۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مدافعان حرم» ثبت شده است

    • دیگر هنگامه ی انقلاب شده است

      روزگار سختی است، شیعیان متفرق و درگیر مشکلات داخلی هستند. دشمن اصلی هم عده ای مسلمان نمای مسخ شده را به جنگ شیعیان فرستاده است. امروز شیعه در هیچ کجای جهان امنیت ندارد. تنها مملکت امن شیعه که آنهم با دستهای خودمان درحال ضربه خوردن و تضعیف است، ایران است. از عراق پند نمی گیریم؛ شیعیان چند دسته و متفرق شدند و برای مقابله با دولت شیعی حتی با دشمنان هم پیمان شدند. حالا همانها باید تاوانش را پس بدهند. ماشینهای داعش در اتوبانها راه می روند و به سوی مردم شلیک می کنند. صحنه غم انگیز و منزجر کننده ای بود. مانند بازی های کامپیوتری، به طرف هر کسی شلیک می کردند. هیچ کس هم جلودارشان نبود.

      با وجود خطر فزاینده این زامبی ها و نزدیک شدنشان به مرزهای ایران، هنوز عده ای به دنبال آنند که اثبات کنند جمهوری اسلامی نظامی باطل و غیر اسلامی و در تضاد با امام زمان است؛ امثال شیرازی ها و یاسر الحبیب و اللهیاری و دیگرانی که در ایران هستند. دنبال حدیث می گردند تا اثبات کنند علی زمان و حسین زمان نداریم و ائمه با هیچ کس مقایسه نمی شوند و هیچ کس در شان آنها نیست. این را که خودمان می دانستیم. اما یادشان رفته یزیدی ها هنوز وجود دارند. بلکه بدتر و وحشی تر از قبل. کوفیان هم همینطور. هیچکدامشان یادشان نیست که شیخ حسن شحاته را همین پارسال وقتی در منزلش جشن ولادت امام زمان گرفته بود وحشی های تکفیری با چه وضعی کشتند. هیچکدامشان برایشان مهم نیست شیعیان بحرین در اوج ظلم و ستم دارند از دست شرطه های حجاز کتک می خورند و به شهادت می رسند. هیچ کدام برایشان مهم نیست. تو فقط قمه بزن تا آمادگی خود را نشان دهی! کدام آمادگی؟ آماده بودن برای فرار و سکوت و عزلت؟ حوادث این روزها، به خوبی نشان می دهد که اسلام لندنی فقط برای تشویه و تخریب شیعه بود و حالا نه در سوریه نه حتی در عراق که کشور شیعیان و مرقد امامان شیعه است، هیچ حرفی برای گفتن و دفاع ندارد. می ترسم عادت آنها به نشستن و دعا خواندن، در زمان ظهور مولا هم گریبانشان را بگیرد و مانند قوم بنی اسراییل بگویند فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَ‌بُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ﴿٢٤ المائدة تو و خدایت بروید بجنگید که ما همینجا نشسته ایم (وبرایتان دعا می کنیم!)

    • چگونه حرم حضرت زینب سلام الله علیها حفظ شد؟

      از شروع تظاهرات در سوریه و تبدیل ناگهانی انقلابیون به تروریستهای مسلح بیش از دو سال می گذرد. با شدت گرفتن جنگ در سوریه، تلاشهای زیادی صورت گرفت که آنرا جنگ شیعه سنی نشان دهند و با تحریک احساسات مذهبی اهل سنت، نیروهای بیشتری جذب کنند.

      به روایت یک شاهد عینی که اوایل درگیری ها از سوریه فرار کرد و به لبنان آمد، تروریست ها در منطقه شیعه نشین نزدیک حرم حضرت زینب به منازل مردم حمله می کردند و آنها را غارت می کردند. این خانم سوریه ای می گوید: «روی دیوار ها نوشته بودند مال و جان و ناموس شما برای ما حلال است. منتظر دختران شما هستیم. هر خانم چادر پوشی را می کشتند چون حتما یا شیعه است یا طرفدار حزب الله. من فقط به خاطر دخترهایم فرار کردم. وگرنه همانجا می ماندم تا در خانه ام کشته شوم. وگرنه از شهادت برای حجاب و دینم هیچ ترسی نداشتم و به هیچ عنوان چادرم را کنار نمیگذاشتم.»

