۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حضرت زینب» ثبت شده است

    • دومین سالگرد شهادت شهید یوسف حلاوی مدافع حرم

      یوسف حلمی حلاوییوسف حلاوی فرزند حلمی از روستای قعقعیة الجسر در جنوب لبنان در تاریخ 13-10-1991 به دنیا آمد. او در دهکده ای به دنیا آمد که دشمن صهیونیستی به رودخانه پایین آن یعنی نهر لیطانی چشم طمع داشت و مدتها منطقه را اشغال کرده بود. یوسف هم مانند دیگر مردم، به خاطر ظلم و ستم دشمن، از آنها بیزار بود. در سنین پایین به مقاومت پیوست و آموزشهای نظامی و عقیدتی را پشت سر گذاشت.
      وقتی صهیونیستهای ترسو نتوانستند از پس مقاومت مردم لبنان بر بیایند و مفتضحانه فرار کردند، نوچه های داعشی خود را به سوریه فرستادند تا کمر مقاومت خرد شود. یوسف همراه جوانان دیگر راهی سوریه شد تا از حرم عمه ی سادات حضرت زینب علیها سلام دفاع کند.

    • توطئه حمله انتحاری به حرم حضرت زینب علیها سلام در شب ولادت آن بانو خنثی شد

      به گزارش حربی پرس ساعاتی پیش ماشینی بمب گذاری شده که در آن چهار انتحاری نشسته بودند از اتوبان فرودگاه دمشق به فرعی المستقبل (ورودی راه زینبیه) وارد شد و در ایست بازرسی مورد بازرسی قرار گرفت. دو نفر از آنها که بین 30 و 35 سال داشتند کمربند انفجاری داشتند و یک پسر 15 ساله و پیرمردی را به همراه داشتند. با متوقف کردن ماشین، پسر نوجوان و یکی از انتحاری ها توسط ماموران به خارج ماشین هدایت شدند. به محض اینکه متوجه شدند مرد انتحاری است با شلیک گلوله وی را کشته و امکان هر اقدامی را از وی گرفتند. جوانک را هم دستگیر کردند. در همین زمان انتحاری دوم از ماشین خارج شده و خودش را منفجر کرد. سپس پیرمرد هم ماشین را منفجر نمود.
      در این اقدام تروریستی، مجاهد صبحی فاعور و پنج  نفر از نیروهای امنیتی به شهادت رسیدند و 9 نفر هم زخمی شدند که حال برخی از آنها وخیم است.
      ظاهرا تروریستها قصد داشتند با هجوم انتحاری ها به ایست بازرسی ها، ماشین بمبگذاری شده را به نزدیکی حرم رسانده، زائران حضرت زینب سلام الله علیها را در شب جشن ولادت ایشان به شهادت برسانند.

    • برای مادر جهاد

      حضرت زینب سلام الله علیهازینب (سلام الله علیها)،
      و چه می دانی که زینب(سلام الله علیها) کیست،
      زینب در کربلا و اسارت خاموش نشد،
      بلکه نوری برافروخت که اسلام راستین را به همه نشان داد.
       

      لبنانلبنان،
      و چه می دانی که لبنان چیست،
      لبنان با جنگ و اشغال و فتنه گم نشد،
      بلکه گروهی را پرورش داد که بازوی توانمند اسلام راستین شدند.
       

      شهیدشهید،
      و چه می دانی شهید کیست،
      آنکه زندگی راحت و همسر و فرزندانش دست و پای او را نبست،
      بلکه آزادانه امنیت و افتخار و سربلندی برای مردمش آفرید،
       
      همسر،
      و چه میدانی همسر شهید یعنی چه،
      آنکه شوهرش همیشه از او دور بوده اما از شوهرش دور نیست،
      بلکه با صبر و تشویق و روحیه اش، همسرش را به دستان ملائک می سپارد.
       
