۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سفر» ثبت شده است

    • سفر به قلب مقاومت - روز چهارم، روز پایانی+ تصویر

      قسمت چهارم و پایانی سفرنامه جناب آقای محمدی نایینی. کیفیت تصاویر این سفرنامه توسط بنده عوض نشده و حجمی در حدود 6.61 مگابایت دارند. اگر از اینترنت موبایل استفاده می کنید، می توانید بعدا به مطالعه این مطلب بپردازید

      امروز را به بعلبک برای زیارت سیده  خوله اختصاص دادم. بعلبک برخلاف حدیقه الایرانیه و ملیتا، ون خطی مستقیم داره. لذا با سید صحبت کردم که خودم برم سید هم انگار خیلی سرش شلوغ بود، روزه هم بود با کمال میل قبول کرد. پرس و جو کردم جایی به نام مُشرّفیه تاکسی ون های بعلبک اونجا جمع بودند. سوار شدم و صندلی جلو نشستم.

      20 کیلومتر اول از نظر زیبایی محشر بود. باید از غرب جبال لبنان به شرق بریم. یه ارتشی هم مسافر ون بود که باعث شد محض احتیاط عکس نگیرم و جلب توجه نکنم. جاده فوق العاده شلوغ و همه ش هم سربالایی بود.
      بعد از حدود 2 ساعت مسیر 83 کیلومتری بیروت بعلبک پیموده شده. توی راه چندتایی ایست بازرسی  بود ولی هیچ کدوم برای بازرسی نگهمون نداشتند. روبروی حرم سید خوله پیاده شدم.

    • سفر به قلب مقاومت - روز سوم+ تصویر

      کیفیت تصاویر این سفرنامه توسط بنده عوض نشده و حجمی در حدود 4.5 مگابایت دارند. اگر از اینترنت موبایل استفاده می کنید، می توانید بعدا به مطالعه این مطلب بپردازید.

      روز سوم

      صبح سید آمد دنبالم. روز اول در مورد قصدم از سفر یک روزه به سوریه در صورت امکان به قصد زیارت حرم حضرت زینب و حضرت رقیه علیهما سلام گفته بودم. سید منا برد به یکی از شرکت های زیارتی در ضاحیه. یه همچین توری موجود بود اما فقط  برای زیارت حرم حضرت زینب علیها سلام زائر می بردند به قیمت 30$ یا بیشتر دقیقاً خاطرم نیست. خواستم هزینه شا که گفتن تا فردا باید تعداد نفرات به حد نصاب برسه. سید هم گفت باید بیشتر در مورد شرایط سفر یک ایرانی (که به هیچ سازمانی وصل نیست) از خاک لبنان به سوریه پرس و جو کنه. بعدش منا برد به جایی که اصلا قرار نبود بریم اونجا. برام جالب بود تقریبا هر جایی میرفتیم نه تابلویی نه نشونی فکر میکنم بعد از جنگ تموز که اسرائیل تمام ساختمان های حزب الله را در ضاحیه نابود کرد تصمیم گرفتند ساختموناشون بی نام و نشان باشه. [توضیح: در لبنان عموم خیابانها اسم ندارند. برخی مناطق توریستی خیابانهای اصلی اسم دارند.] به هر حال رفتیم جایی که کارمنداش همه شبیه به مثلا بنیاد شهدا بودند. ریش آنکارد کرده و پیراهن روی شلوار. رفتیم توی دفتر رئیس. سید یک پاکت از جیبش در آورد و رو به من گفت: رد الأمانات إلى أهلها. پاکت پولی بود که از ایران برای کمک به مقاومت برده بودم و به سید داده بودم تا بدست اهلش برسونه. سید هم خواست بنده شاهد رسیدنش به دست اهلش باشم که البته هیچ الزامی نداشت. ولی شانس ملاقات آدمهای نازنینی را پیدا کردم. از رئیس اون موسسه که کارشون جمع کردن کمک های مردمی و متعاقبا حمایت مالی از مقاومت بود، در خواست کردم که حالا که اومدم تا اینجا و شما هم دفتردستک دارید لطفاً به ازای نفراتی که بهم پول دادن قبض صادر کنید و ایشون قبول کرد. و رسیدها را به اضافه ی یک دستخط چاپ شده ی سید حسن نصر الله با مضمون تشکر به خاطر کمک به مقاومت به من داد.

