۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عملیات» ثبت شده است

    • سالروز شهدای عملیات بدر کبری

      عملیات های مقاومت

      عملیاتهای حزب الله از یک تاریخ به بعد تحول جدی به خود دید و تعداد نیروهای شرکت کننده، نشان از تفاوت جدی این نیرو با گذشته ی خود و با دیگر گروه های کوچک مقاومت داشت.

    • هجوم شبانه داعش به لبنان

      دفاع مقدسدر چند سالی که از حضور حزب الله در جنگ سوریه می گذرد، رویه حزب الله عموما دفاع از اماکن متبرکه و گاه شرکت به عنوان نیروهای خط شکن در قالب ارتش سوریه بوده است. حزب الله و خصوصا روحانیون بلندپایه آن، تلاش داشتند تا جاییکه می شود کمترین درگیری و کشتار پیش بیاید تا هم مسلمان نماهای فریب خورده کمتر کشته شوند و هم به نیروهای حزب الله کمتر صدمه وارد آید. اما جنایت ها و بی دینی های جماعت های خارجی تکفیری کار را به آنجا رساند که تصمیم گرفته شد تا تمرکز روی اجرای عملیات و رسیدن به هدف عملیات و پاکسازی مناطق باشد. در این راستا عملیاتهای بزرگی مثل قلمون با مشارکت ارتش سوریه به اجرا درآمد. (البته باید گفت اجرای عملیات در واقع به عهده حزب الله است و پس از آن ارتش سوریه در مناطق عملیاتی جاگیر می شود. یعنی حالت سیاهی لشکر، آنهم پس از پایان درگیری!)

    • عملیات موفق حزب الله در شبعا

      ظهر آمدم سوار ماشین شوم دیدم راه را بر روی من بسته اند. در لبنان خیلی عادی است که ماشین را بدجور پارک کنند و بروند. البته عموما یا شماره تلفن میگذارند یا همان مغازه های روبرویی در حال خرید هستند و با بوق زدن، پیدایشان می شود. دیدم شیشه باز است و خانم مسنی سمت راست راننده نشسته و سیگار می کشد. سلام کردم گفتم ببخشید من می خواهم رد شوم. گفت بیا خودت ماشین را جابجا کن. رفتم جلوی در، بعد ترسیدم در را باز کنم همسرش پیدایش شود و شاکی بشود. گفتم حاج آقا طول دارند؟ گفت: حاجی نیست. دخترم راننده است، خودت بیا ماشین رو روشن کن. گفتم با اجازه. در را باز کردم و نشستم.جیپ عجب ماشینی بود. قبلا از این جیپ های چیروکی سوار شده بودم اما این یکی خیلی مدل بالا و جدید بود. کلی فرق داشت با مدلهای قدیمی. تمیز و شیک و پر امکانات بود. ماشین را روشن کردم و ترسان لرزان آرام آرام عقب رفتم. کوچه تنگ بود و مجبور شدم بروم جلوتر و دور بزنم. در این میان حاج خانم که داشت سیگار می کشید و فنجان قهوه اش هم در دستش بود گفت: دیدی چه کردند؟
      اولش نفهمیدم و فکر کردم مثلا داره میگه چیکار میکنی؟ (چرا زیاد رفتی جلو). بعد متوجه شدم از عملیات دیروز حزب الله صحبت میکنه. کلی قربون صدقه بچه های حزب الله رفت و دعاشون کرد. گفت دیدی چقدر مردم خوشحال شدند. خدا حفظشون بکنه.
      داشتم پیاده می شدم گفت: خدا حفظت کنه مادر. اما نگفتی از کجایی؟ (در لبنان چون کشور کوچکی است عموما مردم همدیگر را می شناسند لذا می پرسند اهل کدام ده یا شهر هستی)
      گفتم من ایرانی هستم. گل از گلش شکفت. گفت: اهلا و سهلا ببلدک. خوش آمدید، سرزمین خودته. خلاصه خداحافظی کردم و رفتم.

