۴۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید» ثبت شده است

    • ریاضت اقتصادی هنگام جنگ و تاثیر منفی بر کارامدی مقامت

      حزب اللهمدتهاست حزب الله از تَقَشُّف رنج می برد. تقشف در عربی یعنی ریاضت اقتصادی و کاهش بودجه. با ورود حزب الله به جنگ در سوریه و همزمان، کاهش فروش نفت در ایران و گران شدن دلار، حزب الله بشدت دچار کمبود بودجه شده است. اساسا میزان حقوق در حزب الله بسیار پایین است و شاید زیر خط فقر کشور لبنان باشد. اما هزینه جنگ و درمان مجروحین و جانبازان و پشتیبانی جنگ، این حزب را وادار کرده سیاست های ریاضت اقتصادی شدیدی اتخاذ کند. هرچند هیچ گاه هیچ یک از مسئولین و اعضای این حزب در این مورد سخن نگفته و نمی گویند و شاید سخن گفتن در این مورد به صلاح نباشد اما لازم است دوست و دشمن بداند که موفقیتها و پیروزیهای حزب الله در سایه این مشکلات محقق شده و اگر این مشکلات نبود اثر بخشی بیشتری وجود داشت.

    • انفجار شب جمعه، فشار کورکورانه دشمن پیش از مذاکرات وین

      ساعتی پیش در منطقه برج البراجنه پایین بیمارستان رسول اعظم دو انفجار انتحاری رخ داد. هنوز صدای آمبولانس ها به گوش می رسد. اخبار حاکی از آن است که دو انفجار توسط دو انتحاری که پیاده در بازار برج البراجنه قدم می زدند در فاصله بیست سی متری از یکدیگر جلوی حسینه حضرت امام حسین علیه السلام رخ داد. پس از اولین انفجار و به فاصله چند دقیقه تا مردم جمع شوند انتاری دوم خودش را منفجر کرد. با جمع شدن دوباره مردم، انتحاری سوم تلاش کرد خودش را منفجر کند که سیستم عمل نکرد و پا به فرار گذاشت. انتحاری چهارم هم فرار کرد که یکی از آن دو هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. تا کنون آمار شهدا 45 نفر است و بیش از 200 زخمی هم به بیمارستان رسول اعظم و بهمن و ساحل اعزام شده اند. صدای شلیک هوایی هر از گاهی شنیده می شود که توسط نیروهای امنیتی و حزب الله برای دور کردن مردم از منطقه صورت می گیرد. کمربند نفر سوم که منفجر نشده هنوز خطرساز است. منطقه برج البراجنه خصوصا این خیابان که بصورت بازار سنتی و بسیار شلوغ است، مملو از آوارگان سوریه ای است و بسیار به اردوگاه فلسطینی ها در برج نزدیک است. انفجار انتحاری چندگانه در این وقت از روز و در این منطقه، هدفی جز اعمال فشار بر مردم و حزب الله ندارد. ظاهرا حامیان تروریستها تلاش دارند تا قبل از شروع مذاکرات سوریه در وین، فشار مضاعفی بر محور مقاومت وارد کنند تا امتیازات بیشتری کسب کنند. از آنجا که در سوریه و در میدان جنگ شکست های سنگین پی در پی خورده اند، به سراغ مردم بیگناه آمده اند. به دلیل آنکه این منطقه کمتر مورد بازرسی است و از مراکز امنیتی به دور است، شاید تلاش کرده اند تا خود را از این طریق به بیمارستان رسول اعظم برسانند. بنا بر اخباری که در شبکه های اجتماعی در حال پخش است آنها تلاش داشته اند خود را در حسینیه و هنگام قرائت دعای کمیل خود را منفجر کنند که هوشیاری یک جوان باعث نجات نمازگزاران شد.
      انتحاری ها دو فلسطینی و یک سوریه ای بودند. فیلمی هم از لحظه دستگیری انتحاری چهارم منتشر شده است.

      تکمیل: طبق گزارشها یکی از شاهدان عینی بیان داشته که انتحاری دوم تواسط برادر وی هدف گلوله قرار گرفته و به زمین افتاده. سپس خودش را منفجر کرده اما کمربند وی کامل منفجر نشده است. نفر سوم هم که نزدیک وی بوده در اثر این انفجار کشته شده است. شایان ذکر است کمربندهای این افراد بسیار ساده و ابتدایی بوده و حدود 5 کیلوگرم مواد منفجره و نارنجک و ساچمه در ساختن آن به کار رفته است.

