۴۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلار» ثبت شده است

    • رمضان در ایران با اصحاب کهف

      چند روزی است به ایران آمده ام و بعد از زدودن خستگی سفر، چند بار برای خرید به مغازه رفتم. احساس کردم از اصحاب کهف هستم! آخر وقتی یک چیپس دو برابر شده یا یک کیلو سیب زمینی به قیمت ۵۰۰۰ تومان فروش میره (تقریبا دو برابر لبنان) یا پسرک گل فروش که حاضر بود دسته گل مریم خود را به قیمت خرید به من بفروشد و ده هزار تومن طلب می کرد، همه ی اینها مرا تبدیل کرده به موجودی بخیل و خسیس! بله دیگر دست و دل آدم می لرزد برای خریدن یک بستنی یا کیک! هرچند اگر به درامد دلاری حساب کنیم، حتما از خارج ارزانتر است، اما به درآمد یک کارمند یا معلم که در این مدت تغییری نکرده، همه چیز گران شده است. امیدوارم رییس جمهور جدید سیاستهای اقتصادی مناسب تری داشته باشد و خدا هم به مردم صبر و برکت دهد. چرا که فکر نکنم حتی اگر بهااااار بیاید چیزی ارزان شود!!! (چشمک)
      کمی هم بنالم از وضع اینترنت. سیستم مدیریت سایت اصلی ام که باز نمی شود. ایمیل سایت هم همینطور. برای همین ایمیل سایت را فعلا به چاپار تغییر دادم (
      قسمت تماس با نویسنده وبلاگ). هرچند قیمت اینترنت در ایران بسیار ارزانتر است اما سرعت را دیگر ننالم!
      در هر حال از اینکه در ایران هستم بسیار خوشحالم و پیشرفت ها و تغییرات مثبت را شاید بهتر از دیگران درک می کنم و لذت می برم. قدر مملکت را بدانیم و برای پیشرفت هرچه بیشتر آن تلاش کنیم.
      هیچ جا ایران نمی شود.
      ماه مبارک رمضان برای همه شما سرشار از توفیقات معنوی و سلامت روحی باشد.

    • خودباوری

      خودمان را خیلی دستکم می گیریم. بله، ما ایرانی ها همین الان هم از تمام کشورهای همسایه پیشرفته تریم. خیلی از جوانان ما فقط باور ندارند، و با دیدن چهارتا برج و آپارتمان شیک در کشورهای همسایه که توسط مهندسین انگلیسی و امریکایی ساخته شده فکر می کنند عجب کشور پیشرفته ای!!! کشورهای همسایه ی ما که از نظر برخی مردم پیشرفته حساب می شوند تنها هنرشان مصرف پول نفت و سرمایه های ملی و خریداری ماشین و تجهیزات و مهندسین غربی است. در همین کشورها وقتی با یک انسان منطقی حرف بزنید می بینید که از توانایی های ایران در تعجب هستند و خیلی از آنها به ایران و صنعت و اقتدارش افتخار می کنند و آروز دارند کشورشان روزی مانند ایران روی پای خود بایستد نه روی پای آمریکا.

    • صدقه دادم چند صد هزار برابر گیرم اومد

      صدقه 70 بلا را دفع می کند و به مال برکت می دهد و .... خلاصه خیلی خوب است.  خیلی درباره ی صدقه توصیه شده و همه هم می دانیم. اما صدقه های یک قرون دوزاری ما واقعا صدقه است؟ وقتی یه اسکناس صدتومنی پاره گیرمون میاد سریع میندازیم تو صندوق صدقات که از شرش خلاص شیم. صدقه اونه که یه فقیر رو ببینیم و بهش کمک کنیم کارش راه بیفته. امامان ما صدقه زیاد می دادند، نه زیادی اموالشون رو بلکه از لوازم و اموال خودشون که لازمشون داشتن صدقه میدادند. ظاهرا نقل شده که امام حسن علیه السلام چند بار نصف زندگی خودش را به فقرا داد. ما به عنوان شیعه می توانیم چنین کاری بکنیم؟

    • خرید اول ماه-۲

      قیمت محصولات مربوط به تاریخ ۲ دسامبر ۲۰۱۲ معادل ۱۲ آذر ۹۱

    • هرچقدر پول بدهی آش میخوری

      در ادامه ی لیست قیمت ها و خدمات در لبنان موارد زیر رو خدمتتون تقدیم می کنم.

      قیمت محصولات مربوط به تاریخ 7 نوامبر 2012 معادل 18 آبان 91

    • خرید اول ماه

      همیشه اول ماه میرم از یک سوپرمارکت بزرگ که همه چیز داره خرید ماهم رو انجام میدم. چندتا حسن داره: لازم نیست هر روز برم خرید، اجناس تازه و جدید هستند، به خاطر اینکه قیمت هر جنسی پایین تر از مغازه ی معمولیه در کل سود میکنم، به ازای هر 25000 لیره یک امتیاز می گیرم که وقتی 100 امتیاز جمع شد می توانم 50000 لیره مجانی خرید کنم. مدتها بود می خواستم قیمت بعضی اجناس رو بنویسم تا بتوانید با قیمت ها در ایران مقایسه کنید.

    • دلار که بالا بره...

      دلار که بالا بره لیره ابوعطا میخونه! اینو خودم ساختم کپی رایت هم داره!

      از زمانی که هر دلار در لبنان حدود 6 لیره بوده خیلی میگذره. شاید زمان بچگی های من. بعد از جنگ های داخلی و اشغالگری های اسرائیل غاصب، دلار میرسه به 3 هزار لیره! و بلبشوی اقتصادی از اینجا راه میفته. یه بدبختی که حقوقش به لیره بوده خب طبیعتا خیلی فشار اقتصادی رو باید تحمل کنه.

    • کیا پیکانتو

      پیکانتو 2012 - سمت راستی پیکانتوی مدل قدیم است

      کیا پیکانتو را باید همان پراید دانست. نگاه نکنید ایران خودرو ماشینی مثل پیکان را نیم قرن با تغییرات جزئی چراغ و قالپاق و روکش صندلی تولید می کند، تمامی کارخانه های تولید اتوموبیل هر سال برای هر سری اتوموبیل خود تغییرات زیادی اعمال می کنند که گاهی شکل کلی بدنه را تحت تاثیر قرار می دهد.

    • خاطرات سرتیپ - قسمت ششم

      امام را همیشه متهم می کردند که شما و افرادت با اقداماتتان این مملکت را به نابودی می کشید.

      یک بار رسیدم منزل همسرم گفت کجایی؟ گفتم: از کی تا حالا از من بازجویی می کنی؟ کار داشتم بیرون بودم. گفت: نه خیلی دنبالت می گردند. گفتند اگر آمدی سریع با سفارت امارات تماس بگیری. وزیر خارجه شان سفرش را عقب انداخته تا تو را ببیند. با تعجب رفتم زنگ زدم به سفیر. گفت: خدا حفظت کنه کجایی. تو را به خدا سریع بیا اینجا. بلند شدم رفتم سفارت. وزیر خارجه ی امارات مرا به گرمی در آغوش کشید و خیلی مرا تحویل گرفت. مانده بودم چرا.