۵۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ضاحیه» ثبت شده است

    • اخلاق امام موسی صدر در برخورد با مردم

      شهید چمران و امام موسی صدرعصر نزدیکای غروب بود. بچه تب کرده بود. رفتیم دکتر.
      دکتر ماجد متخصص کودکان رییس یک درمانگاه در ضاحیه است. چون از وقت اداری گذشته بود مجبور شدیم به منزل دکتر برویم که یکی از اتاق های آنرا تبدیل به مطب کرده است. کمی منتظر شدیم تا از مسجد بازگشت. بعد از معاینه بچه و توضیح کامل و تفصیلی در مورد علت بیماری و سرفه، نسخه نوشت.
      سپس برای ما میوه آورد. در لبنان عموما ایرانی ها را دوست دارند. دکتر ماجد هم برای نشان دادن علاقه قلبی خود، در حین پذیرایی، از سفرش به ایران گفت. وی مدتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با شهید چمران به ایران آمده بود. کلی از شهید چمران تعریف کرد. پرسیدم از نیروهای شهید چمران بودید؟ لو نداد. گفت من دانشجو بودم. در زمانی که به ایران آمدیم ماه رمضان بود. جو انقلابی بسیار زیبایی حاکم بود. در تمام مدت ماه مبارک که در ایران بودیم، هر شب در یکی از مساجد تهران، پای سخنرانی شهید بهشتی، شهید مفتح، سید علی خامنه ای می رفتیم. هرچند یک کلمه هم نمی فهمیدیم. ولی جو بسیار خوبی بود.

    • انتفاضه 6 فوریه در لبنان و مقاومت همزمان علیه آمریکا، رژیم صهیونیستی و فالانژها

      ترجمه و تالیف: محمود علوی
      کلیه حقوق محفوظ است- بازنشر تنها با ذکر منبع و نام م
      ولف امکان پذیر است.

      جنایات رژیم صهیونیستی که گاه مستقیم و گاه غیر مستقیم و در نقاب و پشت صحنه انجام می شود همیشه یک هدف داشته: افزایش قدرت این رژیم، و تضعیف و نابودی کشورهای همسایه. انتفاضه 6 فوریه لبنان یکی از نقاط تاریخی مهم در تاریخ لبنان و مقاومت لبنان است که با مطالعه آن بیشتر به نقش مخرب رژیم اشغالگر، و زحمات مقاومت و مردم لبنان پی خواهید برد.

      رژیم اشغالگر قدس یک رژیم نامشروع و ساخته دست قدرتهای استعماری است. تاریخ جنگ های این رژیم با اعراب و همسایگان مختلف خود شاهد جنایات بیشماری بوده است. اما آنچه کمتر به چشم می آید پروژه های عظیم استراتژیک برای حمایت این رژیم است که گاه بصورت علنی و گاه بصورت پشت پرده دنبال می شود تا اهداف این رژیم تمامیت خواه را محقق سازد. آنچه امروز به شکلی جدید توسط این رژیم دنبال می شود، پروژه داعش پروری است تا بدین وسیله نه تنها ارتشهای کشورهای مسلمان را نابود کند، که با دست خود مسلمانان، ممالک اسلامی را به قهقرا بکشاند بطوریکه حتی در آینده هم نتوانند کمترین قدرتی برای تشکیل ارتشی قوی داشته باشند.
      آنچه این رژیم با جنگ نظامی و سیاسی توانست در مصر و اردن پیاده کند، گامهای اولیه ی پروژه ی نفوذ میان اعراب برای به رسمیت شناختن این رژیم و فراموشی فلسطین بود. البته کشور بعد از مصر، لبنان بود. در سال 1982 رژیم اشغالگر قدس به لبنان حمله کرده و تا بیروت پیشروی نمود. هرچند در ظاهر با ادعای حمایت از الجلیل و امنیت این رژیم و برای مبارزه و نابودی مبارزان فلسطینی در لبنان وارد عمل شده بود اما نیت شوم آنها چیز دیگری بود. آنها در نظر داشتند با به چالش کشیدن دولت لبنان و با همراهی سیاسیون راستگرای لبنانی که علنا با این رژیم دست دوستی داده بودند، چنین القا کنند که باید برای بازپس گیری سرزمینهای جنوب لبنان، رژیم اشغالگر را به رسمیت شناخت تا بتوان با آن مذاکره کرد.

    • خاطره - وقتی حزب الله خفتمان کرد!

