۶۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سوریه» ثبت شده است

    • ضاحیه این روزها چه حال و هوایی دارد؟

       

      حزب الله لبنان وقتی وارد جنگ در سوریه شد، خود را برای همه چیز آماده کرده بود: شماتت دوستان، تهدیدهای دشمنان، خمپاره و راکت ها، بمب ها و خطرات دیگر. اما چه شد که دو انفجار در ضاحیه یعنی مرکز حزب الله در بیروت رخ داد؟

      اگر اخبار شبکه ها و روزنامه های عربی را دنبال کنید می بینید که همه می گویند انفجارها و عملیات های القاعده توسط شخصی به نام بندر بن سلطان برنامه ریزی و اجرا می شود. سیاست های حکومت پادشاهی سعودی توسط اقدامات خرابکارانه ی این شخص در دیگر کشورها دنبال می شود. یعنی ملک عبدالله دیگران را مهره هایی می پندارد و وقتی بخواهد، چند میلیارد دلار به این امیر بندر می دهد و می گوید برو کارش رو تموم کن! در قضیه سوریه هم او را فراخوانده و با دادن بودجه کلانی گفته این بابا (بشار) رو من دیگه نبینم! تو رو هم نبینم تا بشار سقوط کنه! چطور شد که در عراق و افغانستان و مصر و دیگر کشورها این اقدامات تاثیر گذار بود اما در لبنان به شکست انجامید؟

    • بالاخره آمریکا وارد جنگ می شود یا خیر؟

      آیا جنگ خواهد شد؟

      دل خیلی ها با شنیدن کلمه جنگ می لرزد. بعضی ها بیشتر بعضی ها هم کمتر. با اولین تهدید آمریکا به حمله به سوریه خیلی ها ترسیدند. همه می دانند هدف اصلی جنگ در سوریه قطع دستان ایران است. و بعد از آن نوبت جنگ به ایران می رسد. حالا ببینیم کفه ی ترازو به کدام سمت است.

    • وقتی دبیرکل حزب الله مدعی شد جوانان مدافع حرم به جهنم می روند

       

      وقتی حزب الله عملا شکل گرفت دبیرکل نداشت. بلکه شورایی بود و سخنگویی داشت به نام سید ابراهیم امین السید. اولین دبیرکل حزب الله شیخ صبحی طفیلی بود. او یکی از علمای شیعه بود که در زمان امام موسی صدر از مویدین امام بود و جزو هیئت عمومی مجلس شیعیان بود. وی فردی انقلابی و تند بود و خطابه های خشک و خشنی ایراد می کرد. دوره ی دوم سید عباس موسوی انتخاب شد. امری که به مزاق شیخ صبحی طفیلی خوش نیامد. البته بیشتر افراد شورا خواستار دبیر کلی سید حسن نصرالله بودند. چرا که وی را از نظر مدیریت عملیاتی و اجرایی از بقیه بهتر می دانستند و رابطه ی عاطفی بهتری با وی داشتند و کلام و خطاب دلنشین وی را متمایز از دیگران می دیدند. ایران هم سید حسن را قبول داشت. اما سید حسن به جهت تواضع و احترام به سید عباس، کناره گرفت و شورا، سید عباس موسوی را برگزید. شیخ صبحی طفیلی برای دور بعدی دندان تیز کرده بود! وقتی سید عباس شهید شد شورا به اتفاق آرا سید حسن را برگزید. شیخ صبحی طفیلی خیلی برایش گران تمام شد و بنا به مخالفت و سرکشی گذاشت.

    • شبی که سید حسن نصرالله تا صبح گریست

      بعد از پیروزی ارتش سوریه در بازپس گیری شهر استراتژیک القصیر و استمداد از حزب الله لبنان در نقشه ی هجوم و عملیات و پاکسازی، نیروهای تکفیری بسیار از دست حزب الله و شیعه عصبانی شدند. با صدور فتواهای مختلف خون شیعه را حلال اعلام کرده و گفتند حتی در خارج از سوریه باید شیعیانی را که حامی حزب الله هستند کشت.