      دفاع مقدسبا تشکیل یگانهای مدافعان حرم توسط شیعیان مختلف منطقه، حرم عمه سادات از تعرض تروریستهای وحشی در امان ماند و نیت پلید آنان در نبش قبر و اهانت، به لطف خدا و مجاهدت شهدا محقق نشد. اما هر از گاهی خمپاره ای به حرم شلیک می کردند.

      چه شد که گلوله باران و پرتاب خمپاره توسط تروریستها تقریبا قطع شد؟

    • شاید این آخرین مطلبم باشد

      تا نیم ساعت دیگر ورودی های ضاحیه بطور کلی بسته خواهد شد و تا ظهر فردا بسته خواهد ماند. این اقدام یکی از تدابیر امنیتی است که برای حفظ امنیت راهپیمایی عاشورایی شیعیان ضاحیه انجام خواهد شد. ضمن اینکه در مسیرهای راهپیمایی از عصر امروز جلوی پارک ماشین و موتور گرفته شده و ماشینهای باقیمانده بعد از اعلان در رادیو و بلندگوهای سیار، با جرثقیل حمل خواهد شد.  سید حسن نصرالله امشب گفت: همانطور که قبلا در زیر باران شدید و گرمای سخت راهپیمایی کردیم، هیچ چیزی ما را از حسین (ع) جدا نخواهد کرد. نه باران شدید نه گرما نه انفجار نه ماشینهای بمبگذاری شده. فردا همگی فریاد خواهیم زد لبیک یا حسین. وی اشاره کرد فردا احتمال خطر هست و ما در راه حسین علیه السلام از هیچ چیز نمی هراسیم.

      فردا شیعیان لبنان در شهرهای مختلف راهپیمایی و سینه زنی خواهند کرد. اگر به المنار در ماهواره یا پخش زنده سایت آن دسترسی داشتید می توانید عظمت و صلابت راهپیمایی را ببینید.
      حالا می توانم احساس کاروان حسین از مکه را کمی و فقط کمی بچشم. خیلی سخت است انسان به جایی برود که می داند ممکن است برنگردد. خصوصا برای من که بنده ی کاهل و سر به هوای خدا بوده ام و درست بندگی نکرده ام. تمام امیدم به این است که اگر فردا کشته شدم جزو شهدای راه حسین محسوب شوم. می ماند حق الناس، که آنهم از همه تقاضای بخشش و عفو دارم.
      فردا همه ی ما یعنی من و عباس و علی اصغر و همسرم به راهپیمایی حسینی می رویم. اگر زنده ماندیم که باز هم مزاحم خواهم شد و سرتان را به درد خواهم آورد اگر نه که حلال کنید.
      امشب هزاران جوان حزب الله در خیابانها در سرمای ملایم هوای بیروت بیدار خواهند ماند تا شر کوردلان تروریست را از سر مردم کم کنند. فردا همراه با شیعیان غیور و مدافعان حرم حضرت زینب فریاد خواهیم زد: لبیک یا زینب. لبیک یا حسین.

      بعدا نوشت:

      متاسفانه صحیح و سالم برگشتیم و هیچ اتفاقی نیفتاد. حزب الله خیلی در مساله امنیت قوی عمل کرد.

      تصویر بچه ها به دلایل شخصی، امنیتی، و.... برداشته شد!

      به زودی در مورد راهپیمایی مطلبی خواهم نوشت.

    • نیمه شعبان شد و آقا نیامد

      باز هم نیمه ی شعبان شد و انتظار به درازا کشید. باز هم چشم باز کردیم و خورشید را ندیدیم. باز هم میلاد منجی آمد و آن یگانه منجی نیامد. 

      ای حلقه ی وصل آسمان و زمین، ای رحمت خدا، ای مهربان ترین مهربانان، کجایی؟

      و ضاقت الارض و  منعت السماء

      جنگ و خونریزی جای جای زمین را گرفته است،