۷۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیعه» ثبت شده است

    • امام موسی صدر مجوز ساخت بقیع را گرفته بود

      حتما شنیده یا خوانده اید که امام موسی صدر در لبنان برای کاستن اختلافات مسلمانان و مسیحیان، و شیعیان و اهل سنت تلاش می کرد. شاید ندانید امام موسی صدر با مفتی اهل سنت لبنان بارها صحبت و نامه نگاری کرد تا مسائل مختلفی مثل استهلال و اذان برای تمام مسلمانها یکپارچه و یک شکل شود. هرچند وی جواب مثبتی نداد و اصلا نمی توانست چنین تصمیم های بزرگی بگیرد.

      امام موسی صدر و ملک عبداللهامام موسی صدر شخصیت عجیبی بود. او با تمام شخصیت ها دیدار می کرد و می توانست بر آنها تاثیر بگذارد. جالب است بدانید او با ملک عبدالله که در آن زمان ظاهرا فرمانده گارد پادشاهی بود، دوست بود. اگر امام موسی صدر بود، مطمئنا امروز نه ما ملک عبدالله و پادشاه جدید را لعن و فحش می دادیم نه آنها ما را تکفیر می کردند و می کشتند.

      چرا؟ زیرا اصلا اینقدر از هم جدا نمی شدیم و تن به خواسته دشمنان اسلام نمی دادیم که اسلام از داخل تضعیف شود. هرچند در این موضوع، تقصیر عمده بر گردن طرف مقابل است که با وجود اقدامات و رفتارهای وحدت جویانه شیعیان، خود را به کوچه ی بی عقلی زده و افراط و عدم منطق را سرلوحه حرکت خود قرار دادند.

    • گپی با تهیه کننده معروف المنار

      المناردیروز توفیق شد با یکی از تهیه کننده های بزرگ المنار و رادیو نور گپی بزنم. وی بالای 25 سال سابقه تهیه کنندگی دارد و تا کنون حدود 11 جایزه بین المللی در زمینه تهیه کنندگی گرفته است. همچنین افراد زیادی را تعلیم داده که آنها هم در کار خود موفق هستند.

      از آنجا که یکی از نیروهای قدیمی حزب الله در زمینه رسانه ای محسوب می شود اطلاعات خوبی هم دارد. بحث جنگ یمن بود و اینکه مردم بیگناه یمن درحال قتل عام هستند. نظر تحلیلگر لبنانی راجع به توافق ایران و آمریکا و پیش بینی او درباره حرکت تروریستی عربستان سعودی را به او گفتم. برایش جالب بود که کسی از شش ماه قبل پیش بینی جنگ را کرده باشد.

      شروع کرد به صحبت درباره اوضاع و منطقه. (از آنجا که تصور می کرد لبنانی هستم راحت سخن می گفت و عادی؛ نه برای خشنودی من و ابراز ارادت به ایران). وی گفت: عربستان نسبت به ایران حقد و کینه و حسد دارد. زمان شاه هیچوقت نمی گفتند ایرانیها مجوسند و فُرس (فارس) و صوفی و کافر هستند! اما بعد از انقلاب یکباره ایران مورد هجوم آنها قرار گرفت.

    • تلاش دشمنان در اختلاف افکنی بین شیعیان لبنان

      چند روزی است در شبکه های اجتماعی، جوانهای طرفدار حرکت امل و حزب الله با هم درگیر شده اند. حرکت املماجرا از آنجا آغاز شد که المنار در برنامه ای، مقاومت خلده را به تصویر کشید و نه تنها اسمی از حرکت امل به عنوان یکی از بزرگترین اجزای مقاومت لبنان نبرد بلکه با نسبت دادن این عملیات غرور آفرین به رزمندگان حزب الله، خشم برخی طرفداران حرکت امل را برانگیخت.

      اعتراض جوانهای طرفدار حرکت امل به این اقدام که سابقه دار هم هست، باعث شد المنار مجبور به پخش اصلاحیه ای شود که نه تنها سودمند نبود بلکه مشکل را دوچندان نمود.

      جوانان طرفدار هر طرف، در شبکه های اجتماعی، هرکسی با فرهنگ و منطق و زبان خود به دیگری تاخت. عقلای این هر دو قوم هم بسیار در خاموش کردن این اختلاف کوشیدند.

