۳۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسیحی» ثبت شده است

    • خاطرات جنگ 2006

      سمر، خانمی لبنانی، بسیار خوش قلب و خوش برخورد است. با اینکه مسیحی است و حجاب ندارد اما بسیار ساده، بی آلایش و بی آرایش است. از آن زن هایی است که ارزششان به مغز و قلبشان است نه در زر و زیورشان. همیشه با بلیز و شلواری ساده و پوشیده، دیدمش.

      سمر، عاشق امام موسی صدر است. نمی دانم چطور با امام موسی صدر آشنا شده اما مطمئنا سنش قد نمی دهد که زمان حضور امام موسی صدر در لبنان را به یاد داشته باشد. هرچه بیشتر سخنان امام موسی صدر را خوانده، بیشتر علاقه پیدا کرده و به جایی رسیده که داوطلبانه با موسسه امام موسی صدر همکاری می کند.

      اسکان مهاجرین جنگ در مدارس
      تصویر تزیینی است

      سمر، برایم از تجاوز رژیم صهیونیستی در سال 2006 خاطره گفت. در روزهای جنگ، مدرسه ای در اشرفیه میزبان پناهندگان شیعه جنوب شده بود. سمر هم به همراه یک گروه مددکار، به مردم ساکن در مدرسه کمک می کرد. او از خاطرات تلخ و شیرین آن روزها چنین می گوید:

    • بنده و پروردگار - به مناسبت میلاد مسیح + هدیه

      امشب شب میلاد حضرت مسیح است؛ که سلام خدا بر پیامبر مان و خاندانش و بر او باد. روز 25 کانون اول یا همان دسامبر روزی است که به عنوان میلاد حضرت مسیح جشن گرفته می شود. ضمن تبریک این روز به مسیحیان و موحدان، یک کلیپ صوتی عربی بسیار زیبا در مورد پروردگار یافته بودم که اکنون تقدیم می کنم. متن و ترجمه این کلیپ هم همراه آن قابل دانلود است.

      اما در مورد تاریخ میلاد مسیح علیه السلام باید گفت که حتی خود مسیحیان این تاریخ را قبول ندارند. چرا که زمان تولد حضرت مسیح طبق تاریخ و انجیل در زمستان نبوده است. دلایل مسیحیان را از یک منبع مسیحی بخوانیم:

    • جرج جرداق، عاشقی غریب، غریبی ادیب

      جرج جرداق،

      یک شاعر و ادیب لبنانی،

      یک مسیحی اما عاشق مولای شیعیان کسی که بیش از بسیاری از ما نهج البلاغه را خوانده است. اقلا 40 دور!

      در مراسم بزرگداشتی که ایران در بیروت برای وی ترتیب داد، اشخاص مختلفی صحبت کردند. یکی از آنها هادی جرداق، پسر جرج جرداق بود. سخنرانی او که همراه با چند خاطره جالب بود، با تشویق فوق العاده حاضرین همراه شد.

      وی می گفت در نوجوانی به همراه پدرش کل اروپا را گشتند و چون پدرش از هواپیما واهمه داشت، با کشتی به این سفر رفتند. برایش جالب بود که بیش از نیم قرن پیش که نه شبکه اینترنت بود نه جی پی اس، پدرش اطلاعات فوق العاده ای در مورد شهر ها، اماکن مختلف و آداب و رسوم مردم آنجا داشت.

      او تعریف کرد، یک بار دزدی به منزل ما زد و چون ما را نادارتر از خودش یافت و چیز بدرد بخوری پیدا نکرد کیسه اش را هم رها کرد و رفت.

      یکبار پدر، شب که به خانه آمد از سر تا پا خیس بود. گفتیم چه شده؟

      گفت: از قهوه خانه ای که در برج با دوستانم دور هم جمع می شویم بیرون آمدم. 15 قرش (یک صدم لیره) به گدایی که همیشه کنار در می نشست دادم. رفتم تاکسی سوار شوم دیدم هیچ پولی برایم نمانده. برگشتم به گدا گفتم چند قرش بده من به منزل بروم. فرادا دو برابرش را به تو می دهم. اما آن قالتاق قبول نکرد و نداد! لذا پیاده کل راه را آمدم و در زیر باران خیس شدم.

