۶۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیعه» ثبت شده است

    • داعش در ایران!

      داعش (دولت اسراییل در عراق و شام - و به زودی در اردن و عربستان و ترکیه) شاخه ای از القاعده است که با حمایت آمریکا و اسراییل و آموزشها و پشتیبانی های اطلاعاتی و سایبری صهیونیستها توانست به سرعت معروف شود و با جمع آوری نیرو، و اجرای چند حرکتِ پشتیبانی شده توسط آمریکا (مثل اشغال شهرهای عراق) به منابع عظیمی از سلاح و نفت و پول دست یابد. داعش بیش از آنکه خطرناک و وحشی باشد، یک توهم و ترس ساختگی است. ترسی خیالی که رسانه های غربی و سازمانهای جاسوسی غرب، به شکلی هوشمندانه برنامه ریزی کرده اند تا اسلام را با خود اسلام نابود کنند.

    • ضاحیه کجاست؟

      اسم ضاحیه را حتما زیاد شنیده اید. ضاحیه در لغت به معنای حاشیه شهر است. حاشیه هر شهری را ضاحیه می گویند. حاشیه ی نیویورک، ضاحیه نیویورک نامیده می شود. حاشیه بیروت هم ضاحیه بیروت.

      اما ضاحیه ای که در اخبار می شنوید منظور ضاحیه ی جنوبی بیروت است که عموما محل اسکان شیعیان بوده و عموما طرفدار حزب الله هستند.

    • وقتی حزب الله از سنی های ساکن ضاحیه دفاع می کند

      سلمونی بودم. ریش و قیچی دست یوسف بود! یوسف جوان نازنینی است که زحمت می کشد ما را کچل می کند! البته بهتر است بگویم اصلاح می کند. خلاصه او اصلاحاتچی محله است.
      دو تا از رفقاش هم رو صندلی نشسته بودند. تلویزیون چیزی راجع به غزه گفت. اونا شروع کردن با هم حرف زدن. از فلسطینی ها بدی میگفتن و اینکه نمیشه بهشون اعتماد کرد. یوسف نه گذاشت و نه برداشت و گفت اصلا هیچ سنی ای قابل اعتماد نیست و از دستش در امان نیستیم خصوصا حسن! این رو به شوخی به حسن گفت.
      در ادامه صحبتهای اونها، متوجه شدم حسن از خانواده ای سنی است اما خودش شیعه شده. مادرش در خواب شخص نورانی ای را دیده که به دلش برات شده پیامبر است. در خواب به او گفته بودند اسم پسرت را حسن بگذار.
      حسن تعریف کرد یک بار پنج شش نفر آمدند زیر ایوان خانه ما شروع کردند فحش دادن به همه بزرگان اهل سنت از ریز تا درشت. مادرم حسابی عصبانی شده بود. بچه محل هایمان بودند. من می خندیدم. گفت چرا می خندی برو یک چیزی بگو خفه شان کن. گفتم چکار کنم؟ می خواهی خودم رو وسطشون بترکونم؟ گفت ذلیل نمیری! اصلا خودم میرم. رفت داد و قال کرد. بعد که پدرم آمد و قضیه را فهمید رفت مسجد و به حزب الله گفت چنین موضوعی شده. آمدند نشانی گرفتند و اونها رو در عرض چند دقیقه خفت کردند و آوردند. انداختند جلوی پای مادرم و گفتند از حاج خانم معذرت خواهی کنید تا بعد به حسابتان برسیم.
      بعد از سین جین مشخص شد پول گرفته بودند تا بیایند فحش بدهند. نصفشان سنی بودند. از جمله یک سوریه ای. می خواستند ما را نسبت به همسایه های شیعه و محیط ضاحیه بدبین کنند و ایجاد تنفر کنند.

      (ضاحیه هم سنی دارد و هم مسیحی و هیچکدام هیچ وقت از شیعیان بدی ندیدند. اما وای به روزی که یک شیعه در میان اهل سنت زندگی کند، تا تقی به توقی بخورد بیچاره اش می کنند.)

      حسن تعریف کرد یک شیعه را می شناخت که در طریق الجدیده (منطقه سنی نشین بیروت متمایل به المستقبل) زندگی می کرد. با کسی مشکلی نداشت و با همسایه ها دوست بود. یک بار دوستان سنی اش آمدند خانه او را آتش زدند که زن و دو بچه اش در آتش سوختند. به همین راحتی.