    • آشنایی با حرکت امل

      لبنان سرزمین بسیار پیچیده ای است. پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی و استعمار فرانسه در منطقه لبنان و سوریه و تشکیل دولت یهودی در فلسطین، استعمارگران، سرزمینهایی متشکل از طایفه های گوناگون را به عنوان کشور لبنان مرزبندی کردند. به جهت تنوع طوایف، این سرزمین همیشه دچار اختلافات بوده است. در لبنان هر طایفه ای تحت الحمایه یک کشور خارجی بود. آمریکا و فرانسه و حتی شوروی، حامی مسیحیان بودند، مصر و عربستان هم حامی اهل سنت. علویان هم مورد حمایت سوریه قرار داشتند. فقط شیعیان بودند که بی حامی و حتی بی رهبر بودند. به همین جهت لبنان همیشه شاهد نفوذ سیاستهای کشورهای مختلف و حتی نیروهای آنها بوده است.
      پس از استقلال لبنان (در سال ۱۹۴۳) همچنان فئودالیسم بر این سرزمین حکمرانی می کرد. فئودالیسمی که قرن ها دمار از روزگار مردم این منطقه درآورده بود. اگر نبود امام موسی صدر که طایفه شیعه را از زیر یوغ فئودالهای تمامیت خواهی چون کامل اسعد (فئودال شیعه و رییس اسبق مجلس لبنان) خارج کند، شیعه ها باید  هنوز هم پس از دروی گندمشان همه را به ارباب می دادند و به اندازه بخور و نمیر سالشان چند گونی با منت دریافت می کردند. هرچند امروزه، طوایف دیگر به شکل فئودالیسم قدیمی اداره نمی شوند اما فئودالیسم نوین در قالب رهبری افرادی مثل سمیر جعجع و میشل عون (سران سیاسی طوایف مسیحی)، کاملا قابل مشاهده است. اینکه سران طایفه مسیر سیاسی و اقتصادی طایفه را تعیین می کنند یا چند تاجر مسیحی، تنها واردکنندگان انحصاری مواد عمده کشور باشند، همه نشان از نظامی غیر دموکراتیک و بازمانده از فئودالیسم دارد. از آن گذشته باید طبق قانونی که فرانسه گذاشته، رییس جمهور، رییس ارتش و رییس بانک مرکزی همیشه از طایفه مارونی انتخاب شوند.مارونی ها شاخه ای از مسیحیان هستند که بصورت عمده در لبنان ساکنند و پیروان مار مارون راهب سریانی قرن چهارم هستند.

    • تخریب وحدت حتی از راه تهمت!

      در مجلسی که مفتی اهل سنت لبنان و دیگر علمای مسلمانان و علویان و دروزیان به مناسبت ولادت حضرت محمد صلوات الله علیه وآله گرد آمده بودند، شیخ عبدالامیر قبلان نایب رییس مجلس شیعیان لبنان سخنی گفت که شبکه های معاند و تفرقه انداز با تحریف آشکار آن مدعی شدند وی گفته که سنی است و هر کس ابوبکر و عمر و عثمان را بدش بیاید حرامزاده است!  تمام کسانی که این حرف را منتشر کردند یا نقل کردند نه تنها رجوعی به فیلم مستند این جلسه نکردند، بلکه به خود اجازه دادند در سب و لعن ایشان افسار زبان را رها کنند. برخلاف دستور الهی که فرمود یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ ﴿٦حجرات﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید اگر فاسقی (شبکه وهابی یا عربی معاند) خبری برای شما آورد تحقیق کنید مبادا از روی جهالت و نادنی گروهی را آسیب رسانید و پشیمان شوید.

       

       متاسفانه برخی علمای موجه ما هم به راحتی این اتهام را فرض صحیح قرار داده و بر اساس آن حکم صادر کردند و مطالب نوشتند و سخنرانی ها کردند و همگام با منادیان تفرقه، کوشیدند نتیجه وحدت را استحاله شدن نشان دهند.

