۷۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیعه» ثبت شده است

    • شیعیانی که به دست سلفی ها شهید می شوند

      دیروز شهید جوانی از حزب الله در صیدا تشییع شد که با مزاحمت سلفی ها، در شهر برای مدتی تشنج ایجاد شد.

      شهید صالح الصباغ در خانواده ای سنی به دنیا آمد و بزرگ شد. بعد از آنکه شیعه شد به مقاومت پیوست و آموزش های مختلف را گذراند. دیروز که پیکر پاکش را می خواستند طبق وصیتش در قبرستان شیعیان صیدا دفن کنند پدرش مخالفت کرد.

    • صدقه دادم چند صد هزار برابر گیرم اومد

      صدقه 70 بلا را دفع می کند و به مال برکت می دهد و .... خلاصه خیلی خوب است.  خیلی درباره ی صدقه توصیه شده و همه هم می دانیم. اما صدقه های یک قرون دوزاری ما واقعا صدقه است؟ وقتی یه اسکناس صدتومنی پاره گیرمون میاد سریع میندازیم تو صندوق صدقات که از شرش خلاص شیم. صدقه اونه که یه فقیر رو ببینیم و بهش کمک کنیم کارش راه بیفته. امامان ما صدقه زیاد می دادند، نه زیادی اموالشون رو بلکه از لوازم و اموال خودشون که لازمشون داشتن صدقه میدادند. ظاهرا نقل شده که امام حسن علیه السلام چند بار نصف زندگی خودش را به فقرا داد. ما به عنوان شیعه می توانیم چنین کاری بکنیم؟

    • مدارس در لبنان و طایفه گری

      بر اساس کتاب دولت و تعلیم رسمی در لبنان از دکتر حسان قبیسی عالم تربیتی لبنانی
      برای بررسی تعلیم و تربیت در لبنان باید به قبل از تاسیس این کشور و زمان حکومت عثمانی باز گشت. در قرن 19 میلادی مدارس تحت نظر مفتی (روحانی دینی سنی منصوب از جانب سلطان عثمانی) قرار داشت و تعلیم و تربیت جزو وظایف حکومت نبود. تعداد بسیار کمی مدرسه در مناطق کنونی لبنان وجود داشت و فقط شامل سطح ابتدایی بود. برای تحصیل در دبیرستان مردم مجبور بودند فرزندان خود را به پایتخت (آنکارا) بفرستند.

    • محرم در لبنان

      از اول محرم بیشتر تابلوهای تبلیغاتی با طرح های عاشورایی پر می شود و پرچم های سیاه بر سر در منازل و مغازه ها آویخته می شود. مغازه های لباس فروشی لباسهای مشکی در ویترین میگذارند و حتی سی دی فروش ها آلبوم های خوانندگان را جمع کرده و به جای آن آلبوم های نوحه و عزاداری می فروشند. بیشتر شیعیان لباس مشکی برتن می کنند و در مراسم و مجالس عزا که در مساجد و حسینیه ها برگزار می شود شرکت می کنند. در طول روز با برنامه ی قبلی، در هر ساختمان بطور چرخشی هر روز در یک طبقه مجلس روضه زنانه برگزار می شود. شب هم مجلس اصلی در مجمع سید الشهدا برگزار می شود که امسال مداح آن نزار القطری است.

    • دوباره بازهم غدیر شد ولی هنوز هم نیامدی

       

      چند روز پیش بازدید کننده ای برایم پیغام گذاشته بود و عنوان کرده بود که مسیحی است و از من گله کرده بود که چرا به بردن تورهای ایرانی به مناطق مسیحی اعتراض کرده ام. (در این مطلب)

      خوشحال شدم که یک دوست مسیحی دیگر پیدا کردم و فکر کردم مانند بقیه، انسان محترم و بافرهنگی است. اما پس از پاسخ محترمانه ی من، به ناگاه با حالتی عجیب به من حمله کرده و هر دروغ و تهمتی از دهانش در می آمد به من و کشورم و مسلمانان نثار کرد و خلاصه ما از هیچ اتهامی نبود که بی نصیب بمانیم.

