۴۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید حسن نصرالله» ثبت شده است

    • چرخ زندگی حزب الله هم نمی چرخد

      هرچند به دلایلی تصمیم داشتم تا دیگر هیچ مطلبی راجع به حزب الله ننویسم اما لازم دیدم این مطلب برای حفظ حقیقت و روشن شدن زوایای مبهم پیرامون حزب الله منتشر شود تا کمتر به آن ظلم شود.


      کم کم دارد پیر می شود. از حزب اللهی های قدیم است. همانها که همرزم سید حسن نصرالله بودند. بعدا به دلایل مختلفی حزب الله رو رها کرده و به قم رفته بود تا درس طلبگی بخواند. آدم توداری است و هیچ وقت خاطره نمی گوید و خیلی از سوال ها را پاسخ نمی دهد. اصلا حرفی از اینکه برعلیه اسراییل جنگیده، اسیر شده و آزاد شده نمی زند. از آن نیروهای مخلص بوده و هنوز هم خانه و ماشین ندارد.
      از او پرسیدم جوان های حزب الله چگونه زندگی شان می چرخد؟ حقوقشان خیلی خیلی کم است.
      گفت: «بله حقوقی که می گیرند زندگی را نمی چرخاند. یک جوان حزب الله یا باید بی خیال زندگی شود و قید زن گرفتن و زندگی داشتن را بزند یا پدرش پولدار باشد وکمکش کند.
      مجاهدان حزب اللهیادم هست خیلی قدیم، زمان اشغال اسراییل، یکی از برادران بود که همسرش وضع حمل کرده بود. پستش تمام شده بود و باید می رفت مرخصی اما دو هفته در خط با ما ماند و منزل نرفت. چون پول نداشت هیچ چیزی برای خانه بخرد. اینگونه مجاهدت کردند تا حزب الله به اینجا رسید. قدیم هم حزب الله بیمارستان و خدمات اجتماعی نداشت. الان باز وضع بهتر است. دوا و دکتر ارزان در اختیار نیروها هست. وگرنه قدیم اصلا کسی نمی توانست با خرجی حزب الله زندگی کند. اصلا آن اوایل که حقوق نمی دادند. الان هم نگاه به اشتغال در حزب الله به عنوان شغل واقعا غلط است و فقط کسی که عاشق جهاد و شهادت باشد می تواند در آن باقی بماند. وگرنه باید یک شیفت دیگر جایی کار کند؛ پای زمین، یا مغازه دوستان و فامیلها.

    • وقتی یک متخصص ماشین در آمریکا از برخی مسئولان و فعالان رسانه ای ما بهتر می فهمد!

      بله، متخصص ماشین!
      دو سه شب پیش با جمعی از جوانان لبنانی به قول خودشان سَهرَة کردیم؛ یعنی شب نشینی. ساعت ده شب رفتیم در یک رستوران نشستیم و تا ساعت یک نصف شب حرف زدیم. دو نفر قلیان می کشیدند و یکی سیگار. ما هم مجانی دودشان را استفاده می کردیم!
      یکی از آنها در آمریکا متولد شده بود و در آنجا زندگی می کرد. پس از چندین سال، تعطیلات را آمده بود لبنان. عربی اش ضعیف نبود و قطعا از من بهتر بود. اما ماشالله انگلیسی را کاملا بومی (native) صحبت می کرد. در آمریکا کارش مهندسی اسپرت کردن ماشین است. البته در محل زندگی مشتری! (برای مرفهین بی دردی که حال ندارند به کارگاه و تعمیرگاه بروند و منتظر بمانند). از نصب باند و سیستم صوتی و قفل مرکزی و مانیتور گرفته تا شیشه دودی کردن و غیره. وضع کارش خیلی خوب است و از آن کاملا راضی است. از جوانهای بی دغدغه ای می گفت که نمی دانند با پولهای باد آورده چه کنند. زن و بچه که ندارند، پول دارند و خرج اسپرت کردن ماشین می کنند. درصد عمده شان هم مهاجران هستند. عربها و بیشتر از آنها، سیاه پوستها. از جوانی می گفت که آمده بود روی بدنه بی ام دابلیو آخرین مدل اش در طرف راست و چپ ماشین مانیتور بزرگ نصب کند تا رهگذران هم از دیدن فیلم بی نصیب نمانند! (یک ضرب المثل فارسی می گوید: تا احمق در جهان هست ماهیخوار گرسنه نمی ماند!)
      یکی از جوانها از او درباره تظاهرات سیاه پوستان و مشکلاتی که به خاطر قتل سیاه پوستان و رفتار نژادپرستانه پلیس بوجود آمده سوال کرد. پاسخش جالب بود.

