۵۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید حسن نصرالله» ثبت شده است

    • پخش شربت شهادت در لبنان

      شنبه گذشته قرار بود سید حسن نصرالله صحبت کند. با انتشار خبر پیروزی های پله پله و مرحله ای در منطقه کوهستانی قلمون بین لبنان و سوریه، مردم می گفتند معلوم است سید حسن که قرار است شنبه صحبت کند، می خواهد پیروزی در این جنگ را اعلام کند. بعضی هم به شوخی می گفتند: بله، سید به جوانهای حزب الله گفته تا شنبه بزنید تمومش کنید کار رو!
      پیروزی در قلمون از لحاظ نظامی، موفقیت بسیار بزرگی است. مناطق کوهستانی صعب العبور در منطقه ای به وسعت حدودا 300 کیلومتر مربع، با داشتن استحکامات و سنگر و تونل و غارهای طبیعی، به ادعای تروریستها و کری خوانی های قبلیشان، قرار بود مقبره مبارزان حزب الله شود! برای همین هم بود که وقتی در کمال ناباوریِ افسران اطلاعاتی خارجی حامی داعش و تروریستها، حزب الله مناطق وسیعی را به سرعت آزاد و پاکسازی کرد، شبکه های دروغ ساز حامی تروریسم مثل الجزیره و العربیه آمار عجیب و غریبی از تعداد بالای شهدای حزب الله در این درگیری جعل و منتشر کردند.
      با این حال وقتی سید حسن نصر الله روز شنبه از این دستاورد غیر قابل باور و معجزه گونه پرده برداشت، حقایق را اعلام کرد. کل عملیات با آن وسعت و با آن سختی، تنها 13 شهید تقدیم کرده بود. 13 نفر از شیعیان علی در ماه مبارک رجب که در روز 13 ام آن مولایشان در کعبه، قبله دلها و جانها متولد شده، در راه دفاع از انسانیت جان خود را تقدیم کردند.

      سید حسن نصراللهوقتی سید حسن داشت سخنرانی می کرد لیوانی از شربت آبلیمو یا بقول لبنانی ها لیموناضه (لیموناد) بر روی میز داشت که گاه در کمال آرامش جرعه ای می نوشید.
      از همان شب مردم درباره لیموناد، مطالب جالبی منتشر کردند:

    • عملیات موفق حزب الله در شبعا

      ظهر آمدم سوار ماشین شوم دیدم راه را بر روی من بسته اند. در لبنان خیلی عادی است که ماشین را بدجور پارک کنند و بروند. البته عموما یا شماره تلفن میگذارند یا همان مغازه های روبرویی در حال خرید هستند و با بوق زدن، پیدایشان می شود. دیدم شیشه باز است و خانم مسنی سمت راست راننده نشسته و سیگار می کشد. سلام کردم گفتم ببخشید من می خواهم رد شوم. گفت بیا خودت ماشین را جابجا کن. رفتم جلوی در، بعد ترسیدم در را باز کنم همسرش پیدایش شود و شاکی بشود. گفتم حاج آقا طول دارند؟ گفت: حاجی نیست. دخترم راننده است، خودت بیا ماشین رو روشن کن. گفتم با اجازه. در را باز کردم و نشستم.جیپ عجب ماشینی بود. قبلا از این جیپ های چیروکی سوار شده بودم اما این یکی خیلی مدل بالا و جدید بود. کلی فرق داشت با مدلهای قدیمی. تمیز و شیک و پر امکانات بود. ماشین را روشن کردم و ترسان لرزان آرام آرام عقب رفتم. کوچه تنگ بود و مجبور شدم بروم جلوتر و دور بزنم. در این میان حاج خانم که داشت سیگار می کشید و فنجان قهوه اش هم در دستش بود گفت: دیدی چه کردند؟
      اولش نفهمیدم و فکر کردم مثلا داره میگه چیکار میکنی؟ (چرا زیاد رفتی جلو). بعد متوجه شدم از عملیات دیروز حزب الله صحبت میکنه. کلی قربون صدقه بچه های حزب الله رفت و دعاشون کرد. گفت دیدی چقدر مردم خوشحال شدند. خدا حفظشون بکنه.
      داشتم پیاده می شدم گفت: خدا حفظت کنه مادر. اما نگفتی از کجایی؟ (در لبنان چون کشور کوچکی است عموما مردم همدیگر را می شناسند لذا می پرسند اهل کدام ده یا شهر هستی)
      گفتم من ایرانی هستم. گل از گلش شکفت. گفت: اهلا و سهلا ببلدک. خوش آمدید، سرزمین خودته. خلاصه خداحافظی کردم و رفتم.

