۴۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید حسن نصرالله» ثبت شده است

    • شاید این آخرین مطلبم باشد

      تا نیم ساعت دیگر ورودی های ضاحیه بطور کلی بسته خواهد شد و تا ظهر فردا بسته خواهد ماند. این اقدام یکی از تدابیر امنیتی است که برای حفظ امنیت راهپیمایی عاشورایی شیعیان ضاحیه انجام خواهد شد. ضمن اینکه در مسیرهای راهپیمایی از عصر امروز جلوی پارک ماشین و موتور گرفته شده و ماشینهای باقیمانده بعد از اعلان در رادیو و بلندگوهای سیار، با جرثقیل حمل خواهد شد.  سید حسن نصرالله امشب گفت: همانطور که قبلا در زیر باران شدید و گرمای سخت راهپیمایی کردیم، هیچ چیزی ما را از حسین (ع) جدا نخواهد کرد. نه باران شدید نه گرما نه انفجار نه ماشینهای بمبگذاری شده. فردا همگی فریاد خواهیم زد لبیک یا حسین. وی اشاره کرد فردا احتمال خطر هست و ما در راه حسین علیه السلام از هیچ چیز نمی هراسیم.

      فردا شیعیان لبنان در شهرهای مختلف راهپیمایی و سینه زنی خواهند کرد. اگر به المنار در ماهواره یا پخش زنده سایت آن دسترسی داشتید می توانید عظمت و صلابت راهپیمایی را ببینید.
      حالا می توانم احساس کاروان حسین از مکه را کمی و فقط کمی بچشم. خیلی سخت است انسان به جایی برود که می داند ممکن است برنگردد. خصوصا برای من که بنده ی کاهل و سر به هوای خدا بوده ام و درست بندگی نکرده ام. تمام امیدم به این است که اگر فردا کشته شدم جزو شهدای راه حسین محسوب شوم. می ماند حق الناس، که آنهم از همه تقاضای بخشش و عفو دارم.
      فردا همه ی ما یعنی من و عباس و علی اصغر و همسرم به راهپیمایی حسینی می رویم. اگر زنده ماندیم که باز هم مزاحم خواهم شد و سرتان را به درد خواهم آورد اگر نه که حلال کنید.
      امشب هزاران جوان حزب الله در خیابانها در سرمای ملایم هوای بیروت بیدار خواهند ماند تا شر کوردلان تروریست را از سر مردم کم کنند. فردا همراه با شیعیان غیور و مدافعان حرم حضرت زینب فریاد خواهیم زد: لبیک یا زینب. لبیک یا حسین.

      بعدا نوشت:

      متاسفانه صحیح و سالم برگشتیم و هیچ اتفاقی نیفتاد. حزب الله خیلی در مساله امنیت قوی عمل کرد.

      تصویر بچه ها به دلایل شخصی، امنیتی، و.... برداشته شد!

      به زودی در مورد راهپیمایی مطلبی خواهم نوشت.

    • عاشورای رهروان حسین علیه السلام در لبنان

      آنهایی که سفری به لبنان داشته اند یا به واسطه علاقه شان به لبنان یا مقاومت، خبرهای لبنان را دنبال می کنند عموما تصویری کوچک، ناواضح و جزیی از لبنان دارند. برای همین خیلی ها تصورشان این است که چون در لبنان مسیحیان هستند و کشوری توریستی است و حجاب اسلامی وجود ندارد پس مردم آن هم دین و ایمانشان به درجه ی دین و ایمان ایرانی ها نیست!

    • چرا حزب الله امنیت ضاحیه را به نیروهای امنیتی لبنان واگذار کرد؟

      پس از انفجار در ضاحیه در محله ی رویس، نزدیک مجتمع سیدالشهدا، حزب الله برای تامین امنیت، خودش آستین بالا زد.
      عصر جمعه 25 مرداد در تقاطع پر رفت و آمد رویس و مجتمع سیدالشهدا انفجاری رخ داد که اقلا 24 نفر شهید و بیش از 300 نفر دیگر زخمی شدند. مجتمع سید الشهدا سالن بزرگی است که حزب الله مراسم های مختلف و نمایشگاه های گوناگون در آن برگزار می کند. سالنی که بارها سید حسن نصرالله و دیگر مسئولین حزب الله را در خود جای داده است.

    • انفجار در تهران؟!!

      همان چهار راهی که همیشه رد می شدم، وسط چهار راه شلوغ و سردرگم، گاهی انظباط (پلیس راهنمایی حزب الله) می ایستاد گاهی یک پلیس شهرداری. همان که نبشش معجنات الخباز بود (معجنات هر چیزی که با خمیر درست می شود مثل پیتزا و مناقیش و...). همان که چند قدمی با مجمع سید الشهدا فاصله دارد. جوان باطری فروشی که مغازه اش آنجا بود شهید شد، فلافلی سر خیابان شهید شد، مغازه ها که تا مدتها در آتش می سوخت، شیرینی فروشی نابود شد و سلمانی دیگر وجود ندارد. اجساد این طرف و آن طرف پراکنده است. تکه های گوشت سوخته از در و دیوار آویزان است.

