۲۴۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حزب الله» ثبت شده است

    • سرود پیروزی که زلزله به بار آورد

      دیروز مراسم سالگرد پیروزی مقاومت در برابر اشغال صهیونیستی در لبنان برگزار شد. از نکته های جالب حاشیه این مراسم، تولید ماکت مرکاوا4 به دست افراد حزب دموقراطی الشعبی بود که آنرا به خری بستند و در شهر گردانده و در نهایت آتش زدند. ماکت در اندازه واقعی و شکل کاملا شبیه به نسخه اصلی تهیه شده بود.

      مرکاوا4

      نکته جالب دیگر این بود که ظهر همان روز در لبنان زلزله ای با 5.1 درجه در مقیاس ریشتر در بیروت ثبت شد و مردم نگران شدند. به سرعت در شبکه های اجتماعی یک مطلب جالب پخش شد: نصرک هز الدنی (پیروزی ات دنیا را تکان داد) یک سرود پیروزی زیبا و حماسی و خوش ساخت است که حزب الله قبلا تولید کرده بود و می گویند حاج عماد خودش شخصا در تولید آن نقش و نظارت داشت، این زلزله همان زلزله سرود نصرک هز الدنی است که در سالروز پیروزی به واقعیت رسید!

    • به مناسبت سالروز آزادی لبنان- حزب الله از تاسیس تا به امروز

      به مناسبت سالروز آزاد سازی لبنان از اشغال رژیم صهیونیستی در تاریخ 5-3-1379 (25 ایار 2000)

      استفاده از این مطلب تنها در صورت ذکر نام نویسنده مجاز است.

       

      25 ایار

       

      حزب الله الغالب، این لقبی است که به حزب الله لبنان می دهند (به معنای حزب الله همیشه پیروز). حزبی که از جوانان مومن شیعه لبنانی تشکیل شد و توانست به گونه ای ترقی و پیشرفت کند که ارتش شکست ناپذیر صهیونیستها را شکست داده و جلوی تمامیت طلبی این رژیم اشغالگر را بگیرد.

       

    • ولادت با سعادت امیر مومنان + عیدی

      ولایت

      ولادت با سعادت حضرت علی علیه السلام، مولی الموحدین، فارووق اعظم، اصدق الصدیقین، اسد الله الغالب، حیدر کرار، امیرالمومنین رو خدمت همه دوستان تبریک عرض می کنم.

      متاسفانه در لبنان روز ولادت حضرت علی جزو اعیاد محسوب نمی شود و اگر پرچم ها و بنرهای حزب الله نبود کسی متوجه نمی شد امروز روز ولادت است. خیلی جالب است که امسال 13 رجب، دقیقا مصادف با روز سیزدهم ماه ماه میلادی است.

      به این مناسبت سرود لبنانی بسیار زیبایی رو تقدیمتون می کنم که متن و ترجمه آن هم تقدیم حضورتون می شود.

      خواننده: آقای محمد فاضل


      دریافت صوت در عشق حضرت علی علیه السلام

      دریافت متن و ترجمه شعر حب علی - محمد فاضل
      حجم: 237 کیلوبایت

    • روز جهانی پس گردنی!

      7 ایار امروز 7 ایار، که شیعیان لبنان به آن روز جهانی پس گردنی می گویند (یوم السحسوح العالمی)، یک روز تاریخی در لبنان است. قبلا در مورد این روز و اینکه چطور حزب الله سه ساعته کل لبنان را تحت سلطه خود درآورد مطلبی نوشته بودم. پس گردنی اشاره دارد به جوابی کوچک اما محکم و قاطع به اقدامات بر ضد مقاومت که از سوی جناح حریری به نیابت از اسراییل انجام شده بود. هر سال در 7 ایار یاران حریری پس گردن خود را می مالند و به یاد پس گردنی سیاسی ای که خوردند آه می کشند.
      ماجرا را در اینجا بخوانید.

    • کمی از حزب الله

      حزب اللهشروع کردم از حزب الله لبنان بنویسم، از روحیه شان، از اعتقاد راسخشان، از احترام فوق العاده شان به امام زمان، از خلوصشان، از ولایتشان، از کم لطفی هایی که دیگران در حق آنها می کنند، از تنگدستیشان، از جهادشان، اخلاقشان و برنامه هایشان.

