۲۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حزب الله» ثبت شده است

    • بالاخره آمریکا وارد جنگ می شود یا خیر؟

      آیا جنگ خواهد شد؟

      دل خیلی ها با شنیدن کلمه جنگ می لرزد. بعضی ها بیشتر بعضی ها هم کمتر. با اولین تهدید آمریکا به حمله به سوریه خیلی ها ترسیدند. همه می دانند هدف اصلی جنگ در سوریه قطع دستان ایران است. و بعد از آن نوبت جنگ به ایران می رسد. حالا ببینیم کفه ی ترازو به کدام سمت است.

    • محصول ایرانی، شهرت جهانی!

      این پست تعدیل شد!
      یادم میاد بعد از پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه، تو دانشگاه تهران یه جلسه دانشجویی بود که دکتر ر. برای یه جمع کوچیک بچه ها سخنرانی کرد. شروع کرد از کارایی و قدرت بالای سلاح های ایرانی و ناتوانی آمریکای جنایتکار و اسراییل خونخوار در برابر سلاح های ایرانی صحبت کردن و اینکه از الان به بعد ایران میشه یکی از بزرگترین صادرکننده های سلاح به کل دنیا!

    • بزرگداشت متفاوت امام موسی صدر در لبنان


      امسال یادبود ربودن امام موسی صدر در لبنان بطور متفاوتی برگزار شد. به جهت قضایای داخلی لبنان و جنگ در سوریه و تهدیدات مداوم نسبت به شیعیان، جای امام موسی صدر کاملا خالی بود. بیشتر از هر سال دیگری در سراسر مناطق مختلف لبنان، تصاویر و بنرهایی از امام موسی صدر نصب شده بود و جملات ایشان در مورد وطن، مقاومت، سلاح و رویارویی با دشمن صهیونیستی به چشم می خورد. آنقدر پرچم های حرکت امل و تصاویر امام موسی صدر به در و دیوار نصب شده بود که با خودم گفتم شاید حزب الله هم در این قضیه هزینه کرده وگرنه حرکت امل اینقدر در این موارد خرج نمی کرد. مراسم بزرگداشت امام موسی صدر هم به خاطر خطرات امنیتی فعلا لغو شده تا سلفی های خونریز نتوانند از اجتماع بزرگ شیعیان برای کشتار و ترور شیعه استفاده کنند.

    • بازنوشت

      سلام به همه دوستان و خوانندگان عزیز
      با عرض تسلیت سالگرد شهادت امام جعفر صادق، صاحب مکتب جعفری و دانش نبوی.
      بالاخره بعد از گذشت یک هفته از بازگشت به لبنان، دوباره فرصتی شد تا بنویسم. کارهای عقب افتاده زیاد است و وقتم خیلی فشرده است اما برخی مطالب را باید بنویسم که به زودی منتشر خواهد شد.
      بطور خلاصه بگویم که فعلا وضع خوب است و ایست بازرسی های زیادی در ضاحیه برپا شده تا امنیت مردم تامین شود. برای همین مردم برای فرار از ترافیک و شلوغی که روزهای اول ایجاد شده بود، برای کار غیر ضروری بیرون نمی روند. بسیاری از افراد هم اصلا به جنوب یا شمال و زادگاه اصلی خود رفته اند تا امنیت و آرامش بیشتری داشته باشند. برای همین این روزها ضاحیه بسیار خلوت و آرام است.
      نیروهایی که از سوریه بازگشته اند از وحشیگری و دروغگویی تروریستهای زامبی وارداتی می گویند و پیروزی های بچه های حزب الله و چالش پیش روی آمریکا و دشمنان سوریه. بر خلاف ادعاهای رسانه ای و جو حاکم، وضع در سوریه خوب است و ارتش سوریه و نیروهای حزب الله تسلط و اقتدار کاملی در میدان جنگ دارند.
      زندگی با دو بچه خیلی سخت تر از یک بچه است و تقریبا آدم فلج می شود! منظورم این است که هر چقدر می دویم باز هم کارها عقب می افتد چون دائما باید به دو بچه رسیدگی کرد.

    • انفجار در تهران؟!!

      همان چهار راهی که همیشه رد می شدم، وسط چهار راه شلوغ و سردرگم، گاهی انظباط (پلیس راهنمایی حزب الله) می ایستاد گاهی یک پلیس شهرداری. همان که نبشش معجنات الخباز بود (معجنات هر چیزی که با خمیر درست می شود مثل پیتزا و مناقیش و...). همان که چند قدمی با مجمع سید الشهدا فاصله دارد. جوان باطری فروشی که مغازه اش آنجا بود شهید شد، فلافلی سر خیابان شهید شد، مغازه ها که تا مدتها در آتش می سوخت، شیرینی فروشی نابود شد و سلمانی دیگر وجود ندارد. اجساد این طرف و آن طرف پراکنده است. تکه های گوشت سوخته از در و دیوار آویزان است.

    • 35 دقیقه ماجراجویی

       

       

      فراس الشوفی/ روزنامه الاخبار/ ترجمه محمود علوی. استفاده از این مطلب تنها درصورت ذکر منبع مجاز است.