      از طرف دیگر، منطقه برج البراجنه، از نظر امنیتی ضعیف است. از بالای خیابان، یعنی جلوی بیمارستان رسول اعظم، هیچ ایست بازرسی ارتش یا پلیس وجود ندارد و افراد خیلی راحتی می توانند وارد خیابان شوند.


    • سخنرانی سید حسن نصرالله در روز شهید

      استفاده از این مطلب صرفا با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است.مراسم روز شهید

      مراسم روز شهید حزب الله، در لبنان برگزار شد. این مراسم که در سالگرد عملیات شهادت طلبانه احمد قصیر بر ضد دشمن اشغالگر و نابودی شمار زیادی از آنها برگزار می شود با حضور جمع کثیری از مردم و دوستداران مقاومت آغاز شد. مراسم با تلاوت قرآن و پخش سرودهای حماسی حزب الله شروع شد. مجری برنامه اشعاری در رثای شهدا خواند. پدر و مادرهای شهدا در این مراسم با لباس سیاه و شال زرد رنگ حضور داشتند. گروه موزیک با اجرای مارش از انتهای سالن به سمت جلو رژه رفتند. سپس گروهی از جوانان که لباس نظامی حزب الله بر تن و پرچمهای زرد رنگ حزب الله را حمل می کردند در جلوی سالن جای گرفتند. گروه دیگری با حمل دسته گل، تا مقبره نمادین شهدا رژه رفته و دسته گل را تقدیم کردند. سپس گروه موزیک به اجرای سرود ملی لبنان و سرود حزب الله پرداختند. پس از آن فیلم بازدید پدران شهدا از مناطق جنگی و قسمتهایی از عملیات فرزندان آنان در آن مناطق به نمایش درآمد.
      شخصیتهای مختلف سیاسی نظامی و حزبی در این مراسم حضور داشتند. در ادامه سید حسن نصرالله سخنرانی کرد. وی سخنانش را پیرامون روز شهید آغاز کرد و سالگرد عملیات استشهادی احمد قصیر را گرامی داشت. 

    • دومین سالگرد شهادت شهید یوسف حلاوی مدافع حرم

      یوسف حلمی حلاوییوسف حلاوی فرزند حلمی از روستای قعقعیة الجسر در جنوب لبنان در تاریخ 13-10-1991 به دنیا آمد. او در دهکده ای به دنیا آمد که دشمن صهیونیستی به رودخانه پایین آن یعنی نهر لیطانی چشم طمع داشت و مدتها منطقه را اشغال کرده بود. یوسف هم مانند دیگر مردم، به خاطر ظلم و ستم دشمن، از آنها بیزار بود. در سنین پایین به مقاومت پیوست و آموزشهای نظامی و عقیدتی را پشت سر گذاشت.
      وقتی صهیونیستهای ترسو نتوانستند از پس مقاومت مردم لبنان بر بیایند و مفتضحانه فرار کردند، نوچه های داعشی خود را به سوریه فرستادند تا کمر مقاومت خرد شود. یوسف همراه جوانان دیگر راهی سوریه شد تا از حرم عمه ی سادات حضرت زینب علیها سلام دفاع کند.

    • سفر به قلب مقاومت - روز چهارم، روز پایانی+ تصویر

      قسمت چهارم و پایانی سفرنامه جناب آقای محمدی نایینی. کیفیت تصاویر این سفرنامه توسط بنده عوض نشده و حجمی در حدود 6.61 مگابایت دارند. اگر از اینترنت موبایل استفاده می کنید، می توانید بعدا به مطالعه این مطلب بپردازید

      امروز را به بعلبک برای زیارت سیده  خوله اختصاص دادم. بعلبک برخلاف حدیقه الایرانیه و ملیتا، ون خطی مستقیم داره. لذا با سید صحبت کردم که خودم برم سید هم انگار خیلی سرش شلوغ بود، روزه هم بود با کمال میل قبول کرد. پرس و جو کردم جایی به نام مُشرّفیه تاکسی ون های بعلبک اونجا جمع بودند. سوار شدم و صندلی جلو نشستم.

      20 کیلومتر اول از نظر زیبایی محشر بود. باید از غرب جبال لبنان به شرق بریم. یه ارتشی هم مسافر ون بود که باعث شد محض احتیاط عکس نگیرم و جلب توجه نکنم. جاده فوق العاده شلوغ و همه ش هم سربالایی بود.
      بعد از حدود 2 ساعت مسیر 83 کیلومتری بیروت بعلبک پیموده شده. توی راه چندتایی ایست بازرسی  بود ولی هیچ کدوم برای بازرسی نگهمون نداشتند. روبروی حرم سید خوله پیاده شدم.