      به شخصه هنگامی که چنین بحث هایی پیش می آید به سرعت به فیلم و اصل آن رجوع می کنم. در زیر متن کلام ایشان و ترجمه آن را آورده ام. ببینید و قضاوت کنید:

    • حاج قاسم قهرمان یا حاج قاسم اسطوره؟

      هربار کسی اسم سردار عزیز، حاج قاسم سلیمانی را مطرح می کند (خصوصا دشمنان)، احساس می کنم جریانی مشکوک در پی اسطوره سازی از این مرد بزرگ است تا به هدفی شوم برسد. بارها ایشان را ناجی قضیه های مختلف مطرح کرده اند و چنین نشان داده اند که اگر ایشان نبود، ما یا جبهه مورد حمایت ما شکست خورده بود.

      خب اگر کمی فکر کنیم، و اگر کمی اطلاعات از وضع میدانی داشته باشیم متوجه می شویم این نوع صحبتها بیش از آنکه برای خدمت و محبت به این سردار عزیز باشد، آگاهانه یا ناآگاهانه ضربه به ایشان و سپاه است.

      مثلا در قضیه عراق، می گویند اگر ایشان نبود الان بغداد سقوط کرده بود و ...

    • معرفی حوزه های لبنان 1- حوزه رسول اکرم

      هرچند از قدیم الایام حوزه های نجف و سپس قم برای تربیت طلاب علوم دینی مشهور بودند و جوانان طالب علم دین، به نجف و قم سفر می کردند اما در لبنان هم مراکز و حوزه های کوچکی وجود داشت. در گذشته های دور که علمای بزرگ شیعه در لبنان حضور داشتند بسیاری از دهکده های جبل عامل علمای بزرگی به جامعه شیعیان تقدیم کردند. پس از سالهای ظلم و جور عثمانی و کشتار شیعیان، بسیاری از علما به کشورهای دیگر پناه بردند. آن زمان حوزه نجف اشرف بسیار معروف و علمی و تاثیرگذار بود. بعد از ظهور صدام و کشتار علمای شیعه و فشار بر حوزه و علما، علما و قدرت علمی حوزه به قم منتقل شد. 

      هرچند حوزه های لبنان در صده اخیر به قدرت علمی و شهرت حوزه های نجف و قم نبوده اما توانسته به سهم خود، طلابی را تربیت کرده و لااقل مدارج اولیه را برای آنها فراهم کند. با ورود امام موسی صدر به لبنان، ایشان علاوه بر تمام خدماتش برای رفع محرومیت مردم، به مسائل حوزه و تربیت علمای دین توجه داشت. لذا نادی الامام الصادق را تاسیس نمود که بعد از چندی تبدیل شد به معهد الدراسات الاسلامیه، یعنی دانشکده علوم اسلامی. پس از تاسیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، در راستای قانون مند کردن اقدامات مختلف در طایفه شیعه، قوانین و دستورالعمل هایی برای حوزه های شیعه تدوین کردند.

      حوزه های زیادی در لبنان وجود دارند. مثلا حوزه سید محمد حسین فضل الله در ضاحیه، حوزه بعلبک، حوزه رسول اکرم برای برادران و حوزه سیدة الزهراء برای خواهران وابسته به جامعة المصطفی، حوزه امام علی، حوزه امام خمینی، و....

      حوزه رسول اکرم در مراحل سطح یک تا پنج (دکترا و اجتهاد) دروسی ارائه می کند. دروس به عربی تدریس می شود و بین سن 18 تا 27 سال دانشجو می پذیرد. اولویت پذیرش برای قاریان و حافظان قرآن، اشخاص دارای قابلیت های شاخص و بالا، نمره بالا در امتحان ورودی، دانستن چند زبان بین المللی، مولفین کتب و فعالیتهای دینی و فرهنگی است.

      برای اطلاعات جزئی تر به سایت این حوزه مراجعه فرمایید.

      پ.ن: اطلاعات بیشتری رو ترجمه نکردم چون کسی که می خواهد وارد این حوزه شود باید زبان عربی را کامل بلد باشد. پس خودش سایت را زیر و رو کند بهتر است.

    • داعش در ایران!

