش بینی کرد ایران به حدی رشد خواهد کرد که مهم ترین کشور منطقه خواهد شد. آن زمان تصور چنین موقعیتی مشکل بود اما امروزه در هر کشوری از منطقه قدم بگذارید، مردمش نام و نقش سازنده ایران به عنوان یک الگوی موفق را مطرح می کنند.

      اگر از نقش و قدرت قدیم عربستان در امور سیاسی و دینی منطقه خبر داشته باشید، تایید می کنید که ایران علاوه بر رشد اقتصادی با تکیه بر توانمندی های بومی، در عرصه سیاسی، عربستان سعودیاقتصادی و روابط بین الملل، پشت این حکومت خودفروخته را به خاک مالیده است. عربستان که با به سلطنت رسیدن وهابیون آل سعود با پشتیبانی انگلیس و آمریکا توانسته بود مصر را از زمامداری کشورهای اسلامی و نقش آفرینی فعال میان کشورهای عربی دور کند و خود حاکم بلامنازع روابط اعراب شود، امروز با صرف هزینه های بسیار نتوانسته اهداف خرابکارانه خود در عراق و سوریه و دیگر کشورها را به پیش ببرد. جالب آنکه این رژیم که از اول پیدایشش موجب خرابی و کشت و کشتار و بدبختی در کشورهای اسلامی شده و فتنه و تفرقه را در میان مسلمانان دوانده است، امروز بر پایه های لرزان و شکننده تخت سلطنت خود، پادشاهی آلزایمری را یدک می کشد که هر آن با کوچکترین جرقه ای بیم درگیری های داخلی فزونی پیدا می کند.

    • مرگ ملک عبدالله

      اعلان مرگ ملک عبدالله یکی از اتفاقات پر سر و صدای اخیر در جهان بود. اتفاقی که باعث شادی برخی و ناراحتی و اندوه برخی دیگر شد. البته بسیاری از شخصیتهای جهان، این مدت چنان به تسلیت و ابراز ناراحتی پرداخته اند که گویی مادر خرج خود را از دست داده اند!
      جالب اینجاست که از تمام کشورها حتی ایران، برای تسلیت و مراسم دفن نمایندگانی فرستاده شد. بر اساس آنچه خود رسانه های عربستان اعلام کردند  ملک عبدالله، شب سال نوی میلادی فوت کرده بود. اما نگهداری وی و اعلام مرگ در شرایط کنونی و هجوم سران کشورهای دنیا برای تسلیت و اعلام همدردی باعث تعجب و خنده است! همان ها که چندی قبل در نمایشی مضحک به راهپیمایی ضد تروریسم دست زدند، و تلاش کردند با ادعای آزادی بیان، اهانت مشتی کاریکاتوریست مفلوک به پیامبر اسلام را توجیه کنند و اهانت به اسلام را با بغض و تعمد بیشتری از فردای آن روز در پیش گرفتند، حالا دوان دوان برای تسلیت مرگ کسی جلو آمده اند و تلاش دارند او را به عنوان رهبر جهان اسلام مطرح کنند که هیچ گاه در طول عمر خود اهانت به اسلام و پیامبر اسلام را محکوم نکرد و برعکس، با انتشار تفکر وهابیت در کشورهای اسلامی و حمایت از این گروه ضاله، ضربه های اساسی به اسلام وارد کرد. گروهک ضاله وهابیت که توسط مملکت سلطنتی بریطانیا، آن روباه خبیث و استعمارگر قدیمی، ساخته شد، هنوز که هنوز است برای خدمت به آن پادشاهی، بهترین خدمات را ارائه داده و با تشکیل انواع و اقسام گروه های شبه نظامی مثل طالبان و القاعده و النصره و داعش، به بهترین وجهی برای تخریب اسلام راستین کوشیده است.

    • چرخ زندگی حزب الله هم نمی چرخد

      هرچند به دلایلی تصمیم داشتم تا دیگر هیچ مطلبی راجع به حزب الله ننویسم اما لازم دیدم این مطلب برای حفظ حقیقت و روشن شدن زوایای مبهم پیرامون حزب الله منتشر شود تا کمتر به آن ظلم شود.