    • چرا نتوانستند سید حسن نصرالله را ترور کنند

      چند روز پیش خبری توسط برخی خبرگزاریهای خارجی منتشر شد مبنی بر اینکه رژیم صهیونیستی قصد داشته در عاشورا سید حسن نصرالله را ترور کند. امروز هم در رسانه های ایرانی این خبر ترجمه و منتشر شده است. با هم مروری داشته باشیم و ببینیم این رژیم اصولا در این شرایط امکان انجام چنین جنایتی را دارد یا نه.

      پس از ترور شهید سید عباس موسوی دبیرکل حزب الله، توسط جنایتکاران صهیونیست، همیشه امکان ترور برای رهبر بعدی هم قابل پیش بینی بود. خصوصا بعد از پیروزی های پی در پی حزب الله و شکست های پیاپی و ذلت بار صهیونیست ها، این امر با اقرار خودشان از شک به یقین تبدیل شد. آنها اگر لحظه ای امکان نابود کردن شخصی را در لبنان داشته باشند، کوتاهی و تعلل نخواهند کرد. 

    • عاشورایی که گذشت

      تقریبا از سه ماه پیش کلیپ نوحه زیبایی از مداح بحرینی، حسین اکرف در نظر گرفته بودم و کار ترجمه آن را انجام داده بودم که برای محرم با زیرنویس فارسی تقدیم دوستان عزیز کنم؛ اما گرفتاری ها و مصیبت های پیاپی، این توفیق را از من سلب کرد. سه روز علی اصغر (پسر یکساله ام) در بیمارستان بستری شد و شبها که روضه می رفتم کمی بهتر از همیشه با امام حسین و علی اصغرش احساس نزدیکی می کردم. سه روز هم خودم سینوزیت شدیدی پیدا کردم که تا به حال سابقه نداشت و اصلا نتوانستم دسته راهپیمایی روز عاشورا در ضاحیه را شرکت کنم و خلاصه ذره ای حال امام سجاد علیه السلام را هم درک کردم! 

      این روزها حرفهای گفتنی زیاد بود و عکسهای دیدنی هم بیشمار. حیف که نمی شد عکس گرفت!

      حزب الله مثل همیشه منظم و دقیق و با برنامه، توانست برنامه های عزاداری را انجام دهد و هیچ مشکل و خطری هم برای مردم پیش نیامد. واقعا زحمت کشیدند و تعداد زیادی از جوانها شب را پاسداری دادند و مسیر راهپیمایی را پاکسازی و امن کردند. روز راهپیمایی هوا بارانی و سرد بود اما جمعیت واقعا چشمگیر و پرابهت بود. از غیرت لبنانی ها خوشم می آید، همیشه پای کار هستند. حتی دسته عزاداری شان با وجود تمام خطرات و تمام سختی ها با شور و نشاط و حضور عجیبی همراه است. در دفاع از اهل بیت کم نگذاشته اند. چه در سوریه چه در عراق و بقول سید حسن هرجا که لازم باشد. 

      یک نفر غیرانقلابی در ایران به من گفت لبنانی ها ولایتشان ضعیف است! آنقدر حرصم درآمد! می خواستم بگویم نه ولایت شما خوب است که در حد سینه زنی در زمان صلح و آرامش و در سایه امنیت جمهوری اسلامی هستید. اگر نظام مخالف مراسم مذهبی بود یا خطری متوجه انسان می شد گوشه خانه تان می نشستید و امام زمان را به کمک می خواندید.

      کاش صحبتهای این چند شب سید حسن نصرالله در مورد امام زمان و شرایط عصر ظهور ترجمه شود. بسیار عالی بود.

      برای دوستانی که فیلم و عکس از مراسم عزاداری لبنانی ها درخواست کرده بودند چون خودم نمی توانم فیلم و عکس بگیرم، از سایت خبری العهد قسمت عاشورا می توانند مطالب مختلف را مشاهده کنند.   

    • تور مجازی بازدید از ملیتا

      برای لود شدن تصویر فلش شکیبا باشید. (حجم 5.96 مگابایت)

      قول داده بودم بازدید از موزه مقاومت حزب الله (ملیتا) را برایتان روایت کنم. موزه ملیتا در واقع یکی از صدها پایگاه مقاومت است که به پیشنهاد شهید حاج عماد مغنیه به شکل موزه در آمد تا مردم لبنان با زحمات و چگونگی عملیات و زندگی رزمندگان مقاومت آشنا شوند.