      آری، همسر شهید. همان ها که رنج و سختی و محرومیت های مادی و معنوی، نتوانست آنان را از راه زینب(سلام الله علیها) باز دارد و همان ها که اجازه دادند شوهران و فرزندانشان بال در بال ملائک برکشند و با فداکاری و ایثارشان، افتخار و سربلندی و امنیت برای دیگران فراهم کنند.
       

      ام مصطفیام مصطفی،
      همسرِ حاج عماد،
      مادرِ جهاد،
      او که پس از شهادت همسرش، پیش از دفن، در قبر او خوابید،

      عماد و جهاداو که پس از شهادت فرزندش عماد، قطره اشکی جلوی دیگران نریخت و ناله ای نکرد و لبخند از لبانش محو نشد.
      سه ساعت در قبر جهاد، همان جا که همسرش عماد هم دفن بود، دراز کشید. با اصرار بیرونش آوردند.
      و چگونه دل بکند از همسر، و از فرزند....
      سرت به سلامت ام مصطفی، قلب پاک ات به سلامت، خدا پشت و پناهت که از این پس از عیال الله هستی. نمی گویم خدا صبرت بدهد، چرا که داده؛ نمی گویم اجرت بدهد، چرا که می دهد؛ می گویم دعا کن صاحبمان بیاید، دعا کن ما هم بتوانیم جلوی مولایمان سربلند باشیم. دعا کن ما هم به مقام بزرگانی که از دامنت پر کشیدند برسیم.

    • چگونه حرم حضرت زینب سلام الله علیها حفظ شد؟

      از شروع تظاهرات در سوریه و تبدیل ناگهانی انقلابیون به تروریستهای مسلح بیش از دو سال می گذرد. با شدت گرفتن جنگ در سوریه، تلاشهای زیادی صورت گرفت که آنرا جنگ شیعه سنی نشان دهند و با تحریک احساسات مذهبی اهل سنت، نیروهای بیشتری جذب کنند.

      به روایت یک شاهد عینی که اوایل درگیری ها از سوریه فرار کرد و به لبنان آمد، تروریست ها در منطقه شیعه نشین نزدیک حرم حضرت زینب به منازل مردم حمله می کردند و آنها را غارت می کردند. این خانم سوریه ای می گوید: «روی دیوار ها نوشته بودند مال و جان و ناموس شما برای ما حلال است. منتظر دختران شما هستیم. هر خانم چادر پوشی را می کشتند چون حتما یا شیعه است یا طرفدار حزب الله. من فقط به خاطر دخترهایم فرار کردم. وگرنه همانجا می ماندم تا در خانه ام کشته شوم. وگرنه از شهادت برای حجاب و دینم هیچ ترسی نداشتم و به هیچ عنوان چادرم را کنار نمیگذاشتم.»

      دفاع مقدسبا تشکیل یگانهای مدافعان حرم توسط شیعیان مختلف منطقه، حرم عمه سادات از تعرض تروریستهای وحشی در امان ماند و نیت پلید آنان در نبش قبر و اهانت، به لطف خدا و مجاهدت شهدا محقق نشد. اما هر از گاهی خمپاره ای به حرم شلیک می کردند.

      چه شد که گلوله باران و پرتاب خمپاره توسط تروریستها تقریبا قطع شد؟

    • انقلاب اسلامی، پشتیبان شیعیان جهان

      سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران که می رسد، خاطره ها و حس و حال گذشته، در خاطرم زنده می شود. رنگ و بوی انقلاب برایم مزه ی خاصی دارد. حال و هوای آنها که راهپیمایی می کردند، شعار می دادند، به کمک همافرها می رفتند، بچه هایی که سنگر و کوکتل مولوتوف می ساختند، نوای سرودهای اول انقلاب در ذهنم مرور می شود، سرودهای ساده، بی ساز و پیانو و حماسی مثل ایران ایران ایران رگبار مسلسلها؛ ای شهیدان راه خدا، ....