    • دمی چند بودن در این پارسی...

      ایرانمدتی است ایران هستم و فرصت نوشتن پیدا نکردم. البته بیشتر دوست دارم نوشته هایم مربوط به لبنان باشد برای همین رغبتی به نوشتن نداشتم. خب خیلی از مواقع هم اینترنت نداشتم. از اینترنت نگویم که دلم خون است. اینترنت 2 مگ شرکت م.ن اکثر مواقع به اندازه مودم 56 کیلو هم جواب نمی دهد. جالب است سرعت سنج خود این شرکت، سرعت تبادل با سرورهای داخل ایران را 2 مگ و سرعت تبادل با سرورهای خارجی را 0/3 (سه دهم مگ) نشان می دهد. اما از مودم های 56 کیلوی قدیمی هم کندتر است! البته با قیمت 2 مگ! اکثر اوقات هم واقعا قطع است. هیچ چیزی لود نمی شود حتی صفحه سایت رهبری که از سریعترین سرعت لود در ایران برخوردار است. اینترنت موبایل هم به همین وضع؛ بسیار کند است و در تمام مدتی که در شهرهای مختلف ایران و نقاط مختلف تهران بودم شاید 20 درصد مواقع علامت 3g ظاهر شد که در اکثر مواقع الکی بود و تبادلی صورت نمی گرفت. بسته ده هزار تومانی یک گیگابایت روزانه و یک گیگابایت شبانه، تنها 70 مگا بایت به من خدمات رساند که عطایش را به لقایش بخشیدم و آنرا متوقف کردم.

    • مجروحان و جانبازان گمنام لبنانی

      بوسه مجروح بر پیشانی شهیدروز ولادت حضرت عباس علیه السلام روز جانباز، گذشت. شاید شما یک شربت صلواتی یا شکلات و شیرینی از این مناسبت نصیبتان شده باشد. اما ما در لبنان، جانباز نصیبمان می شود. در عملیاتهای حزب الله یا درگیری های عادی روزانه ، فقط اسم شهدا مطرح می شود و تشییع مفصل و با شکوهی برایشان می گیرند. تعداد اندک آنها هم در برابر حجم درگیری و تعداد بالای دشمن، واقعا قابل تحسین است. اما هیچ وقت از جانبازان و مجروحین این عملیاتها نه اسمی برده می شود نه آماری داده می شود.

    • پخش شربت شهادت در لبنان

      شنبه گذشته قرار بود سید حسن نصرالله صحبت کند. با انتشار خبر پیروزی های پله پله و مرحله ای در منطقه کوهستانی قلمون بین لبنان و سوریه، مردم می گفتند معلوم است سید حسن که قرار است شنبه صحبت کند، می خواهد پیروزی در این جنگ را اعلام کند. بعضی هم به شوخی می گفتند: بله، سید به جوانهای حزب الله گفته تا شنبه بزنید تمومش کنید کار رو!
      پیروزی در قلمون از لحاظ نظامی، موفقیت بسیار بزرگی است. مناطق کوهستانی صعب العبور در منطقه ای به وسعت حدودا 300 کیلومتر مربع، با داشتن استحکامات و سنگر و تونل و غارهای طبیعی، به ادعای تروریستها و کری خوانی های قبلیشان، قرار بود مقبره مبارزان حزب الله شود! برای همین هم بود که وقتی در کمال ناباوریِ افسران اطلاعاتی خارجی حامی داعش و تروریستها، حزب الله مناطق وسیعی را به سرعت آزاد و پاکسازی کرد، شبکه های دروغ ساز حامی تروریسم مثل الجزیره و العربیه آمار عجیب و غریبی از تعداد بالای شهدای حزب الله در این درگیری جعل و منتشر کردند.
      با این حال وقتی سید حسن نصر الله روز شنبه از این دستاورد غیر قابل باور و معجزه گونه پرده برداشت، حقایق را اعلام کرد. کل عملیات با آن وسعت و با آن سختی، تنها 13 شهید تقدیم کرده بود. 13 نفر از شیعیان علی در ماه مبارک رجب که در روز 13 ام آن مولایشان در کعبه، قبله دلها و جانها متولد شده، در راه دفاع از انسانیت جان خود را تقدیم کردند.

