۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسیح» ثبت شده است

    • میلاد پیامبر اسلام و جشن با درخت کریسمس

      فرا رسیدن ولادت پیامبر اعظم و خاتم رسولان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم بر همه مسلمانان مبارک باد. در حالی ولادت پیامبرمان را جشن می گیریم که به کریسمس نزدیک شده ایم. مسیحیان سراسر جهان برای هرچه با شکوه تر برگزار کردن مراسمشان تلاش می کنند. ما چه؟

    • یریدون لیطفئوا نور الله ...

      آنچه ما امروزه به نام حرکت جهانی صهیونیسم می شناسیم، تقریبا هشتاد سال از ولادت شوم آن می گذرد. این حرکت، در واقع ادامه شیطنت های سازمان یهودی قدیم است که با سازماندهی و تشکیلات پیچیده و مخفی، و نفوذ در مناصب مختلف اقتصادی و سیاسی، در نهایت به مرحله آخر رسیده و اعلام موجودیت کردند.

      حضرت محمد صلی الله علیه و آلهباید بدانیم دشمنی یهود (یهودیان، و نه دین یهود) با اسلام و خصوصا با پیامبر اعظم ما محمد ابن عبدالله صلوات الله علیهما، دشمنی دیرینه است. به ما در تاریخ گفته اند حضرت محمد صلی الله علیه و آله یتیم بوده اند. ایشان پدرش را قبل از ولادت و مادرش را در چند سالگی از دست داده است. باید کمی به عقب برگردیم و ببینیم داستان چیست؟ اصلا چرا پدر بزرگ پیامبرِ ما را عبدالمطلب (غلام مطلب) نام نهادند.

      چنین روایت می شود که هاشم و عبدشمس از قدیم با هم تفاوت داشتند. تفاوتی نورانی. یکی سیادت و نورانیت داشت و دیگری حسادت و شیطنت. عبدشمس غلامی رومی (ایتالیایی) را به خانه آورد و فرزندان او درواقع، فرزندان آن غلام هستند. ابن ابی الحدید می‌نویسد: امیه برده‌ی رومی بود که عبد شمس او را خرید و به رسم عرب جاهلیت او را پسر خود خواند1.

      بنابراین نژاد ابوسفیان و معاویه و یزید به رومیان (یهود) منتهی می‌شود، نه قریش. در این زمینه مکتوب امیرالمؤمنین علیه‌السلام کافی است: لَیْسَ أُمَیَّةُ کَهَاشِمٍ وَ لَا حَرْبٌ کَعَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ لَا أَبُو سُفْیَانَ کَأَبِی طَالِبٍ وَ لَا الْمُهَاجِرُ کَالطَّلِیقِ وَ لَا الصَّرِیحُ کَاللَّصِیقِ2.

      صریر و لصیق متقابلین هستند و اولی یعنی صیحح النسب و دومی به معنای باطل النسب است؛ یعنی بیگانه‌ای که او را به فامیل و قبیله‌ای چسبانده باشند. (نامه‌ای در جواب نامه معاویه در صحرای صفین ماه صفر سال 37 هجری)

      سازمان مخفی یهود پس از ناپدید کردن حضرت عیسی و نفوذ در میان حواریون، تنها دشمنش را اسلام می دید. آنها برای مقابله با اسلام اقدامات زیادی انجام دادند.

    • بنده و پروردگار - به مناسبت میلاد مسیح + هدیه

      امشب شب میلاد حضرت مسیح است؛ که سلام خدا بر پیامبر مان و خاندانش و بر او باد. روز 25 کانون اول یا همان دسامبر روزی است که به عنوان میلاد حضرت مسیح جشن گرفته می شود. ضمن تبریک این روز به مسیحیان و موحدان، یک کلیپ صوتی عربی بسیار زیبا در مورد پروردگار یافته بودم که اکنون تقدیم می کنم. متن و ترجمه این کلیپ هم همراه آن قابل دانلود است.

      اما در مورد تاریخ میلاد مسیح علیه السلام باید گفت که حتی خود مسیحیان این تاریخ را قبول ندارند. چرا که زمان تولد حضرت مسیح طبق تاریخ و انجیل در زمستان نبوده است. دلایل مسیحیان را از یک منبع مسیحی بخوانیم:

    • وقتی به امام موسی صدر گفتند حجاب را شما آخوندها اختراع کردید

      همه ما انسانها در بدو تولد مشابه یکدیگر هستیم. همه ما از نوع انسان و دارای خصوصیات جسدی، روحی و عاطفی یکسان هستیم. هرچند افکار و اعمال پدران و مادران و وراثت در ما اثرات نهفته ای به جای می گذارد اما نهایتا انسانیم.