      اما

      الان در ایران نیستم. در خیابان که راه می روم، در نگاه اول، هیچ نشانه ای از 22 بهمن به چشم نمی خورد. به خاطر تهدیدات امنیتی هنوز مغازه ها (که قبلا از ساعت 7 و 8 صبح شروع به کار می کردند) باز نکرده اند. به سر کار که می رسم چند دقیقه ای برای اینکه حال و هوای ایران را حس کنم، پخش زنده شبکه های تلویزیون را می بینم.

    • تقریب علوی داشته باشیم یا تخریب اموی؟

      اینترنت قطع است. گفتم چند خطی بنویسم.

      دلشوره دارم، همراه با درماندگی؛ گفتند صدای انفجار شدیدی شنیده شده. بعد گفتند بمب صوتی بوده، ولی صدای آمبولانس می آید. در لبنان هیچ امنیتی نداریم. ممکن است تا دقیقه ای دیگر زنده نباشیم.

      از طرف دیگر خبر آمد زندان رومیه که محل نگهداری تروریستهای افراطی زامبی است آتش گرفته. همین امروز صبح داشتم مقاله ای می خواندم که از خطر حمله به زندان یا انفجار در آن خبر می داد. حتما دارند الاطرش و دیگر تروریستها را فراری می دهند.

      از تمامی کسانی که برای کشتار ما زحمت می کشند تشکر میکنم! ان شاءالله فاطمه زهرا تو کمرشون بزنه، لعنت خدا بر قاتلین شیعیان؛ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ‌ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْ‌ضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا

      از تمام دوستانی که کورکورانه بر لعن و فحاشی به بزرگان اهل سنت اصرار دارند و کسانی را که دستشان به خون شیعیان آلوده است تشویق به ادامه شیعه کشی می کنند به خدا شکایت می کنم، و لعنت خدا بر قاتلین شیعیان؛

      از تمام کسانی که تقریب و وحدت بین مسلمین را قبول نداشته و برائت و دشمنی را دنبال می کنند به خدا شکایت می کنم، و لعنت خدا بر قاتلین شیعیان؛

      آنها که در سایه امنیت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی نشسته اند و با ایجاد دشمنی و شکاف بیشتر، تیشه به ریشه ی نظام اسلامی و تشیع می زنند،

      آنها که یادشان رفته شیعه در تمام طول تاریخ مظلوم بوده و تقیه می کرده و کشته می شده،

      آنها که تا دیروز در عزاداری سینه می زدند و یا حسین و یا زینب می گفتند و امروز با هجوم زامبی های خون آشام به شام، خفه خون گرفته اند و یادشان رفته حضرت زینب از اهل بیت است و عمه ی سادات،

      آنها که دینشان پر از حقد و نفرت و فحاشی است، آنها که تصور می کنند امام زمانشان آدمی عقده ای است که فقط برای خونخواهی پدرانش خواهد آمد، آنها که نمی فهمند خونخواهی امام زمان، از سر محبت بشری یا خونخواهی طایفه ای نیست،

      آنها که عافیت طلبان گوشه نشین و فراریان میدان جهادند،

      آنها که شیعیان لبنانی مدافع حرم اهل بیت را کم ولایت می دانند!!! و خود را عابدان و منتظران حقیقی!!!

      اما تقریب و وحدت چیست که این افراد از آن فراری اند؟

    • شیعیانی که فقط چند روز سال شیعه اند!

      شیعهشیعه، نامی است که از زمان رسول خدا بر پیروان علی نامیده شده و تا قیامت افتخار پیروی از پیامبر و اولاد او را حفظ خواهد کرد ولو امت پیامبر 72 فرقه شوند. (1)
      شیعیان در طول تاریخ مورد ظلم و ستم جاهلانی بودند که عامدانه خلافت رسول خدا را غصب کردند و از شنیدن صدای حق بیم داشتند. چقدر شیعیانی که تنها به جرم شیعه بودن کشته شدند و سوزانده شدند و در چاه ها افکنده شدند یا در میان دیوارها زنده به گور شدند. و چه بسیار شیعیانی که در هنگام فرار و کوچ و مهاجرت، در کوه ها و بیابانها جان خود را از دست دادند و ایران پهناور ما، امروز افتخار دارد که شیعیان و فرزندان زیادی از ائمه را در جای جای خاک پهناور خویش در آغوش کشیده باشد.

