۳۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسیحی» ثبت شده است

    • سرای حکومتی

      سرای حکومتیامروز برای یک کار اداری لازم بود به سرای حکومتی قصر بعبدا بروم. السرای، قلعه کوچک قدیمی ای است که امروزه در دست پلیس بوده و کارهای ثبت احوال و دادگاهی رو آنجا انجام می دهند. این قلعه که جزو آثار ملی لبنان است در قرن 18 میلادی بنا شده است. اولین بار بود آنجا می رفتم. باید از منطقه بعبدا که در شرق ضاحیه است در دامنه کوه بالا می رفتم. خیابانهای باریک به سبک اروپا، محله های خلوت و مرتب و تمیز مسیحی نشین، خانه های زیبا و شیک و منظم، مغازه های مختلف شیک با سبک سنتی یا مدرن، طبیعت زیبا و مشرف به ساحل مدیترانه، هوای لطیف و تمیز و آرامشی که حکمفرما بود، معنی لبنان حقیقی را برایم زنده می کرد. نمی دانم سرّ اینهمه لطافت در مناطق مسیحی شمال چیست. این درحالی است که مناطق مسلمان خصوصا ضاحیه، بسیار نامرتب، کثیف، شلوغ، پرترافیک و پر دود و بی نظم است. برخی می گویند دولت به مناطق مسیحی توجه می کند و به مناطق شیعه ها بی توجه است. برخی می گویند مقصر شهرداریها هستند. برخی می گویند دولت و شهرداریها از ترس شیعه ها و قوم و قبیله های مسلح نمی توانند حضور پیدا کنند و خدمات رسانی کنند. با تمام این احوال، واضح است که لبنان از اختلاف طبقاتی و طایفه ای و منطقه ای رنج می برد. حتی مسیحی ها و ارمنی های مناطق فقیر، از کمترین خدمات و امکاناتی برخوردار نیستند و کوچه های بسیار تنگ و کثیف و کهنه محله هایشان، از ضاحیه هم ناجورتر است.

    • خاطرات جنگ 2006

      سمر، خانمی لبنانی، بسیار خوش قلب و خوش برخورد است. با اینکه مسیحی است و حجاب ندارد اما بسیار ساده، بی آلایش و بی آرایش است. از آن زن هایی است که ارزششان به مغز و قلبشان است نه در زر و زیورشان. همیشه با بلیز و شلواری ساده و پوشیده، دیدمش.

      سمر، عاشق امام موسی صدر است. نمی دانم چطور با امام موسی صدر آشنا شده اما مطمئنا سنش قد نمی دهد که زمان حضور امام موسی صدر در لبنان را به یاد داشته باشد. هرچه بیشتر سخنان امام موسی صدر را خوانده، بیشتر علاقه پیدا کرده و به جایی رسیده که داوطلبانه با موسسه امام موسی صدر همکاری می کند.

      اسکان مهاجرین جنگ در مدارس
      تصویر تزیینی است

      سمر، برایم از تجاوز رژیم صهیونیستی در سال 2006 خاطره گفت. در روزهای جنگ، مدرسه ای در اشرفیه میزبان پناهندگان شیعه جنوب شده بود. سمر هم به همراه یک گروه مددکار، به مردم ساکن در مدرسه کمک می کرد. او از خاطرات تلخ و شیرین آن روزها چنین می گوید:

    • بنده و پروردگار - به مناسبت میلاد مسیح + هدیه

      امشب شب میلاد حضرت مسیح است؛ که سلام خدا بر پیامبر مان و خاندانش و بر او باد. روز 25 کانون اول یا همان دسامبر روزی است که به عنوان میلاد حضرت مسیح جشن گرفته می شود. ضمن تبریک این روز به مسیحیان و موحدان، یک کلیپ صوتی عربی بسیار زیبا در مورد پروردگار یافته بودم که اکنون تقدیم می کنم. متن و ترجمه این کلیپ هم همراه آن قابل دانلود است.

