۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مدرسه» ثبت شده است

    • چمران محبوب قلب مردم لبنان

      پا به سن گذاشته است. از آن شور و حال جوانی بیشتر باید در دلش سراغ گرفت. دکتر، روزگاری شاگرد بود، یک شاگرد از طایفه محروم شیعه در جنوب لبنان. امروز خودش در مدرسه به شاگردان رسیدگی می کند.

    • دانش آموز سعودی و شتر

      شتر و دانش آموزدانش آموزی در درس انشا نمره نیاورد و افتاد. از آنجا که رد شدن در درس ساده ای مثل انشا خیلی غیر عادی است بازرسها سراغ معلم رفتند. وقتی از معلم درباره علت رد شدن سوال کردند گفت: والا برادران، این دانش آموز تمرکز نمیکنه. هر بار موضوعی بهش میدیم از موضوع خارج میشه. گفتند: بگذار امتحان کنیم. معلم به دانش آموز گفت به عنوان نمونه درباره فصل بهار بنویس.
      دانش آموز چنین نوشت: فصل بهار یکی از زیباترین فصلهای سال است. در این فصل چراگاه ها سرسبز می شوند و شترها می توانند در این چراگاه ها بچرند تا سیر شوند، شتر حیوانی بیابانی است که روزها در برابر تشنگی و گرسنگی مقاومت می کند و می تواند بر روی شنها به راحتی حرکت کند. قبایل، شتر پرورش می دهند، شتر کشتی صحراست، بار آنها را می برد و کمک می کند از منطقه ای به جای دیگر نقل مکان کنند، شتر حیوانی اهلی است...

    • تدریس در مدارس لبنان

      از وقتی به لبنان آمدم هدفم ورود به مدارس و انتقال تجربه فرهنگی بود. از اول قصد داشتم تا کارشناسی ارشد را تمام کنم، که هم بیشتر با زبان عربی خصوصا زبان تعلیم و تربیت آشنا شوم هم موقعیت و پایگاه بهتری برای ورود به مدرسه داشته باشم.
      بهترین راه ورود هم آموزش فارسی بود. برای همین در کلاس های تربیت استاد زبان فارسی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان شرکت کردم.
      از قبل شنیده بودم که معلم مرد بشدت مورد نیاز است و خیلی از معلم های فارسی، تدریس را رها کرده اند. تصور میکردم شاید فارسی خوب بلد نبوده اند و برای همین موفق نشده اند. البته شنیده بودم بچه ها هم کمی شیطان تشریف دارند.
      چشمتان روز بد نبیند! جلسه های اول اینقدر بچه ها اذیت می کردند و شلوغ می کردند که وقتی بر می گشتم منزل، بسیار عصبانی و ناراحت بودم. به حدی که همسرم می گفت لازم نکرده درس بدهی. ول کن. نمی ارزد وقت بگذاری و اعصابت هم خرد بشود.

    • دیر به دیر آپدیت می شوم

      امروز اولین روزی بود که در یک مدرسه در لبنان به تدریس مشغول شدم. بچه های کلاس هفتم و هشتم (همون  راهنمایی خودمون) خیلی شیطون بودن و اصلا ساکت نمی شدند. خدا به دادم برسه. تازه بعد از کلاس سریع باید برم یه جایی تا ساعت 12 یک کار پژوهشی دارم. روزهایی که مدرسه شروع نشده بود از 8 صبح میرفتم اما حالا کارم فشرده تر میشه. ساعت 12 و نیم تا شش بعد از ظهر هم که همون کار قبلیمون سر جاش هست. خلاصه وقتی مثل یک مرده ی متحرک برسم خونه، و ناهار و شام رو به هم متصل کنم، دو ساعت وقت دارم تا وقت خواب برسه. به همین دلیل کمتر فرصت میکنم مطلب بنویسم و جواب دوستان رو بدم. از آنجا که در مورد دانشگاه و تحصیل در لبنان، ازدواج با لبنانی، شرایط اقتصادی و امنیتی لبنان مطالبی را قبلا نوشته بودم، تصور می کنم همان مطالب، نیاز دوستان را برآورده خواهد کرد. امیدوارم دوستان و خوانندگان جدید، اول قسمت سوال و جواب رو مطالعه کنند و اگر جوابی پیدا نکردند از صفحه تماس با ما اقدام به فرستادن سوالشون بکنند.  

    • چمران دانشمند مقاومت

      شهید دکتر چمران دانشمند و نابغه ای بود که تحصیلات و تجارب خود را مخلصانه در اختیار امام موسی صدر و شیعیان محروم لبنان قرار داد، و چشم از تمام پیشرفتها و موفقیتهای علمی و دانشگاهی و پست و مقام های دنیوی بست. برعکس خیلی های امروز که همه چیز و همه دوستان قدیم خود را فدای پیشرفت و پست و مقام می کنند.

      وقتی چمران آمریکا را (که قبله آمال خیلی ها تا به امروز بوده است) به سادگی رها کرد و برای خدمت به مسلمانان، پای در راه گذاشت، از لبنان سر در آورد. چرا که می خواست در کنار مبارزان فلسطینی به مبارزه با ظلم بپردازد.

    • نزدیک شدن زمان آغاز مدارس در لبنان در سایه تهدیدات امنیتی

      باز آمد بوی ماه مدرسه...
      یادش به خیر، کوچیک که بودیم دلهره و اشتیاق شروع مدرسه یه حس غریبی داشت. الان که نزدیک آغاز مدرسه ها هستیم، پلیس و راهنمایی رانندگی و خیلی دستگاه های دیگه برنامه ریزی کردن تا بچه ها در امنیت و آرامش برن مدرسه.

    • مدارس در لبنان و طایفه گری

      بر اساس کتاب دولت و تعلیم رسمی در لبنان از دکتر حسان قبیسی عالم تربیتی لبنانی
      برای بررسی تعلیم و تربیت در لبنان باید به قبل از تاسیس این کشور و زمان حکومت عثمانی باز گشت. در قرن 19 میلادی مدارس تحت نظر مفتی (روحانی دینی سنی منصوب از جانب سلطان عثمانی) قرار داشت و تعلیم و تربیت جزو وظایف حکومت نبود. تعداد بسیار کمی مدرسه در مناطق کنونی لبنان وجود داشت و فقط شامل سطح ابتدایی بود. برای تحصیل در دبیرستان مردم مجبور بودند فرزندان خود را به پایتخت (آنکارا) بفرستند.

    • ما، اسب و تربیت فرزند

      قضیه سقراط و اسب را می دانید؟ وقتی متنفذان شهر از روشنگری های سقراط برای جوانان به ستوه آمدند و وی را به دادگاه کشاندند گفتند که همه مردم توانایی تربیت جوانان را دارند بجز سقراط. سقراط از آنان اقرار گرفت که فقط بعضی از مردم توانایی پرورش اسب را دارند و به این شکل نشان داد که آنها از تربیت جوانان چیزی نمی دانند. چطور همه می توانند کودکی تربیت کنند اما نمی توانند اسبی را پرورش دهند؟