      سید حسن نصراللهوقتی سید حسن داشت سخنرانی می کرد لیوانی از شربت آبلیمو یا بقول لبنانی ها لیموناضه (لیموناد) بر روی میز داشت که گاه در کمال آرامش جرعه ای می نوشید.
      از همان شب مردم درباره لیموناد، مطالب جالبی منتشر کردند:

    • روضة الشهیدین، بهشت شهدای لبنان

      روضة الشهیدین شهدای حزب اللهروضة الشهیدین، در دهه های 70 میلادی یک بوستان جنگلی بود که جزو زمینهای شهرداری بیروت به حساب می آمد. این بوستان با 400 هزار متر مربع مساحت، پوشیده از درختان صنوبر بود و زمین های بازی دایره شکل و زمین اسب سواری داشت. اما امروزه تبدیل به قبرستانی از طوایف و ادیان مختلف شده است که بیش از 2000 نفر از آنها عبارت شهید بر قبرشان می درخشد.
      اینجا بهشتی است که پس از 38 سال از افتتاح آن به عنوان قبرستان توسط امام موسی صدر، تبدیل به محل زیارت و فاتحه خوانی روزانه مردم شده است. صبح عید فطر و عید قربان، فرزندان بر سر قبر پدران و پدربزرگان خود می روند و هدیه همیشگی آنها فاتحه و دعا است که با دسته های گل و عود و بخور همراه است.

    • عملیات موفق حزب الله در شبعا

      ظهر آمدم سوار ماشین شوم دیدم راه را بر روی من بسته اند. در لبنان خیلی عادی است که ماشین را بدجور پارک کنند و بروند. البته عموما یا شماره تلفن میگذارند یا همان مغازه های روبرویی در حال خرید هستند و با بوق زدن، پیدایشان می شود. دیدم شیشه باز است و خانم مسنی سمت راست راننده نشسته و سیگار می کشد. سلام کردم گفتم ببخشید من می خواهم رد شوم. گفت بیا خودت ماشین را جابجا کن. رفتم جلوی در، بعد ترسیدم در را باز کنم همسرش پیدایش شود و شاکی بشود. گفتم حاج آقا طول دارند؟ گفت: حاجی نیست. دخترم راننده است، خودت بیا ماشین رو روشن کن. گفتم با اجازه. در را باز کردم و نشستم.جیپ عجب ماشینی بود. قبلا از این جیپ های چیروکی سوار شده بودم اما این یکی خیلی مدل بالا و جدید بود. کلی فرق داشت با مدلهای قدیمی. تمیز و شیک و پر امکانات بود. ماشین را روشن کردم و ترسان لرزان آرام آرام عقب رفتم. کوچه تنگ بود و مجبور شدم بروم جلوتر و دور بزنم. در این میان حاج خانم که داشت سیگار می کشید و فنجان قهوه اش هم در دستش بود گفت: دیدی چه کردند؟
      اولش نفهمیدم و فکر کردم مثلا داره میگه چیکار میکنی؟ (چرا زیاد رفتی جلو). بعد متوجه شدم از عملیات دیروز حزب الله صحبت میکنه. کلی قربون صدقه بچه های حزب الله رفت و دعاشون کرد. گفت دیدی چقدر مردم خوشحال شدند. خدا حفظشون بکنه.
      داشتم پیاده می شدم گفت: خدا حفظت کنه مادر. اما نگفتی از کجایی؟ (در لبنان چون کشور کوچکی است عموما مردم همدیگر را می شناسند لذا می پرسند اهل کدام ده یا شهر هستی)
      گفتم من ایرانی هستم. گل از گلش شکفت. گفت: اهلا و سهلا ببلدک. خوش آمدید، سرزمین خودته. خلاصه خداحافظی کردم و رفتم.

      ***

      دیروز که سر کار نشسته بودم یکی آمد و گفت: زدن! خبرش نیومد؟ 15 تا کشته!
      هاج و واج مونده بودم؛ کی کیو زد؟ تو لبنان؟ دوباره عملیات تروریستی شده؟ چی شده؟

      عملیات شبعامتوجه شدم که حزب الله عملیات کرده و تازه خبرش دارد پخش می شود.
      عملیات روز گذشته حزب الله عملیاتی بود بی نظیر که از لحاظ نظامی می توان آنرا معجزه نامید. پس از عملیات رژیم صهیونیستی در قنیطره و به شهادت رساندن بچه های حزب الله و سردار الله دادی، این رژیم بشدت آماده پاسخ بود و نیروهای زیادی هم به مرزهای لبنان ارسال کرده بود. از آنجا که انجام عملیات بر ضد صهیونیستها نیازمند بررسی ها و در نظر گرفتن جوانب زیادی است و عملیات مراقبت و کسب اطلاعات گاهی ماه ها طول می کشد، کسی تصور نمی کرد حزب الله به این سرعت عملیاتی آنهم از خاک لبنان انجام دهد.