    • علل موفقیت ایران در تاسیس و بهره وری حزب الله

      حزب اللهحزب الله لبنان پدیده ای تاریخی است که بارها مورد تحلیل و بررسی دوستان و دشمنان قرار گرفته و هنوز هم هیچکدام نتوانسته اند آنطور که باید، آنرا بشناسند؛ خصوصا دشمنان.

      حزب الله لبنان را باید در زمینه های تاریخی فرهنگی اجتماعی جغرافیایی و دینی بررسی کرد، وگرنه در شناخت آن دچار خطا خواهیم شد. همه می دانند این حزب نوپا توانسته دستان جنایتکار اسراییل را بارها در خاک لبنان قطع کند و باعث شود جنایتکارترین ارتش دنیا نتواند به خواسته هایش برسد. برای خیلی ها سوال است که چرا ایران در هیچ کشور دیگری نتوانست با وجود کمکها و آموزشها و حمایت هایش، هپیمانی مانند حزب الله لبنان درست کند که اولا توانایی بسیار بالایی داشته باشد، دوم اینکه سر به راه و هم راستا باشد و سوم اینکه با کمترین هزینه بیشترین فایده راداشته باشد. در ادامه دلایل این موضوع را بررسی می کنیم.

    • به مناسبت سالروز آزادی لبنان- حزب الله از تاسیس تا به امروز

      به مناسبت سالروز آزاد سازی لبنان از اشغال رژیم صهیونیستی در تاریخ 5-3-1379 (25 ایار 2000)

      استفاده از این مطلب تنها در صورت ذکر نام نویسنده مجاز است.

       

      25 ایار

       

      حزب الله الغالب، این لقبی است که به حزب الله لبنان می دهند (به معنای حزب الله همیشه پیروز). حزبی که از جوانان مومن شیعه لبنانی تشکیل شد و توانست به گونه ای ترقی و پیشرفت کند که ارتش شکست ناپذیر صهیونیستها را شکست داده و جلوی تمامیت طلبی این رژیم اشغالگر را بگیرد.

       

    • روز جهانی پس گردنی!

      7 ایار امروز 7 ایار، که شیعیان لبنان به آن روز جهانی پس گردنی می گویند (یوم السحسوح العالمی)، یک روز تاریخی در لبنان است. قبلا در مورد این روز و اینکه چطور حزب الله سه ساعته کل لبنان را تحت سلطه خود درآورد مطلبی نوشته بودم. پس گردنی اشاره دارد به جوابی کوچک اما محکم و قاطع به اقدامات بر ضد مقاومت که از سوی جناح حریری به نیابت از اسراییل انجام شده بود. هر سال در 7 ایار یاران حریری پس گردن خود را می مالند و به یاد پس گردنی سیاسی ای که خوردند آه می کشند.
      ماجرا را در اینجا بخوانید.

    • وعده حزب الله به حقیقت پیوست: احسم نصرک فی یبرود

      دیروز صبح که از خواب بلند شدم و به گوشی موبایل نگاه کردم، دیدم پیام آمده که یبرود آزاد شد! اول باور نکردم تا اینکه از رادیو هم خبر را شنیدم. یبرود شهری در منطقه قلمون و در همسایگی لبنان بود که محل تجمع و عبور و مرور تروریستها به لبنان به شمار می رفت. حدود یک ماهی بود که ارتش سوریه با کمک نیروهای خط شکن حزب الله آنرا محاصره کرده بودند و آماده هجوم نهایی بودند.

      شکستن کمر مفتی سعودیدر روز شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها سلام، دوبار کمر تکفیری ها شکست: اول اینکه کمر مفتی اعظم سعودی که از سرسخت ترین دشمنان کینه اهل بیت بود و ازدواج پسرش را در روز عاشورا برگزار کرد به سبب لیز خوردن در منزلش شکست. دوم اینکه با شکست مفتضحانه تروریستهای سلفی در یبرود، کمر همه آنها شکست. به امید پیروزی نهایی و انتقام مهدی فاطمه عجل الله تعالی فرجه الشریف از زامبی های بی مغز.

