۵۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ضاحیه» ثبت شده است

    • تو کجا و دین محمد کجا

      دیروز یک انتحاری در منطقه شویفات سوار ون شد تا هنگام پایان نماز و خروج نمازگزاران (عمدتا حزب اللهی) در ضاحیه، جلوی ایست بازرسیِ قبل مسجد باشد و خودش را در میان نمازگزاران بترکاند. تیز هوشی راننده ون حسین مشیک باعث شد به او شک کند و بگوید چرا اینقدر باد کرده ای؟! انتحاری که دستش رو شده بود همانجا در ون خالی خودش را ترکاند. البته شکر خدا حسین زنده ماند.

      امروز جبهه النصره اعلام کرد عملیات را آنها انجام داده اند و عامل انتحاری خودش را در ون در ایست بازرسی حزب الله ترکانده و 30 نفر را کشته!!! حناق بگیرند با این دروغگویی و کور بودنشان. در صحرای شویفات یک ون ترکوندن خوشحال هم هستن! نتیجه مد نظرشون رو اعلام می کنند! نه نتیجه ی واقعی رو!

      به این بهانه شعری بسیار زیبا که در سالروز میلاد پیامبر در مذمت تکفیری ها سروده و اجرا شده را ترجمه کردم که به شما تقدیم می کنم.

      کلیپ در یوتیوب موجود است که اگر نمی توانید باز کنید، لینک کمکی آن در پایین صفحه قابل دسترسی است.

      متن شعر همراه با ترجمه با فرمت PDFو word موجود است تا دوستانی که خواستند نماهنگ و کلیپ تهیه کنند، به راحتی از آن استفاده کنند


      مدت زمان: 4 دقیقه 10 ثانیه

      لینک کمکی برای دانلود حجم: 7.36 مگابایت

      فایل PDF متن و ترجمه حجم: 87.7 کیلوبایت

      فایل word متن و ترجمه حجم: 873 کیلوبایت

    • وقتی مردم ضاحیه از خشم منفجر می شوند ...

      انفجار در لبنان دیگر عادی شده! از هر محله ای که بگذری یک بار انفجار در آن رخ داده و در و دیوار آن برایت حکایت ها دارد. دیگر دل و دماغ نوشتن هم ندارم. وقتی وسط فیلمبرداری هستی و یکهو خبر می دهند انفجار رخ داده اولین کاری که می توانی بکنی این است که بدون توقف کار، بفهمی کجا رخ داده و از خانواده ات کسی آنجا بوده یا نه. یک هیجان و دل پیچه ی خفیف در جانت می پیچد و حس قوی انتقام و عصبانیت را در درونت می پروری.

    • شاید این آخرین مطلبم باشد

      تا نیم ساعت دیگر ورودی های ضاحیه بطور کلی بسته خواهد شد و تا ظهر فردا بسته خواهد ماند. این اقدام یکی از تدابیر امنیتی است که برای حفظ امنیت راهپیمایی عاشورایی شیعیان ضاحیه انجام خواهد شد. ضمن اینکه در مسیرهای راهپیمایی از عصر امروز جلوی پارک ماشین و موتور گرفته شده و ماشینهای باقیمانده بعد از اعلان در رادیو و بلندگوهای سیار، با جرثقیل حمل خواهد شد.  سید حسن نصرالله امشب گفت: همانطور که قبلا در زیر باران شدید و گرمای سخت راهپیمایی کردیم، هیچ چیزی ما را از حسین (ع) جدا نخواهد کرد. نه باران شدید نه گرما نه انفجار نه ماشینهای بمبگذاری شده. فردا همگی فریاد خواهیم زد لبیک یا حسین. وی اشاره کرد فردا احتمال خطر هست و ما در راه حسین علیه السلام از هیچ چیز نمی هراسیم.