      هفته پیش که شب از نمایشگاه کتاب بیروت باز می گشتم،ایست بازرسی ایست بازرسی ورود به ضاحیه شلوغ بود. شلوغی از داخل بود. ماشینها به کندی پیش می رفتند. هوا خیلی سرد بود. باران هم هر از گاهی نم نم می بارید. سپس تند می شد و بعد از چند دقیقه باز نم نم و بعدش متوقف می شد. وقتی رسیدم به ایست بازرسی، طبق معمول چراغ داخل ماشین را روشن کردم. یک خسته نباشید با لهجه لبنانی طبیعی گفتم. سرباز، سری تکان داد و گفت بفرمایید. سرش را به داخل اتاقک برگرداند که همکارش با موبایلش داشت ور می رفت. گفتم با سرما و بارون چطورید؟ گفت: وضع ما که خوب است. بعضی ها خیلی بدتر از این سرشان می آید (منظورش همکارانش در مناطق شمالی بود که برف و سرما کولاک می کند).

    • اوضاع در لبنان پس از انفجار

      امروز ظهر پیاده از محل انفجار برج البراجنه رد شدم. دیروز تمام راه را تمیز کرده بودند. همه چیز مثل قبل بود. این مسیر را چهار سال هر روز پیاده طی می کردم. علت انتخاب این محل برای عملیات تروریستی، هم جواری آن با اردوگاه آوارگان فلسطینی بود تا مردم ضاحیه را تحریک کنند بر ضد آنها دست به اقدامات رزمی و جنایت بزنند. ضمن اینکه این خیابان، تنها خیابانی است که سر آن ایست و بازرسی ندارد. موتور سیکلت ها راحت وارد می شوند. پیاده ها هم همینطور. امروز دیدم پیرمردی را گذاشته بودند کیف و کیسه غیر لبنانی ها را بگردد! 

      بعد از بیمارستان، بچه های حرکت امل مسلح به شات گان ایستاده بودند. بعد از آن تا محل انفجار همه چیز عادی بود. مردم و مغازه ها مثل همیشه به کار خود مشغول بودند. در محل انفجار هم تعدادی خبرنگار و مردمی هم برای تماشا آمده بودند. شلوغی اصلی مربوط به قبرستان بود. دقیقا نزدیک محل انفجار، قبرستان برج البراجنه است که مردم منطقه، اموات و شهدایشان را آنجا دفن می کنند. جمعیت زیادی که تقریبا خیابان را بسته بودند برای تشییع و زیارت شهدا آمده بودند. 

      در این اتفاق تروریستی هفت نفر از اعضای رسمی حرکت امل به شهادت رسیدند. همینطور شش نفر از بچه های حزب الله. دو نفر اهل سنت و دو فلسطینی. به اضافه بقیه مردم عادی بیگناه. جالب است برخی رسانه های ایرانی در مورد شهادت مسئول امنیتی حزب الله داستانسرایی کردند و وی را عامل نجات مردم شمردند. در حالی که عادل ترمس یک شهروند عادی منطقه انتحاری را بغل کرد و با او درگیر شد.

      تلاش داعش و سازندگان صهیونیستی آن برای فلسطینی معرفی کردن عاملان عملیات، در حالی با شکست روبرو شد که مردم نه تنها اقدامی بر علیه فلسطینی ها نکردند بلکه مردم اردوگاه را مطمئن ساختند و قسم یاد کردند که از آنها مثل چشمان خود محافظت خواهند کرد. مرحبا به این انسانیت و شعور و بصیرت. جالب است بدانید شب گذشته مردم کشور فرانسه (مدعی حقوق بشر و آزادی و اخلاق!) اردوگاه آوارگان سوریه ای را به آتش کشیدند. چرا؟ چون ادعا شد داعشی های سوریه عامل حملات بودند و طبق معمول، عاملان جنایت با پاسپورتشان سر کار رفته بودند! (ما هم جیگر!)

      شهادت و زخمی شدن مردم آنقدر سنگین نیست که ببینی عده ای ایرانی، نه تنها به انفجار ضاحیه اهمیتی ندادند، بلکه برای خودشیرینی رفتند جلوی سفارت فرانسه گل گذاشتند. درد اینجاست. عده ای ظاهرا پدر و مادر اصلی شان فرانسوی بوده اند یا چیزی از فرانسه خورده اند! در نظر این سینه چاکان، غربی ها انسان هستند اما بقیه خیر. بیچاره ها خبر ندارند همان فرانسوی، دقیقا خود اینها را هم مثل سوریه ای ها و لبنانی ها و یمنی ها و عراقی ها، آدم نمی شمارد.

    • عزاداری شیعیان لبنان

      استفاده از این مطلب صرفا با ذکر منبع مجاز است.

