۵۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مقاومت» ثبت شده است

    • هل من ناصر ینصرنی؟

      از محاصره دو دهکده نبل و زهرا در شمال حلب بیش از سه سال است می گذرد. این دو دهکده با جمعیت 60 هزار نفر، در حدود بیست کیلومتری شمال حلب (از نزدیک ترین نقاط سوریه به مرز ترکیه یعنی پشتیبان تروریستها) قرار دارد. تعداد ساکنان این شهر با فرار اقوام و بستگان آنها از حلب به شکل زیادی افزایش داشته. از آنجا که موقعیت این دو شهر در میان مناطق تحت اشغال تروریستها و نزدیک به مرزهای ترکیه است، رسیدن به آن تا کنون میسر نشده است.

      از چند روز پیش گروه های تروریستی با موشک و خمپاره و تانک بدون هدف شهر را زیر آتش گرفته اند. مردمان شهر در شبکه های اجتماعی پیامهای مختلفی را منتشر کردند بلکه غیرتمندانی در شیعه باشند و به کمک آنها بشتابند. ترجمه یکی از این پیامها:

      سلام بر شما
      ای برادران ایمانی، ما اهالی دو شهر محاصره شده نبل و زهرا هستیم.
      ما نیروی حیدری هستیم که شکست نمی خورد  -  لبیک یا زینب
      شهر ما نبل و زهراء در شمال ریف حلب (دهکده های دورافتاده حلب) برای سومین روز متوالی در معرض هجوم گروه های تروریست قرار گرفته که تلاش می کنند وارد شهر شده و دست به کشتار و قتل عام شیعیان اهل بیت علیهم السلام بزنند.
      و متاسفانه رسانه ها در مورد آنچه در جریان است در خاموشی به سر می برند حتی رسانه های دوست و شبکه های اجتماعی آن طور که باید به وظیفه خود عمل نمی کنند. از تمامی غیرت داران شیعه اهل بیت علیهم السلام در تمام دنیا اعم از عراق و لبنان و ایران و خلیج فارس می خواهیم تا برای حمایت این دو شهر مظلوم فریاد برآورند و ندای مظلومیت ما را قبل از آنکه آنچه نباید رخ دهد اتفاق بیفتد، به گوش جامعه بین المللی برسانند. لازم به ذکر است جوانان این دو شهر رهروان راه امامشان حسین علیه السلام بوده و باشکوه ترین حماسه ها را در راه دفاع از سرزمین و ناموسشان به یادگار گذاشته اند و درسی به دشمن داده اند که فراموش نخواهد کرد و شعار آنان هیهات منا الذله است.
      همینطور از مومنان می خواهیم ما را از دعا فراموش نکنند که دعا سلاح مومن است.
      والسلام
      سید محی الدین
      شهر نبل

    • مزدورهای اسراییل در لبنان

      وقتی سریال الغالبون رو برای اولین بار دیدم به کسی که کنارم نشسته بود گفتم ای بابا! اینا هم از ما ایرانیا یاد گرفتن! زنهاشون با روسری میخابن! برگشت و گفت: خب با روسری می خوابیدند دیگه!!!

      چون یکهو نصف شب مزدورای اسراییل یا خودشون در رو می شکستند و می آمدند داخل. برای همین خیلی از زنها حتی در منزل خودشون همیشه با حجاب، و لباسِ پوشیده بودند.

      متن زیر را با وجود تمام گرفتاری ها و وقت نداشتن، برای این نوشتم تا بدانیم در لبنان چه وضعی بوده و اندکی با درد و رنج مردم جنوب لبنان آشنا شوید و بدانید امنیت و آسایش و سربلندی امروز شیعیان مدیون مجاهدت ها و زحمات کیست.

      سال 1985 بود. مزدوران (عملاء) اسراییل در جنوب لبنان هر کار که می خواستند می کردند. عموما جوانانی جذب جاسوسی و مزدوری برای اسراییل می شدند که خیلی فقیر و بی پول و بی شخصیت بودند و نمی توانستند از راه های معمولی به درآمد و زندگی ای برسند. وقتی می شدند عمیل اسراییل (مزدور) و سلاح دستشان می گرفتند، علنا دزدی می کردند و به مردم زور می گفتند و دخترانی را که خوششان می آمد به زور می بردند که همسرشان شوند. یکی از این مزدوران که خیلی قدرت داشت حسین عبدالنبی بود اما به سبب جنایاتش مردم به او حسین عدو النبی می گفتند (حسین دشمن پیامبر). بارها گروه های کوچک مقاومت تلاش کرده بودند او را بکشند اما هر بار خودشان کشته می شدند. او همسر اولش را آتش زده بود و زن دیگری را گرفته بود. دخترک وقتی از او می پرسیدند مگر نمی دانستی که او مزدور دشمن است؟ جواب می داد: خب او را دوست داشتم! البته او هم بعدها در به در شد.