      جرج جرداق در ایران شناخته شده تر از لبنان است. چرا که برای لبنانی ها عجیب نیست که یک مسیحی به فرد با عظمتی مثل مولای ما علی ابن ابی طالب علیه السلام توجه کند. اما در ایران عجیب است. از آنجا که اسم او در کتابها و نشریات ما آمده، خیلی از ما ایرانی ها وی را می شناسیم. با این حال او در لبنان غریب تر است تا ایران. در اواخر عمر خود هم گوشه عزلت خود نشسته بود و کسی خبری از او نمی گرفت. دنیا به قدری بر او سخت گرفته بود که وی برای گذران زندگی حاضر شده بود کتابخانه ارزشمند خود را بفروشد. حیف که مسئولان ما و شیعیان لبنان قبل از مرگش به او کم لطفی کردند. شاید اگر امام موسی صدر در لبنان حضور داشت، وی اینطور به سختی و مشقت نمی افتاد.

    • ضاحیه کجاست؟

      اسم ضاحیه را حتما زیاد شنیده اید. ضاحیه در لغت به معنای حاشیه شهر است. حاشیه هر شهری را ضاحیه می گویند. حاشیه ی نیویورک، ضاحیه نیویورک نامیده می شود. حاشیه بیروت هم ضاحیه بیروت.

      اما ضاحیه ای که در اخبار می شنوید منظور ضاحیه ی جنوبی بیروت است که عموما محل اسکان شیعیان بوده و عموما طرفدار حزب الله هستند.

    • اعتصاب های معلمین و اساتید دانشگاه در لبنان

      لبنان پس از تشکیل حکومت مستقل و جمهوریت آن، تنها تغییر نام داده بود و هنوز مالکان و فئودالهای گذشته در قالب رییس و وزیر و وکیل، به شکل نوین برگرده مردم سوار بودند. مردم مستضعف و محرومان از تمام ادیان، در لبنان وجود داشتند و از حقوق اولیه خود محروم بودند. از آنجایی که دولت های غربی مثل فرانسه به امور مسیحیان اهتمام داشتند و دولتهای شرقی مثل مصر و عربستان به امور مسلمانان اهل سنت، شیعیان بی صاحب و بی رهبر و محروم مانده بودند. با آمدن امام موسی صدر و احیای جامعه شیعی در لبنان، این طایفه که از لحاظ جمعیتی اقلیت نبود اما از لحاظ قدرت و امکانات بسیار در اقلیت و محرومیت بود سر و سامانی گرفت. اقدامات امام موسی صدر نه محدود به طایفه شیعه، که در حمایت تمام محرومان بود. حرکت محرومین که امام موسی به راه انداخت شامل تمام ادیان و طوایف لبنان بود. امام موسی صدر به حمایت از تجمعات و اتحادیه های دانش آموزی و معلمین و کارگران پرداخت و همچنین به اصحاب رسانه توجه داشت.

    • برق در لبنان نمی رود، می آید!

      داستان قطعی برق در لبنان رو حتما شنیده اید. به خاطر جنگهای مختلفی که اسراییل بر این کشور تحمیل کرده و هر بار نیروگاه ها را بمباران کرده، باعث شده تا همیشه تولید برق کفاف مصرف آنرا ندهد و مجبور شوند ساعاتی قطعی برق داشته باشند. ماه رمضان به گفته همسایه ها کمتر از شش ساعت در کل روز برق داشته اند. هر بار بودجه ای برای بازسازی و توسعه نیروگاه ها و شبکه می آید هاپولی شده و اثری بر وضع برق نمی گذارد. بارها ایران پیشنهاد کرده برای لبنان نیروگاه بسازد و کل شبکه را ترمیم و منظم کند یا از طریق خط عراق و سوریه به لبنان برق برساند، اما دولت قبول نکرده است. چون می دانند محبوبیت ایران نزد تمام مردم لبنان بالا خواهد رفت و این به ضرر جریانهای مخالف حزب الله است که عموما مهره سعودی و آمریکا هستند.