      اما در مورد تاریخ میلاد مسیح علیه السلام باید گفت که حتی خود مسیحیان این تاریخ را قبول ندارند. چرا که زمان تولد حضرت مسیح طبق تاریخ و انجیل در زمستان نبوده است. دلایل مسیحیان را از یک منبع مسیحی بخوانیم:

    • جرج جرداق، عاشقی غریب، غریبی ادیب

      جرج جرداق،

      یک شاعر و ادیب لبنانی،

      یک مسیحی اما عاشق مولای شیعیان کسی که بیش از بسیاری از ما نهج البلاغه را خوانده است. اقلا 40 دور!

      در مراسم بزرگداشتی که ایران در بیروت برای وی ترتیب داد، اشخاص مختلفی صحبت کردند. یکی از آنها هادی جرداق، پسر جرج جرداق بود. سخنرانی او که همراه با چند خاطره جالب بود، با تشویق فوق العاده حاضرین همراه شد.

      وی می گفت در نوجوانی به همراه پدرش کل اروپا را گشتند و چون پدرش از هواپیما واهمه داشت، با کشتی به این سفر رفتند. برایش جالب بود که بیش از نیم قرن پیش که نه شبکه اینترنت بود نه جی پی اس، پدرش اطلاعات فوق العاده ای در مورد شهر ها، اماکن مختلف و آداب و رسوم مردم آنجا داشت.

      او تعریف کرد، یک بار دزدی به منزل ما زد و چون ما را نادارتر از خودش یافت و چیز بدرد بخوری پیدا نکرد کیسه اش را هم رها کرد و رفت.

      یکبار پدر، شب که به خانه آمد از سر تا پا خیس بود. گفتیم چه شده؟

      گفت: از قهوه خانه ای که در برج با دوستانم دور هم جمع می شویم بیرون آمدم. 15 قرش (یک صدم لیره) به گدایی که همیشه کنار در می نشست دادم. رفتم تاکسی سوار شوم دیدم هیچ پولی برایم نمانده. برگشتم به گدا گفتم چند قرش بده من به منزل بروم. فرادا دو برابرش را به تو می دهم. اما آن قالتاق قبول نکرد و نداد! لذا پیاده کل راه را آمدم و در زیر باران خیس شدم.

      جرج جرداق در ایران شناخته شده تر از لبنان است. چرا که برای لبنانی ها عجیب نیست که یک مسیحی به فرد با عظمتی مثل مولای ما علی ابن ابی طالب علیه السلام توجه کند. اما در ایران عجیب است. از آنجا که اسم او در کتابها و نشریات ما آمده، خیلی از ما ایرانی ها وی را می شناسیم. با این حال او در لبنان غریب تر است تا ایران. در اواخر عمر خود هم گوشه عزلت خود نشسته بود و کسی خبری از او نمی گرفت. دنیا به قدری بر او سخت گرفته بود که وی برای گذران زندگی حاضر شده بود کتابخانه ارزشمند خود را بفروشد. حیف که مسئولان ما و شیعیان لبنان قبل از مرگش به او کم لطفی کردند. شاید اگر امام موسی صدر در لبنان حضور داشت، وی اینطور به سختی و مشقت نمی افتاد.

    • ضاحیه کجاست؟

      اسم ضاحیه را حتما زیاد شنیده اید. ضاحیه در لغت به معنای حاشیه شهر است. حاشیه هر شهری را ضاحیه می گویند. حاشیه ی نیویورک، ضاحیه نیویورک نامیده می شود. حاشیه بیروت هم ضاحیه بیروت.

      اما ضاحیه ای که در اخبار می شنوید منظور ضاحیه ی جنوبی بیروت است که عموما محل اسکان شیعیان بوده و عموما طرفدار حزب الله هستند.

    • اعتصاب های معلمین و اساتید دانشگاه در لبنان

      لبنان پس از تشکیل حکومت مستقل و جمهوریت آن، تنها تغییر نام داده بود و هنوز مالکان و فئودالهای گذشته در قالب رییس و وزیر و وکیل، به شکل نوین برگرده مردم سوار بودند. مردم مستضعف و محرومان از تمام ادیان، در لبنان وجود داشتند و از حقوق اولیه خود محروم بودند. از آنجایی که دولت های غربی مثل فرانسه به امور مسیحیان اهتمام داشتند و دولتهای شرقی مثل مصر و عربستان به امور مسلمانان اهل سنت، شیعیان بی صاحب و بی رهبر و محروم مانده بودند. با آمدن امام موسی صدر و احیای جامعه شیعی در لبنان، این طایفه که از لحاظ جمعیتی اقلیت نبود اما از لحاظ قدرت و امکانات بسیار در اقلیت و محرومیت بود سر و سامانی گرفت. اقدامات امام موسی صدر نه محدود به طایفه شیعه، که در حمایت تمام محرومان بود. حرکت محرومین که امام موسی به راه انداخت شامل تمام ادیان و طوایف لبنان بود. امام موسی صدر به حمایت از تجمعات و اتحادیه های دانش آموزی و معلمین و کارگران پرداخت و همچنین به اصحاب رسانه توجه داشت.

