۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ» ثبت شده است

    • گرانبها ترین هدیه ولنتاین در لبنان

      شهادت

      لبنان کشوری با طایفه ها و ادیان و فرقه های مختلف است. در چنین کشوری فرهنگ غالب واحدی وجود ندارد و هر فردی می تواند آزادانه عناصر مختلف فرهنگی مورد نظر خود را بپذیرد یا قبول نکند. لذا می بینیم ممکن است یک مسلمان، ظاهر و سبک زندگی اسلامی نداشته باشد.
      در کشوری مثل ایران که فرهنگ یکپارچه تر و فراگیرتر است، طبیعتا عناصر نامطلوب فرهنگی بیشتر مورد مخالفت قرار می گیرند. نفوذ و هجوم فرهنگ بیگانه به آن، خصوصا در مواردی که با اصول فرهنگی کشور در تعارض است، پذیرفته نیست و با آن مقابله خواهد شد. در این صورت یا عنصر فرهنگی بواسطه مخالفت (چه با اجبار چه داوطلبانه)، حذف خواهد شد، یا استحاله شده و با فرهنگ جامعه وفق داده می شود، یا آن تهدید فرهنگی، تبدیل به فرصتی جدید خواهد شد.

      مثلا جشن ولنتاین که چند سالی است بیش از پیش به آن اهمیت داده می شود، از سوی مسئولان فرهنگی و دلسوزان فرهنگ و ادب فارسی مورد مخالفت قرار می گیرد. صرف نظر از اینکه ریشه این جشن در کجا بوده باید بفهمیم چرا ناگهان در دهه گذشته به شکل وسیع مورد تبلیغ قرار گرفت.

    • نظر لبنانی ها راجع به ما ایرانی ها

      استفاده از این مطلب صرفا با ذکر منبع مجاز است.

      خیلی از ایرانی ها دوست دارند نظر لبنانی ها راجع به خود را بدانند. بالاخره با حمایت ما از لبنانی ها و کمک به آنها، باید ببینیم آیا علاقه قلبی هم به ما دارند یا رابطه، رابطه ی «رفیقتم رفیق بند جیبتم» است؟

      برخلاف تمام گروه های خارجی مختلفی که ایران در طول تاریخ انقلاب به آنها کمک کرده، حزب الله تنها گروهی است که از همه نظر برجسته و مطلوب است. هم نتیجه کارش از همه بهتر بوده، هم احترام فوق العاده ای برای ایران قائل است، اصلا باید گفت، رابطه حزب الله و ایران جدای تمام روابط سیاسی و همپیمانی مرسوم است. رابطه حزب الله و ایران رابطه امام و ماموم است، رابطه ولی فقیه و پیرو.  باید گفت در تبعیت، دست بیشتر ایرانی ها را هم بسته اند و خالصانه و با عقیده راسخ برای هدف خود می کوشند. رابطه حزب الله با ایران بیش از آنکه نظامی و سیاسی باشد، رابطه یک قطعه جدا افتاده از وطن است. وطن جهانی تشیع.