      تشکر سید حسن نصرالله

       

       

    • سفر به قلب مقاومت - روز دوم + تصویر

      قسمت دوم سفرنامه آقای محمدی نائینی، روز پر خاطره ای را بازگو می کند. هرچند زمان سفر ایشان، در اوج مشکلات امنیتی و خطرات بوده و حساسیت نیروهای امنیتی، باعث ایجاد زحمت برای ایشان شده است اما باید بدانید پنج سال قبل هیچ خبری از ایست بازرسی و گیر دادن نبود.

       

      روز دوم

      صبح را با نام خدا و صبحونه سفارش شده ی همسرم شروع کردم.  نون خشک، پسته و کشمش. توی تراس داشتم صبحونه میخوردم  که صدای آهنگ های حماسی حزب الله از خیابان مجاور رو شنیدم.
      رفتم لب تراس دیدم تا چشم کار میکنه نوجوان های 10ساله تا 16 ساله با تی شرت های ورزشی متحد الشکل توی خیابون مسابقه ی دو داشتند. شب خبرش رو المنار پخش کرد. گفت یه مسابقه دو 15000 نفری بود. باخودم گفتم امروز را به بازدید از بیروت اختصاص میدم. از محل اقامتم به مقصد موزه ی ملی لبنان زدم بیرون. این دومین روز سفر من به لبنانه و اولین باریه که تنها وارد زندگی اجتماعی لبنانی ها میشم. درفکرم به شکل ساده لوحانه ای این تصور صورت گرفته بود که اولا چون ایرانی هستم و توی ضاحیه جنوبی و ضاحیه ای ها که همه طرفدار حزب الله هستن، پس از همه شون باید انتظار احترام و برخورد شایسته ای داشته باشم. ثانیاً من از کشوری میومدم که امنیت اجتماعی توی شهرهاش نهادینه شده و مخصوصا به خاطر کثرت معاشرت با گردشگران خارجی، این نکته نه چندان هویدا بارها ازشون شنیده بودم که در طی سفرشون یک بار هم پلیس از اونها درخواست بررسی پاس و ویزا نکرده. شاید همین انتظار را درلااقل بیروت داشتم. دقایقی نگذشت که تمام این تصورات یا بهتر بگم مهملات در رابطه با وضعیت لبنان فروریخت. اومدم تو خیابونی که مسابقه دو برگزار میشد. بعضی والدین با بچه هاشون آمده بودند منم فکر کردم ورود بشون مانعی نداره و زدم به صف بچه ها.

      مراسم دوی همگانی در ضاحیه

      صد متر نرفته بودم، سر اولین چهار راه، که متوجه نگاه سنگین ارتشی های مسلح شدم. از جمع دونده ها زدم بیرون ده قدم نرفته بودم که یه نفر با لباس نظامی یکدست سیاه، شبیه به یگان ویژه ی ناجا دوید اومد سمتم. شروع کرد عربی حرف بزنه که حالیش کردم عربی خیلی کم میدونم. گفت اینگلیسی بلدی؟