    • شاید این آخرین مطلبم باشد

      تا نیم ساعت دیگر ورودی های ضاحیه بطور کلی بسته خواهد شد و تا ظهر فردا بسته خواهد ماند. این اقدام یکی از تدابیر امنیتی است که برای حفظ امنیت راهپیمایی عاشورایی شیعیان ضاحیه انجام خواهد شد. ضمن اینکه در مسیرهای راهپیمایی از عصر امروز جلوی پارک ماشین و موتور گرفته شده و ماشینهای باقیمانده بعد از اعلان در رادیو و بلندگوهای سیار، با جرثقیل حمل خواهد شد.  سید حسن نصرالله امشب گفت: همانطور که قبلا در زیر باران شدید و گرمای سخت راهپیمایی کردیم، هیچ چیزی ما را از حسین (ع) جدا نخواهد کرد. نه باران شدید نه گرما نه انفجار نه ماشینهای بمبگذاری شده. فردا همگی فریاد خواهیم زد لبیک یا حسین. وی اشاره کرد فردا احتمال خطر هست و ما در راه حسین علیه السلام از هیچ چیز نمی هراسیم.

      فردا شیعیان لبنان در شهرهای مختلف راهپیمایی و سینه زنی خواهند کرد. اگر به المنار در ماهواره یا پخش زنده سایت آن دسترسی داشتید می توانید عظمت و صلابت راهپیمایی را ببینید.
      حالا می توانم احساس کاروان حسین از مکه را کمی و فقط کمی بچشم. خیلی سخت است انسان به جایی برود که می داند ممکن است برنگردد. خصوصا برای من که بنده ی کاهل و سر به هوای خدا بوده ام و درست بندگی نکرده ام. تمام امیدم به این است که اگر فردا کشته شدم جزو شهدای راه حسین محسوب شوم. می ماند حق الناس، که آنهم از همه تقاضای بخشش و عفو دارم.
      فردا همه ی ما یعنی من و عباس و علی اصغر و همسرم به راهپیمایی حسینی می رویم. اگر زنده ماندیم که باز هم مزاحم خواهم شد و سرتان را به درد خواهم آورد اگر نه که حلال کنید.
      امشب هزاران جوان حزب الله در خیابانها در سرمای ملایم هوای بیروت بیدار خواهند ماند تا شر کوردلان تروریست را از سر مردم کم کنند. فردا همراه با شیعیان غیور و مدافعان حرم حضرت زینب فریاد خواهیم زد: لبیک یا زینب. لبیک یا حسین.

      بعدا نوشت:

      متاسفانه صحیح و سالم برگشتیم و هیچ اتفاقی نیفتاد. حزب الله خیلی در مساله امنیت قوی عمل کرد.

      تصویر بچه ها به دلایل شخصی، امنیتی، و.... برداشته شد!

      به زودی در مورد راهپیمایی مطلبی خواهم نوشت.

    • و سلام علی القاعدین!

      بعد از حمله تروریستها به سوریه و رسیدن آنها به محله شیعیان و حرم حضرت زینب، شیعیان آن مناطق به سبب تهدیدات جدی و قصد تروریستها به کشتار آنها، یا کلا از سوریه خارج شدند یا به مناطق امن پناه بردند. بیمارستان امام خمینی به دست تروریستها افتاد، حوزه زینبیه و رایزنی فرهنگی ایران مورد هجوم و تهدید قرار گرفت و تعطیل شد. جمعی از علما و طلاب هم به شهادت رسیدند.

      تروریستها روز به روز وحشیگری خود را بیشتر کردند و ثابت کردند این داستان، چیزی بیش از یک انقلاب است و هدف واقعی آن نابودی سوریه به عنوان مهم ترین همسایه ی پشتیبان مقاومت و انتقام از مردم سوریه است.