      ما در محیط پیرامون خودمان به گونه ای تربیت می شویم که وقتی بزرگ شدیم با خیلی انسانهای دیگر دچار مشکل و تضاد و عداوت می شویم. از امور بی ارزشی مثل سیاست و صف و نوبت و کرایه تاکسی گرفته تا تضادهای دینی. تقریبا بیشتر ما انسانها طوری بزرگ شده ایم که فقط خود را بر حق می دانیم و دیگری را ناحق. سپس به خود اجازه می دهیم طرف مقابل را کلا از هستی ساقط کنیم. در چنین مواردی فقط باید به یک مرجع عادل و دانا مراجعه کرد و حرف وی را پذیرفت. عادل ترین و عالم ترین موجود به وضع ما انسانها، خالق ما، یعنی خداست. خدا ما را آفریده و قوانینی برای این دنیا وضع کرده. تنها با مراجعه به خدا و قوانین الهی می توان قضاوتی عادلانه و صحیح داشت. خدا پیامبران را فرستاد و هر قومی که از فرمایشات پیامبر خود دور شده و به آن پشت کردند، ضررش را خودشان دیدند و اگر عناد ورزیدند که با عذاب خدا هم روبرو شدند. آنهایی که پیامبر پس از خود را انکار کردند هم به نوعی با خداوند عناد ورزیده و عبادت و بندگی خود را باطل کردند.

      جالب است بدانید در لبنان، مسیحی ها اسلام را دین الهی و حضرت محمد صلی الله علیه و آله را پیامبر خدا می دانند. با این حال در جهان، گاهی افرادی از دایره انصاف خارج شده و اتهاماتی به اسلام می زنند. اتهاماتی که یک انسان منصف و فرهیخته آن را قبول نمی کند.

      اگر ما به عنوان انسان، قبول داریم که مخلوق خدا هستیم و به سوی خدا باز می گردیم، پس باید طبق فرامین الهی عمل کنیم. اولا تنها کتابی که از خداوند به صورت دست نخورده باقی مانده قرآن است و از آنجا که آخرین ورژن این برنامه الهی است عاقلانه است به آن عمل کنیم. هیچ گاه شما با وجود ویندوز 8 سراغ ویندوز 3.1 نمی روید. این واضح است. حتی اگر کسی معتقد نباشد که قرآن سالم مانده، اقلا بر اساس تسلسل زمانی، چون جدید ترین کتاب است از نظر علمی و تاریخی مستند تر و است و از قابلیت رفرنس دهی بیشتری برخوردار است. دوم اینکه در کتب پیامبران گذشته به آمدن پیامبر خاتم مژده داده شده و یهودیان و مسیحیان منتظر آمدنش بودند اما یهود با دیدن اینکه این پیامبر از نسل و قوم و قبیله آنها نیست عناد ورزیدند و دین خدا را نپذیرفتند. بیشتر مسیحیان هم با دیدن حقانیت اسلام و حتی عقب نشینی در ماجرای تاریخی مباهله، حاضر به پذیرفتن نسخه جدید دین خدا نشدند.

      برخی افراد که واقعیت ماجرا را نادیده گرفته و تلاش می کنند اسلام را خدشه دار کنند متوجه نیستند که نه با ما مسلمانها، که با خداوند تبارک و تعالی به جنگ وارد می شوند. اگر می گوید اسلام دین داعشی است و برای کشتن و دست قطع کردن آمده نمی داند، احکام اجتماعی یعنی چه و دینی که برای حالات مختلف زندگی انسان، قانون و حکم پیش بینی نکرده باشد ناقص است. اگر اسلام حکم قصاص دارد، شرایط و ویژگی های آن را هم مشخص کرده اما چون معاندان و مخالفان، فقط دنبال دشمنی هستند، فقط دستور به کشتن را می بینند و حتی دو جمله بعد در قرآن را نمی خوانند که می گوید و اگر ببخشید بهتر است! (اقرار می کنم که قرآن نیاز به مفسر دارد و به تنهایی، خصوصا برای انسانهای جاهل خطرناک است؛ همانها که از قرآن یک کلمه را می بینند و بقیه را ول می کنند و می شوند داعش.)

      امام موسی صدر در حال سخنرانی در کلیساشخصی تعریف می کرد با امام موسی صدر به مجلسی (ظاهرا در کلیسا یا مدرسه طلاب مسیحی) رفتیم. قرار بود ایشان سخنرانی کند. مسئول مجلس کشیشی بود و به من گفت مراقب باشید فلان خانم خبرنگار که مهارت و تبحر خاصی در ضایع کردن افراد دارد در جلسه حاضر است. نگذارید سوال و جواب بشود.

    • مسیح می آید

      محمد ابراهیم

      کلبه کوچک تا نیمه زیر برف پنهان شده بود. نور اندکی که از آتش شومینه و چراغی نفتی که از سقف آویزان بود، فضای کلبه را تا حدی روشن کرده بود. ماریا در حالیکه پتوی کهنه اش را دور خود پیچیده بود پشت پنجره کز کرده بود و به  ریزش آرام دانه های درشت برف در دل تاریکی شب چشم دوخته بود. صدای پدر او را به خود آورد. نمی دانم این برف کی قرار است بند بیاید؟ سوختمان دارد تمام میشود و هیچ کس هم نیست که بیاید و به این ده کوره دور افتاده سر بزند. مادر که داشت برای این که خودش را سرگرم کند بافتنی میبافت گفت: درب خانه به سختی باز می شود خوب شد امروز صبح هیزم ها را آوردیم داخل. ماریا لبخندی زد و دوباره به دور دست ها خیره شد.