      راوی این خاطرات، ام علی است. وی فرزند سید بزرگواری از خاندان امین بود؛ همان خاندان سید محسن امین، دانشمند مشهور و مرجع بزرگ شیعه. در آن سالها قبل از اینکه ازدواج کند، در خانه پدری اش در شقرا زندگی می کرد. پدرش سید و روحانی بزرگی بود و در دهکده آبرو و اعتبار زیادی داشتند.

      ام علی که دختر کوچک خانه بود اینگونه تعریف می کند:

    • فیلم عملیات حزب الله در القصیر

      مقاومت اسلامی لبنان همیشه در زمینه رسانه ای بهتر از ما عمل کرده. برای همین درصد عمده شیعیان، حتی حرکت املی ها با سیاستهای آن موافق و همراه هستند. به تازگی فیلمی تهیه کرده اند که عملیات القصیر را با جزئیات جدید و زیبایی به تصویر کشیده است. در این فیلم که به جهت نمایش تصویر نیروها هنوز تا حدودی محرمانه است و فقط برای مردم لبنان در مساجد و حسینیه ها نشان می دهند، شب عملیات و دعا و نماز رزمندگان و حال و هوای معنوی آنها به تصویر کشیده شده. عملیات با بمباران میگ ارتش سوریه شروع می شود و با پیشروی بچه های حزب الله در هماهنگی با تانکهای ارتش سوریه و تاکتیک ابداعی خودشان ادامه یافته، و تصاویری از کلاهخود فرماندهان دسته ها، پخش می شود که به عنوان مثال رزمنده ای جلویش تیر می خورد یا تروریستی در حال فرار است. این فیلم بسیار جذاب و کاملا واقعی است و بدون داشتن جلوه های ویژه، به خاطر واقعی بودنش، هیجان و زیبایی خاصی دارد. 

      یک حزب اللهی مدتی پیش می گفت اگر اسراییل حمله کند، همانطور که شهرهای سوریه را گرفتیم، اسراییل را شکست داده و شهرهای فلسطینی را آزاد می کنیم. حزب الله که قبلا عملیاتهایش از دو سه نفر تا ده نفر نیروی رزمی اصلی انجام می شد تبدیل به ارتشی بزرگ، حرفه ای، حسینی و شهادت طلب و پیروز شده و ابداعات و خلاقیت های علمی آنها، توان آنرا چند برابر کرده است.

    • روزه دارانی که امنیت روزه داران را فراهم می کنند

      روزهای گرم تابستان در ماه رمضان سختی روزه داری را دوچندان می کند. بعضی ها که متاسفانه این عبادت و دستور الهی را نادیده می گیرند و با روزه خوری، بدبختی اخروی برای خودشان رقم می زنند. بعضی ها روزه می گیرند و سعی می کنند به بهترین نحو هم روزه بگیرند. اما بگذارید از کسانی بگویم که با زبان روزه زیر سنگینی ادوات نظامی و اسلحه و گرما و دود باروت در حال دفاع از امت اسلامی در برابر زامبی های ساخته دست اسرایل هستند.

      بله هفته پیش روزنامه های کویتی و عربستانی خبرهایی در مورد حمله قریب الوقوع داعش به مناطق تحت سلطه حزب الله در سلسله کوه های قلمون و منطقه عرسال منتشر کردند. این رسانه ها که اصلا هیچ ارتباطی با این وحشی ها ندارند (!) پیش بینی کردند حزب الله شکست سختی در این درگیری ها بخورد.

      دیروز رزمندگان حزب الله با زبان روزه مشغول جنگ بسیار سخت و شدیدی در کوهستانهای قلمون بودند. از عصر بچه ها توانستند صدمات سنگینی به داعشی ها وارد کنند و آنها را فراری دهند. فراری ها در کمین گروه های پراکنده افتادند و فریادهای کمک خواهی آنان از اتاق عملیاتشان (لابد در اردن یا ترکیه) بلند است. آنها با نزدیک شدن و وارد شدن حزب الله به بوستانهای مجاور عرسال (منطقه سنی نشین حامی تروریستها) از تمام مردم لبنان خواسته اند تا قیام کنند! توپخانه حزب الله تلفات زیادی به داعشی ها وارد کرده و حمله آنان را در هم شکسته است.