      برای جبران آبروی از دست رفته و کسب روحیه، برنامه ی حمله به روستاهای شیعه نشین را آماده و اجرا کردند. در منطقه ی دیرالزور که از همان اول در دست تروریستها بود به روستای حطله حمله کردند.

    • شگفتی تحلیلگران غربی از ایغوز حزب الله

      این مطلب توسط خودم ترجمه شده و انتشار آن فقط با ذکر منبع مجاز است.



      ابراهیم ناصر الدین - الدیار

      جنگ حزب الله در سوریه فقط برای مقابله با تکفیری ها نیست. بلکه جنگی بر ضد ارتش اسراییل است که مستقیما وارد درگیری شده و پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی و عملی در میدان نبرد به مسلحین سوریه عرشه می دارد.

    • فلسطینی ها و دشمنی با مقاومت!

      - سایتی فلسطینی به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد: یک مسئول امنیتی بزرگ حزب الله به علی برکه یکی از رهبران حماس در لبنان هشدار داد که حماس و رهبران آن در لبنان عنصر نامطلوب تلقی شده و باید به سرعت و خلال چند ساعت لبنان را ترک کنند.

      به گفته ی منبع این خبر، دلیل این اقدام، مشارکت حماس در جنگ سوریه به دستور قطر و برای کمک به تروریستها بوده که ادله ی انکار ناپذیری در این راستا وجود دارد.

    • شیعیانی که به دست سلفی ها شهید می شوند

      دیروز شهید جوانی از حزب الله در صیدا تشییع شد که با مزاحمت سلفی ها، در شهر برای مدتی تشنج ایجاد شد.

      شهید صالح الصباغ در خانواده ای سنی به دنیا آمد و بزرگ شد. بعد از آنکه شیعه شد به مقاومت پیوست و آموزش های مختلف را گذراند. دیروز که پیکر پاکش را می خواستند طبق وصیتش در قبرستان شیعیان صیدا دفن کنند پدرش مخالفت کرد.

    • سوریه چه خبر؟

      صبح همین امروز جلوی دانشگاه لبنانیه تو حدث که مسابقه ی شهید مطهری اونجا برگزار شده بود سوار یه تاکسی شدم. قیافه اش نمی خورد شیعه باشه. آخه شیعه ها یه شمشیر یا یاعلی یا نوار سبز آویزون میکنن به آینه. داشت نوار قرآن عبدالباسط رو گوش می کرد. رسیدیم به یه چهار راه. چشمش افتاد به پلیسی که بیخیال نسبت به حرکت های خلاف ماشینها فقط دست تکون می داد. گفت حاجی؛ من تازه از دمشق اومدم. اونجا انگار نه انگار جنگه. تو اوج درگیری و بمب و خون، خیابونا رو کارگرای شهرداری میان طبق معمول تمیز می کنن، گل می کارن، درختارو اصلاح می کنن، برق همیشه وصله (آخه لبنان برعکسه و در اوج صلح و صفا همیشه قطعی برق دارن) کسی برخلاف قوانین راهنمایی و رانندگی حرکتی نمیکنه، کسی جرات نداره پشت فرمون با موبایل حرف بزنه. خلاصه اینقدر خوبی گفت از سوریه و مقایسه کرد با لبنان که تشویق شدم برم جهاد! آخرش گفت انشالله سوریه با مقاومت مردمش و کمک خدا و ایران و شرفای دیگه به وضع قبل برگرده.

      گفتم انشالله. همیشه مقاومت جواب میده.

    • به بهانه ی شهادت یک مرد

      خبر شهادت مهندس حسام خوشنویس، مسئول هیئت بازسازی لبنان، کسانی را که آن مرد را از نزدیک دیده بودند شوکه کرد. مردی که در هیئت ها و سینه زنی های ایرانیان مقیم لبنان حضور می یافت و در نهایت تواضع و فروتنی مانند بقیه و گاه آرامتر و متواضع تر در بین حاضرین می نشست و بسیاری از اوقات هم قسمتی از دعا را با صدای مردانه و زیبای خود می خواند. در مجالس سینه زنی میاندار بود و پرشور نام مولایش حسین را فریاد می زد. در عین حال شوخ طبع و خوش برخورد و مودب بود و همیشه لبخند زیبایی بر لب داشت.