    • چرا ما را رافضی می گویند؟

       
       

      جاءنی یمشی حییّا عابسا منّه المحیّا

      قال اسعفنی جوابا اشکل الامر علیّ
      لم تسمّى رافضیّا قلت فاسمعنی صغیّا

      سوف أنبیک على ماصرت ادعى رافضیّا

    • امام متواضع

      یه عده هستن که همیشه در حال سیاه نمایی و بزرگنمایی مشکلات و زشتی ها هستند و این ریشه از زشتی درون اونها داره. با آوردن یه نمونه همه رو متهم میکنن یا با تهمتهای واهی یه عده رو زیر سوال میبرن. مثلا میگه همه ی ملاها تریاکی اند! اینا همشون دروغگو هستند. (اینا در موقعی به کار میره که میخان نظام یا دولت یا مسئولین رو خطاب کنن) یعنی واقعا همه ی روحانی ها تریاکی هستند؟ والا من یکی که یه دونه روحانی تریاکی هم ندیدم! یا واقعا همه ی مسئولین دزد و دروغگو هستند؟ اون مسئولی که معاون فرماندار  تا16 استان بوده و هنوز رسمی دولت نیست و حقوقش هم رسمی و ثابت نیست و اینقدر برای خدمت مردم تا نصف شب بیرون بوده که زنش شاکی می شده اونم دزده؟ دروغ میگه؟

    • لبیک محمد لبیک

      سلام

      دو روز پیش یعنی دوشنبه رفتیم راهپیمایی اعتراض به اهانت به رسول اکرم (صل الله علیه و آله)

      عباس با من آمد، یعنی من عباس را بردم. تمامی خیابانها و کوچه های منتهی به راهپیمایی با کامیونهای پر از سنگ بسته شده بود تا هیچ وسیله ی انتحاری نتواند خودش را از موانع رد کند. یه بازرسی بدنی خیلی شل و ول هم انجام می شد.  طرف راست بلوار مردها بودند و طرف چپ زنها.

    • خاطرات سرتیپ - قسمت سوم

      یک بار در جنگهای داخلی لبنان در منطقه ی اوزاعی بین آل ناصر و آل مقداد جنگ در گرفت. آل ناصر شیعیان ساکن منطقه بودند و آل مقداد هم از بعلبک آمده بودند آنجا ساکن شده بودند. امام ما را در مجلس جمع کرد. گفت می دانید بین اینها جنگ شده؟ گفتیم بله. برایمان عادی بود. آل مقداد همیشه با یکی دعوا و درگیری دارند.

    • ایام امتحانات...

      سلام خدمت همه ی دوستان عزیز. در این مدتی که گذشت به سبب امتحانات دانشگاه که تا هفته ی بعد هم ادامه دارد نتوانستم مطلبی تهیه کنم. اما مژده می دهم که از هفته ی بعد مطالب جالبی را برایتان منتشر خواهم کرد. در هفته ای که گذشت نویسنده ای از ایران به لبنان آمده بود تا برای نوشتن داستانی در مورد امام موسی صدر خاطرات جمع کند و با فرهنگ و جو لبنان آشنا شود. بنده در این مدت به عنوان مترجم همراه او بودم (برای همین درس هم خوب نخواندم!) و خاطرات بسیار زیبایی از امام موسی صدر شنیدیم که واقعا درس آموز است:

      خاطرات دختر شیعه ای که با یک مسیحی می خواست ازدواج کند،

      خاطرات عالیرتبه ترین شیعه در سازمان امنیت لبنان که از فرماندهان امل شد،

      خاطرات یکی از علمای اهل سنت که امام موسی صدر در مسجد او نماز جماعت برگزار می کرد،

      خاطرات دانشجوی پزشکی که خواست خلبان ارتش شود ولی سر از فرماندهی امل در آورد،

      خاطرات رئیس هیئت اجرایی امل از نحوه ی آشنایی اش با امام موسی صدر و همکاری با او.

      ضمنا یک سری سوالات هم از همه ی این افراد در مورد شخصیت و رفتار امام موسی صدر پرسیده شد که جواب آنها را هم منتشر خواهم کرد.

      منتظر باشید.