      کم کم دارد پیر می شود. از حزب اللهی های قدیم است. همانها که همرزم سید حسن نصرالله بودند. بعدا به دلایل مختلفی حزب الله رو رها کرده و به قم رفته بود تا درس طلبگی بخواند. آدم توداری است و هیچ وقت خاطره نمی گوید و خیلی از سوال ها را پاسخ نمی دهد. اصلا حرفی از اینکه برعلیه اسراییل جنگیده، اسیر شده و آزاد شده نمی زند. از آن نیروهای مخلص بوده و هنوز هم خانه و ماشین ندارد.
      از او پرسیدم جوان های حزب الله چگونه زندگی شان می چرخد؟ حقوقشان خیلی خیلی کم است.
      گفت: «بله حقوقی که می گیرند زندگی را نمی چرخاند. یک جوان حزب الله یا باید بی خیال زندگی شود و قید زن گرفتن و زندگی داشتن را بزند یا پدرش پولدار باشد وکمکش کند.
      مجاهدان حزب اللهیادم هست خیلی قدیم، زمان اشغال اسراییل، یکی از برادران بود که همسرش وضع حمل کرده بود. پستش تمام شده بود و باید می رفت مرخصی اما دو هفته در خط با ما ماند و منزل نرفت. چون پول نداشت هیچ چیزی برای خانه بخرد. اینگونه مجاهدت کردند تا حزب الله به اینجا رسید. قدیم هم حزب الله بیمارستان و خدمات اجتماعی نداشت. الان باز وضع بهتر است. دوا و دکتر ارزان در اختیار نیروها هست. وگرنه قدیم اصلا کسی نمی توانست با خرجی حزب الله زندگی کند. اصلا آن اوایل که حقوق نمی دادند. الان هم نگاه به اشتغال در حزب الله به عنوان شغل واقعا غلط است و فقط کسی که عاشق جهاد و شهادت باشد می تواند در آن باقی بماند. وگرنه باید یک شیفت دیگر جایی کار کند؛ پای زمین، یا مغازه دوستان و فامیلها.

    • جاسوسی ژنتیکی

      مطلب زیر را اول در شبکه های اجتماعی منتشر کردم. اما به نظرم رسید باید در وبلاگ هم منتشر شود. لذا جستجو کردم و مطالب و تحلیلهای مختلفی ذیل آن و در تایید آن دیدم. هرچند یک دانشجوی پزشکی هم این موضوع را رد کرده و با اعتماد کامل به سازمان های غربی، این پروژه را برای انسانیت لازم قلمداد کرده بود! لازم به ذکر است آدرس سایت معرفی شده در کلیپ مزبور به آدرس دیگری منتقل می شود که یکی از زیر مجموعه های سازمان سیا است. در انتهای مطلب، لینک مقاله دیگری در مورد همین قضیه قرار داده شده است. قسمت اول مطلب زیر از وطن امروز است و قسمت دوم از نویسنده ای ناشناس. اگر دوستان اسم ایشان را می دانند اطلاع دهند که اخلاق نویسندگی را رعایت کرده باشیم.

       

      وطن امروز
      جاسوسی ژنتیکیامیر هاشمی‌نسب: اخیرا در فضای شبکه‌های ارتباطی مجازی کلیپ ضبط شده مشهوری دست به دست می‌شود که در آن مجموعه‌ای از بازیگران از مردم تقاضا می‌کنند با کمک چند گوش‌پاک‌کن (سواپ) ارسالی از مکانی نامعلوم، نمونه‌ای از سلول‌های دهانی خود را با هدف «نجات بیماران سرطانی» به بانک ژن جهانی هدیه کنند. در این کلیپ که رهبر آن «گلشیفته فراهانی» است با ناراحتی از سهم کم نمونه‌های ایرانی در بانک جهانی ژن یاد می‌شود و این موضوع با این برچسب که ایرانی‌ها علاقه‌ای به نجات دادن جان بیماران ایرانی و خارجی ندارند، تقبیح می‌شود. حرف اصلی کلیپ یادشده این است که برای «نجات بیماران لوسمی و سرطانی» جهان نیازمند اهدای نمونه سلولی ایرانیان است! فضای کلیپ بشدت احساسی است و در انتهای آن آدرس «بانک جهانی اهداکنندگان نمونه مغز استخوان» و مجموعه بانک‌های ژن کشورهای اروپایی و آمریکا بیان می‌شود.
      اما اصل ماجرا چیست؟

    • برق در لبنان نمی رود، می آید!

