۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سربازی» ثبت شده است

    • سفرنامه آقای سینسیر مشهدی به لبنان - قسمت ششم

      سفرنامه زیر خاطرات یکی از جوانان هموطن است که به لبنان علاقه مند می شود. برای رفتن به لبنان زبان عربی خود را تقویت می کند و در نهایت به تنهایی سفر کرده و به لبنان سفر می کند. علاوه بر تجربه زیبای سفر، نگاه موشکافانه ایشان قابل تامل است. وی در یک سفر کوتاه نکات زیادی را متوجه شده و زندگی در لبنان را تا حدودی تجربه کرده است. در ادامه مطلب، قسمت ششم سفرنامه ایشان بدون دخل و تصرف آمده است.

    • وقتی سربازها گروگان گرفته می شوند

      آزادی سربازان ایرانی

      گروگان گرفته شدن مرزبانها در تمام دنیا سابقه دارد و فقط مربوط به ایران نیست. اما تلاشهای دیپلماتیک و پاسخ نظامی به این پدیده، امری است که قضیه گروگانگیری را تحت الشعاع قرار می دهد.

      مثلا در سال 2006 وقتی حزب الله لبنان در عملیات وعده صادق چند سرباز اسراییلی را لب مرز به اسارت گرفت، رژیم اشغالگر قدس با وحشیگری تمام، یکی از بزرگترین جنگ های منطقه در چند سال اخیر را آغاز کرد که البته بعدها معلوم شد برای جنگ از قبل برنامه داشته اند و عملیات حزب الله مجبورشان کرد زودتر از موعد در حالی که رودست خورده بودند وارد جنگ شوند.

      وقتی دولتی ضعیف مثل لبنان نمی تواند از حقوق خود دفاع کند، دشمنش هرچه بخواهد انجام می دهد.

      اگر کشور را ضعیف کنند یا ضعیف جلوه بدهند نتیجه این می شود که برای احقاق حق خودمان، نمی توانیم قدمی برداریم. پاکستان ایران را تهدید می کند که اگر وارد خاک این کشور شویم فلان و بهمان می کند!

      هنوزموشک باران پادگانهای منافقین در عراق توسط ایران را یادم نرفته . وقتی قوی باشیم می توانیم و انجام می دهیم. هیچ کس هم نمی تواند بگوید چرا.

    • سربازی - ایران - لبنان

        سربازی برای خودش عالمی داره. یکی از قسمتای پر خاطره اش نگهبانیه. نگهبانی تو شب یه لذتی داره که آدم بعدا درک میکنه. اون موقع تو سرما و تاریکی و یه سرنیزه باید سرپا وایسید در حالیکه میدونید با وجود نگهبانان مسلح دژبانی، پشه هم نمیتونه وارد پادگان بشه. اون موقع است که حوصله آدم سر میره. بعضی ها روی دیوار با سرنیزه یادگاری می نویسن و ماه های باقیمانده تا پایان خدمتشان را حساب می کنند، بعضی ها هم نوشته های بقیه رو میخونن؛ مثل من. اون موقع است که می رسید به یه بیت شعر یا دلنوشته ای که یه سرباز برای امام زمان نوشته و با او درد دل کرده و یادتون میاد سرباز کی هستید.

    • بالاخره ریش سازمانی یا ریش عقیدتی؟

      تصویر تزیینی است. من نیستم هرچند کمی شبیهیم!
      تراشیدن یا نتراشیدن، مسأله این است!
      ریشی که ما مردها در می آوریم چیزی است که برای خیلی ها مسأله است. بعضی ها می تراشند بعضی ها با ماشین می زنند بعضی ها بلند می کنند، برخی از روی عقیده آن را نمی تراشند، برخی از روی سلیقه.
      اما من همیشه داستان برخورد پیامبر با دونماینده ی امپراطوری پارس برایم جالب بود که فرمودند خدای من به من دستور داده سبیل را کوتاه کنم و ریش را بلند بگذارم.

    • مقایسه های مختلف بین جوانان ایرانی و لبنانی

      قبل از هر چیز متذکر می شوم شناخت من از جوانان ایرانی ناشی است از تعامل با اهل تهران و شهرستانی هایی که در دانشگاه و سربازی دیده ام و شهرستانهای مختلفی که به آنها مسافرت داشتم مانند مشهد مقدس، قم، اصفهان، شیراز و شهرهای بین راه، شمال و شهرهای آن، تبریز و...
      شناخت من از لبنان هم از تعامل با اهل بیروت و جنوب است که چون بیشتر در جو مسلمانان و خصوصا شیعیان بوده ام، ممکن است کامل و تعمیم پذیر به کل جمعیت لبنان نباشد. اما از آنجا که جمعیت شیعیان و مسلمانانی که در مناطق مورد مشاهده من درصد بالایی از جمعیت است و در بیروت هم تمام اقوام و خاندانهای لبنانی حضور دارند می توان برای شناخت کلی به این بحث استناد کرد.