      ***

      دیروز که سر کار نشسته بودم یکی آمد و گفت: زدن! خبرش نیومد؟ 15 تا کشته!
      هاج و واج مونده بودم؛ کی کیو زد؟ تو لبنان؟ دوباره عملیات تروریستی شده؟ چی شده؟

      عملیات شبعامتوجه شدم که حزب الله عملیات کرده و تازه خبرش دارد پخش می شود.
      عملیات روز گذشته حزب الله عملیاتی بود بی نظیر که از لحاظ نظامی می توان آنرا معجزه نامید. پس از عملیات رژیم صهیونیستی در قنیطره و به شهادت رساندن بچه های حزب الله و سردار الله دادی، این رژیم بشدت آماده پاسخ بود و نیروهای زیادی هم به مرزهای لبنان ارسال کرده بود. از آنجا که انجام عملیات بر ضد صهیونیستها نیازمند بررسی ها و در نظر گرفتن جوانب زیادی است و عملیات مراقبت و کسب اطلاعات گاهی ماه ها طول می کشد، کسی تصور نمی کرد حزب الله به این سرعت عملیاتی آنهم از خاک لبنان انجام دهد.

    • چرخ زندگی حزب الله هم نمی چرخد

      هرچند به دلایلی تصمیم داشتم تا دیگر هیچ مطلبی راجع به حزب الله ننویسم اما لازم دیدم این مطلب برای حفظ حقیقت و روشن شدن زوایای مبهم پیرامون حزب الله منتشر شود تا کمتر به آن ظلم شود.


      کم کم دارد پیر می شود. از حزب اللهی های قدیم است. همانها که همرزم سید حسن نصرالله بودند. بعدا به دلایل مختلفی حزب الله رو رها کرده و به قم رفته بود تا درس طلبگی بخواند. آدم توداری است و هیچ وقت خاطره نمی گوید و خیلی از سوال ها را پاسخ نمی دهد. اصلا حرفی از اینکه برعلیه اسراییل جنگیده، اسیر شده و آزاد شده نمی زند. از آن نیروهای مخلص بوده و هنوز هم خانه و ماشین ندارد.
      از او پرسیدم جوان های حزب الله چگونه زندگی شان می چرخد؟ حقوقشان خیلی خیلی کم است.
      گفت: «بله حقوقی که می گیرند زندگی را نمی چرخاند. یک جوان حزب الله یا باید بی خیال زندگی شود و قید زن گرفتن و زندگی داشتن را بزند یا پدرش پولدار باشد وکمکش کند.
      مجاهدان حزب اللهیادم هست خیلی قدیم، زمان اشغال اسراییل، یکی از برادران بود که همسرش وضع حمل کرده بود. پستش تمام شده بود و باید می رفت مرخصی اما دو هفته در خط با ما ماند و منزل نرفت. چون پول نداشت هیچ چیزی برای خانه بخرد. اینگونه مجاهدت کردند تا حزب الله به اینجا رسید. قدیم هم حزب الله بیمارستان و خدمات اجتماعی نداشت. الان باز وضع بهتر است. دوا و دکتر ارزان در اختیار نیروها هست. وگرنه قدیم اصلا کسی نمی توانست با خرجی حزب الله زندگی کند. اصلا آن اوایل که حقوق نمی دادند. الان هم نگاه به اشتغال در حزب الله به عنوان شغل واقعا غلط است و فقط کسی که عاشق جهاد و شهادت باشد می تواند در آن باقی بماند. وگرنه باید یک شیفت دیگر جایی کار کند؛ پای زمین، یا مغازه دوستان و فامیلها.

    • وقتی یک متخصص ماشین در آمریکا از برخی مسئولان و فعالان رسانه ای ما بهتر می فهمد!