      داعش (دولت اسراییل در عراق و شام - و به زودی در اردن و عربستان و ترکیه) شاخه ای از القاعده است که با حمایت آمریکا و اسراییل و آموزشها و پشتیبانی های اطلاعاتی و سایبری صهیونیستها توانست به سرعت معروف شود و با جمع آوری نیرو، و اجرای چند حرکتِ پشتیبانی شده توسط آمریکا (مثل اشغال شهرهای عراق) به منابع عظیمی از سلاح و نفت و پول دست یابد. داعش بیش از آنکه خطرناک و وحشی باشد، یک توهم و ترس ساختگی است. ترسی خیالی که رسانه های غربی و سازمانهای جاسوسی غرب، به شکلی هوشمندانه برنامه ریزی کرده اند تا اسلام را با خود اسلام نابود کنند.

    • ضاحیه کجاست؟

      اسم ضاحیه را حتما زیاد شنیده اید. ضاحیه در لغت به معنای حاشیه شهر است. حاشیه هر شهری را ضاحیه می گویند. حاشیه ی نیویورک، ضاحیه نیویورک نامیده می شود. حاشیه بیروت هم ضاحیه بیروت.

      اما ضاحیه ای که در اخبار می شنوید منظور ضاحیه ی جنوبی بیروت است که عموما محل اسکان شیعیان بوده و عموما طرفدار حزب الله هستند.

    • وقتی حزب الله از سنی های ساکن ضاحیه دفاع می کند

      سلمونی بودم. ریش و قیچی دست یوسف بود! یوسف جوان نازنینی است که زحمت می کشد ما را کچل می کند! البته بهتر است بگویم اصلاح می کند. خلاصه او اصلاحاتچی محله است.
      دو تا از رفقاش هم رو صندلی نشسته بودند. تلویزیون چیزی راجع به غزه گفت. اونا شروع کردن با هم حرف زدن. از فلسطینی ها بدی میگفتن و اینکه نمیشه بهشون اعتماد کرد. یوسف نه گذاشت و نه برداشت و گفت اصلا هیچ سنی ای قابل اعتماد نیست و از دستش در امان نیستیم خصوصا حسن! این رو به شوخی به حسن گفت.
      در ادامه صحبتهای اونها، متوجه شدم حسن از خانواده ای سنی است اما خودش شیعه شده. مادرش در خواب شخص نورانی ای را دیده که به دلش برات شده پیامبر است. در خواب به او گفته بودند اسم پسرت را حسن بگذار.
      حسن تعریف کرد یک بار پنج شش نفر آمدند زیر ایوان خانه ما شروع کردند فحش دادن به همه بزرگان اهل سنت از ریز تا درشت. مادرم حسابی عصبانی شده بود. بچه محل هایمان بودند. من می خندیدم. گفت چرا می خندی برو یک چیزی بگو خفه شان کن. گفتم چکار کنم؟ می خواهی خودم رو وسطشون بترکونم؟ گفت ذلیل نمیری! اصلا خودم میرم. رفت داد و قال کرد. بعد که پدرم آمد و قضیه را فهمید رفت مسجد و به حزب الله گفت چنین موضوعی شده. آمدند نشانی گرفتند و اونها رو در عرض چند دقیقه خفت کردند و آوردند. انداختند جلوی پای مادرم و گفتند از حاج خانم معذرت خواهی کنید تا بعد به حسابتان برسیم.
      بعد از سین جین مشخص شد پول گرفته بودند تا بیایند فحش بدهند. نصفشان سنی بودند. از جمله یک سوریه ای. می خواستند ما را نسبت به همسایه های شیعه و محیط ضاحیه بدبین کنند و ایجاد تنفر کنند.

      (ضاحیه هم سنی دارد و هم مسیحی و هیچکدام هیچ وقت از شیعیان بدی ندیدند. اما وای به روزی که یک شیعه در میان اهل سنت زندگی کند، تا تقی به توقی بخورد بیچاره اش می کنند.)

      حسن تعریف کرد یک شیعه را می شناخت که در طریق الجدیده (منطقه سنی نشین بیروت متمایل به المستقبل) زندگی می کرد. با کسی مشکلی نداشت و با همسایه ها دوست بود. یک بار دوستان سنی اش آمدند خانه او را آتش زدند که زن و دو بچه اش در آتش سوختند. به همین راحتی.