    • برق در لبنان نمی رود، می آید!

      داستان قطعی برق در لبنان رو حتما شنیده اید. به خاطر جنگهای مختلفی که اسراییل بر این کشور تحمیل کرده و هر بار نیروگاه ها را بمباران کرده، باعث شده تا همیشه تولید برق کفاف مصرف آنرا ندهد و مجبور شوند ساعاتی قطعی برق داشته باشند. ماه رمضان به گفته همسایه ها کمتر از شش ساعت در کل روز برق داشته اند. هر بار بودجه ای برای بازسازی و توسعه نیروگاه ها و شبکه می آید هاپولی شده و اثری بر وضع برق نمی گذارد. بارها ایران پیشنهاد کرده برای لبنان نیروگاه بسازد و کل شبکه را ترمیم و منظم کند یا از طریق خط عراق و سوریه به لبنان برق برساند، اما دولت قبول نکرده است. چون می دانند محبوبیت ایران نزد تمام مردم لبنان بالا خواهد رفت و این به ضرر جریانهای مخالف حزب الله است که عموما مهره سعودی و آمریکا هستند.

    • فردا به جنگ ناصبی های واقعی خواهیم رفت

      پیش نوشت: مطبی راجع به فلسطینی ها نوشته بودم که در اواخر مطلب به علت هنگ کردن سیستم از دست رفت. تا الان هم فرصت نوشتن پیدا نکرده بودم. این مطلب را تقدیم می کنم به تمام آزاد اندیشان و آزادگان و عقلا و همچنین مردم مظلوم فلسطین.



      آیا ما مسلمانیم؟ آیا ما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را رسول الهی می دانیم؟ یا او را یک شخصیت عادی تصور می کنیم؟ آیا ما سخن او را همانطور که قرآن می فرماید وحی می دانیم و به آن یقین داریم؟
      وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ ﴿٤ نجم﴾ : او از روی دلش حرف نمی زند بلکه سخنش وحی است که به او وحی می شود.
      آیا قبول داریم که حلال محمد تا روز قیامت حلال و حرامش حرام خواهد بود؟ (1)
      اگر پیامبر فرمود کسی که به داد مظلوم نرسد مسلمان نیست (2) آیا می توان این حکم را با حدیثی یا ضرب المثلی یا شبهه و اتهامی نادیده گرفت؟
      سالهای پیش و حتی از اوایل انقلاب، شبهه ای صهیونیستی در میان ایرانیان پخش شد که فلسطینیان را ناصبی می خواند. این شبهه توسط افراد مزدور دشمن و سرشاخه ها به مردم ساده لوح منتقل شد و عده ای را فریب داد. همان موقع شهید مطهری جواب این شبهه را داد. وی در کتاب آشنایی با قرآن جلد چهارم در پاورقی صفحه 32 نوشته است:

    • رمضان ماه ضیافت الهی

      صحبت هایی از استادی بزرگ و گمنام پیرامون ماه رمضان

      ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. اما آیا برکات این ماه به همه می رسد؟

      پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در مورد این ماه فرمودند: شهر دعیتم فیه الی ضیافة الله یعنی ماهی است که در آن به ضیافت الهی دعوت شدید. نفرمودند انتم ضیف الله فیه. نکته دقیقی است. وقتی جایی به میهمانی دعوت می شویم ممکن است اصلا در مهمانی شرکت نکنیم. پس کسانی هم هستند که در ماه رمضان برکات این ماه را دریافت نمی کنند. شاید بتوان کفار و بی دینها را در این دسته قرار داد. اما اشخاصی که به میهمانی می روند چند دسته اند: اشخاصی که چیزی نمی خورند، اشخاصی که از بعضی غذاها میل می کنند و اشخاصی که از تمام سفره به اندازه کافی مصرف می کنند. در ضیافت رمضان هم همینطور است. برخی وارد میهمانی می شوند و برکاتی نصیبشان می شود. اینها افرادی هستند که فقط گرسنگی و تشنگی را از سحر تا افطار تحمل می کنند. چشم و گوش آنها روزه نیست، روزه ی آنها را روزه ی عوام می نامند. اما خواص روزه شان معنوی تر است و تمام اعضا و جوارحشان روزه است.  روزه ی خاص الخاص برای افرادی است که فکر و روحشان هم روزه بوده و دل به غیر خدا توجه نمی کند.