      فردا شیعیان لبنان در شهرهای مختلف راهپیمایی و سینه زنی خواهند کرد. اگر به المنار در ماهواره یا پخش زنده سایت آن دسترسی داشتید می توانید عظمت و صلابت راهپیمایی را ببینید.
      حالا می توانم احساس کاروان حسین از مکه را کمی و فقط کمی بچشم. خیلی سخت است انسان به جایی برود که می داند ممکن است برنگردد. خصوصا برای من که بنده ی کاهل و سر به هوای خدا بوده ام و درست بندگی نکرده ام. تمام امیدم به این است که اگر فردا کشته شدم جزو شهدای راه حسین محسوب شوم. می ماند حق الناس، که آنهم از همه تقاضای بخشش و عفو دارم.
      فردا همه ی ما یعنی من و عباس و علی اصغر و همسرم به راهپیمایی حسینی می رویم. اگر زنده ماندیم که باز هم مزاحم خواهم شد و سرتان را به درد خواهم آورد اگر نه که حلال کنید.
      امشب هزاران جوان حزب الله در خیابانها در سرمای ملایم هوای بیروت بیدار خواهند ماند تا شر کوردلان تروریست را از سر مردم کم کنند. فردا همراه با شیعیان غیور و مدافعان حرم حضرت زینب فریاد خواهیم زد: لبیک یا زینب. لبیک یا حسین.

      بعدا نوشت:

      متاسفانه صحیح و سالم برگشتیم و هیچ اتفاقی نیفتاد. حزب الله خیلی در مساله امنیت قوی عمل کرد.

      تصویر بچه ها به دلایل شخصی، امنیتی، و.... برداشته شد!

      به زودی در مورد راهپیمایی مطلبی خواهم نوشت.

    • عید قربان، مسلمانان، سلفی ها، آمریکا

      عید قربان در کشورهای عربی و از جمله لبنان یکی از اعیاد بزرگ است و همانطور که ما برای عید نوروز لباس نو می پوشیم و به دیدن بزرگتر ها می رویم، در لبنان هم مردم حتما با لباس عید، به دیدن یکدیگر، خصوصا بزرگترها رفته و شیرینی مخصوص عید می خورند. آنها که دستشان به دهنشان می رسد برای ناهار عید، کباب درست می کنند. بچه ها حتما ترقه و فشفشه می خرند و تفنگ های پلاستیکی که گلوله پلاستیکی شلیک می کند و به یکدیگر شلیک می کنند! خلاصه به همه خوش می گذرد، خصوصا با سه روز تعطیلی رسمی که امسال برای بچه مدرسه ای ها تبدیل شد به یک هفته! علاوه بر آن، بزرگان فامیل به بچه ها عیدی می دهند و بچه ها حسابی کیف می کنند. غیر مسلمانها هم در عید شریکند و به کافه بارها و رستورانهایی می روند که خوانندگان و رقاصه ها در آنها به مناسبت عید برنامه برگزار می کنند!!! البته برخی مسلمانها هم در این مراسم ها شرکت می کنند!

    • هلاکت تروریست عامل انفجارهای ضاحیه

      پرس تی وی: عمر الاطرش و دو نفر از همراهان وی به نام‌های «زیاد الاطرش» و «سامر الحجیری» روز جمعه (۱۹ مهر) پس از اصابت یک موشک به خودروی حامل آن‌ها در منطقه «النحمت» در مرز سوریه و لبنان کشته شد.
      الاطرش به دخالت در انفجارهای خودروی بمب گذاری شده در « بئرالعبد» و « روییس» در جنوب بیروت در اگوست متهم بود.
      دستکم ۲۲ نفر در این انفجارهای مرگبار کشته و ۳۲۵ تن دیگر زخمی شدند.
      الاطرش همچنین به دخالت در طراحی دو حمله موشکی در منطقه ضاحیه لبنان در ماه می که چهار زخمی به جا گذاشت، متهم بود.
      فایز غصن، وزیر دفاع لبنان در ماه جولای اعلام کرد الاطرش در حمله به یک ایست بازرسی ارتش در منطقه «عرسال» که در آن سه سرباز کشته شدند، دخالت داشت. ..

    • شرح واقعه بعلبک به همراه آشنایی با مناطق لبنان

      شنبه گذشته در بعلبک درگیری هایی رخ داد که پنج کشته و ده زخمی برجای گذاشت. علت آن تیراندازی گروهی از سنی های بعلبک به ایست بازرسی حزب الله بود که دو جوان حزب الله در جا به شهادت رسیدند. اما قبل از شرح ماجرا بهتر است آشنایی کلی از این منطقه و لبنان به طور کل داشته باشیم.

