۵۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید حسن نصرالله» ثبت شده است

    • وعده حزب الله به حقیقت پیوست: احسم نصرک فی یبرود

      دیروز صبح که از خواب بلند شدم و به گوشی موبایل نگاه کردم، دیدم پیام آمده که یبرود آزاد شد! اول باور نکردم تا اینکه از رادیو هم خبر را شنیدم. یبرود شهری در منطقه قلمون و در همسایگی لبنان بود که محل تجمع و عبور و مرور تروریستها به لبنان به شمار می رفت. حدود یک ماهی بود که ارتش سوریه با کمک نیروهای خط شکن حزب الله آنرا محاصره کرده بودند و آماده هجوم نهایی بودند.

      شکستن کمر مفتی سعودیدر روز شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها سلام، دوبار کمر تکفیری ها شکست: اول اینکه کمر مفتی اعظم سعودی که از سرسخت ترین دشمنان کینه اهل بیت بود و ازدواج پسرش را در روز عاشورا برگزار کرد به سبب لیز خوردن در منزلش شکست. دوم اینکه با شکست مفتضحانه تروریستهای سلفی در یبرود، کمر همه آنها شکست. به امید پیروزی نهایی و انتقام مهدی فاطمه عجل الله تعالی فرجه الشریف از زامبی های بی مغز.

      دیروز در جنوب بودم و صدای تیر و ترقه بابت خوشحالی مردم از پیروزی را نشنیدم. اما آنقدر این ابراز شادمانی زیاد بود که در اخبار هم نشان دادند. از این حرکت ناراحت شدم. هرچند می خواهم سر به تن زامبی های تکفیری قلب خور نباشد اما به هر حال آنها مسلمانند (هرچند ظاهری) و این ابراز خوشحالی ها صحیح نیست. باید ناراحت هم باشیم که نتوانسته ایم آنها را جذب کنیم، اما دشمن توانسته آنها را تحت تاثیر قرار دهد و به جای مبارزه با دشمن، به جان ما بیاندازد. داستان حضرت نوح و ابلیس را در پینوشت بخوانید.

      از آن گذشته، دیروز روز شهادت حضرت فاطمه زهرا بود. حتی اگر کل دشمنان اهل بیت نابود شوند جای شادمانی ندارد، این روز روز ماتم اهل بیت است و روز شادمانی نیست. هرچند توجه و کرامات حضرت فاطمه زهرا و اهل بیت باعث پیروزی بود اما ابراز شادمانی در این روز از نظر من که جایز نبوده و جالب نیست.

      در این یک ماه، حزب الله با تصرف قله ها و تپه های مشرف به یبرود، شهر را زیر نظر گرفت و به کمک پهپادها کار شناسایی دقیق محل تجمع مسلحین را به انجام رساند. با گلوله باران مواضع تروریستها توسط موشکهای برکان موشک برکانخسارات زیادی به تروریستها وارد شد و رعب و وحشت به دل آنها افتاد. پریشب با اعلام شروع عملیات آزادسازی یبرود، و ورود ارتش و نیروهای خط شکن به بعضی از محله های یبرود، تروریستها که شعار احفر قبرک فی یبرود را سر داده بودند فرار را بر قرار ترجیح دادند. سرعت آزاد سازیحزب الله در یبرود نشان از فرار و عدم مقاومت تکفیری ها دارد، درحالیکه به نظر می آمد یبرود به جهت موانع طبیعی جغرافیایی و سنگر بندی در این سه سال، درگیری و جنگ سخت تری از القصیر داشته باشد و تعداد شهدا به بیش از 100 نفر برسد. خبرها حاکی از آن بود که تعداد نیروهای خط شکن حزب الله فقط 250 نفر بوده و هر نفر فرماندهی یک تیم چهارنفره از سوریه ای ها را بر عهده داشته است. این تیم های 5 نفره که با فرماندهی نیروهای نخبه حزب الله با نظارت آنلاین بر میدان نبرد

    • تاثیر منفی جنگ سوریه بر اقتصاد لبنان و زندگی مردم

      دوستی برای کار اقتصادی به لبنان آمده بود. تجربه این چند روز نشان داد برای کار اقتصادی در لبنان باید صبر ایوب، سرمایه قارون و عمر نوح داشته باشید. از یک طرف مافیاهای تجار ایرانی و از طرف دیگر تجاری که به صورت جزئی و تک و توک بازار تجار مقیم را با قیمتهای غیر واقعی هم می ریزند مانع رسیدن شما به نتیجه هستند. رکود اقتصادی در لبناناز همه مهم تر اینکه وضعیت اقتصادی کنونی در لبنان بسیار راکد است. هم به جهت تحریم اعراب مخالف سوریه و حزب الله، هم به جهت نا امنی.  به خبر زیر که خودم ترجمه کردم توجه کنید:


      سامانه خبری النشره لبنان: واشنگتن پست به نقل از صاحب یکی از مصالح فروشی های بیروت نوشت که فروش مصالح بالا رفته اما نه برای ساخت ساختمانهای جدید، بلکه برای کیسه شن! بسیاری از مردم از ترس ماشینهای بمبگذاری شده، کیسه شن تهیه می کنند.