    • 35 دقیقه ماجراجویی

       

       

      فراس الشوفی/ روزنامه الاخبار/ ترجمه محمود علوی. استفاده از این مطلب تنها درصورت ذکر منبع مجاز است.

       

      قبل از اینکه حاضرین باور کنند، چند ثانیه ای گذشت. تا مجری برنامه روز قدس، علی عباس، سخنش تمام شد، چشمها به پرده ی نمایش بزرگی که به سینه ی دیوار جنوبی مجتمع سیدالشهدا در ضاحیه جنوبی آویزان شده، خیره شد. سید حسن نصرالله داشت از سمت چپ سن به سمت نگاهها بالا می آمد. او اینجاست، با گوشت و پوستش و عبای قهوه ای و عمامه ی سیاهش.

      سالن بزرگ را سکوت فرا گرفت و سید بین محافظانش گام بر می داشت. جمعیت دیوانه شد. دیگر پایی بر زمین نبود، مرد و زن روی صندلی ها ایستاده بودند و کودکان بر دوش پدرانشان، مشت ها گره کرده و دیدگان اشکبار و حنجره ها فریاد لبیک یا نصرالله سر می دادند.

    • وقتی دبیرکل حزب الله مدعی شد جوانان مدافع حرم به جهنم می روند

       

      وقتی حزب الله عملا شکل گرفت دبیرکل نداشت. بلکه شورایی بود و سخنگویی داشت به نام سید ابراهیم امین السید. اولین دبیرکل حزب الله شیخ صبحی طفیلی بود. او یکی از علمای شیعه بود که در زمان امام موسی صدر از مویدین امام بود و جزو هیئت عمومی مجلس شیعیان بود. وی فردی انقلابی و تند بود و خطابه های خشک و خشنی ایراد می کرد. دوره ی دوم سید عباس موسوی انتخاب شد. امری که به مزاق شیخ صبحی طفیلی خوش نیامد. البته بیشتر افراد شورا خواستار دبیر کلی سید حسن نصرالله بودند. چرا که وی را از نظر مدیریت عملیاتی و اجرایی از بقیه بهتر می دانستند و رابطه ی عاطفی بهتری با وی داشتند و کلام و خطاب دلنشین وی را متمایز از دیگران می دیدند. ایران هم سید حسن را قبول داشت. اما سید حسن به جهت تواضع و احترام به سید عباس، کناره گرفت و شورا، سید عباس موسوی را برگزید. شیخ صبحی طفیلی برای دور بعدی دندان تیز کرده بود! وقتی سید عباس شهید شد شورا به اتفاق آرا سید حسن را برگزید. شیخ صبحی طفیلی خیلی برایش گران تمام شد و بنا به مخالفت و سرکشی گذاشت.

    • هسته های اولیه حزب الله از کجا سلاح تهیه کردند

      وقتی نوجوان بودیم در مدرسه ی امام موسی صدر در صور درس می خواندیم و در فعالیت ها و کلاسهای حرکت امل شرکت می کردیم. جلسات مذهبی و کلاسهای آموزشی در حرکت امل جوانها و نوجوانهای زیادی رو دور هم جمع می کرد. بعد از ربوده شدن امام موسی صدر و گذشت چند سال، ما دیگر بزرگ شده بودیم. برخی جوانهایی که خیلی توجهات مذهبی داشتند از همکاری با امل کناره گیری کردند چرا که رییس آن را صاحب ولایت شرعی نمی دانستند. ما هم دیگر عضو رسمی امل نماندیم.

    • شبی که سید حسن نصرالله تا صبح گریست

      بعد از پیروزی ارتش سوریه در بازپس گیری شهر استراتژیک القصیر و استمداد از حزب الله لبنان در نقشه ی هجوم و عملیات و پاکسازی، نیروهای تکفیری بسیار از دست حزب الله و شیعه عصبانی شدند. با صدور فتواهای مختلف خون شیعه را حلال اعلام کرده و گفتند حتی در خارج از سوریه باید شیعیانی را که حامی حزب الله هستند کشت.

      برای جبران آبروی از دست رفته و کسب روحیه، برنامه ی حمله به روستاهای شیعه نشین را آماده و اجرا کردند. در منطقه ی دیرالزور که از همان اول در دست تروریستها بود به روستای حطله حمله کردند.

    • حزب الله سپر بلای ایران

      جنگ 33 روزه ی سال 2006 که یادتون هست؟ حزب الله لبنان در ماه تموز یعنی جولای سال 2006 یک عملیات زیبا و موفقیت آمیز انجام داد که اسمش وعده ی صادق بود و دو سرباز اسراییلی رو اسیر گرفتند.

    • شگفتی تحلیلگران غربی از ایغوز حزب الله

       

      این مطلب توسط خودم ترجمه شده و انتشار آن فقط با ذکر منبع مجاز است.

       

       

      ابراهیم ناصر الدین - الدیار

       

      جنگ حزب الله در سوریه فقط برای مقابله با تکفیری ها نیست. بلکه جنگی بر ضد ارتش اسراییل است که مستقیما وارد درگیری شده و پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی و عملی در میدان نبرد به مسلحین سوریه عرشه می دارد.