    • چرا حزب الله امنیت ضاحیه را به نیروهای امنیتی لبنان واگذار کرد؟

      پس از انفجار در ضاحیه در محله ی رویس، نزدیک مجتمع سیدالشهدا، حزب الله برای تامین امنیت، خودش آستین بالا زد.
      عصر جمعه 25 مرداد در تقاطع پر رفت و آمد رویس و مجتمع سیدالشهدا انفجاری رخ داد که اقلا 24 نفر شهید و بیش از 300 نفر دیگر زخمی شدند. مجتمع سید الشهدا سالن بزرگی است که حزب الله مراسم های مختلف و نمایشگاه های گوناگون در آن برگزار می کند. سالنی که بارها سید حسن نصرالله و دیگر مسئولین حزب الله را در خود جای داده است.

    • ضاحیه این روزها چه حال و هوایی دارد؟

       

      حزب الله لبنان وقتی وارد جنگ در سوریه شد، خود را برای همه چیز آماده کرده بود: شماتت دوستان، تهدیدهای دشمنان، خمپاره و راکت ها، بمب ها و خطرات دیگر. اما چه شد که دو انفجار در ضاحیه یعنی مرکز حزب الله در بیروت رخ داد؟

      اگر اخبار شبکه ها و روزنامه های عربی را دنبال کنید می بینید که همه می گویند انفجارها و عملیات های القاعده توسط شخصی به نام بندر بن سلطان برنامه ریزی و اجرا می شود. سیاست های حکومت پادشاهی سعودی توسط اقدامات خرابکارانه ی این شخص در دیگر کشورها دنبال می شود. یعنی ملک عبدالله دیگران را مهره هایی می پندارد و وقتی بخواهد، چند میلیارد دلار به این امیر بندر می دهد و می گوید برو کارش رو تموم کن! در قضیه سوریه هم او را فراخوانده و با دادن بودجه کلانی گفته این بابا (بشار) رو من دیگه نبینم! تو رو هم نبینم تا بشار سقوط کنه! چطور شد که در عراق و افغانستان و مصر و دیگر کشورها این اقدامات تاثیر گذار بود اما در لبنان به شکست انجامید؟

    • نزدیک شدن زمان آغاز مدارس در لبنان در سایه تهدیدات امنیتی

      باز آمد بوی ماه مدرسه...
      یادش به خیر، کوچیک که بودیم دلهره و اشتیاق شروع مدرسه یه حس غریبی داشت. الان که نزدیک آغاز مدرسه ها هستیم، پلیس و راهنمایی رانندگی و خیلی دستگاه های دیگه برنامه ریزی کردن تا بچه ها در امنیت و آرامش برن مدرسه.

    • بازنوشت

      سلام به همه دوستان و خوانندگان عزیز
      با عرض تسلیت سالگرد شهادت امام جعفر صادق، صاحب مکتب جعفری و دانش نبوی.
      بالاخره بعد از گذشت یک هفته از بازگشت به لبنان، دوباره فرصتی شد تا بنویسم. کارهای عقب افتاده زیاد است و وقتم خیلی فشرده است اما برخی مطالب را باید بنویسم که به زودی منتشر خواهد شد.
      بطور خلاصه بگویم که فعلا وضع خوب است و ایست بازرسی های زیادی در ضاحیه برپا شده تا امنیت مردم تامین شود. برای همین مردم برای فرار از ترافیک و شلوغی که روزهای اول ایجاد شده بود، برای کار غیر ضروری بیرون نمی روند. بسیاری از افراد هم اصلا به جنوب یا شمال و زادگاه اصلی خود رفته اند تا امنیت و آرامش بیشتری داشته باشند. برای همین این روزها ضاحیه بسیار خلوت و آرام است.
      نیروهایی که از سوریه بازگشته اند از وحشیگری و دروغگویی تروریستهای زامبی وارداتی می گویند و پیروزی های بچه های حزب الله و چالش پیش روی آمریکا و دشمنان سوریه. بر خلاف ادعاهای رسانه ای و جو حاکم، وضع در سوریه خوب است و ارتش سوریه و نیروهای حزب الله تسلط و اقتدار کاملی در میدان جنگ دارند.
      زندگی با دو بچه خیلی سخت تر از یک بچه است و تقریبا آدم فلج می شود! منظورم این است که هر چقدر می دویم باز هم کارها عقب می افتد چون دائما باید به دو بچه رسیدگی کرد.