      ***

      دیروز که سر کار نشسته بودم یکی آمد و گفت: زدن! خبرش نیومد؟ 15 تا کشته!
      هاج و واج مونده بودم؛ کی کیو زد؟ تو لبنان؟ دوباره عملیات تروریستی شده؟ چی شده؟

      عملیات شبعامتوجه شدم که حزب الله عملیات کرده و تازه خبرش دارد پخش می شود.
      عملیات روز گذشته حزب الله عملیاتی بود بی نظیر که از لحاظ نظامی می توان آنرا معجزه نامید. پس از عملیات رژیم صهیونیستی در قنیطره و به شهادت رساندن بچه های حزب الله و سردار الله دادی، این رژیم بشدت آماده پاسخ بود و نیروهای زیادی هم به مرزهای لبنان ارسال کرده بود. از آنجا که انجام عملیات بر ضد صهیونیستها نیازمند بررسی ها و در نظر گرفتن جوانب زیادی است و عملیات مراقبت و کسب اطلاعات گاهی ماه ها طول می کشد، کسی تصور نمی کرد حزب الله به این سرعت عملیاتی آنهم از خاک لبنان انجام دهد.

    • شهادت جمعی از سرداران مقاومت

      هلیکوپتر ارتش اشغالگرامروز حوالی ساعت سه و نیم بعد از ظهر بود که در بین خبرهایی که از سوریه می فرستند نوشته بود یک هلیکوپتر اسراییلی دو موشک به هدفی در دهکده «مزرعة الأمل» در قنیطره (در جنوب سوریه) شلیک کرده است. همزمان دو هواپیمای شناسایی اسراییل هم در منطقه در حال گشت زنی بوده اند.

      عهد رزمندگانحزب الله حدود ساعت شش و نیم بعد از ظهر از شهادت تعدادی از مجاهدان حزب الله در این حمله خبر داد و عنوان داشت در آینده اسامی این شهدا را اعلام خواهد کرد. شبکه های اجتماعی به سرعت اخبار و شایعات مختلفی منتشر کردند. طبق این اخبار، یک پایگاه مقاومت در دهکده مزرعه الامل مورد هجوم موشکی یک هلیکوپتر اسراییلی قرار گرفت. این پایگاه دو ماه پیش از منطقه نبع الصخر به این منطقه منتقل شده بود، چون مقاومت با خبر شده بود که دشمن آنرا کشف کرده است. جزئیات اخبار اشاره دارد که دشمن اسراییلی پس از دریافت اطلاعاتی که نشان دهنده حضور تعدادی از فرماندهان مقاومت و برخی کارشناسان نظامی ایرانی و سوری در این پایگاه بود طی دو حمله به آن نه تنها به مرزهای سوریه تجاوز کرد بکه با شهادت جمعی از مردان محور مقاومت، بار دیگر وحشیگری و دشمنی خود با انسانیت را به تصویر کشید. 

    • مردمی که خونشان را برای مقاومت دادند

      داشتم میرفتم گواهینامه ی لبنانی ام رو بگیرم. رادیو النور تو ماشین روشن بود و اعلام کرد دار الحوراء به تمام گروه های خونی نیاز مبرم دارد. دار الحوراء یک مرکز آزمایشگاهی و درمانی است که متعلق به حزب الله است. می دانستم برای مجروحان عملیات موفقیت آمیز القصیر در سوریه، نیاز به خون دارند. گفتم من که نه بلدم بجنگم نه جراتشو دارم اقلا خون بدم.

    • خواننده ی خواهر شهید

      محمد وهبی وقتی با زن مصری خود ازدواج کرد فکر نمی کرد به زودی از او جدا شود. هیفا که به دنیا آمد، پدرش خیلی خوشحال بود اما خوشحالی وی دیری نپایید و زن مصری که نمی خواست دخترش بر اساس تربیت شیعیان جنوب لبنان بزرگ شود از همسرش جدا شد و هیفا در حالیکه در نوجوانی در جواهر فروشی کار می کرد ملکه ی زیبایی لبنان شد. اما جایزه را از او پس گرفتند چرا که برگزار کنندگان برنامه فهمیدند وی از شوهر سابق خود دختری دارد. وی از 16 سالگی به عنوان مانکن در شبکه ی نضال بشراوی کار می کرد و از طریق همین نوع برنامه ها به خوانندگی راه پیدا کرد. انواع جراحی های زیبایی و آرایش ها نتوانسته گذر زمان و پیری را برای او متوقف کند.