      می دانید حوزه های علمیه در ماه رمضان تعطیل می شود تا طلاب و اساتید به تبلیغ بروند. برخی که در حوزه می مانند پیش استادی می روند تا در این مدت از او استفاده کنند. می گویند برخی از طلاب خدمت امام خمینی در قم رفتند و گفتند اگر می شود برای ما در ماه رمضان یک کلاس خصوصی داشته باشید. گفتند کار دارم، نمی توانم. گفتند چه کار دارید؟ فرمودند می خواهم روزه بگیرم. این نشان می دهد روزه فقط گرسنه و تشنه ماندن نیست. باید به دعاها و قرآن توجه کرد و از دنیا دوری گزید. ماه رمضان یک تمرین استقامتی فشرده برای ادامه سال است و نفس را واکسینه می کند. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید "کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظّما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء، حبّذا نوم الاکیاس و افطارهم ؛ بسا روزه ‏داری که بهره ‏ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه ‏داری ندارد و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان!" (نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 145)

      روزی سه نفر غریب به مسجد پیامبر وارد شدند. یک نفر را جناب سلمان مهمان کرد و یک نفر را جناب ابوذر. یکی هم در مسجد تنها ماند. فردا که آمدند یکی گفت سلمان به من فلان غذا را داد. دیگری گفت ابوذر با فلان غذا از من پذیرایی کرد. از نفر سوم پرسیدند تو که مهمان خدا بودی چه شد؟ گفت تا صبح گرسنه بودم. پیامبر چنین مضمونی را فرمودند که این فرد مهمان خدا بود خدا از غذای خودش به او داد. در مثنوی می نویسد پیامبر فرمودند الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین. یعنی گرسنگی غذای خداست که با آن روح و بدن برگزیدگانش را زنده نگاه می دارد. چون در ماه رمضان ما جلوی نفسمان را می گیریم و غذا نمی خوریم روح قوی می شود. خدا چون ثابت است به قسمت ثباتی (ابدی) انسان توجه دارد غذایی می دهد که روح قوی شود. پس خدا کمال روح را در نظر می گیرد نه کمال جسم. در مهمانی های ما انسانها چند نوع غذا هست، سبزیجات و میوه جات، شیر و لبنیات به اشکال مختلف، گوشت و...  ضیافت الهی هم دو نوع غذا دارد: دعاها و قرآن. شنیده اید ماه رمضان ربیع القرآن است. حضرت علامه امینی فرموده بودند شیعه دو گنج دارد که دیگران ندارند: دعاها و زیارتها. دعاها منبع معرفت الله است یعنی در دعا خدا را می شناسیم. زیارت ها منبع معرفت الامام است. یعنی ما انسان کامل را می شناسیم. در ماه رمضان این دو سفره باز است، قرآن و دعا. 

      در سه ماه رجب و شعبان و رمضان دعاها مضامین بلندتر و بالاتری پیدا می کند. نگویید وقت نداریم اینهمه دعا بخوانیم. ما لا یُدرَک کُلّه لا یُترَک کُلّه. یعنی اگر نمی توانید همه ی چیزی را دست پیدا کنید اقلا به قسمتی از آن برسید. هر روز یک قسمت از دعا را بخوانید، یک فراز از دعا را زمزمه کنید. یکی از اساتید بزرگ فرموده بود امام را باید در دعا شناخت. وگرنه شناخت امام از احادیث سخت است. یعنی امام در دعایش دارد با نهایت معرفت و علم و مقامش با خدا حرف می زند و سطح سخن خیلی بالاست. اما در حدیث، عموما مردم عادی را راهنمایی کرده و جواب سوالاتشان را می دهد. پس دعا فراموش نشود.

      دعای شبهای ماه مبارک که از حضرت امام باقر نقل شده و رادیو تلوزیون قبل از اذان پخش می کنند دعای بسیار عظیم الشانی است و علامه طباطبایی به شاگردانشان خیلی توصیه می کردند به خواندن این دعا، اما خیلی از روحانیون ترجمه آنرا کاملا اشتباه بیان می کنند. طوری ترجمه می کنند که گویی همه ی دعا قسم است. یعنی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ را اینگونه معنی می کنند: خدایا از تو درخواست مى‏ کنم به حق زیباترین مرتبه از زیبایى ‏ات، و همه مراتب زیبایى ‏ات زیباست!