    • مراسم قرعه کشی جوایز مسابقه اریج الصلاة

      دیروز مراسم قرعه کشی مسابقه اریج الصلاة در ضاحیه در مسجد حضرت زینب سلام الله علیها برگزار شد.

      این مسابقه از طرف کانون معراج برای اقامه ی نماز برگزار شده بود. قبلا دفترچه ی سوالات در مساجد و دانشگاه های سراسر لبنان پخش شده بود و دوازده هزار نفر در این مسابقه شرکت کرده و پاسخنامه را در صندوقهای مخصوص انداخته بودند. 5000 نفر تمام سوالها را درست جواب داده بودند که قرعه کشی از میان آنها انجام شد و به 20 نفر اول جوایز ارزنده ای تقدیم شد. سفر به عتبات مقدسه عراق، سفر زیارتی به ایران، دو دستگاه لپتاپ و مجموعه کتابهای مفید جمعیت معارف از جمله جوایزی بود که به برندگان اعطا شد.

      مراسم با اجرای زنده سرود و موزیک توسط فرقة الولایة همراه بود و پس از آن شیخ نعیم قاسم در مورد نماز و اهمیت و معنای آن سخنرانی کرد. یکی از قسمتهای جالب سخن او چنین بود:

      فکر کنید به پنج نفر از شما جایزه ی دیدار با مقام معظم رهبری در ایران اعطا شود، البته این جزو جوایز امروز نیست، (هیجان و شادی و صلوات حاضران) چقدر در قلب خود احساس شادی و علاقه و انتظار می کنید، لباسهای برازنده و مرتب می پوشید، قبلش دوش می گیرید، عطر می زنید، خانمها حجابشان را درست می کنند، وقتی آنجا رفتید اگر بگویند با پنج ساعت تاخیر می توانید رهبر امت اسلامی را ببینید، می گویید شش ساعت هم که بشود همینجا می نشینیم تا ایشان را ببینیم، این هیجان و اشتیاق و علاقه را نسبت به رهبر امت اسلامی دارید، آنوقت در برابر خدای بزرگ چقدر انسان باید اشتیاق داشته باشد و مواظب باشد و مرتب باشد؟ برای همین است که پیامبر فرمود نور دیدگان من در نماز است. هروقت در مسجد نزدیک اذان می شد پیامبر گویی از صحبتها و نشستن خسته شده باشد می فرمود أرحنا یا بلال، بلال ما را راحت کن.

      قرعه کشی و تقدیم جوایز با حضور شیخ ناجی حمادی مدیر کانون معراج برای اقامه ی نماز و شیخ نعیم قاسم انجام شد. زیبا ترین صحنه مربوط به نفر چهارم مسابقه به نام هادی بود، در کمال ناباوری یک پسربچه ی شش ساله با خوشحالی و عجله روی سن رفت و موجب خنده و شادی و تشویق ممتد حضار شد. شیخ نعیم قاسم هم با خنده جایزه ی وی را به او داد. مجری برنامه از او پرسید مسابقه را چه کسی برایت حل کرد؟ (خنده حضار و سکوت و لبخند هادی) هادی اسمت چیه؟ (بازهم خنده حضار و سکوت هادی)

      اتفاق جالب دیگر مربوط به یکی از برندگان  بود که خانمی با حجاب با پوشیه به طرف سن آمد. از آنجا که در لبنان عموما سلفی ها پوشیه می زنند و شیعیان چادر لبنانی معمولی به سر می کنند، و به خاطر تشنج اوضاع در شهرهای سلفی نشین و خطر اقدامات تروریستی آنان، تمام محافظان از لحظه ی بالا آمدن این خانم تا وقتی جایزه اش را گرفت و رفت چشم به سن دوخته بودند و نگران به نظر می رسیدند.

      به حضار در ابتدای ورود شماره ای داده بودند که قرار بود به 100 نفر از حاضران هم به قید قرعه جایزه ای اهدا شود.