    • اشکالات رایج در ترجمه از عربی به فارسی

      در ترجمه عربی توسط فارسی زبانها عموما اشتباهاتی رخ می دهد. گاهی اشتباه به سبب ندانستن معنای کلمه است. گاه به خاطر نداشتن فرهنگ محلی، کلمه اشتباهی ترجمه می شود. مثلا یکی از سایتهای خبری در خبر شهادت یکی از رزمندگان حزب الله نوشته بود سپس وی را در منطقه جبانه دفن کردند. خب اگر کلمه جبانه را در قاموس پیدا نکنند فکر می کنند اسم منطقه ای است. اما در واقع در لبنان به قبرستان می گویند جبّانه.
      یا مثلا در خبر دیگری چنین ترجمه شده بود: با موشک بی 7 شلیک کردند. خب در لبنان به آرپی جی 7 می گویند ب سبعه.  
      گاهی اشتباه در ترجمه به سبب آن است که معنای کلمه در قاموس هست اما استعمال امروزی آن را نمی دانند. مثلا جرود یا ریف، کلمه هایی هستند که زیاد در خبرهای مربوط به لبنان و سوریه استفاده می شوند و بدون ترجمه می مانند.
      گاه اشکال در ترجمه، به سبب آن است که از زبان سومی ترجمه می شود. مثلا اخبار را از یک سایت انگلیسی زبان می گیرند و ترجمه می کنند. رسم الخط برخی کلمات عربی و اسمها بعد از ترجمه به انگلیسی توسط سایت خارجی یا محلی، به گونه ای است که پس از برگرداندن به فارسی اگر مترجم، حواسش نباشد، غلط می شود. مثلا لبنانی ها ق را عموما q می نویسند. لذا حسّان اللقیس را در زبان عربی hassan laqqis می نویسند. مترجم ایرانی هم چنین ترجمه می کند: حسن لاکیس! یا سایتی دیروز خبری در مورد حلب را منتشر کرده بود که حلب را از منبع انگلیسی Aleppo دیده و همان را نوشته بود.
      از طرف دیگر عربها در هنگام نوشتن مشخصاتشان، عموما نام پدر را بین نام خودشان و نام خانوادگیشان می آورند. لذا اسم حسن زعیتر فرزند علی، چنین نوشته می شود: حسن علی زعیتر. در ایران وقتی یک عرب چیزی را بخواهد ثبت کند یا در مدرسه و دانشگاه ثبت نام کند، اسمش را اشتباه می نویسند. فکر می کنند نام پدرش، نام خانوادگی اوست. در مثال قبل، اسم وی را حسن علی می نویسند و فکر می کنند علی نام خانوادگی وی است. جا دارد وزارت خارجه و پلیس دیپلماتیک، با بخشنامه ای در جهت تصحیح این اشتباه اقدام کنند.

    • أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم

      خیلی وقتها آنها که داعیه یا دغدغه ی فرهنگی دارند یک چیز را یادشان می رود. و آن هم این مطلب است که باید خودشان ره یافته باشند تا راهنما شوند. مطلبی در وبلاگی دیدم که تلنگری است برای همه خصوصا خودم، که اگر به دیگران چیزی امر می کنیم، اول از همه خودمان به آن عامل باشیم. نمی توان از مردم صداقت خواست و با آنها صادق نبود، نمی توان یارانه گرفت و از مردم خواست انصراف دهند، نمی توان خانواده ی آدم حجاب درست و حسابی نداشته باشند و در خیابان به زن و بچه مردم گیر داد.

      به قول معروف رطب خورده کی منع خرما کند.

      با هم مطلب زیر را که عینا از وبلاگ دغدغه هایی درباره تربیت و تعلیم نقل شده مطالعه می کنیم:

      واقعاً خیلی از کارهایی که ما انجام می دهیم را اگر متربیان و شاگردان و بچه هایمان انجام دهند، مدت ها از خواب و خوراک می افتیم که چرا منِ مربی نتوانستم فلانی را طوری تربیت کنم که فلان خطا را نکند!! دقایقی فکر کنیم... این طور نیست؟

      اصلاً ما باید که را تربیت کنیم؟

      مولا علیه السلام فرمود:

      مولا علی«مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسّ إماماً فَلیَبدَأ بتَعلیمِ نَفسِهِ قبلَ تأدیبِ غَیرِهِ و لْیَکُن تَأدِیبُهُ بسیرتهِ قبلَ تأدِیبِهِ بلسَانِهِ و مُعَلِّمُ نَفسِهِ و مُؤَدِّبُهَا أحَقُّ بالإجلَالِ مِن معلم النَّاسِ و مُؤَدِّبِهِم.»

      کسی که خود را پیشوای مردم قرار می دهد، باید قبل از آن که به تأدیب دیگران اقدام کند، آموزش خود را آغاز نماید

      و تربیت او با رفتارش باید بر تربیت با گفتارش مقدَّم باشد

      و کسی که آموزگار و ادب کننده ی خود باشد، بیش از آموزگار و ادب کننده ی مردم سزاوار ستایش است.

      نهج البلاغه، حکمت 73

    • افول انسانیت

      اونایی که همسن من هستند شنیدند و بزرگترها هم دیدند در دوران انقلاب چقدر همدلی و صمیمیت و همکاری بین مردم زیاد بود و روح تعاون اسلامی که پیامبر اکرم تلاش می کردند بین مسلمین ایجاد شود در مردم موج میزد. صفهای طولانی نفت در تاریخ به یاد مانده و جوان هایی که برای همسایه خود هم نفت می گرفتند و می آوردند. اگر کسی تیر می خورد سریع بلندش می کردند و میبردند بیمارستان یا در یک خانه مخفی می کردند.