      شروع به نوشتن که کردم تبدیل شد به مقاله ای که به تاریخ شیعه در لبنان و تاسیس حرکت امل و سپس حزب الله می پردازد و مراحل پیشرفت حزب الله را بررسی می کند.

      یادم افتاد 25 ایار یعنی 5 خرداد سالروز آزادسازی لبنان بدست حزب الله است. بهتر دیدم مقاله در آن تاریخ منتشر شود. اما اینجا چند جمله ای می نویسم که در نوشته های جدی نمی توان نوشت.

    • چگونه حرم حضرت زینب سلام الله علیها حفظ شد؟

      از شروع تظاهرات در سوریه و تبدیل ناگهانی انقلابیون به تروریستهای مسلح بیش از دو سال می گذرد. با شدت گرفتن جنگ در سوریه، تلاشهای زیادی صورت گرفت که آنرا جنگ شیعه سنی نشان دهند و با تحریک احساسات مذهبی اهل سنت، نیروهای بیشتری جذب کنند.

      به روایت یک شاهد عینی که اوایل درگیری ها از سوریه فرار کرد و به لبنان آمد، تروریست ها در منطقه شیعه نشین نزدیک حرم حضرت زینب به منازل مردم حمله می کردند و آنها را غارت می کردند. این خانم سوریه ای می گوید: «روی دیوار ها نوشته بودند مال و جان و ناموس شما برای ما حلال است. منتظر دختران شما هستیم. هر خانم چادر پوشی را می کشتند چون حتما یا شیعه است یا طرفدار حزب الله. من فقط به خاطر دخترهایم فرار کردم. وگرنه همانجا می ماندم تا در خانه ام کشته شوم. وگرنه از شهادت برای حجاب و دینم هیچ ترسی نداشتم و به هیچ عنوان چادرم را کنار نمیگذاشتم.»

      دفاع مقدسبا تشکیل یگانهای مدافعان حرم توسط شیعیان مختلف منطقه، حرم عمه سادات از تعرض تروریستهای وحشی در امان ماند و نیت پلید آنان در نبش قبر و اهانت، به لطف خدا و مجاهدت شهدا محقق نشد. اما هر از گاهی خمپاره ای به حرم شلیک می کردند.

      چه شد که گلوله باران و پرتاب خمپاره توسط تروریستها تقریبا قطع شد؟

    • اینجا چه خبر است

      مدتی است با پیشروی ها و موفقیت های نظام سوریه با کمک حزب الله، رسانه های حامی تروریستها اخبار ناموثق و کذب منتشر می کنند تا حزب الله و نظام سوریه را دچار تفرقه و مشکل نشان دهند. همانطور که مثلا داعش و النصره با هم درگیرند.

      برای مثال روزنامه الوطن سعودی نوشته بود (لینک خبر) مذاکراتی بین حزب الله و سوریه در جریان است تا نیروهای حزب الله برگردند. این اتفاق زمانی افتاد که یک افسر گارد ریاست جمهوری سوریه یکی از نیروهای حزب الله را کشت و همرزمان وی منطقه را به نشانه اعتراض ترک کردند. ضمنا اشاره کرد بارها نیروهای ارتش سوریه مناطق حساس را رها کرده اند تا نیروهای حزب الله به تنهایی با دشمن درگیر شوند.

    • کمی تا قسمتی موقت!

      نوشتنم نمی آید. همین.

      نه وقت فراغت درست و حسابی دارم نه حال نوشتن نه موضوع خاصی قلقلکم می دهد که بنویسم.

      اوضاع لبنان از نظر امنیتی بهتر شده، خصوصا بعد از تاکتیکها و استراتژی های حزب الله، در بستن مرزهای سوریه و لبنان و مجبور شدن دولت لبنان به دخالت در اراضی این کشور که دست تروریستهای مسلح سوری و خارجی بود خصوصا در عرسال. ارتش جای حزب الله را در ایست بازرسی های منتهی به عرسال گرفته و با چراغ سبز نبیه بری و حزب الله، نقشه امنیتی کاملی در سرکوب هر اخلالگر در امنیت کشور به اجرا در آورده.