      داستان قطعی برق در لبنان رو حتما شنیده اید. به خاطر جنگهای مختلفی که اسراییل بر این کشور تحمیل کرده و هر بار نیروگاه ها را بمباران کرده، باعث شده تا همیشه تولید برق کفاف مصرف آنرا ندهد و مجبور شوند ساعاتی قطعی برق داشته باشند. ماه رمضان به گفته همسایه ها کمتر از شش ساعت در کل روز برق داشته اند. هر بار بودجه ای برای بازسازی و توسعه نیروگاه ها و شبکه می آید هاپولی شده و اثری بر وضع برق نمی گذارد. بارها ایران پیشنهاد کرده برای لبنان نیروگاه بسازد و کل شبکه را ترمیم و منظم کند یا از طریق خط عراق و سوریه به لبنان برق برساند، اما دولت قبول نکرده است. چون می دانند محبوبیت ایران نزد تمام مردم لبنان بالا خواهد رفت و این به ضرر جریانهای مخالف حزب الله است که عموما مهره سعودی و آمریکا هستند.

    • بی برقی در لبنان

      دیروز مثل همیشه پیاده راه افتادم طرف خونه، بقول لبنانی ها با رنو یازده! (همون خط یازده خودمون). به سبب ترافیک و معطلی طولانی ایست بازرسی، جرات نمیکنم با ماشین برم سر کار.

      از جلوی بیمارستان رسول اعظم که رد شدم، با اینکه نگهبان هر روز صبح و ظهر میبینه که من رد میشم اما بازم منو بازرسی بدنی کرد. فکر کنم سطح اقدامات امنیتی رو بالا بردن. چون روزای قبل منو نمی گشتن.

      به خونه که رسیدم دیدم برق نیست. شش طبقه رو پیاده رفتم بالا. نفس آدم بند میاد. کل پیاده روی نیم ساعته یک طرف، پله بالا رفتن یک طرف. خصوصا اگر هر دوتا پسرم بغلم باشن!

      برقمشکل بی برقی در لبنان به سالهای قبل برمیگرده. بیشتر مناطق لبنان به غیر از مناطقی که توریستی محسوب میشه، جیره بندی برق دارن. جیره بندی مناطق ما به شکل زیر است. طوری برنامه ریزی شده که به اندازه 12 ساعت در روز برق داشته بشیم. مثلا ساعت 10 صبح تا 2 بعد از ظهر برق نیست، از 2 تا 6 هست، از 6 تا 12 شب نیست. 12 شب تا 6 صبح هست، 6 تا 10 نیست و.... روز بعد برعکس می شود.

    • مشاجرات من و یک اسرائیلی خوب!

      از اول که نفهمیدم اسراییلی است. آمد، با خیرخواهی گفت در یکی از وبلاگهای قدیمت یک عکس از تو و پسرت عباس هست. خلاصه از آنجا شروع شد به صحبت و آرام آرام ما را کشاند به بحث های اخلاقی و انسانی و کم کم یکهو حرفهایی زد که شک بردم اسراییلی باشد. چند بار هم به شوخی ازش پرسیدم. با ادامه بحث ها و نشان دادن عمق دشمنی اش با حاکمان اسلامی خصوصا نظام ایران تقریبا یقین پیدا کردم که اسراییلی است. در آخر این دوستمان اعتراف کرد فعال صلح و ساکن اورشلیم است.
      این قضیه کاملا برای من با قضیه بازرسی و تحلیل وبلاگم از طرف یک موسسه در اسراییل هم راستا است. اول در مورد سایت تحقیق و مانیتورینگ عادی صورت گرفته و ایشون به من ایمیل زده و بعد کل سایت بررسی و کپی شده. در طول مناقشات هم نامه های من تحلیل
      روانشناسی شده و هر بار با شکل و موضوع خاصی صحبت را ادامه داده اند.