    • برق در لبنان نمی رود، می آید!

      داستان قطعی برق در لبنان رو حتما شنیده اید. به خاطر جنگهای مختلفی که اسراییل بر این کشور تحمیل کرده و هر بار نیروگاه ها را بمباران کرده، باعث شده تا همیشه تولید برق کفاف مصرف آنرا ندهد و مجبور شوند ساعاتی قطعی برق داشته باشند. ماه رمضان به گفته همسایه ها کمتر از شش ساعت در کل روز برق داشته اند. هر بار بودجه ای برای بازسازی و توسعه نیروگاه ها و شبکه می آید هاپولی شده و اثری بر وضع برق نمی گذارد. بارها ایران پیشنهاد کرده برای لبنان نیروگاه بسازد و کل شبکه را ترمیم و منظم کند یا از طریق خط عراق و سوریه به لبنان برق برساند، اما دولت قبول نکرده است. چون می دانند محبوبیت ایران نزد تمام مردم لبنان بالا خواهد رفت و این به ضرر جریانهای مخالف حزب الله است که عموما مهره سعودی و آمریکا هستند.

    • سفر اسقف اعظم لبنانی به فلسطین اشغالی

      پطرس الراعیپاتریارک مار بشاره پطرس الراعی، اسقف اعظم مارونی های انطاکیه و مناطق شرقی است. وی توسط پاپ بندیکت شانزدهم لقب کاردینال گرفت. این افتخار بزرگی برای لبنانی ها و مسیحیان خاورمیانه بود که در سالهای اخیر یک پاتریارک از آنها به لقب کاردینالی نائل می شود. وی از اعضای جلسه انتخاب پاپ جدید بود.

    • شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

      کلیسامی دانید که یکشنبه ها در لبنان تعطیل رسمی است. مثل جمعه ها در ایران.

      صدای ناقوس کلیسا را که می شنویم به همسرم می گویم: الان وقت نماز جمعه مسیحی ها است!

      مسیحیان در این روز به کلیسا رفته و به سخنان کشیش گوش داده و سپس دعا و نماز می خوانند و برای آمرزش گناهانشان دعا می کنند. صد رحمت به مسیحی ها که هفته به هفته گناهان خود را پاک می کنند. بعضی از مسلمانها هستند، سال تا سال، فقط شب قدر یا روز عاشورا، گناهان خود را پاک می کنند! تازه اگر واقعا پاک شود و توبه واقعی باشد!

    • مهندسی دانشمند

      در مطلب گذشته از محمود برایتان گفتم. حالا فرزندش را به نام ابومحمود بشناسید. (عموما اعراب از جهت احترام نام پسر بزرگشان را به نام پدرخودشان می گذارند. بنا بر این نام فرزند محمود می شود ابومحمود. حتی اگر فرزند هم نداشته باشد)

      ابومحمود یک مهندس درس خوانده و اهل مطالعه است. وی به زبانهای عربی و انگلیسی و فرانسه و آلمانی مسلط است. سالها در عربستان و استرالیا کار کرده و پس از مطالعات زیادش از مذهب سنی به تشیع روی آورده است و حقیقت را در این مذهب می داند.

      برق کشیمی گفت در استرالیا که بودم یک روز همکارم ابراهیم گفت باید برویم برای کار در یک منزل. چون صاحب منزل یهودی بود و ابراهیم می دانست که من با یهودیها مشکل دارم گفت ببین این صاحبخونه یهودی است. تو کاریت نباشه. من لوله ها رو درست می کنم تو هم به کارت برس. چه کار داری یهودیه؟ کارت رو بکن و فکر کن یهودی نیست. خواهشا دعوا راه ننداز.