    • سفر اسقف اعظم لبنانی به فلسطین اشغالی

      پطرس الراعیپاتریارک مار بشاره پطرس الراعی، اسقف اعظم مارونی های انطاکیه و مناطق شرقی است. وی توسط پاپ بندیکت شانزدهم لقب کاردینال گرفت. این افتخار بزرگی برای لبنانی ها و مسیحیان خاورمیانه بود که در سالهای اخیر یک پاتریارک از آنها به لقب کاردینالی نائل می شود. وی از اعضای جلسه انتخاب پاپ جدید بود.

    • شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

      کلیسامی دانید که یکشنبه ها در لبنان تعطیل رسمی است. مثل جمعه ها در ایران.

      صدای ناقوس کلیسا را که می شنویم به همسرم می گویم: الان وقت نماز جمعه مسیحی ها است!

      مسیحیان در این روز به کلیسا رفته و به سخنان کشیش گوش داده و سپس دعا و نماز می خوانند و برای آمرزش گناهانشان دعا می کنند. صد رحمت به مسیحی ها که هفته به هفته گناهان خود را پاک می کنند. بعضی از مسلمانها هستند، سال تا سال، فقط شب قدر یا روز عاشورا، گناهان خود را پاک می کنند! تازه اگر واقعا پاک شود و توبه واقعی باشد!

    • مهندسی دانشمند

      در مطلب گذشته از محمود برایتان گفتم. حالا فرزندش را به نام ابومحمود بشناسید. (عموما اعراب از جهت احترام نام پسر بزرگشان را به نام پدرخودشان می گذارند. بنا بر این نام فرزند محمود می شود ابومحمود. حتی اگر فرزند هم نداشته باشد)

      ابومحمود یک مهندس درس خوانده و اهل مطالعه است. وی به زبانهای عربی و انگلیسی و فرانسه و آلمانی مسلط است. سالها در عربستان و استرالیا کار کرده و پس از مطالعات زیادش از مذهب سنی به تشیع روی آورده است و حقیقت را در این مذهب می داند.

      برق کشیمی گفت در استرالیا که بودم یک روز همکارم ابراهیم گفت باید برویم برای کار در یک منزل. چون صاحب منزل یهودی بود و ابراهیم می دانست که من با یهودیها مشکل دارم گفت ببین این صاحبخونه یهودی است. تو کاریت نباشه. من لوله ها رو درست می کنم تو هم به کارت برس. چه کار داری یهودیه؟ کارت رو بکن و فکر کن یهودی نیست. خواهشا دعوا راه ننداز.

    • بهانه های یک مخالف امام موسی صدر

      در مقابل افرادی که سخنان خلاف واقع می گویند همیشه دو راه وجود دارد: یکی اینکه طرف را با انواع سخنان با خاک یکسان کنی و ریشه اش را بزنی، (کاری که عموما رسانه های ما می کنند و ما هم همین روش را از محیط پیرامون خودمان به ارث برده ایم)

      راه دوم این است که خیلی منطقی، مودب، مستدل، آرام و پدرانه با طرف برخورد کنیم. این راه را فقط امثال امام موسی صدر بلدند که سعه صدر قلبی بزرگ دارند. بسیاری از اوقات بزرگی و عظمتش مانع می شد حتی بخواهد به یاوه گویان جواب بدهد؛ یاوه های آنها را نادیده می گرفت. مثلا جلال را.

      جلال فارسی شخصی است که سابقه مبارزاتی داشته و از آدمهای مطرح اول انقلاب بود. اما اخلاق و رفتار تند وی او را با همه در انداخت و جلوی عاقبت به خیر شدن او را گرفت. خصوصا وقتی یک روستایی بیگناه را کشت.

      دوشنبه 14 بهمن مصاحبه ای با او منتشر شد که باز هم به تکرار اتهامات قدیمی اش به امام موسی صدر پرداخته بود و البته روزنامه، پیش از متن مصاحبه نوشته بود نظرات ایشان به خودش مربوط است و نظر روزنامه نیست. (لینک)

      شاید جوانترها خصوصا آنهایی که مثل من وقت انقلاب نبوده اند سخنان خلاف واقع یک مهره ی خودسوخته را باور کنند اما اگر کسی کمی مطالعه داشته باشد و وجدان خود را قاضی کند، قطعا فریب توهمات یک پیرمرد قاتل را نخواهد خورد.