      سنگر بندی در ضاحیهاین روزنامه چنین عنوان می کند که کیسه های شن جلوی پیاده رو ها و رستوران ها و مغازه های حارة حریک نشان دهنده بهایی است که حامیان حزب الله برای پشتیبانی حزب الله از نظام سوریه می پردازند.

      این روزنامه اشاره می کند که ضاحیه بعد از جنگ در سوریه به هدف تروریستها تبدیل شد و گروه های مسلح القاعده مثل جبهة النصرة و کتائب عبدالله عزام و داعش با هفت بمبگذاری از ماه نوامبر سال پیش تا کنون، خواستار خروج حزب الله از جنگ سوریه شده اند.

    • خوانندگان لبنانی جزو طرفداران سید حسن نصرالله

      استفاده از این مطلب صرفا با ذکر منبع مجاز است

      شاید ندانید بسیاری از خواننده های لبنانی و هنرمندان که شاید هیچ التزام دینی هم نداشته باشند، جزو عاشقان و علاقمندان سید حسن نصرالله محسوب می شوند. خیلی ها در میان جنگ33 روزه 2006 یا مستقیم یا از طریق رسانه ها به سید حسن نصرالله پیام دادند که او را دوست دارند و از مقاومت پشتیبانی می کنند و حاضرند از اموالشان برای کمک به مقاومت هزینه کنند. مثل هیفا وهبی که خواهر شهید هم هست. در ادامه مقاله آقای ناهض حتر در روزنامه الاخبار را می خوانیم در مورد علاقه خانم فیروز به سید حسن نصرالله که توسط فرزندش زیاد الرحبانی در مصاحبه از آن پرده برداشت.

       

    • در مراسم عاشورای ضاحیه چه گذشت

       

      شب عاشورا سید حسن در مجمع سید الشهدا گفت: ما همیشه در طول این سالها آمده ایم و باران شدید و گرمای آزار دهنده نتوانسته ما را از حسین علیه السلام جدا کند. امسال هم هیچ خطری نمی تواند ما را از حسین (ع) جدا کند، نه انفجارها نه ماشینهای بمب گذاری شده. ما می آییم و فریاد می زنیم لبیک یا حسین.

      سید گفت: بگذارید صریح باشیم (او همیشه واقعیت را می گوید و صادق است) فردا خطر بمبگذاری هست. اما ما می آییم.

    • شاید این آخرین مطلبم باشد

      تا نیم ساعت دیگر ورودی های ضاحیه بطور کلی بسته خواهد شد و تا ظهر فردا بسته خواهد ماند. این اقدام یکی از تدابیر امنیتی است که برای حفظ امنیت راهپیمایی عاشورایی شیعیان ضاحیه انجام خواهد شد. ضمن اینکه در مسیرهای راهپیمایی از عصر امروز جلوی پارک ماشین و موتور گرفته شده و ماشینهای باقیمانده بعد از اعلان در رادیو و بلندگوهای سیار، با جرثقیل حمل خواهد شد.  سید حسن نصرالله امشب گفت: همانطور که قبلا در زیر باران شدید و گرمای سخت راهپیمایی کردیم، هیچ چیزی ما را از حسین (ع) جدا نخواهد کرد. نه باران شدید نه گرما نه انفجار نه ماشینهای بمبگذاری شده. فردا همگی فریاد خواهیم زد لبیک یا حسین. وی اشاره کرد فردا احتمال خطر هست و ما در راه حسین علیه السلام از هیچ چیز نمی هراسیم.

      فردا شیعیان لبنان در شهرهای مختلف راهپیمایی و سینه زنی خواهند کرد. اگر به المنار در ماهواره یا پخش زنده سایت آن دسترسی داشتید می توانید عظمت و صلابت راهپیمایی را ببینید.
      حالا می توانم احساس کاروان حسین از مکه را کمی و فقط کمی بچشم. خیلی سخت است انسان به جایی برود که می داند ممکن است برنگردد. خصوصا برای من که بنده ی کاهل و سر به هوای خدا بوده ام و درست بندگی نکرده ام. تمام امیدم به این است که اگر فردا کشته شدم جزو شهدای راه حسین محسوب شوم. می ماند حق الناس، که آنهم از همه تقاضای بخشش و عفو دارم.
      فردا همه ی ما یعنی من و عباس و علی اصغر و همسرم به راهپیمایی حسینی می رویم. اگر زنده ماندیم که باز هم مزاحم خواهم شد و سرتان را به درد خواهم آورد اگر نه که حلال کنید.
      امشب هزاران جوان حزب الله در خیابانها در سرمای ملایم هوای بیروت بیدار خواهند ماند تا شر کوردلان تروریست را از سر مردم کم کنند. فردا همراه با شیعیان غیور و مدافعان حرم حضرت زینب فریاد خواهیم زد: لبیک یا زینب. لبیک یا حسین.

      بعدا نوشت:

      متاسفانه صحیح و سالم برگشتیم و هیچ اتفاقی نیفتاد. حزب الله خیلی در مساله امنیت قوی عمل کرد.