      برای پیروزی و سلامت رزمندگان حزب الله دعا کنیم.

    • تور مجازی بازدید از ملیتا

      برای لود شدن تصویر فلش شکیبا باشید. (حجم 5.96 مگابایت)

      قول داده بودم بازدید از موزه مقاومت حزب الله (ملیتا) را برایتان روایت کنم. موزه ملیتا در واقع یکی از صدها پایگاه مقاومت است که به پیشنهاد شهید حاج عماد مغنیه به شکل موزه در آمد تا مردم لبنان با زحمات و چگونگی عملیات و زندگی رزمندگان مقاومت آشنا شوند.

    • الغالبون - سریال مقاومت در ماه رمضان

      ماه رمضان در لبنان و کشورهای عربی، ماه سریال های تلوزیونی است. البته ایران خودمان هم دست کمی از آنها ندارد. اما این رسم از قدیم در اعراب بوده و سریالهای مصری و سوریه ای از سریالهای پرطرفدار و پربیننده در میان اعراب بوده و هستند. لبنان هم سریالهایی تولید می کند اما جذابیت سریالهای سوریه ای بیشتر از آن است. مثلا سریال پرطرفدار باب الحاره (دروازه محله) که یک درام اجتماعی است و داستانها و زندگی سوریه ای ها در زمان گذشته را به تصویر می کشد با داستانی زیبا و جذاب، شما را به میان حوادث و روابط مردمان یک محله می برد و با آنها همراه و هم دل می کند.

      المنار هم با تولید سریال الغالبون پا به عرصه شب نشینی های ماه رمضان گذاشت. این سریال که با استقبال زیادی رو به رو شد به زندگی مردم لبنان در سالهای اشغال و داستان رنج و دردهای آنها می پردازد و چگونگی شکل گیری مقاومت و مبارزه آن با دشمن اشغالگر را به تصویر می کشد. این سریال برنده جشنواره رادیو و تلوزیونهای لبنان در سال 2011 شد. داستان این سریال خانواده ای جنوبی را به تصویر می کشد که در میانه ی اشغال دشمن، کار و فعالیت و ازدواج می کنند و علی فرزند خانواده به مقاومت می پیوندد و دیگری در زندان اسراییلی ها می افتد و فرزند بزرگتر هم با فعالیت مطبوعاتی تلاش در کمک به مقاومت دارد. دختر آنها که با پسرخاله شان ازدواج کرده هم به نوعی مخفیانه در حال کمک به مقاومت است. همسرش یعنی پسرخاله و دوست صمیمی علی وارد قسمت اطلاعاتی مقاومت شده و به اسراییل می رود و عملیاتهای اطلاعاتی مهمی انجام می دهد.

    • سفر اسقف اعظم لبنانی به فلسطین اشغالی

      پطرس الراعیپاتریارک مار بشاره پطرس الراعی، اسقف اعظم مارونی های انطاکیه و مناطق شرقی است. وی توسط پاپ بندیکت شانزدهم لقب کاردینال گرفت. این افتخار بزرگی برای لبنانی ها و مسیحیان خاورمیانه بود که در سالهای اخیر یک پاتریارک از آنها به لقب کاردینالی نائل می شود. وی از اعضای جلسه انتخاب پاپ جدید بود.

    • روز جهانی پس گردنی!

      7 ایار امروز 7 ایار، که شیعیان لبنان به آن روز جهانی پس گردنی می گویند (یوم السحسوح العالمی)، یک روز تاریخی در لبنان است. قبلا در مورد این روز و اینکه چطور حزب الله سه ساعته کل لبنان را تحت سلطه خود درآورد مطلبی نوشته بودم. پس گردنی اشاره دارد به جوابی کوچک اما محکم و قاطع به اقدامات بر ضد مقاومت که از سوی جناح حریری به نیابت از اسراییل انجام شده بود. هر سال در 7 ایار یاران حریری پس گردن خود را می مالند و به یاد پس گردنی سیاسی ای که خوردند آه می کشند.
      ماجرا را در اینجا بخوانید.

    • پایی که وارد بهشت شد

      جانباز دفاع مقدسهشام جوانی جنوبی بود که از من چند سالی کوچکتر بود. کشاورز زاده ای ساده و پاک و با صفا. وقتی شنیدم پایش قطع شده و در بیمارستان است با خودم گفتم خوب است به دیدنش بروم.