      می بینید دعا تمام شد و معلوم نشد چه چیزی را از خدا خواستیم! خب از خدا چه خواستند امام باقر علیه السلام؟ این ترجمه های معمول کاملا غلط است. معنای بسیار زیبای این دعا به این شکل است: خدایا قسم به تمام زیباییهایت که از زیبایی هایت زیباترینش را به من بدهی، خدایا من از تمامِ زیباییِ تو می خواهم،

      خدایا قسم به جمالت از زیباترین جمالت به من بدهی که تمام جمال تو جمیل است، خدایا من از تمام جمال تو می خواهم،

      خدایا قسم به تمام شکوه و بزرگی ات که از باشکوه ترین شکوهت به من بدهی و تمام شکوه تو با شکوه است، خدایا تمام شکوهت را طلب می کنم،

      خدایا قسم به بزرگی ات که از عظیم ترین بزرگی ات به من بدهی،‌ و تمام عظمت تو عظیم است،‌ خدایا من طالب تمام بزرگی تو هستم، ....

      مقصود این دعا این است که همه صفات جمال و جلال خودت را به من هم بده. خب آیا دریای صفات خداوند در کوزه ی دل ما جا می شود؟

      گر بریزی بحر را در کوزه ای        چند گنجد قسمت یک روزه ای

      راهش این است که این کوزه را بیندازیم در دریا. آب کوزه با آب دریا یکی می شود، نه بو می گیرد نه کثیف می شود نه بخار می شود ...

      آب کوزه چون درونِ جو شود     محو گردد در وی و چون او شود

      قطره دریاست اگر بادریاست       ورنه او قطره و دریا دریاست

      یعنی تا ما جدا هستیم، علم و قدرت و سمع و بصر و تمام قدرتهای ما محدود است. اما اگر کسی وصل به خدا شد آنوقت می شود ید الله. اگر این حد و مرز را برداریم و نگوییم علم من و علم خدا، قدرت من و قدرت خدا، کمال من در مقابل کمال خدا، اگر این دوگانگی ریخت، آنوقت درست می شود. آنوقت توحید به دست می آید. این همان است که امام سجاد در دعای ابوحمزه می فرماید:  

      وَ أنَّ الرّاحِلَ إلیکِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکْ ولا حِجابَ بِینَکَ وَ بِینَ خَلقِکَ غِیرِ خَلقِه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکَ إلا أنْ تَحْجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِئَهُ دُونَکْ 

      تو در حجاب نیستی، ما در حجابیم. اگر حجاب برداشته شود می فهمیم علم من چیزی نبود، قدرت من چیزی نبود،

      قطره ی علمی که بخشیدی زپیش      متصل گردان به دریاهای خویش

      یعنی علم خودش را از علم خدا می بیند. چرا پیامبر در توصیف سلمان فرمودند سلمان بحر لاینزف (سلمان دریایی است که خشک نشود) «بحار الانوار» ج‌ 6، ص‌ 755، چاپ الکمبانی‌ّ

      سلمان نه پیامبر بود نه امام، اگر معنایی که گفتیم توجه نشود، نمی توان این جملات را درک کرد. سلمان هم بشر بود. کوزه ی نفس او بی انتها نیست اما کوزه دلش را در دریای الهی غرق کرده است. سنی و شیعه متفقند که سلمان به مرتبه منا اهل البیت رسید.

      شهرٌ فیه دعیتم الی ضیافة الله، باید به این مهمانی برویم و تا می توانیم از این نعمتها بهره بریم. ما از عبادات در سطح کمی استفاده می کنیم، قرآن و نماز و روزه و حج و... یک جنبه ملکوتی دارند که برای ما که فقط به ظاهر آنها عمل می کنیم قابل درک نیست. باطن آنها و معارف درونی آنها را به آن نمی رسیم. بزرگان تلاش می کردند ما به باطن آن هم برسیم. این نیست که بگوییم خدا حالا که نگذاشتی ما ناهار بخوریم ما هم در سحر و افطار دو برابرش رو می خوریم!  بعضی ها در ماه رمضان مریض می شوند! خدا می خواست یک وعده از غذای ما کم شود نه اینکه جایش عوض شود. 