       

      قبل از اینکه حاضرین باور کنند، چند ثانیه ای گذشت. تا مجری برنامه روز قدس، علی عباس، سخنش تمام شد، چشمها به پرده ی نمایش بزرگی که به سینه ی دیوار جنوبی مجتمع سیدالشهدا در ضاحیه جنوبی آویزان شده، خیره شد. سید حسن نصرالله داشت از سمت چپ سن به سمت نگاهها بالا می آمد. او اینجاست، با گوشت و پوستش و عبای قهوه ای و عمامه ی سیاهش.

      سالن بزرگ را سکوت فرا گرفت و سید بین محافظانش گام بر می داشت. جمعیت دیوانه شد. دیگر پایی بر زمین نبود، مرد و زن روی صندلی ها ایستاده بودند و کودکان بر دوش پدرانشان، مشت ها گره کرده و دیدگان اشکبار و حنجره ها فریاد لبیک یا نصرالله سر می دادند.

    • یک بازی استراتژیک حقیقی

      سلام
      مدتی است نتوانسته ام چیزی بنویسم، فرصت نشده و سوژه ای هم ندارم. از اخبار لبنان هم به دور هستم و منابع من خلاصه شده به سایتها و خبرها.
      این طور که به نظر می آید وضع در لبنان خیلی جالب نیست. بخصوص بعد از تصمیم اتحادیه اروپا در اضافه کردن شاخه ی نظامی حزب الله در لیست سازمانهای تروریستی.

      واقعا دنیای کثیفی است، صهیونیستهای بچه کش دروغگو که هفتاد سال است با دروغگویی به ظلم و آدمکشی پرداخته اند امروز از کشتار مسلمانان و فتنه ای که سلفی های زامبی به راه انداخته اند خوشحال و راضی هستند و درج حزب الله در لیست سازمانهای تروریستی را نشانه ی قوت سیاست خارجی خود می دانند.

    • وقتی دبیرکل حزب الله مدعی شد جوانان مدافع حرم به جهنم می روند

       

      وقتی حزب الله عملا شکل گرفت دبیرکل نداشت. بلکه شورایی بود و سخنگویی داشت به نام سید ابراهیم امین السید. اولین دبیرکل حزب الله شیخ صبحی طفیلی بود. او یکی از علمای شیعه بود که در زمان امام موسی صدر از مویدین امام بود و جزو هیئت عمومی مجلس شیعیان بود. وی فردی انقلابی و تند بود و خطابه های خشک و خشنی ایراد می کرد. دوره ی دوم سید عباس موسوی انتخاب شد. امری که به مزاق شیخ صبحی طفیلی خوش نیامد. البته بیشتر افراد شورا خواستار دبیر کلی سید حسن نصرالله بودند. چرا که وی را از نظر مدیریت عملیاتی و اجرایی از بقیه بهتر می دانستند و رابطه ی عاطفی بهتری با وی داشتند و کلام و خطاب دلنشین وی را متمایز از دیگران می دیدند. ایران هم سید حسن را قبول داشت. اما سید حسن به جهت تواضع و احترام به سید عباس، کناره گرفت و شورا، سید عباس موسوی را برگزید. شیخ صبحی طفیلی برای دور بعدی دندان تیز کرده بود! وقتی سید عباس شهید شد شورا به اتفاق آرا سید حسن را برگزید. شیخ صبحی طفیلی خیلی برایش گران تمام شد و بنا به مخالفت و سرکشی گذاشت.

    • هسته های اولیه حزب الله از کجا سلاح تهیه کردند

      وقتی نوجوان بودیم در مدرسه ی امام موسی صدر در صور درس می خواندیم و در فعالیت ها و کلاسهای حرکت امل شرکت می کردیم. جلسات مذهبی و کلاسهای آموزشی در حرکت امل جوانها و نوجوانهای زیادی رو دور هم جمع می کرد. بعد از ربوده شدن امام موسی صدر و گذشت چند سال، ما دیگر بزرگ شده بودیم. برخی جوانهایی که خیلی توجهات مذهبی داشتند از همکاری با امل کناره گیری کردند چرا که رییس آن را صاحب ولایت شرعی نمی دانستند. ما هم دیگر عضو رسمی امل نماندیم.

    • شبی که سید حسن نصرالله تا صبح گریست

      بعد از پیروزی ارتش سوریه در بازپس گیری شهر استراتژیک القصیر و استمداد از حزب الله لبنان در نقشه ی هجوم و عملیات و پاکسازی، نیروهای تکفیری بسیار از دست حزب الله و شیعه عصبانی شدند. با صدور فتواهای مختلف خون شیعه را حلال اعلام کرده و گفتند حتی در خارج از سوریه باید شیعیانی را که حامی حزب الله هستند کشت.

      برای جبران آبروی از دست رفته و کسب روحیه، برنامه ی حمله به روستاهای شیعه نشین را آماده و اجرا کردند. در منطقه ی دیرالزور که از همان اول در دست تروریستها بود به روستای حطله حمله کردند.