    • پایی که وارد بهشت شد

      جانباز دفاع مقدسهشام جوانی جنوبی بود که از من چند سالی کوچکتر بود. کشاورز زاده ای ساده و پاک و با صفا. وقتی شنیدم پایش قطع شده و در بیمارستان است با خودم گفتم خوب است به دیدنش بروم.

      از جلوی بیمارستان رد می شدم که عزمم را جزم کردم بروم داخل، از جلوی نگهبان مسلح سیاهپوش که داشت با یکی روبوسی می کرد رد شدم. وارد شدم، جلوی اطلاعات ایستادم. خانمی با حجاب لبنانی نشسته بود و داشت با تلفن حرف میزد. بعد از چند ثانیه تلفنش تمام شد و پرسید چه کار دارم. گفتم فلانی در کدام اتاق است. در کامپیوترش سرچ کرد و شماره اتاق را گفت. سوار آسانسور شدم و رفتم بالا. اتاق را پیدا کردم و داخل شدم. سلام و روبوسی کردیم. برای مزاح گفت الان تو نماینده جمهوری اسلامی هستی دیگه؟ خندیدم و پیشانی اش را بوسیدم.

      برادر بزرگش هم آنجا بود. وقتی چند تا از فامیلهایشان که آنجا بودند داشتند با هشام خداحافظی می کردند آرام به من گفت: برادرم خیلی روحیه اش خوب است. محکم محکم است.

      واقعا هم محکم بود. بی هیچ ناله یا نگرانی یا ترس. انگار که فقط بیماری ساده ای باشد. نه اشکی نه آهی نه ترسی نه بهتی نه هیچ نگرانی از آینده. شنیده بودم که به فامیلهایشان سفارش کرده اند کسی برای همدردی تسلیت نگوید. هر کسی هم می آمد و وارد می شد می گفت «سلامتک، سلامة قلبک» و برای او ودیگر جوانها دعا می کرد. با وجود این جوانها و این ایثارگری و فداکاری و بزرگمنشی، دیگر خجالت می کشم در دعاها و زیارت ها بگویم یا لیتنا کنا معکم. چرا که ادعایی بیش نیست. جوانهایی با این سن کم برای دفاع از اهل بیت جان می دهند و جانباز می شوند و من ....

      پ.ن: خواستم بنویسم پایی که جا ماند اما دیدم نه، پا به مقصد رسید و بدن جا ماند.

    • وقتی سربازها گروگان گرفته می شوند

      آزادی سربازان ایرانی

      گروگان گرفته شدن مرزبانها در تمام دنیا سابقه دارد و فقط مربوط به ایران نیست. اما تلاشهای دیپلماتیک و پاسخ نظامی به این پدیده، امری است که قضیه گروگانگیری را تحت الشعاع قرار می دهد.

      مثلا در سال 2006 وقتی حزب الله لبنان در عملیات وعده صادق چند سرباز اسراییلی را لب مرز به اسارت گرفت، رژیم اشغالگر قدس با وحشیگری تمام، یکی از بزرگترین جنگ های منطقه در چند سال اخیر را آغاز کرد که البته بعدها معلوم شد برای جنگ از قبل برنامه داشته اند و عملیات حزب الله مجبورشان کرد زودتر از موعد در حالی که رودست خورده بودند وارد جنگ شوند.

      وقتی دولتی ضعیف مثل لبنان نمی تواند از حقوق خود دفاع کند، دشمنش هرچه بخواهد انجام می دهد.

      اگر کشور را ضعیف کنند یا ضعیف جلوه بدهند نتیجه این می شود که برای احقاق حق خودمان، نمی توانیم قدمی برداریم. پاکستان ایران را تهدید می کند که اگر وارد خاک این کشور شویم فلان و بهمان می کند!

      هنوزموشک باران پادگانهای منافقین در عراق توسط ایران را یادم نرفته . وقتی قوی باشیم می توانیم و انجام می دهیم. هیچ کس هم نمی تواند بگوید چرا.