۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مرزدار» ثبت شده است

    • باز هم شهادت مرزبانان

      در پی درگیری مرزی جیش القتل با مرزداران میهن و کشتار فرزندان ملت توسط مزدوران آل سعود در ایران، نیازی به نوشتن مطلب جدید نمی بینم! چون هنوز مطلبی که برای شهادت مرزداران در تاریخ 4 آبان ماه 1394 منتشر شد مناسب شرایط امنیتی نظامی و سیاسی ای است که هیچ تفاوتی نسبت به آن سال نکرده است. مطالعه مطلب «برای امنیتمان چقدر ارزش قائلیم؟» را به کسانی که نخوانده اند توصیه می کنم.

      با تاسف و تاثر فراوان بابت شهادت مرزداران مظلوم و از جان گذشته کشورمان، مسئولیت تکرار این حوادث را گردن سیاسیون دولت و مجلس در دوره های کنونی و پیشین می دانم که جلوی حمایت و تسلیح و اعطای امکانات پیشرفته به مرزداران را به بهانه هدر رفتن بودجه گرفتند.

      در نهایت متاسفم که پس از این اتفاق دوباره و چندباره، نه تنها کسی برای جلوگیری از آن سخنی نگفت و راهکاری ارائه نداد، بلکه برخی نامزدهای مختلف برای جلب رای مردم تنها اقدام به صدور بیانیه و تسلیت کردند! آنهایی که اصلا پیام ندادند که دیگر هیچ!

    • ضاحیه این روزها چه حال و هوایی دارد؟

       

      حزب الله لبنان وقتی وارد جنگ در سوریه شد، خود را برای همه چیز آماده کرده بود: شماتت دوستان، تهدیدهای دشمنان، خمپاره و راکت ها، بمب ها و خطرات دیگر. اما چه شد که دو انفجار در ضاحیه یعنی مرکز حزب الله در بیروت رخ داد؟

      اگر اخبار شبکه ها و روزنامه های عربی را دنبال کنید می بینید که همه می گویند انفجارها و عملیات های القاعده توسط شخصی به نام بندر بن سلطان برنامه ریزی و اجرا می شود. سیاست های حکومت پادشاهی سعودی توسط اقدامات خرابکارانه ی این شخص در دیگر کشورها دنبال می شود. یعنی ملک عبدالله دیگران را مهره هایی می پندارد و وقتی بخواهد، چند میلیارد دلار به این امیر بندر می دهد و می گوید برو کارش رو تموم کن! در قضیه سوریه هم او را فراخوانده و با دادن بودجه کلانی گفته این بابا (بشار) رو من دیگه نبینم! تو رو هم نبینم تا بشار سقوط کنه! چطور شد که در عراق و افغانستان و مصر و دیگر کشورها این اقدامات تاثیر گذار بود اما در لبنان به شکست انجامید؟

    • انفجار در تهران؟!!

      همان چهار راهی که همیشه رد می شدم، وسط چهار راه شلوغ و سردرگم، گاهی انظباط (پلیس راهنمایی حزب الله) می ایستاد گاهی یک پلیس شهرداری. همان که نبشش معجنات الخباز بود (معجنات هر چیزی که با خمیر درست می شود مثل پیتزا و مناقیش و...). همان که چند قدمی با مجمع سید الشهدا فاصله دارد. جوان باطری فروشی که مغازه اش آنجا بود شهید شد، فلافلی سر خیابان شهید شد، مغازه ها که تا مدتها در آتش می سوخت، شیرینی فروشی نابود شد و سلمانی دیگر وجود ندارد. اجساد این طرف و آن طرف پراکنده است. تکه های گوشت سوخته از در و دیوار آویزان است.

    • خواب زمستانی مسئولان فرهنگی و غیره!

      هر کشوری بدون درنظر گرفتن نوع نظام آن، یک طیف طرفدار دارد و یک مقدار مخالف و بقیه مردم هم همه چیز برایشان عادی است. فقط عیششان تکمیل باشد، بقیه اش مهم نیست. تمام کشورها برای جذب حداکثری ملت خود و تقویت روحیه وطن پرستی برنامه های فرهنگی تربیتی زیادی دارند. در این میان ترکیه گوی رقابت را از دیگر کشورها ربوده و با بودجه فراوان، سعی دارد ارزشهای مورد نظر خود را نه تنها در داخل ترکیه، بلکه در تمام سرزمینهای اسلامی نفوذ دهد. ترکیه که نماد اسلام امریکایی و عثمانی نوین است جدا از سریالهای خانوادگی مبتذل و فاسدش برای آلوده کردن و سرگرم کردن مردم (به جهت اینکه شرشان از سر حکومت کم شود و به پای حکومت نپیچند) و جدا از سریالهای تاریخی تحریف شده برای منحرف کردن تاریخ، سریالهای وطن پرستانه ای مثل قله ی شفقت (Şefkat Tepe) ساخته که در آن هر دروغ و تهمتی را به کردها و ایران می زند تا روحیه ی وطن پرستی ترک ها را افزایش دهد.