      مراسم عاشورا در ضاحیهامروز در لبنان تعطیلی اول سال هجری است. به معنای دیگر، ماه محرم از نظر دولت لبنان شروع شده است. مدارس لبنان امروز تعطیل هستند. هرچند بیشتر شرکتها و موسسه های شیعیان و مسیحیان امروز باز هستند اما اول سال هجری، برای اهل سنت مانند اول نوروز ما است و اهمیت خاصی دارد. چند روزی است کم کم خیابانهای ضاحیه سیاه پوش شده و مغازه ها لباسهای سیاه در ویترین نهاده اند. چرخ دستی های زیادی به فروش پرچم های سیاه، چفیه، پیشانی بند، سی دی های نوحه و خلاصه لوازم عزاداری می پردازند. حزب الله در حال آماده شدن برای تامین امنیت مراسم عزاداری است. همینطور در نبطیه، شهر سیاه پوش شده و اقدامات مختلفی برای آماده ساختن محل مراسم شبهای محرم انجام شده است. دیگر شهرها و روستاهای لبنان هم شاهد جنب و جوش عاشقان اهل بیت است. در ادامه به معرفی عادات و رسوم عزاداری در لبنان می پردازیم.

    • کیف قاپی در لبنان

      شب عید غدیر نزدیک غروب بود که کارم تمام شد. رفتم مسجد روبروی محل کار. گفتم شب عیدی نماز را اول بخوانم. (ای بسوزه پدر ریا)
      بعد از نماز در دلم گفتم خدایا امشب یه عیدی به ما بده. (دیدین بعضیا تا یه کار خوب میکنن کلی منت میذارن سر خدا و طلبکار میشن؟ البته من عیدی رو به خاطر عید خواستم نه به خاطر نماز)

      شیرینی فروشی درویشنماز رو که تمام کردم رفتم بیرون و تا سر خیابون پیاده رفتم. زیر پل، جلوی شیرینی فروشی درویش که جدیدا زیر پل سید هادی نصر الله باز شده، ایستاده بودم. ترافیک سنگینی بود که به دلیل نبودن پلیس گره خورده بود و قفل شده بود. دوستی که قرار بود بیاد دنبالم رسید به زیر پل و در فاصله چند متری من بود. کیف پولم و موبایلم را گرفته بودم دستم. یک موتوری با سرعت رد شد.

    • سفر به قلب مقاومت - روز چهارم، روز پایانی+ تصویر

      قسمت چهارم و پایانی سفرنامه جناب آقای محمدی نایینی. کیفیت تصاویر این سفرنامه توسط بنده عوض نشده و حجمی در حدود 6.61 مگابایت دارند. اگر از اینترنت موبایل استفاده می کنید، می توانید بعدا به مطالعه این مطلب بپردازید

      امروز را به بعلبک برای زیارت سیده  خوله اختصاص دادم. بعلبک برخلاف حدیقه الایرانیه و ملیتا، ون خطی مستقیم داره. لذا با سید صحبت کردم که خودم برم سید هم انگار خیلی سرش شلوغ بود، روزه هم بود با کمال میل قبول کرد. پرس و جو کردم جایی به نام مُشرّفیه تاکسی ون های بعلبک اونجا جمع بودند. سوار شدم و صندلی جلو نشستم.

      20 کیلومتر اول از نظر زیبایی محشر بود. باید از غرب جبال لبنان به شرق بریم. یه ارتشی هم مسافر ون بود که باعث شد محض احتیاط عکس نگیرم و جلب توجه نکنم. جاده فوق العاده شلوغ و همه ش هم سربالایی بود.
      بعد از حدود 2 ساعت مسیر 83 کیلومتری بیروت بعلبک پیموده شده. توی راه چندتایی ایست بازرسی  بود ولی هیچ کدوم برای بازرسی نگهمون نداشتند. روبروی حرم سید خوله پیاده شدم.

    • مشکل زباله در لبنان

      زبالهبازنشر این مطلب فقط با ذکر منبع مجاز است.

      حدود 24روز پیش، متوجه شدم حجم زباله در سطلهای زباله وکنار آنها خیلی زیاد شده و مقداری هم کف خیابان پخش و زیر چرخ های ماشین ها له شده و در جاده پخش شده اند. بوی بسیار آزار دهنده ای خیابان ها را فرا گرفته بود. کم کم در اخبار منتشر شد که این قضیه فقط مربوط به ضاحیه نیست و کل بیروت حتی مناطق دولتی و توریستی هم گرفتار زباله شده. دلیل این امر تمدید نشدن قرار داد شرکت سوکلین، شرکت خصوصی جمع آوری زباله عنوان شد. از طرف دیگر یکی دو سالی است به خواسته مردم و طرح وزارت محیط زیست، محل دفن زباله ها باید تغییر داده شود. اما پشت صحنه اصلی این مشکل چیست؟ وزیر سابق، شربل نحاس چنین شرح می دهد: