۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسلمان» ثبت شده است

    • داعش، امویان یهودی الاصل نوین

      آیا می دانستید امویان اصلشان به یهود بر می گردد؟ آیا می دانستید امویان کعبه را نابود کردند و قبله را رو به قبة الصخره یهودیان برگرداندند؟ آیا می دانستید دشمنی یهود پس از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باعث انحراف امت اسلامی شد؟

       

      در مطلب یریدون لیطفئوا نور الله عنوان شد ریشه بنی امیه از یهود است. قبة الصخرةاما جالب تر این است که بدانید این سازمان مخوف یهودی در زمان عبدالملک مروان به مکه حمله و کعبه، خانه ی خدا را خراب کردند و سه روز تمام، هزاران نفر از مردم را کشته و به هزاران دختر و زن  تجاوز کردند. پس از تخریب کعبه انجام حج را هم ممنوع کردند و در بیت المقدس، قبه الصخره را بنا کردند و به مردم دستور دادند رو به بیت المقدس نماز بخوانند و دور قبه الصخره طواف کنند و حج بگذارند1!

    • سرای حکومتی

      سرای حکومتیامروز برای یک کار اداری لازم بود به سرای حکومتی قصر بعبدا بروم. السرای، قلعه کوچک قدیمی ای است که امروزه در دست پلیس بوده و کارهای ثبت احوال و دادگاهی رو آنجا انجام می دهند. این قلعه که جزو آثار ملی لبنان است در قرن 18 میلادی بنا شده است. اولین بار بود آنجا می رفتم. باید از منطقه بعبدا که در شرق ضاحیه است در دامنه کوه بالا می رفتم. خیابانهای باریک به سبک اروپا، محله های خلوت و مرتب و تمیز مسیحی نشین، خانه های زیبا و شیک و منظم، مغازه های مختلف شیک با سبک سنتی یا مدرن، طبیعت زیبا و مشرف به ساحل مدیترانه، هوای لطیف و تمیز و آرامشی که حکمفرما بود، معنی لبنان حقیقی را برایم زنده می کرد. نمی دانم سرّ اینهمه لطافت در مناطق مسیحی شمال چیست. این درحالی است که مناطق مسلمان خصوصا ضاحیه، بسیار نامرتب، کثیف، شلوغ، پرترافیک و پر دود و بی نظم است. برخی می گویند دولت به مناطق مسیحی توجه می کند و به مناطق شیعه ها بی توجه است. برخی می گویند مقصر شهرداریها هستند. برخی می گویند دولت و شهرداریها از ترس شیعه ها و قوم و قبیله های مسلح نمی توانند حضور پیدا کنند و خدمات رسانی کنند. با تمام این احوال، واضح است که لبنان از اختلاف طبقاتی و طایفه ای و منطقه ای رنج می برد. حتی مسیحی ها و ارمنی های مناطق فقیر، از کمترین خدمات و امکاناتی برخوردار نیستند و کوچه های بسیار تنگ و کثیف و کهنه محله هایشان، از ضاحیه هم ناجورتر است.

    • سالروز تغییر قبله مسلمانان

      تغییر قبلهامروز به روایتی سالروز تغییر جهت قبله مسلمانان است.

      در سالهای اول اسلام، مسلمانان رو به بیت المقدس نماز می خواندند. هرچند روایت شده پیامبر در خانه خدا رو به این خانه نماز می خوانده اند اما نمازهای دیگر را به همراه مسلمانان، رو به بیت المقدس می خواندند.

      یهودیان و مشرکان و منافقان با زخم زبان و نیش و کنایه در این سالها مسلمانان را آزار می دادند. به همین جهت دستور الهی مبنی بر تغییر جهت قبله صادر شد.

      پس از تغییر جهت قبله، همان یهودیان و مشرکان و منافقان قبلی، باز زبان به یاوه گویی گشادند و نسبت به این امر اعتراض کردند. آیه زیر به همین مناسبت نازل شد.

      سَیَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کَانُوا عَلَیْهَا ۚ قُل لِّلَّـهِ الْمَشْرِ‌قُ وَالْمَغْرِ‌بُ ۚ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿بقره ١٤٢

      به زودی سبک‌مغزان از مردم می‌گویند: «چه چیز آنها [= مسلمانان‌] را، از قبله‌ای که بر آن بودند، بازگردانید؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست؛ خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.»


      مطلبی در مورد جهت قبله در لبنان

      مطلبی به شکل طنز در مورد اینکه لبنانی ها رو به قدس نماز می خوانند.

    • اهانت خبرنگار به مقدسات!

      خبرنگار و اهانت به مهرخبری در رسانه ها منتشر شد که خبرنگاران با ایستادن بر جامهری، به مهرها اهانت کردند. قبل از اینکه از مهر و قداست داشتن یا نداشتن آن صحبت کنیم، باید عرض کنم عموما عکاس های حرفه ای وقتی لازم باشد از زاویه خاصی از سوژه ای عکس بگیرند، دیگه حواسشون به چیزی نیست. یعنی باباش هم اونجا باشه میره رو کله باباش تا عکس بگیره! بگذریم!

       

      فلسفه سجده چیست؟

      عبادت از قدیم و به شکل های گوناگون در تمام اقوام و قبایل وجود داشته. بت پرستان که به بت خود تعظیم و سجده می کردند یا خداپرستانی که به شیوه خاص خود نماز می گزاردند. سجده خاضعانه ترین شکل عبادت در برابر پروردگار است. در این حالت انسان در متواضعانه ترین شکل خود، سر بر خاک می گذارد و تو گویی به معبودش می گوید من خاک پای تو هستم.

      گذشته از اثرات الکترومغناطیسی که برخی دانشمندان برای سجده بر خاک کشف کرده اند و آنرا برای تخلیه انرژی های منفی و مضر بدن، ضروری دانسته اند، این حرکت اثرات معنوی بسیار بزرگ و ناشناخته ای دارد که سالکان و عارفان عبودیت و بندگی خدا ممکن است ذره ای از آن را چشیده باشند و خبری از آن داشته باشند.

       

    • شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

      کلیسامی دانید که یکشنبه ها در لبنان تعطیل رسمی است. مثل جمعه ها در ایران.

      صدای ناقوس کلیسا را که می شنویم به همسرم می گویم: الان وقت نماز جمعه مسیحی ها است!

      مسیحیان در این روز به کلیسا رفته و به سخنان کشیش گوش داده و سپس دعا و نماز می خوانند و برای آمرزش گناهانشان دعا می کنند. صد رحمت به مسیحی ها که هفته به هفته گناهان خود را پاک می کنند. بعضی از مسلمانها هستند، سال تا سال، فقط شب قدر یا روز عاشورا، گناهان خود را پاک می کنند! تازه اگر واقعا پاک شود و توبه واقعی باشد!

    • مهندسی دانشمند

      در مطلب گذشته از محمود برایتان گفتم. حالا فرزندش را به نام ابومحمود بشناسید. (عموما اعراب از جهت احترام نام پسر بزرگشان را به نام پدرخودشان می گذارند. بنا بر این نام فرزند محمود می شود ابومحمود. حتی اگر فرزند هم نداشته باشد)

      ابومحمود یک مهندس درس خوانده و اهل مطالعه است. وی به زبانهای عربی و انگلیسی و فرانسه و آلمانی مسلط است. سالها در عربستان و استرالیا کار کرده و پس از مطالعات زیادش از مذهب سنی به تشیع روی آورده است و حقیقت را در این مذهب می داند.

      برق کشیمی گفت در استرالیا که بودم یک روز همکارم ابراهیم گفت باید برویم برای کار در یک منزل. چون صاحب منزل یهودی بود و ابراهیم می دانست که من با یهودیها مشکل دارم گفت ببین این صاحبخونه یهودی است. تو کاریت نباشه. من لوله ها رو درست می کنم تو هم به کارت برس. چه کار داری یهودیه؟ کارت رو بکن و فکر کن یهودی نیست. خواهشا دعوا راه ننداز.

    • آنهایی که به حج می روند جاهلند؟! یا آنها که نمی روند؟

      چند سالی است برخی افراد اشعاری برای خود ساخته اند و با بازنشر آن برای خودشان خوشند! ببینید:

      دلخوش از آنیم که حج میرویم                   غافل از آنیم که کج میرویم

      کعبه به دیدار خدا میرویم                          او که همینجاست کجا میرویم

      حج به خدا جز به دل پاک نیست                شستن غم از دل غمناک نیست

      و یا:

      جهالـــــــــــت 
      کاری کرد که پیرزن ایرانی گاو خود را بفروشد که مشرف مکه شود
      تا عرب از شتر به لامبورگینى واز چادر به برج رسد
      و مردم ما سعادت را دودستی به اعراب تقدیم کنند
      که شاید سعادت خود در دنیای دیگر یابند !!!
      آیا میدانید خدا کجاست؟
      خدا در قلب مادریست که برای مداوای فرزندش کلیه اش را میفروشد
      خدا درقلب کودکیست که در همسایگی حاجی از فقر ناله میکند
      و حاجی دربین عربها بدنبال خدا میگردد .؟؟!!