      دیروز در جنوب بودم و صدای تیر و ترقه بابت خوشحالی مردم از پیروزی را نشنیدم. اما آنقدر این ابراز شادمانی زیاد بود که در اخبار هم نشان دادند. از این حرکت ناراحت شدم. هرچند می خواهم سر به تن زامبی های تکفیری قلب خور نباشد اما به هر حال آنها مسلمانند (هرچند ظاهری) و این ابراز خوشحالی ها صحیح نیست. باید ناراحت هم باشیم که نتوانسته ایم آنها را جذب کنیم، اما دشمن توانسته آنها را تحت تاثیر قرار دهد و به جای مبارزه با دشمن، به جان ما بیاندازد. داستان حضرت نوح و ابلیس را در پینوشت بخوانید.

      از آن گذشته، دیروز روز شهادت حضرت فاطمه زهرا بود. حتی اگر کل دشمنان اهل بیت نابود شوند جای شادمانی ندارد، این روز روز ماتم اهل بیت است و روز شادمانی نیست. هرچند توجه و کرامات حضرت فاطمه زهرا و اهل بیت باعث پیروزی بود اما ابراز شادمانی در این روز از نظر من که جایز نبوده و جالب نیست.

      در این یک ماه، حزب الله با تصرف قله ها و تپه های مشرف به یبرود، شهر را زیر نظر گرفت و به کمک پهپادها کار شناسایی دقیق محل تجمع مسلحین را به انجام رساند. با گلوله باران مواضع تروریستها توسط موشکهای برکان موشک برکانخسارات زیادی به تروریستها وارد شد و رعب و وحشت به دل آنها افتاد. پریشب با اعلام شروع عملیات آزادسازی یبرود، و ورود ارتش و نیروهای خط شکن به بعضی از محله های یبرود، تروریستها که شعار احفر قبرک فی یبرود را سر داده بودند فرار را بر قرار ترجیح دادند. سرعت آزاد سازیحزب الله در یبرود نشان از فرار و عدم مقاومت تکفیری ها دارد، درحالیکه به نظر می آمد یبرود به جهت موانع طبیعی جغرافیایی و سنگر بندی در این سه سال، درگیری و جنگ سخت تری از القصیر داشته باشد و تعداد شهدا به بیش از 100 نفر برسد. خبرها حاکی از آن بود که تعداد نیروهای خط شکن حزب الله فقط 250 نفر بوده و هر نفر فرماندهی یک تیم چهارنفره از سوریه ای ها را بر عهده داشته است. این تیم های 5 نفره که با فرماندهی نیروهای نخبه حزب الله با نظارت آنلاین بر میدان نبرد

    • تاثیر منفی جنگ سوریه بر اقتصاد لبنان و زندگی مردم

      دوستی برای کار اقتصادی به لبنان آمده بود. تجربه این چند روز نشان داد برای کار اقتصادی در لبنان باید صبر ایوب، سرمایه قارون و عمر نوح داشته باشید. از یک طرف مافیاهای تجار ایرانی و از طرف دیگر تجاری که به صورت جزئی و تک و توک بازار تجار مقیم را با قیمتهای غیر واقعی هم می ریزند مانع رسیدن شما به نتیجه هستند. رکود اقتصادی در لبناناز همه مهم تر اینکه وضعیت اقتصادی کنونی در لبنان بسیار راکد است. هم به جهت تحریم اعراب مخالف سوریه و حزب الله، هم به جهت نا امنی.  به خبر زیر که خودم ترجمه کردم توجه کنید:


      سامانه خبری النشره لبنان: واشنگتن پست به نقل از صاحب یکی از مصالح فروشی های بیروت نوشت که فروش مصالح بالا رفته اما نه برای ساخت ساختمانهای جدید، بلکه برای کیسه شن! بسیاری از مردم از ترس ماشینهای بمبگذاری شده، کیسه شن تهیه می کنند.

      سنگر بندی در ضاحیهاین روزنامه چنین عنوان می کند که کیسه های شن جلوی پیاده رو ها و رستوران ها و مغازه های حارة حریک نشان دهنده بهایی است که حامیان حزب الله برای پشتیبانی حزب الله از نظام سوریه می پردازند.

      این روزنامه اشاره می کند که ضاحیه بعد از جنگ در سوریه به هدف تروریستها تبدیل شد و گروه های مسلح القاعده مثل جبهة النصرة و کتائب عبدالله عزام و داعش با هفت بمبگذاری از ماه نوامبر سال پیش تا کنون، خواستار خروج حزب الله از جنگ سوریه شده اند.