      بله، متخصص ماشین!
      دو سه شب پیش با جمعی از جوانان لبنانی به قول خودشان سَهرَة کردیم؛ یعنی شب نشینی. ساعت ده شب رفتیم در یک رستوران نشستیم و تا ساعت یک نصف شب حرف زدیم. دو نفر قلیان می کشیدند و یکی سیگار. ما هم مجانی دودشان را استفاده می کردیم!
      یکی از آنها در آمریکا متولد شده بود و در آنجا زندگی می کرد. پس از چندین سال، تعطیلات را آمده بود لبنان. عربی اش ضعیف نبود و قطعا از من بهتر بود. اما ماشالله انگلیسی را کاملا بومی (native) صحبت می کرد. در آمریکا کارش مهندسی اسپرت کردن ماشین است. البته در محل زندگی مشتری! (برای مرفهین بی دردی که حال ندارند به کارگاه و تعمیرگاه بروند و منتظر بمانند). از نصب باند و سیستم صوتی و قفل مرکزی و مانیتور گرفته تا شیشه دودی کردن و غیره. وضع کارش خیلی خوب است و از آن کاملا راضی است. از جوانهای بی دغدغه ای می گفت که نمی دانند با پولهای باد آورده چه کنند. زن و بچه که ندارند، پول دارند و خرج اسپرت کردن ماشین می کنند. درصد عمده شان هم مهاجران هستند. عربها و بیشتر از آنها، سیاه پوستها. از جوانی می گفت که آمده بود روی بدنه بی ام دابلیو آخرین مدل اش در طرف راست و چپ ماشین مانیتور بزرگ نصب کند تا رهگذران هم از دیدن فیلم بی نصیب نمانند! (یک ضرب المثل فارسی می گوید: تا احمق در جهان هست ماهیخوار گرسنه نمی ماند!)
      یکی از جوانها از او درباره تظاهرات سیاه پوستان و مشکلاتی که به خاطر قتل سیاه پوستان و رفتار نژادپرستانه پلیس بوجود آمده سوال کرد. پاسخش جالب بود.

    • چرا نتوانستند سید حسن نصرالله را ترور کنند

      چند روز پیش خبری توسط برخی خبرگزاریهای خارجی منتشر شد مبنی بر اینکه رژیم صهیونیستی قصد داشته در عاشورا سید حسن نصرالله را ترور کند. امروز هم در رسانه های ایرانی این خبر ترجمه و منتشر شده است. با هم مروری داشته باشیم و ببینیم این رژیم اصولا در این شرایط امکان انجام چنین جنایتی را دارد یا نه.

      پس از ترور شهید سید عباس موسوی دبیرکل حزب الله، توسط جنایتکاران صهیونیست، همیشه امکان ترور برای رهبر بعدی هم قابل پیش بینی بود. خصوصا بعد از پیروزی های پی در پی حزب الله و شکست های پیاپی و ذلت بار صهیونیست ها، این امر با اقرار خودشان از شک به یقین تبدیل شد. آنها اگر لحظه ای امکان نابود کردن شخصی را در لبنان داشته باشند، کوتاهی و تعلل نخواهند کرد. 

    • عاشورایی که گذشت

      تقریبا از سه ماه پیش کلیپ نوحه زیبایی از مداح بحرینی، حسین اکرف در نظر گرفته بودم و کار ترجمه آن را انجام داده بودم که برای محرم با زیرنویس فارسی تقدیم دوستان عزیز کنم؛ اما گرفتاری ها و مصیبت های پیاپی، این توفیق را از من سلب کرد. سه روز علی اصغر (پسر یکساله ام) در بیمارستان بستری شد و شبها که روضه می رفتم کمی بهتر از همیشه با امام حسین و علی اصغرش احساس نزدیکی می کردم. سه روز هم خودم سینوزیت شدیدی پیدا کردم که تا به حال سابقه نداشت و اصلا نتوانستم دسته راهپیمایی روز عاشورا در ضاحیه را شرکت کنم و خلاصه ذره ای حال امام سجاد علیه السلام را هم درک کردم! 

      این روزها حرفهای گفتنی زیاد بود و عکسهای دیدنی هم بیشمار. حیف که نمی شد عکس گرفت!

      حزب الله مثل همیشه منظم و دقیق و با برنامه، توانست برنامه های عزاداری را انجام دهد و هیچ مشکل و خطری هم برای مردم پیش نیامد. واقعا زحمت کشیدند و تعداد زیادی از جوانها شب را پاسداری دادند و مسیر راهپیمایی را پاکسازی و امن کردند. روز راهپیمایی هوا بارانی و سرد بود اما جمعیت واقعا چشمگیر و پرابهت بود. از غیرت لبنانی ها خوشم می آید، همیشه پای کار هستند. حتی دسته عزاداری شان با وجود تمام خطرات و تمام سختی ها با شور و نشاط و حضور عجیبی همراه است. در دفاع از اهل بیت کم نگذاشته اند. چه در سوریه چه در عراق و بقول سید حسن هرجا که لازم باشد. 