       

    • فاطمه دختری از سوریه

      سه چهار سال بیشتر نداشت. از جنگ هیچ چیز نمی فهمد. از آوارگی فقط معنای دوری از خانه و اسباب بازی هایش را می فهمد، و تنها اشکهای مادر و غصه ی پدر را می بیند. با این حال از کنار پدر و مادر بودن خوشحال است. چند هفته ای است که با پدر و مادر و برادرش، مهمان خانواده ای لبنانی شده اند. همانها که وقتی سال 2006 جنگ شد، به خانه ی کوچک پدربزرگش آمدند و مدتی ماندند.

      یادش می آید که سفره ی کوچک و ساده ی خودشان، با آمدن خانواده ی آن سید لبنانی، آنقدر بزرگ و رنگارنگ شده بود که دوست داشت همیشه این لبنانی ها مهمانشان باشند. کم کم می فهمید که مهمان نوازی و محبت و احترام به میهمان یعنی چه؛ یعنی خودت وضعت خوب نباشد و به غذای ساده قناعت کنی، اما برای میهمانت سنگ تمام بگذاری.

    • مسلمانان غیر مسلمان


      دیشب وقتی با یکی از دوستان لبنانی بحث اجتماعی فرهنگی داشتیم و مانند بقیه لبنانی ها از نبود مدیریت و برنامه و نظم و انضباط در قسمت های مسلمان نشین شکایت داشت، از من پرسید چرا باید قسمت های مسلمان نشین، کثیف، شلوغ و پر سر و صدا باشد و مردم اینقدر سطح پایین و هر از گاهی شاهد دعوا یا زد و خورد باشیم و در مقابل در مناطق مسیحی نشین بیروت اینقدر نظم و ترتیب و نظافت و زیبایی وجود دارد و افراد منظم و مودب هستند؟ آیا عامل این مشکلات فقر است؟ خیلی از شیعیان الان ثروتمندان بزرگ لبنان هستند ولی محله هایشان همان است که بود. یا عاملش مقاومت و سرسختی شیعیان است و دولت از ورود به محلات تحت نفوذ حزب الله می ترسد؟
      - گفتم خیر خودت میدانی قبل از این که مقاومتی در لبنان باشد شیعیان بدبخت ترین و فقیرترین مردم بودند و فقر فرهنگی و فقر اجتماعیشان توام با فقر مادی، مردمی منزجر کننده از آنان ساخته بود. به برکت مقاومت و پایداری و الگو گرفتن از ایران ، معارف اسلامی هم در میان آنها رشد یافته و وضع از قبل خیلی بهتر شده. دولت از قدیم کمترین توجهی به شیعه نداشت پس علتش وجود حزب الله نیست.
      یاد صحبتی از پدربزرگم افتادم. وی همیشه از دست های پنهان برای تخریب مسلمانان سخن می راند و می گفت وقتی نجف مرکز علمی شیعه بود و هنوز حوزه علمیه قم تاسیس نشده بود، عوامل یک سفارت استکباری برای تخریب وجهه ی  مسلمانان ، بچه ها را ترغیب می کردند با وجود دستشویی و آب در تمام خانه ها و دستشویی عمومی در محلات، در کوچه روی زمین ادرار و مدفوع کنند تا بدینوسیله هم مسلمانان را کثیف و تنفر انگیز جلوه دهند هم اعتقادات مردم را دچار مشکل کنند (بعضی وسواسی می شوند چون همه خیابانها نجس است برخی هم می گویند ولش کن چیزی نیست عادی است)
      بله برنامه های عجیب و غریبی که حتی گاه در قالب یک فعالیت دینی یا فرهنگی اجرا کردند (مثلا پخش صداهایی غیر از اذان به مدت طولانی و شدت بلند مانند پخش یک ساعت قرآن برای یک مرده یا پخش کل دعاها و گفتگوهای داخل مسجد در کل محل) باعث شد تا ما به اینجا برسیم که مسلمانی بشود یک آرم منفی! سرباز خارجی که بیاید در عراق مسلمانان را حیوان ببیند و کشتنشان برایش بی اهمیت باشد؛ در جامعه ای مثل لبنان بقیه از مسلمان دوری کنند یا به چشم حقارت نگاه کنند. اگر حزبی در لبنان به جای فعالیت های نظامی بیاید فعالیت های فرهنگی انجام دهد و وجهه ی اجتماعی مسلمانان را بهبود بخشد بسیار مثمر ثمر تر و خداپسندانه تر خواهد بود.
      به قول شاعر:
      اسلام به ذات خود ندارد عیبی! 
      هر عیب که هست از مسلمانی ماست