      تصویر بچه ها به دلایل شخصی، امنیتی، و.... برداشته شد!

      به زودی در مورد راهپیمایی مطلبی خواهم نوشت.

    • عاشورای رهروان حسین علیه السلام در لبنان

      آنهایی که سفری به لبنان داشته اند یا به واسطه علاقه شان به لبنان یا مقاومت، خبرهای لبنان را دنبال می کنند عموما تصویری کوچک، ناواضح و جزیی از لبنان دارند. برای همین خیلی ها تصورشان این است که چون در لبنان مسیحیان هستند و کشوری توریستی است و حجاب اسلامی وجود ندارد پس مردم آن هم دین و ایمانشان به درجه ی دین و ایمان ایرانی ها نیست!

    • چرا حزب الله امنیت ضاحیه را به نیروهای امنیتی لبنان واگذار کرد؟

      پس از انفجار در ضاحیه در محله ی رویس، نزدیک مجتمع سیدالشهدا، حزب الله برای تامین امنیت، خودش آستین بالا زد.
      عصر جمعه 25 مرداد در تقاطع پر رفت و آمد رویس و مجتمع سیدالشهدا انفجاری رخ داد که اقلا 24 نفر شهید و بیش از 300 نفر دیگر زخمی شدند. مجتمع سید الشهدا سالن بزرگی است که حزب الله مراسم های مختلف و نمایشگاه های گوناگون در آن برگزار می کند. سالنی که بارها سید حسن نصرالله و دیگر مسئولین حزب الله را در خود جای داده است.

    • انفجار در تهران؟!!

      همان چهار راهی که همیشه رد می شدم، وسط چهار راه شلوغ و سردرگم، گاهی انظباط (پلیس راهنمایی حزب الله) می ایستاد گاهی یک پلیس شهرداری. همان که نبشش معجنات الخباز بود (معجنات هر چیزی که با خمیر درست می شود مثل پیتزا و مناقیش و...). همان که چند قدمی با مجمع سید الشهدا فاصله دارد. جوان باطری فروشی که مغازه اش آنجا بود شهید شد، فلافلی سر خیابان شهید شد، مغازه ها که تا مدتها در آتش می سوخت، شیرینی فروشی نابود شد و سلمانی دیگر وجود ندارد. اجساد این طرف و آن طرف پراکنده است. تکه های گوشت سوخته از در و دیوار آویزان است.

    • 35 دقیقه ماجراجویی

       

       

      فراس الشوفی/ روزنامه الاخبار/ ترجمه محمود علوی. استفاده از این مطلب تنها درصورت ذکر منبع مجاز است.

       

      قبل از اینکه حاضرین باور کنند، چند ثانیه ای گذشت. تا مجری برنامه روز قدس، علی عباس، سخنش تمام شد، چشمها به پرده ی نمایش بزرگی که به سینه ی دیوار جنوبی مجتمع سیدالشهدا در ضاحیه جنوبی آویزان شده، خیره شد. سید حسن نصرالله داشت از سمت چپ سن به سمت نگاهها بالا می آمد. او اینجاست، با گوشت و پوستش و عبای قهوه ای و عمامه ی سیاهش.

      سالن بزرگ را سکوت فرا گرفت و سید بین محافظانش گام بر می داشت. جمعیت دیوانه شد. دیگر پایی بر زمین نبود، مرد و زن روی صندلی ها ایستاده بودند و کودکان بر دوش پدرانشان، مشت ها گره کرده و دیدگان اشکبار و حنجره ها فریاد لبیک یا نصرالله سر می دادند.

    • وقتی دبیرکل حزب الله مدعی شد جوانان مدافع حرم به جهنم می روند

       

      وقتی حزب الله عملا شکل گرفت دبیرکل نداشت. بلکه شورایی بود و سخنگویی داشت به نام سید ابراهیم امین السید. اولین دبیرکل حزب الله شیخ صبحی طفیلی بود. او یکی از علمای شیعه بود که در زمان امام موسی صدر از مویدین امام بود و جزو هیئت عمومی مجلس شیعیان بود. وی فردی انقلابی و تند بود و خطابه های خشک و خشنی ایراد می کرد. دوره ی دوم سید عباس موسوی انتخاب شد. امری که به مزاق شیخ صبحی طفیلی خوش نیامد. البته بیشتر افراد شورا خواستار دبیر کلی سید حسن نصرالله بودند. چرا که وی را از نظر مدیریت عملیاتی و اجرایی از بقیه بهتر می دانستند و رابطه ی عاطفی بهتری با وی داشتند و کلام و خطاب دلنشین وی را متمایز از دیگران می دیدند. ایران هم سید حسن را قبول داشت. اما سید حسن به جهت تواضع و احترام به سید عباس، کناره گرفت و شورا، سید عباس موسوی را برگزید. شیخ صبحی طفیلی برای دور بعدی دندان تیز کرده بود! وقتی سید عباس شهید شد شورا به اتفاق آرا سید حسن را برگزید. شیخ صبحی طفیلی خیلی برایش گران تمام شد و بنا به مخالفت و سرکشی گذاشت.