      یک نفر غیرانقلابی در ایران به من گفت لبنانی ها ولایتشان ضعیف است! آنقدر حرصم درآمد! می خواستم بگویم نه ولایت شما خوب است که در حد سینه زنی در زمان صلح و آرامش و در سایه امنیت جمهوری اسلامی هستید. اگر نظام مخالف مراسم مذهبی بود یا خطری متوجه انسان می شد گوشه خانه تان می نشستید و امام زمان را به کمک می خواندید.

      کاش صحبتهای این چند شب سید حسن نصرالله در مورد امام زمان و شرایط عصر ظهور ترجمه شود. بسیار عالی بود.

      برای دوستانی که فیلم و عکس از مراسم عزاداری لبنانی ها درخواست کرده بودند چون خودم نمی توانم فیلم و عکس بگیرم، از سایت خبری العهد قسمت عاشورا می توانند مطالب مختلف را مشاهده کنند.   

    • تور مجازی بازدید از ملیتا

      برای لود شدن تصویر فلش شکیبا باشید. (حجم 5.96 مگابایت)

      قول داده بودم بازدید از موزه مقاومت حزب الله (ملیتا) را برایتان روایت کنم. موزه ملیتا در واقع یکی از صدها پایگاه مقاومت است که به پیشنهاد شهید حاج عماد مغنیه به شکل موزه در آمد تا مردم لبنان با زحمات و چگونگی عملیات و زندگی رزمندگان مقاومت آشنا شوند.

    • علل موفقیت ایران در تاسیس و بهره وری حزب الله

      حزب اللهحزب الله لبنان پدیده ای تاریخی است که بارها مورد تحلیل و بررسی دوستان و دشمنان قرار گرفته و هنوز هم هیچکدام نتوانسته اند آنطور که باید، آنرا بشناسند؛ خصوصا دشمنان.

      حزب الله لبنان را باید در زمینه های تاریخی فرهنگی اجتماعی جغرافیایی و دینی بررسی کرد، وگرنه در شناخت آن دچار خطا خواهیم شد. همه می دانند این حزب نوپا توانسته دستان جنایتکار اسراییل را بارها در خاک لبنان قطع کند و باعث شود جنایتکارترین ارتش دنیا نتواند به خواسته هایش برسد. برای خیلی ها سوال است که چرا ایران در هیچ کشور دیگری نتوانست با وجود کمکها و آموزشها و حمایت هایش، هپیمانی مانند حزب الله لبنان درست کند که اولا توانایی بسیار بالایی داشته باشد، دوم اینکه سر به راه و هم راستا باشد و سوم اینکه با کمترین هزینه بیشترین فایده راداشته باشد. در ادامه دلایل این موضوع را بررسی می کنیم.

    • به مناسبت سالروز آزادی لبنان- حزب الله از تاسیس تا به امروز

      به مناسبت سالروز آزاد سازی لبنان از اشغال رژیم صهیونیستی در تاریخ 5-3-1379 (25 ایار 2000)

      استفاده از این مطلب تنها در صورت ذکر نام نویسنده مجاز است.

       

      25 ایار

       

      حزب الله الغالب، این لقبی است که به حزب الله لبنان می دهند (به معنای حزب الله همیشه پیروز). حزبی که از جوانان مومن شیعه لبنانی تشکیل شد و توانست به گونه ای ترقی و پیشرفت کند که ارتش شکست ناپذیر صهیونیستها را شکست داده و جلوی تمامیت طلبی این رژیم اشغالگر را بگیرد.

       

    • روز جهانی پس گردنی!

      7 ایار امروز 7 ایار، که شیعیان لبنان به آن روز جهانی پس گردنی می گویند (یوم السحسوح العالمی)، یک روز تاریخی در لبنان است. قبلا در مورد این روز و اینکه چطور حزب الله سه ساعته کل لبنان را تحت سلطه خود درآورد مطلبی نوشته بودم. پس گردنی اشاره دارد به جوابی کوچک اما محکم و قاطع به اقدامات بر ضد مقاومت که از سوی جناح حریری به نیابت از اسراییل انجام شده بود. هر سال در 7 ایار یاران حریری پس گردن خود را می مالند و به یاد پس گردنی سیاسی ای که خوردند آه می کشند.
      ماجرا را در اینجا بخوانید.