    • راهنمای سفر به لبنان

      لبنانسفر به لبنان یکی از تجربه هایی است که اگر با هدف و برنامه همراه باشد بسیار مفید و فراموش نشدنی است. بسیاری از افراد سفر به لبنان را دوست دارند، برخی ها برای مناظر طبیعی جغرافیایی، برخی هم برای مناظر طبیعی زنده! برخی هم به عشق جهاد و مقاومت و شهادت.
      پنج سال پیش که برای تحصیل و ادامه زندگی به لبنان رفتم قیمت دلار حدود هزار و صد تومان بود. وضع لبنان هم خوب بود. نه جنگ بود، نه گرانی، نه پناهنده های سوری در لبنان بودند؛ امنیت کامل برای توریسم فراهم بود. تورهای ایرانی زیادی در آن سالها به لبنان می آمدند و همیشه لب دریا و کنار صخره روشه، پر بود از توریستهای ایرانی.
      بعد از گران شدن بی سابقه دلار و پس از جنگ در سوریه و بمب گذاری در لبنان دیگر ندیدم تور ایرانی در لبنان بچرخد. با این حال افراد بسیاری هستند که با وجود شرایط نامساعد مایلند به لبنان سفر کنند.
      برای سفر به لبنان چه به قصد تجارت باشد چه بررسی اوضاع دانشگاه ها و تحقیق علمی، و چه برای گشت و گذار، نکاتی را خدمت دوستان عرض می کنم:

    • خادمه در لبنان

      سالیانی است در لبنان داشتن خادمه فراگیر شده است؛ شاید بیست سی سال یا بیشتر. خادمه شبیه کلفت های قدیم خودمان هست. آنها از یک کشور خارجی برای کار به لبنان می آیند و در ازای یک حقوق ماهیانه اندک، تمام کارهای خانه را انجام می دهند: ظرف شستن، نظافت منزل، گردگیری، لباس شستن و پهن کردن، بچه داری، بچه شوری، گردش بردن بچه ها یا سگ! ، بعضی ها خرید کردن از مغازه بغل منزل، شستن سبزی و میوه و خرد کردن و سرخ کردن و اگر با سلیقه و تمیز باشد، غذا پختن، خلاصه تمام کارهای یک کدبانو را انجام می دهند. آنها اجازه دارند روزی 8 ساعت استراحت کنند و فقط ده ساعت در روز کار کنند، هر هفته هم یک روز مرخصی بروند.

    • رمضان در ایران اسلامی

      امسال فکر نمی کردم شرایط فراهم شود و به ایران بیایم. اما به واقع سلطان جود و سخا حضرت امام علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثناء ما را طلبید و شکر خدا به ایران آمدم. سختی سفر با دو بچه کوچک کمتر از آنی بود که فکر می کردم. البته کم خوابی های قبل سفر و بعد از سفر، بخصوص به خاطر شرایط ماه رمضان و کم بودن فرصت افطار تا سحر، کمی مرا تحت فشار قرار داده است.

      هرچند فامیلهای نزدیک و چند دوست خیلی صمیمی ام در جریان آمدنم قرار گرفته اند اما بسیاری از دوستان دیگر هستند که هنوز بی خبرند. دوستان زیادی از قبل سفارش کرده بودند اگر ایران آمدم سراغشان بروم. آنقدر لطف دوستان زیاد است و فرصت من محدود که شرمنده بسیاری از عزیزان خواهم شد. امیدوارم از اینکه عمده وقت خود را با خانواده و والدین عزیزم هستم و فرصت دیدار همه عزیزان را نخواهم داشت ناراحت نشوند.

    • قبله در لبنان کدام جهت است؟

      پیدا کردن قبله در سفرهای خارجی و حتی داخلی مستلزم آن است که اولا مکان خود را روی نقشه بدانیم و سپس جهت خود را با مکه پیدا کنیم. در این میان قطب نما (یا قبله نما) بسیار کمک بزرگی برای پیدا کردن قبله است. اما اگر جایی بودید و قطب نما همراه نداشتید، می توانید با برنامه های قبله نمای تلفن هم جهت تقریبی قبله را به دست آورید. در غیر این صورت باید یک شاخص برای فهمیدن شمال وجنوب را در نظر بگیرید و نسبت به آن جهت خودتان را مشخص کنید. در لبنان جهت قبله 160 درجه از شمال اختلاف دارد. یعنی اگر رو به جنوب بایستید باید بیست درجه به سمت چپ متمایل شوید. از آنجا که غرب لبنان دریای مدیترانه وجود دارد هرجای لبنان رو به دریا بایستید دست چپ شما جنوب است.

      طنز درباره جهت قبله در لبنان