      از جلوی بیمارستان رد می شدم که عزمم را جزم کردم بروم داخل، از جلوی نگهبان مسلح سیاهپوش که داشت با یکی روبوسی می کرد رد شدم. وارد شدم، جلوی اطلاعات ایستادم. خانمی با حجاب لبنانی نشسته بود و داشت با تلفن حرف میزد. بعد از چند ثانیه تلفنش تمام شد و پرسید چه کار دارم. گفتم فلانی در کدام اتاق است. در کامپیوترش سرچ کرد و شماره اتاق را گفت. سوار آسانسور شدم و رفتم بالا. اتاق را پیدا کردم و داخل شدم. سلام و روبوسی کردیم. برای مزاح گفت الان تو نماینده جمهوری اسلامی هستی دیگه؟ خندیدم و پیشانی اش را بوسیدم.

      برادر بزرگش هم آنجا بود. وقتی چند تا از فامیلهایشان که آنجا بودند داشتند با هشام خداحافظی می کردند آرام به من گفت: برادرم خیلی روحیه اش خوب است. محکم محکم است.

      واقعا هم محکم بود. بی هیچ ناله یا نگرانی یا ترس. انگار که فقط بیماری ساده ای باشد. نه اشکی نه آهی نه ترسی نه بهتی نه هیچ نگرانی از آینده. شنیده بودم که به فامیلهایشان سفارش کرده اند کسی برای همدردی تسلیت نگوید. هر کسی هم می آمد و وارد می شد می گفت «سلامتک، سلامة قلبک» و برای او ودیگر جوانها دعا می کرد. با وجود این جوانها و این ایثارگری و فداکاری و بزرگمنشی، دیگر خجالت می کشم در دعاها و زیارت ها بگویم یا لیتنا کنا معکم. چرا که ادعایی بیش نیست. جوانهایی با این سن کم برای دفاع از اهل بیت جان می دهند و جانباز می شوند و من ....

      پ.ن: خواستم بنویسم پایی که جا ماند اما دیدم نه، پا به مقصد رسید و بدن جا ماند.

    • نماز در اتاق جن

      مقاومت در برابر متجاوز یکی از اصول اخلاقی و انسانی است و هرکسی از ممتلکات و حقوق خودش دفاع می کند. با تشکیل دولت یهودی، فلسطینی ها به صورت پراکنده و نامنظم شروع به مقاومت کردند. اهالی لبنان و شام که روحیه مردانگی و حمایت از مظلوم دارند به آنها بسیار کمک می کردند. این در زمانی است که نه ایران به آنها کمکی می کرد و نه حتی انقلاب شده بود تا بگوییم مقاومت حاصل دخالتهای ایران است.

      محمود مبارزمحمود یکی از مبارزان قدیمی لبنانی در فلسطین است. هنگام جنگ جهانی دوم بود و سیطره انگلیس بر فلسطین و در همان زمان فرانسه بر لبنان و شام حکومت می کرد. بعد از آنکه نیروهای خارجی مفتی قدس را مجبور به همکاری کرده بودند، او کسی بود که خانواده مفتی را پنهانی از قدس خارج کرد و به او پیغام داد که سالم به مقصد رسیدند. پس از آن مفتی قدس درخواست نیروهای اشغالگر را رد کرد و درمقابل آنها ایستاد. محمود برای فلسطینیان سلاح می برد و پنج سال در راه مقاومت مبارزه کرد. انگلیس و فرانسه حکم اعدامش را داده بودند و وی مورد تعقیب بود. به پاس خدماتش مفتی قدس او را به اتاق جن که محل عبادت حضرت سلیمان بوده برد و او در آنجا نماز خواند. هنوز خاخام های  صهیونیست به دنبال این اتاقند اما به آن دست نخواهند یافت چرا که ملائک نگهبان این بارگاه، جلوی مفتی های جنی و سیاه می ایستند و ترس و وحشتی بر آنان غلبه می کند که نمی توانند اقدامی بکنند.

      یک بار که به شکل تاجر غلات در میان بارها سلاح به فلسطین می برد افسری فرانسوی وی را متوقف کرد. پرسید کیستی؟ گفت ابوفلان. گفت نه تو محمود هستی. حکمت این است که هرکسی تو را دید به تو شلیک کند. اما الان من نادیده می گیرم. چون بر ضد انگلیسی ها داری کار میکنی.

      ***

      محمود فرمانده این گروه، نفر وسط است که نشسته.

      منتظر داستان مناقشه فرزند محمود در استرالیا با یک یهودی باشید.