       

    • علل موفقیت ایران در تاسیس و بهره وری حزب الله

      حزب اللهحزب الله لبنان پدیده ای تاریخی است که بارها مورد تحلیل و بررسی دوستان و دشمنان قرار گرفته و هنوز هم هیچکدام نتوانسته اند آنطور که باید، آنرا بشناسند؛ خصوصا دشمنان.

      حزب الله لبنان را باید در زمینه های تاریخی فرهنگی اجتماعی جغرافیایی و دینی بررسی کرد، وگرنه در شناخت آن دچار خطا خواهیم شد. همه می دانند این حزب نوپا توانسته دستان جنایتکار اسراییل را بارها در خاک لبنان قطع کند و باعث شود جنایتکارترین ارتش دنیا نتواند به خواسته هایش برسد. برای خیلی ها سوال است که چرا ایران در هیچ کشور دیگری نتوانست با وجود کمکها و آموزشها و حمایت هایش، هپیمانی مانند حزب الله لبنان درست کند که اولا توانایی بسیار بالایی داشته باشد، دوم اینکه سر به راه و هم راستا باشد و سوم اینکه با کمترین هزینه بیشترین فایده راداشته باشد. در ادامه دلایل این موضوع را بررسی می کنیم.

    • نیمه شعبان و باز هم بی خبر از مولاییم

      لطفا تا لود شدن صفحه صبر کنید...


       

    • دیگر هنگامه ی انقلاب شده است

      روزگار سختی است، شیعیان متفرق و درگیر مشکلات داخلی هستند. دشمن اصلی هم عده ای مسلمان نمای مسخ شده را به جنگ شیعیان فرستاده است. امروز شیعه در هیچ کجای جهان امنیت ندارد. تنها مملکت امن شیعه که آنهم با دستهای خودمان درحال ضربه خوردن و تضعیف است، ایران است. از عراق پند نمی گیریم؛ شیعیان چند دسته و متفرق شدند و برای مقابله با دولت شیعی حتی با دشمنان هم پیمان شدند. حالا همانها باید تاوانش را پس بدهند. ماشینهای داعش در اتوبانها راه می روند و به سوی مردم شلیک می کنند. صحنه غم انگیز و منزجر کننده ای بود. مانند بازی های کامپیوتری، به طرف هر کسی شلیک می کردند. هیچ کس هم جلودارشان نبود.

      با وجود خطر فزاینده این زامبی ها و نزدیک شدنشان به مرزهای ایران، هنوز عده ای به دنبال آنند که اثبات کنند جمهوری اسلامی نظامی باطل و غیر اسلامی و در تضاد با امام زمان است؛ امثال شیرازی ها و یاسر الحبیب و اللهیاری و دیگرانی که در ایران هستند. دنبال حدیث می گردند تا اثبات کنند علی زمان و حسین زمان نداریم و ائمه با هیچ کس مقایسه نمی شوند و هیچ کس در شان آنها نیست. این را که خودمان می دانستیم. اما یادشان رفته یزیدی ها هنوز وجود دارند. بلکه بدتر و وحشی تر از قبل. کوفیان هم همینطور. هیچکدامشان یادشان نیست که شیخ حسن شحاته را همین پارسال وقتی در منزلش جشن ولادت امام زمان گرفته بود وحشی های تکفیری با چه وضعی کشتند. هیچکدامشان برایشان مهم نیست شیعیان بحرین در اوج ظلم و ستم دارند از دست شرطه های حجاز کتک می خورند و به شهادت می رسند. هیچ کدام برایشان مهم نیست. تو فقط قمه بزن تا آمادگی خود را نشان دهی! کدام آمادگی؟ آماده بودن برای فرار و سکوت و عزلت؟ حوادث این روزها، به خوبی نشان می دهد که اسلام لندنی فقط برای تشویه و تخریب شیعه بود و حالا نه در سوریه نه حتی در عراق که کشور شیعیان و مرقد امامان شیعه است، هیچ حرفی برای گفتن و دفاع ندارد. می ترسم عادت آنها به نشستن و دعا خواندن، در زمان ظهور مولا هم گریبانشان را بگیرد و مانند قوم بنی اسراییل بگویند فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَ‌بُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ﴿٢٤ المائدة تو و خدایت بروید بجنگید که ما همینجا نشسته ایم (وبرایتان دعا می کنیم!)